Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

من در مسابقه معلم ممتاز شرکت می‌کنم.

عصبی بودن، اضطراب، بی‌خوابی... اینها احساساتی هستند که در طول یک ماه گذشته مرا آزار داده‌اند. دلیلش این است که در مسابقه معلم نمونه در سطح استان شرکت کردم.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên16/12/2025

خودت را به چالش بکش، به عهد معلمی ات عمل کن.

در اوایل اکتبر ۲۰۲۵، اتفاقی ویدیویی از آقای هوین ون سون، رئیس دانشگاه آموزش و پرورش شهر هوشی مین، تماشا کردم که در مورد حرفه معلمی صحبت می‌کرد. او گفت: «امروزه نمی‌توان معلمان را بیکار نامید، زیرا هر سخنرانی که ارائه می‌دهیم حاوی احساسات قلبی معلمان ما، فرآیند درک دانش‌آموزان ما و به ویژه دغدغه ما برای پرورش روح و شخصیت است. اینها وظایف شریف و مقدسی هستند که نسل امروز معلمان باید انجام دهند...»

Tôi đi thi giáo viên dạy giỏi - Ảnh 1.

با سفر از جزیره فو کوک به سرزمین اصلی چین برای شرکت در مسابقه معلمان ممتاز مدارس متوسطه در سطح استانی که توسط اداره آموزش و پرورش کین گیانگ برگزار می‌شد، امیدوار بودم با همکارانم ارتباط برقرار کنم، تجربیاتم را به اشتراک بگذارم و مهم‌تر از همه، توانایی‌هایم را محک بزنم.

عکس: همکار

صحبت‌های آقای سان من را شگفت‌زده کرد و باعث شد در مورد خودم فکر کنم. از خودم پرسیدم که در طول بیش از ۲۰ سال تدریس چه کارهایی انجام داده‌ام، برای حرفه معلمی چه کرده‌ام، برای دانش‌آموزانم چه کرده‌ام و آیا تمام توانم را برای آنها گذاشته‌ام یا نه.

بعداً، وقتی شنیدم که اداره آموزش و پرورش آن گیانگ در حال برگزاری مسابقه‌ای در سطح استانی برای معلمان ممتاز مدارس متوسطه (برای سال تحصیلی 2026-2025) است، فوراً با مدیریت مدرسه تماس گرفتم تا برای شرکت در آن ثبت نام کنم. امیدوار بودم بتوانم با همکارانم تعامل داشته باشم، تجربیاتم را به اشتراک بگذارم و از این طریق «عهد خود به حرفه معلمی» را بهتر انجام دهم و مهم‌تر از آن، خودم را به چالش بکشم.

شب‌های بی‌خوابی برای مسابقه معلم ممتاز.

پس از ثبت نام در مسابقه، شروع به تحقیق در مورد اسناد و مقررات مربوطه کردم. بر این اساس، هر معلم شرکت کننده باید دو بخش اجباری را تکمیل می کرد: ارائه اقداماتی برای بهبود کیفیت تدریس و اجرای یک درس عملی در کلاس درس.

Tôi đi thi giáo viên dạy giỏi - Ảnh 2.

لحظات فراموش‌نشدنی که با دانش‌آموزان کلاس هفتم/هفتم، مدرسه متوسطه نگوین دو (بخش راخ گیا، استان آن گیانگ) گذراندم.

عکس: هوانگ ترونگ

من چندین شب را صرف نهایی کردن طرح عملیاتی کردم. ابتدا سند ورد، سپس ارائه پاورپوینت. هنوز راضی نبودم، درخواست کردم که آن را در مدرسه ارائه دهم تا از همکارانم بازخورد بگیرم. برخی از جلسات بیش از شش ساعت، تا پاسی از شب، طول کشید، زیرا اعضای تیم من نظرات خود را ارائه می‌دادند.

بعد از آن، چمدان هایم را بستم و به راه افتادم و با اشتیاق منتظر لحظه ورود به اتاق ارائه در مقابل سه داور محترم بودم. بالاخره از مانع «روش شناسی» گذشتم و همچنان خودم را برای «مانع» دوم آماده می کردم: تمرین یک درس.

با توجه به الزام اطلاع‌رسانی به شرکت‌کنندگان دو روز قبل از جلسه آموزش عملی، نگرانی اکثر ما (از جمله خود من) قابل درک بود. ما از خود می‌پرسیدیم که آیا می‌توانیم همه چیز را در کمتر از ۴۸ ساعت آماده کنیم، به خصوص با توجه به زمان سفر نیم روزه از جزیره به سرزمین اصلی.

چه قبول شوم و چه نشوم، هنوز هم به خودم افتخار می‌کنم.

صبح روز 30 نوامبر، به من اطلاع داده شد که صبح دوشنبه، 2 دسامبر، امتحان عملی خواهم داشت. به طور خاص، قرار است درس «نمودار دایره‌ای دایره‌ای» را در دوره سوم کلاس هفتم در مدرسه متوسطه نگوین دو (بخش راچ گیا، استان آن گیانگ) تدریس کنم.

ساعت حدود ۶ صبح اول دسامبر، چمدان‌هایم را بستم و به سمت ترمینال کشتی‌های تندرو رفتم و از جزیره فو کوک به راچ گیا در سرزمین اصلی رفتم، در حالی که بزرگترین آرزویم را با خود می‌بردم: قبولی در امتحان.

