Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

در پی ردپای گذشته، روایت داستان‌های قدیمی: آخرین اثر هان مک تو.

روستای جذامی کوی هوآ (شهر کوی نون، استان بین دین) در پشت یک گذرگاه کوهستانی پر پیچ و خم در جنوب شهر واقع شده است. در اینجا بود که شاعر هان مک تو روزهای پایانی عمر خود را در حالی که با بیماری خود مبارزه می‌کرد، گذراند.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên21/05/2026

شاعر خود را در دهکده‌ای جذامی پنهان کرد.
یک بعد از ظهر زمستانی، در حالی که باران به تدریج شدت می‌گرفت، به روستای جذامی کوی هوآ برگشتیم. آقای هوین نگوک های (۷۹ ساله، اصالتاً اهل استان کوانگ نام) پس از معرفی توسط رئیس شورای بیماران جذامی اینجا، به استقبال ما آمد. آقای های یکی از معدود سالمندان روستا است که شاهد شکل‌گیری و تغییرات از دهه ۱۹۷۰ بوده است. داستان‌ها و حکایات مربوط به شاعر هان مک تو توسط روستاییان، از جمله خود او، به عنوان منبع افتخار حفظ شده است.
هان مک تو (با نام واقعی نگوین ترونگ تری، متولد ۱۹۱۲) در سال ۱۹۳۶ به جذام مبتلا شد. مادر هان مک تو در حالی که به پسرش در تمیز کردن پشتش کمک می‌کرد، متوجه لکه‌های صورتی کم‌رنگی شد. در ابتدا، همه فکر می‌کردند که این فقط کهیر ناشی از آلرژی است، اما سپس این لکه‌ها گسترش یافتند و به طور فزاینده‌ای قرمز و ملتهب شدند. تو به جذام مبتلا شد. در آن زمان، جذام یکی از چهار بیماری لاعلاج بود، حکم اعدام قریب‌الوقوعی که رنج وحشتناکی را برای هر کسی که به آن مبتلا می‌شد تا زمان مرگ تحمیل می‌کرد. خانواده هان موک تا او را به مخفیگاه بردند و از Bồng Sơn (منطقه Hoài Nhơn، استان Bình Định) به Gò Bồi (منطقه Tuy Phước، Bình Quinh) به استان BìnhĐnh نقل مکان کردند. بعدها که حالش بدتر شد، او را برای مداوا به روستای جذام خواران بردند.
«هیچ‌کس اینجا نمی‌دانست هان مک تو شاعر است. تا بعد از مرگش، وقتی داشتیم وسایل و یادگاری‌هایش را بررسی می‌کردیم، نوشته‌ای به زبان فرانسوی با عنوان «پاکی روح» پیدا نکردیم. آن موقع بود که تمام روستا فهمیدند او شاعر است. چون در آن زمان، کسانی که برای زندگی به اینجا می‌آمدند، همگی حس حقارت زیادی نسبت به جامعه داشتند. بنابراین، اگرچه با هم زندگی می‌کردند، اما ریشه‌هایشان اغلب پنهان بود. ما مثل افرادی بودیم که به دلیل بیماری به حاشیه رانده شده بودند. اما درد و رنج جسمی به تدریج روح ما را فرسوده کرد. اما هان مک تو متفاوت بود، زیرا در آن زمان، چه کسی فکر می‌کرد که زیباترین و برجسته‌ترین اشعار متولد شده باشند؟» این را آقای های تعریف کرد.
وقتی هان مک تو «پاکی روح» را نوشت و آن را در جیب کتش نگه داشت، دستانش از قبل فلج شده بودند و نوشتن را دشوار می‌کرد. در طول مدت اقامتش در آنجا، پسرعمویش فام هان هفته‌ای یک بار با دوچرخه از کوی نون به روستای جذامیان می‌رفت تا برای او آذوقه بیاورد. نکته قابل توجه دیگر این است که اگرچه او در زبان فرانسه بسیار ماهر بود، اما هان مک تو در طول اقامتش در روستای جذامیان این موضوع را مخفی نگه داشت و تنها پس از آخرین مقاله‌اش بود که همه متوجه این موضوع شدند.
