اگرچه خانواده خانم کوک و آقای تام در بخش دای تان ثروتمند نیستند، اما از زندگی آرام و شادی برخوردارند. خانم کوک کارمند دولت و همسرش کارمند فروش است. در طول چند سال گذشته، آنها زمین خریده و پول پسانداز کردهاند و قصد دارند تا پایان امسال خانهای بسازند. با این حال، قبل از اینکه رویای آنها محقق شود، آقای تام به طور غیرمنتظرهای به آنها اطلاع داد که خواهرش برای کسب و کار خود به سرمایه نیاز دارد و فوراً به قرض گرفتن مقداری پول نیاز دارد. آقای تام بدون مشورت با همسرش، به سرعت بیش از نیمی از پسانداز خود را به خواهرش داد. خانم کوک که از شوهرش عصبانی بود، فرزندش را برداشت و به مدت یک هفته به خانه والدینش رفت و با وجود التماسهای شوهرش، از پاسخ دادن به تماسها یا پیامها خودداری کرد.
رابطه بین خانم گیانگ و آقای خای در بخش هونگ فو همیشه خوب بوده است. در خانواده آنها، آقای خای یک همسر و پدر نمونه بود که از صمیم قلب همسر و فرزندانش را دوست داشت. با این حال، اخیراً، دوست نزدیک خانم گیانگ به طور غیرمنتظرهای با آقای خای به همراه یک زن جوان و زیبا که در حال خرید آپارتمان بود، روبرو شد. به طور تصادفی، دوست خانم گیانگ نیز به دنبال خرید خانه بود، بنابراین آنها "به طور اتفاقی" با یکدیگر برخورد کردند.
وقتی خبر را شنید، جیانگ خشمگین شد. با این حال، جرات نکرد مستقیماً با شوهرش روبرو شود، در عوض در سکوت اوضاع را تحمل کرد، غرق در فکر بود و به همه چیز مشکوک بود. برای چند روز، از او دوری کرد و از صحبت کردن با او یا غذا خوردن با او امتناع ورزید. وقتی خای پرسید، او فقط پاسخ داد که کار زیادی دارد و احساس خستگی میکند.
گوش کن، بفهم
در ابتدا، وقتی همسرش او را نادیده گرفت، با اینکه میدانست اشتباه میکند، غرور مردانهی نام مانع از انجام هر کاری میشد. اما سپس فضای خانواده خفهکننده شد، آشپزخانه سرد و ساکت شد و بچهها از نظر روانی تحت تأثیر اختلاف والدینشان قرار گرفتند. نام عمیقاً پشیمان شد و تصمیم گرفت ابتدا صحبت کند و تقصیر خود را بپذیرد. او و همسرش با آشنایان آگاه به حقوق تماس گرفتند تا به حل این موضوع کمک کنند. زمینی که در ابتدا ارزان به نظر میرسید، هزینههای اضافی زیادی را به همراه داشت و سرمایهگذاری را بیاثر کرد. پس از این حادثه، نام درس ارزشمندی آموخت و از همه مهمتر، به اهمیت یک رابطهی متحد و حمایتی بین زن و شوهر پی برد.
در همین حال، تام به خانه والدین همسرش رفت تا عذرخواهی کند و از آنها التماس کند که همسر و فرزندانش را برگردانند. همه اعضای خانواده به کوک توصیه کردند که همه چیز را ببخشد زیرا تام از روی محبت برادرانه رفتار میکرد. فعلاً، خانوادهاش به آنها پول قرض دادند تا خانهشان را طبق برنامه بسازند. خواهرشوهرش نیز به طور پیشگیرانه تماس گرفت تا تاریخ بازپرداخت را تعیین کند. پس از بحث و یافتن راه حل، کوک و شوهرش آشتی کردند و آماده شدند تا ساخت خانه رویایی خود را آغاز کنند.
آقای خای با دیدن رفتار سرد همسرش، او را برای توضیح تحت فشار قرار داد و تنها در آن زمان بود که خانم جیانگ فاش کرد که شخصی او را با زنی جوان و زیبا در حال خرید آپارتمان دیده است. با شنیدن این حرف، متوجه شد که همسرش اشتباه متوجه شده است. زنی که آقای خای برای دیدن خانه برده بود، در واقع مای نگوک، پسر عمویش بود. از آنجا که آقای خای سالها در تجارت بود و شبکه ارتباطی گستردهای داشت، از یک شریک تجاری قیمت مناسبی دریافت کرده بود و پسر عمویش را برای خرید خانه به عنوان سرمایهگذاری معرفی کرده بود. در عوض، آقای خای کمیسیون دریافت کرد. پسر عمویش بعداً این زوج را به شام دعوت کرد و به عنوان تشکر از کمکشان برای خرید خانه با قیمت مناسب، هدایایی به آنها داد.
خانم جیانگ به طور محرمانه گفت: «سوءتفاهم با همسرم باعث شد احساس گناه کنم و درس ارزشمندی به من آموخت. اگر بین زن و شوهر اختلاف نظر یا سوءتفاهم وجود دارد، باید آنها را رک و صریح در مورد آن صحبت کنند. یک «جنگ سرد» به راحتی طرفین درگیر را از هم دورتر میکند و خطر فروپاشی ازدواج را به همراه دارد.»
به گفته روانشناسان، محبت زناشویی باید هر روز پرورش داده و تقویت شود. علاوه بر این، وقتی زوجها اختلاف نظر دارند، درگیری یا سوءتفاهم دارند، باید آشکارا صحبت کنند تا راهحلهای مناسبی پیدا کنند. زیرا اگر "جنگ سرد" ادامه یابد، فقط به رابطه آسیب بیشتری میرساند و بر شادی خانواده تأثیر منفی میگذارد.
متن و عکس: تام خوآ
منبع: https://baocantho.com.vn/thau-hieu-de-hoa-hop-a194351.html







نظر (0)