در یک صبح دیرهنگام در پایان سال به محله قدیمی رسیدم. هنوز شبنم روی برگها چسبیده بود. خیابانهای معمولاً شلوغ ناگهان آرام شدند، انگار خود هانوی قبل از سال نو نفس عمیقی میکشید. خیابان هانگ ما با رنگ قرمز دوبیتیها، پاکتهای پول شانس و فانوسهای کاغذی شروع به درخشیدن کرد. مغازهها، در کنار هم، با تزئینات تت پوشیده شده بودند، رنگها با یکدیگر رقابت میکردند اما آرامش ذاتی محله را تحت الشعاع قرار نمیدادند.
از بازار گل هانگ لوک، خیابان کوچک ناگهان به رودخانهای از شکوفههای معطر تبدیل میشود. شکوفههای هلو از نات تان، شاخه به شاخه، در شکلهای مختلف آورده میشوند؛ برخی از درختان هنوز جوانههای خود را دارند، برخی دیگر با گلبرگهای صورتی پر جنب و جوش شکوفا شدهاند. خریداران عجلهای ندارند. آنها مدت زیادی در سکوت جلوی هر درخت هلو میایستند، شکل آن را تحسین میکنند و به آرامی گلبرگها را لمس میکنند، گویی تکهای از روح تت را برای بردن به خانه انتخاب میکنند. در میان هوای خنک، عطر شکوفههای هلو، کامکواتها و زمین مرطوب با هم ترکیب میشوند و خاطرات بهارهای گذشته را بیدار میکنند.
در کوچههای باریک قدم میزدم و با صحنههای آشنایی از هانوی قدیم مواجه شدم: پیرمردی با دقت مشغول تمیز کردن مجموعهای از دوبیتیهای افقی و عمودی بود، پیرزنی نشسته بود و بان چونگ (کیک برنجی سنتی ویتنامی) را میپیچید در حالی که گروهی از کودکان با هم بازی میکردند. در خانه قدیمی با سقف کاشیکاری شده قهوهای تیرهاش، انگار زمان کند شده بود. صدای به هم خوردن قوریهای چای که روی سینیهای چوبی قرار داشتند، زمزمههای گفتگوها - همه و همه فضایی گرم و صمیمی از تت ایجاد کرده بودند.
این روزها، محله قدیمی هنوز زیبایی خاصی را حفظ کرده است: هنر خوشنویسی. در پیادهرو جلوی معبد ادبیات، یا درست در قلب شهر، خوشنویسان قدیمی جوهر و کاغذ قرمز خود را به نمایش میگذارند. ضربات قلم موی نرم و روان آنها حروف "شادی"، "رفاه" و "صلح" را تشکیل میدهد. کسانی که به دنبال خوشنویسی هستند نه تنها به دنبال اثری برای آویزان کردن به دیوار هستند، بلکه آرزوهای خود را برای سال نو نیز به آن میسپارند. من به تماشای دستان برازنده یک خوشنویس قدیمی ایستاده بودم که هر ضربه آن به ظاهر عصاره زمان را در خود داشت. شاید تت سنتی (سال نو قمری) در همین لحظات نهفته باشد - جایی که گذشته و حال بر روی کاغذ قرمز پر جنب و جوش به هم میرسند.
بعد از ظهر، از یک خانه قدیمی در خیابان ما می بازدید کردم. خانه از نظر افقی باریک اما فوقالعاده عمیق بود و یک پنجره سقفی نور خورشید را به داخل میتاباند. صاحب خانه در حال آماده کردن یک بشقاب از پنج میوه بود: موز سبز، پوملو زرد، نارنگی قرمز، پاپایا و میوه اژدها که همه با مهارت چیده شده بودند. هر میوه معنای خاص خود را داشت و نمایانگر آرزوهای فراوانی و تجدید دیدار خانواده بود. ناگهان متوجه شدم که تت در هانوی فقط مربوط به مناظر بیرونی نیست، بلکه در مورد توجه دقیق به جزئیات در زندگی هر خانواده است.
با فرا رسیدن شب، شهر قدیمی زیبایی متفاوتی به خود میگیرد. چراغهای زرد خیابانها را روشن میکنند و باعث میشوند پشتبامهای باستانی، باوقار و متانت به نظر برسند. ناقوسهای کلیسای جامع بزرگ در دوردستها به صدا در میآیند و با صدای قدمهای رهگذران هماهنگ میشوند. در هوای خنک بهاری، میتوانم بوی ضعیف عود را با وضوح بیشتری حس کنم. این بوی خاطرات است، بوی عودهایی که در محرابهای اجدادی روشن شدهاند، بوی ارتباط بین نسلها.
![]() |
| آیین حمل نذورات به خدای نگهبان در خانه اشتراکی کیم نگان. عکس: وزارت فرهنگ، ورزش و گردشگری. |
صبح روز اول سال نو قمری، محله قدیمی انگار زیر نور آفتاب بهاری از خواب بیدار شده بود. هانوییها لباسهای شیکی برای بازدید از معابد و تبریک سال نو به اقوام انتخاب میکردند. رنگهای ملایم و برازنده لباسهای سنتی آئو دای در خیابانها میدرخشید. من به دنبال جمعیت به سمت پاگودای تران کوک، پاگودای تقریباً ۱۵۰۰ ساله که قدیمیترین پاگودای تانگ لونگ - هانوی - محسوب میشود، رفتم. دود عود بلند بود، ناقوسهای معبد به صدا درآمدند و همه صمیمانه برای صلح و رفاه خانوادههایشان دعا میکردند.
در میان شلوغی و هیاهوی زندگی مدرن، محله قدیمی هانوی هنوز حال و هوای منحصر به فرد تت (سال نو قمری) خود را حفظ کرده است. این فضا متظاهرانه یا پر سر و صدا نیست، اما به اندازه کافی عمیق است که مردم را به خود جذب کند. در این روزها با قدم زدن در خیابانها، احساس میکنم روی لایههایی از خاطرات قدم میگذارم. هر سقف کاشیکاری شده، هر پنجره چوبی، هر پله سنگی شاهد گذر چشمههای بیشماری بوده است.
تجربه تت سنتی در محله قدیمی، سفری از احساس است. با چشمانتان سرخی پر جنب و جوش ابیات و صورتی شکوفههای هلو را حس کنید. با گوشهایتان خندههای شاد و دورهمیهای خانوادگی را حس کنید. با بینیتان عطر عود و بان چونگ (کیک برنجی سنتی) تازه پخته شده را حس کنید. و از همه مهمتر، با قلبتان پیوند مقدس بین مردم و خانوادههایشان، اجدادشان و سرزمینی که در آن زندگی میکنند را حس کنید.
اواخر بعد از ظهر که محله قدیمی را ترک میکردم، به خیابانهای کوچکی که کمکم در غروب آفتاب محو میشدند نگاه کردم. تت فقط مربوط به چند روز اول سال نیست، بلکه بخش جداییناپذیری از روح هانوی است. و هر بار که برمیگردم، انگار خاطرات خودم را دوباره زنده میکنم - جایی که بهار همیشه با سادهترین و گرامیترین چیزها آغاز میشود.
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/doi-song/tet-tren-pho-1027117








نظر (0)