مراسم تشییع جنازه آرام
بسیاری این سوال را مطرح کرده‌اند که آیا هان مک تو می‌توانست مجموعه اشعار خود، «اشعار دیوانه»، را بدون روزهای پایانی زندگی‌اش در کوی هوآ بنویسد یا خیر. مناظر آنجا هدیه‌ای گرانبها برای مبتلایان به جذام بود. آقای هوین نگوک های به یاد می‌آورد: «من به این بیماری مبتلا شدم و در سال ۱۹۷۴ به اینجا آمدم. در آن زمان، کوی هوآ چیزی کمتر از بهشت ​​روی زمین نبود. روستا تقریباً کاملاً پوشیده از سرسبزی بود. جنگل‌های وسیع نارگیل و کاسوارینا وجود داشت. دریا کاملاً بکر بود. همه چیز مرتب و تمیز بود و جاده‌ها بسیار بهتر از الان بودند. معماری خانه‌های اینجا که به سبک گوتیک ساخته شده بودند، به ویژه قابل توجه بود.» آقای های تعریف کرد: «آن زمان، در سال ۱۹۷۴، یک روزنامه سایگون به اینجا آمد و مقاله‌ای درباره روستای جذامیان نوشت. مقاله چیزهای زیادی را توصیف کرده بود، اما من جمله «کوی هوا شبیه شهری از نور است» را به وضوح به یاد دارم. زمان کریسمس بود و شمع‌های مومی همه جا، از داخل خانه‌ها گرفته تا خیابان‌ها، روشن شده بودند و حتی درختان با چراغ تزئین شده بودند و شب را به روشنی می‌درخشاندند. فکر می‌کردم در این سرزمین جادویی، هر کسی می‌تواند ادبیات یا شعر بنویسد، زیرا مجذوب مناظر و مردم اینجا می‌شود!»
هان مک تو در شب ۱۱ نوامبر ۱۹۴۰ آخرین نفس‌هایش را کشید. اگرچه شاعر از جذام رنج می‌برد، اما نه از خود بیماری، بلکه از اسهال خونی درگذشت. اندام‌های داخلی او نیز به دلیل استفاده از داروهای بدون نسخه به شدت آسیب دیده بودند. ویت هیون، محقق هان ماک تو در بین دونه، اظهار داشت: «اطلاعات نادرست زیادی در مورد شاعر وجود دارد، مانند نمایش «داستان عاشقانه هان ماک تو» (اپرای سنتی ویتنامی) در کای لونگ، جایی که مای دین به خانه او می‌رود و مجبور می‌شود چشمانش را بپوشاند زیرا شاعر از بیماری خود آگاه است. در آن زمان، هان ماک تو هنوز عوارض شدید جذام، مانند تغییر شکل حدقه چشم یا نیاز به قطع عضو را نداشت. یا اطلاعات مربوط به آوردن غذا برای هان ماک تو از طریق پنجره در دوران قرنطینه... من این را ساختگی می‌دانم.» تنها وسایلی که از او به جا مانده بود، یک لباس سنتی ویتنامی سفید، یک جلیقه قدیمی، یک جفت کفش کهنه، یک بالش کوچک، کتابی از یک نویسنده فرانسوی و یک متن فرانسوی نوشته شده با مداد بود؛ حتی یک پنی هم از او پیدا نشد. مراسم تشییع جنازه او به آرامی و تنها با حضور حدود ۴-۵ نفر و کشیش کلیسا برگزار شد.
بنیانگذار روستای جذامی کوی هوآ، پدر پل آندره ماهئو بود. در سال ۱۹۲۹، این کشیش به همراه دکتر لو موین، دره‌ای مناسب در حدود ۵ کیلومتری جنوب شهر کوی نون برای ساخت بیمارستانی برای بیماران جذامی پیدا کردند.

منبع: https://thanhnien.vn/theo-dau-xua-chuyen-cu-tac-pham-cuoi-cua-han-mac-tu-185617339.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دو دوست

دو دوست

کلاس درس در جزیره غربی (جزایر اسپراتلی)

کلاس درس در جزیره غربی (جزایر اسپراتلی)

قطار غروب آفتاب

قطار غروب آفتاب