Tôi đi thi giáo viên dạy giỏi - Ảnh 3.

مسابقه معلم ممتاز برای سال تحصیلی 2025-2026 به پایان رسید. من از نتایجی که به دست آوردم راضی هستم، نتایجی که دقیقاً مطابق با انتظاراتم بود و این به من اعتماد به نفس بیشتری برای تحقق نذر معلم بودنم داده است.

عکس: همکار

آن بعد از ظهر، طبق مقررات، به من اجازه داده شد که با دانش‌آموزان ملاقات کنم. بعد از ۱۵ دقیقه معرفی، تمام کلاس با من مثل یک «بت» رفتار کردند و با اشتیاق به سمتم هجوم آوردند تا با من دست بدهند...

بالاخره درس من تمام شد. سه داور محترم نظراتی داشتند که بیشتر تعریف و تمجید و کمی هم انتقاد بود، اما عمدتاً برای کمک به بهبود تدریس من در آینده بود.

در طول مسابقه، من و همکارانم هر روز ساعت ۷ صبح را طوری در نظر می‌گرفتیم که انگار منتظر نتایج قرعه‌کشی هستیم. در این زمان، کمیته برگزارکننده اطلاعات مربوط به امتحان عملی را به آدرس ایمیل معلمان شرکت‌کننده ارسال می‌کرد. اگر بعد از آن زمان ایمیلی دریافت نمی‌کردیم، به این معنی بود که آن معلم امتحان عملی برنامه‌ریزی نکرده است. مردم به شوخی می‌گفتند که این یعنی شماره ما هنوز قرعه‌کشی نشده است.

من به اندازه کافی خوش شانس بودم که همان روز اول قرعه کشی شدم، بنابراین در چند روز بعد توجه زیادی به آن نکردم، فقط گاهی اوقات از هم تیمی هایم می پرسیدم که آیا شماره های خود را بیرون آورده اند یا خیر.

سپس، در دهم دسامبر، امتحان عملی تمام شد. ما همچنان منتظر بودیم... برای قرعه‌کشی. این بار، منتظر بودیم تا نتایج نهایی مسابقه را ببینیم. صبح پانزدهم دسامبر، پس از دریافت اطلاعیه رسمی از سوی مدیریت مدرسه، بسیاری از افراد جرات نکردند لیست را باز کنند و بررسی کنند و مجبور شدند از بستگان خود بخواهند که آنها را پیدا کنند.

من هم به اندازه همکارانم عصبی بودم، اما «شجاعانه» لیست را باز کردم تا بررسی کنم. خیلی گشتم اما اسم خودم را پیدا نکردم. کمی بیشتر تلاش کردم و بالاخره اسمم را در شماره ۹۰۴ پیدا کردم. خیلی خوشحال شدم. هر سه داور به من نمره عالی دادند.

و بنابراین مسابقه معلم ممتاز به پایان رسید. من از نتایجی که به دست آوردم راضی هستم، دقیقاً همانطور که هنگام شروع امیدوار بودم، و این به من اعتماد به نفس بیشتری برای تحقق نذرم برای معلم شدن داده است.

جایی آن بیرون، داستان‌هایی از زندگی‌ها هم وجود دارد.

ظهر، بعد از تمام شدن امتحاناتم، با ماشین در راخ گیا گشتی زدم. ناگهان، یک دانش‌آموز کلاس هفتم از مدرسه متوسطه نگوین دو را دیدم که یک دسته ضخیم بلیط بخت‌آزمایی را حمل می‌کرد و برای ارائه آنها به مشتریان وارد یک کافی‌شاپ می‌شد. ماشینم را برگرداندم و او را صدا زدم تا برای حمایت از او چند بلیط بخرم.

«آه! معلم ترانگ. هنوز به جزیره برنگشته‌اید؟» معلوم شد که او هم من را شناخته است. با نگاهی به نشان روی یونیفرمش، فهمیدم که اسمش بی‌تی است، دانش‌آموزی از کلاسی که در مسابقه اخیر تدریس می‌کردم. خیلی خوشحال بودم که با اینکه فقط کمی بیشتر از ۶۰ دقیقه در کلاس بودیم، هنوز من را به یاد داشت و می‌شناخت.

بعد از چند سوال فهمیدم که او در خیابان لام کوانگ کی زندگی می‌کند. او هر روز، خارج از ساعات مدرسه، باید ۳۵۰ بلیط بخت‌آزمایی بفروشد (واقعاً نمی‌فهمم چطور می‌تواند این تعداد بلیط را در طول تعطیلاتش بفروشد).

ده بلیط بخت آزمایی از او خریدم و با عجله رفتم. قبل از اینکه از هم جدا شویم، صدایش را شنیدم که گفت: «معلم، اگر امروز بعد از ظهر در قرعه کشی برنده شدید، لطفاً همه کلاس را برای یک سفر به فو کوک ببرید!» من فقط دستم را به نشانه موافقت تکان دادم و به پرسه زدن در خیابان ۳.۲ ادامه دادم. بعد از آن، ناگهان یادم آمد و خودم را سرزنش کردم که چرا او را به ناهار دعوت نکرده‌ام.

منبع: https://thanhnien.vn/toi-di-thi-giao-vien-day-gioi-185251216102954381.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
آسمانی شاد

آسمانی شاد

زنده باد ویتنام!

زنده باد ویتنام!

جوانی من ❤

جوانی من ❤