چیزی که به نظر پایان خوشی برای جستجوی عزیزانش میرسید، به طور غیرمنتظرهای اسرار تکاندهندهای را آشکار کرد که او را متحیر کرد.
مردی به نام هو چانگکینگ اهل هونان چین، بهطور اتفاقی با زنی بیخانمان به نام جینگ آنی آشنا شد. پس از مدتی آشنایی، آنها با هم ازدواج کردند.
پس از پنج سال زندگی مشترک، به دلیل مشکلات مالی، به فکر افتاد که از خانواده همسرش کمک بگیرد.
او همیشه احساس میکرد که جینگ آن یی از خانوادهای ثروتمند است. با وجود وضعیت روانی ناپایدارش، به نظر میرسید که تحصیلکرده و اهل مطالعه است.
هویت این زن مشخص نیست.
روستاییان همچنین حدس میزدند که جینگ آن یی از خانوادهای ثروتمند باشد. هو چانگ چینگ فکر میکرد اگر همسرش از خانوادهای ثروتمند باشد، والدینش مطمئناً به او کمک خواهند کرد. اگر او در شرایط سختی نبود، نمیخواست به کسی التماس کند. اما چرا جینگ آن یی این همه راه را در هونان گذرانده بود؟ حتماً دلیل پنهانی وجود دارد. بنابراین، برای کمک به ایستگاه تلویزیونی محلی رفت.
در طول مصاحبه با جینگ آن یی، خبرنگار اطلاعات مهم زیادی به دست آورد. او به وضوح آدرس خانهاش را به خاطر داشت و همچنین اشاره کرد که ازدواج کرده و دچار سقط جنین شده است. دلیل سرگردانی او در هونان این بود که تنها با ۲۰۰ یوان، که فقط برای رسیدن به آنجا کافی بود، از خانه فرار کرده بود.
با شنیدن سخنان جینگ آن یی، هم خبرنگار و هم هو چانگ چینگ گیج شدند. اگر او همه چیز را به این وضوح به یاد میآورد، چرا به خانه نرفت؟ با این حال، وقتی از جینگ آن یی بیشتر پرسیده شد، او فقط در سکوت سرش را پایین انداخت و حتی اشک ریخت. در تمام این سالها، او هرگز نشنیده بود که همسرش از خانوادهاش نامی ببرد. مگر اینکه در شرایط بسیار سختی قرار گرفته باشد، نمیخواست از والدین همسرش کمک بگیرد.
با کمک پلیس، آنها بالاخره سرنخی از پدر جینگ آن یی پیدا کردند. اما جینگ آن یی ادعا کرد که نام پدرش جینگ سی یوان نیست، بلکه جینگ شون فا است. دقیقاً چه اتفاقی افتاده بود؟
تین آن نگی. عکس: سوهو
برای کشف حقیقت، هو ترونگ تان و خبرنگار، تین آن نگی را به زادگاهش بردند. در طول مسیر، تین آن نگی بسیار هیجانزده بود و با نزدیک شدن به خانه، شادتر هم میشد. با این حال، وقتی به زادگاه تین آن نگی رسیدند، مردم محلی طوری رفتار کردند که انگار او را نمیشناسند.
هیچ کس جینگ سی یوان و جینگ آن یی را نمیشناخت. چطور ممکن است چنین چیزی وجود داشته باشد؟ پس از پرس و جو، سرانجام جینگ شون فا را پیدا کردند. با این حال، "بستگان" جینگ آن یی با دیدن او سرد و از او دور شدند و به نظر میرسید که از او استقبال نمیکنند. به خصوص خواهر شوهرش. همه مردد بودند، انگار که راز ناگفتهای وجود دارد.
راز فاش میشود.
معلوم شد که جینگ آن یی در واقع دو بار ازدواج کرده بود. بار اول، شوهرش او را رها کرده بود و بار دوم، با گوئو لیانگ، همسایه دیوار به دیوارش، ازدواج کرده بود. اما به دلایلی نامعلوم، خانه را ترک کرد.
وقتی گوئو لیانگ دوباره جینگ آن یی را ملاقات کرد، بسیار خوشحال شد و تمایل خود را برای آشتی ابراز کرد. با این حال، از صحبت در مورد اتفاقات گذشته خودداری کرد. دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟
تا زمانی که والدین جینگ آن یی برنگشتند، حقیقت آشکار نشد. معلوم شد که وقتی جینگ آن یی جوان بوده، عاشق مردی شده و حتی از او بچهدار شده است. اما بچه رفته بود و آن مرد نظرش عوض شده بود و مدام جینگ آن یی را تا مرز فروپاشی روانی آزار و اذیت میکرد. جینگ آن یی درمانده به خانه والدینش بازگشت.
پس از بهبودی از بیماری، والدین جینگ آن یی او را نزد مردی مهربان به نام گوئو لیانگ پیدا کردند. اما درست قبل از عروسی، جینگ آن یی فرار کرد. اکنون، او با یک مرد و یک فرزند بازگشته و والدینش را کاملاً ناامید اما ناتوان رها کرده است.
گوئو لیانگ گفت اگر جینگ آن یی حاضر به ماندن باشد، میتواند همه چیز را ببخشد و از نو شروع کند.
خانواده از پذیرش دخترشان خودداری کردند. عکس: سوهو
هو چانگکینگ با شنیدن این خبر خوشحال شد. در ابتدا، او امیدوار بود که خانواده ثروتمند جینگ بتوانند به نحوی به آنها کمک کنند. اکنون، با دیدن اینکه خانواده جینگ در شرایط سختتری نسبت به خانواده خودش قرار دارند، میخواست سریعاً عقبنشینی کند. با ترک جینگ آن یی، میتوانست فرزندش را به هونان برگرداند و بار خود را سبکتر کند.
اما پدر جینگ آن یی، جینگ شون فا، مخالف بود. او گفت که جینگ آن یی قبلاً توسط عموی بزرگترش، جینگ سی یوان، به فرزندی پذیرفته شده است. اما جینگ سی یوان پیر و ضعیف بود و به سختی میتوانست از خودش مراقبت کند، پس از کجا میتوانست قدرت مراقبت از جینگ آن یی را پیدا کند؟
تین آن نگی مجبور به تصمیمگیری شد اما سکوت کرد و اشک از چشمانش سرازیر شد. تین ثون فاپ با دیدن این وضعیت پرتنش، خشمگین شد. در این لحظه، هون ترونگ تان متوجه شد که اگر اجازه دهد همسرش اینجا بماند، نمیداند چه رفتار بیرحمانهای را باید تحمل کند.
پس از مشورت زیاد، او تصمیم گرفت جینگ آن یی را به هونان برگرداند. قبل از رفتن، پدرزنش ۵۰۰ یوان (حدود ۱.۷ میلیون دونگ ویتنامی) به آنها داد و آنها را روانه کرد و به آنها گفت که دیگر برنگردند.
هو ترونگ تان در مواجهه با واقعیت تلخ، احساس درماندگی و تلخی میکرد. به لطف کمک برخی از افراد مهربان، خانوادهاش بر مشکلات خود غلبه کردند و زندگی جدید و راحتتری را آغاز کردند و گذشته را پشت سر گذاشتند.
مین آن
منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/tinh-co-nhat-duoc-vo-nguoi-dan-ong-bang-hoang-khi-tim-duoc-goc-gac-cua-co-su-that-kho-chap-nhan-172250114093959202.htm






نظر (0)