(CMO) مانند بسیاری از مکانهای دیگر در منطقه دلتای مکونگ به طور کلی، و به ویژه شبه جزیره کا مائو، آب و هوا به دو فصل مجزا تقسیم میشود: بارانی و خشک. پس از آفتاب سوزان ماه مارس، زمانی که مزارع ترک میخورند و خشک میشوند، فصل بارانی فرا میرسد. روزهای اولیه فصل بارانی نیز "فصل بارانی" نامیده میشود... در روزهای اخیر، کا مائو بارانهای شدید زیادی را همراه با رعد و برق مداوم تجربه کرده است که نشان از فرا رسیدن فصل بارانی دارد. وقتی فصل بارانی فرا میرسد، طبیعت دستخوش تغییرات غیرمعمولی میشود. پس از ماهها قرار گرفتن در معرض آفتاب، مزارع ناگهان بیدار میشوند، پر از زندگی پس از دریافت سخاوتمندانه بارانهای سیلآسا. این همچنین زمانی است که کشاورزان میتوانند آزادانه از هدایای بیشماری که طبیعت به آنها میبخشد "برداشت" کنند.
Báo Cà Mau•12/05/2022
ماهی را بگیر.
وقتی باران تقریباً برکهها، دریاچهها، کانالها، جویها و شالیزارها را پر از آب میکند، انواع ماهیها پس از مدتها گرسنگی ناشی از به گل نشستن، برای یافتن زیستگاههای جدید، محلهای تولید مثل و غذای جدید به مزارع هجوم میآورند. ماهیها درست پس از توقف بارانهای شدید، با بیشترین تعداد مهاجرت میکنند. در آن زمان، ما بچهها با سبد و سطل بیرون میدویدیم و در امتداد لبههای برکهها و مزارع میدویدیم تا آنها را بگیریم. ماهیها همه جا بودند؛ آب دریایی از سبز بود. کسانی که تجربه داشتند فقط ماهیهای بزرگتر را میگرفتند، زیرا گرفتن تک تک ماهیهایی که با آنها مواجه میشدیم غیرممکن بود. ما معمولاً فقط ماهی سرماری میگرفتیم، زیرا تیلاپیا و سایر ماهیهای کوچک نازک، سفت و لزج بودند و خوردنشان خوشمزه نبود، زیرا ماهها گرسنه بودند. ماهیهای سرماری خیلی لاغر نبودند زیرا غذای آنها ماهیهای کوچک بود و ماهیهای کوچک همیشه در همه جا در دسترس بودند.
گرفتن ماهی عمدتاً برای هیجان آن بود، زیرا ماهیهایی که میگرفتیم را نمیتوانستیم خشک کنیم و درست کردن سس ماهی هم خیلی خوشمزه نبود. گاهی اوقات یک سبد کامل (سبد بزرگی که برای گرفتن ماهی هنگام تخلیه یا برداشتن از برکه استفاده میشود) میگرفتیم و دوباره آن را به برکه میریختیم. شبها، هر کدام از ما یک فانوس، یک نیزه یا یک چاقو برمیداشتیم و جویهای پر از آب و اسیدی را دنبال میکردیم تا آزادانه ماهیها را سوراخ سوراخ کنیم. در این زمان، واکنشهای ماهیها بسیار کند بود زیرا اسیدیته آب آنها را کور میکرد. ما معمولاً مخفیانه ماهیگیری میکردیم زیرا ماهیهای بالغ به ما اجازه نمیدادند، زیرا فصل تولید مثل ماهیها بود.
گرفتن موشهای صحرایی
وقتی مزارع برنج را آب فرا میگرفت، همه ما به شکار موش میرفتیم. هیچ زمان دیگری از سال وجود ندارد که گرفتن موش به آسانی و فراوانی این زمان باشد. آب کانالهای آبیاری و تمام شکافهای مزارع را فرا گرفته بود. موشها که جایی برای پنهان شدن نداشتند، به صورت گروهی در امتداد لبههای شالیزارها، روی تپههای بلند خاک یا در امتداد کنارههای برکههای وسط مزارع جمع میشدند. در این زمان، تنها چیزی که لازم بود یک سگ خوب با حس بویایی قوی بود تا لانهها را پیدا کند. به محض اینکه سگ لانهای پیدا میکرد، همه آنها آن را حفر میکردند و موشها را یکی پس از دیگری میگرفتند. برخی از لانهها که کمتر از دو متر عمق داشتند، صدها موش را در خود جای میدادند که در کنار هم جمع شده بودند.
وقتی مسیر فرار موشها را پیدا کردید، فقط یک تله کار بگذارید، سپس سگ را ساکت کنید تا آنها را تعقیب کند، و موشها به سرعت به داخل تله میدوند. عکس: NHAT MINH
بیشتر موشهای این فصل جوان هستند، هر کدام زرد روشن و لطیف. آنها را به خانه بیاورید، در آب جوش بجوشانید و سپس پوستشان را بکنید. گوشت آنها صرف نظر از نحوه آماده شدن، سفید خالص و خوشمزه است. برای من، بهترین نوع آن، موشی است که در شیر نارگیل پخته شده، در سس ماهی خوش طعم با چند فلفل چیلی سبز خوابانده شده و با سالاد شکوفه موز سرو میشود. در یک بعد از ظهر بارانی در حومه شهر، خوردن این غذا با برنج داغ کافی است تا شما را وادار به خوردن کند تا جایی که معدهتان بترکد.
گرفتن حلزون
به محض اینکه مزارع برنج غرق در آب میشوند، حلزونها، پس از ماهها پنهان شدن در زیر زمین، برای یافتن غذا بیرون میآیند. آنها به درون کانالها و جویها میخزند و بدنشان از آب لبریز میشود. حلزونها همه جا هستند؛ میتوانید فقط با خم کردن دست و گرفتن آنها، دهها حلزون بگیرید. آنها به یکدیگر میچسبند و روی سطح آب حمام آفتاب میگیرند. فقط یک ساعت جمع کردن آنها برای پر کردن یک سبد کافی است. حلزونها در این فصل تپل و تمیز هستند. آنها را با علف لیمو و برگهای گواوا بجوشانید، سپس آنها را در سس ماهی تخمیر شده با علف لیموی ریز خرد شده فرو کنید - این غذا واقعاً خوشمزه است. این غذای ساده و روستایی اکنون حس نوستالژی را در بسیاری از کسانی که دور از خانه هستند، برمیانگیزد.
حالا، فصل بارندگی در زادگاهم نزدیک میشود. مطمئنم که دیگر محصول گذشته وجود نخواهد داشت، یا اگر وجود داشته باشد، مقدار آن بسیار کم خواهد بود. دلیلش این است که از زمانی که زادگاهم ساختار تولید خود را از کشت برنج به پرورش میگو تغییر داده، اکوسیستم این سرزمین کاملاً تغییر کرده است. فصل خشک هنوز هم میآید. فصل بارندگی هنوز هم میآید. اما با توجه به اینکه مزارع همیشه پوشیده از آب شور هستند، دیگر مانند گذشته ماهی، حلزون یا موش آب شیرین برای "برداشت" وجود ندارد.
نظر (0)