Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

درباره شخصی که «همه چیز را گرامی می‌دارد اما خود را فراموش می‌کند»

با قلبی سرشار از عشق و فداکاری کامل برای ملت و بشریت، رئیس جمهور هوشی مین «حتی در زمان حیاتش به یک اسطوره تبدیل شد.» زیرا او «همه چیز را گرامی می‌داشت در حالی که خود را فراموش می‌کرد»، حتی پس از آنکه قلبش از تپش ایستاد، تصویر او «در قلب مردم و در قلب بشریت» جاودانه ماند.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên19/05/2026


انسان‌ها «همه چیز را گرامی می‌دارند».

هوشی مین که همواره انسان‌ها را گرانبهاترین و مقدس‌ترین چیز می‌دانست، بزرگترین عشقش عشق به بشریت بود. این عشق که از قلبی شریف سرچشمه می‌گرفت، ویژگی‌های خاص بسیاری داشت. این عشق نه تنها عشق به هموطنانش، بلکه عشق به همه بشریت بود؛ نه تنها عشق به بشریت به طور کلی، بلکه توجه متفکرانه به شرایط خاص هر فرد بود؛ نه فقط دلسوزی و همدلی، بلکه اقدام خستگی‌ناپذیر برای جستجوی خوشبختی برای همه مردم بود.

اگرچه قلب وسیع هوشی مین برای همه جا داشت، اما او همیشه آسیب‌پذیران و تهی‌دستان را در اولویت قرار می‌داد. هوشی مین که همیشه با رنج انسان‌ها همدل بود، زندگی عاطفی خود را به شرح زیر خلاصه کرد: «هر فرد، هر خانواده رنج خود را دارد و وقتی رنج‌های فردی هر فرد و هر خانواده را با هم ترکیب می‌کنید، به رنج من تبدیل می‌شود.» او در مورد جنوب، که «اول رفت، بعداً برگشت»، اظهار داشت: «تا زمانی که هموطنانم رنج می‌برند، نمی‌توانم با آرامش غذا بخورم یا بخوابم.» وقتی رنج‌های انسانی بسیار متنوع و بی‌حد و مرز است، قلب او باید بزرگترین درد را تحمل کند.

درباره شخصی که «همه چیز را گرامی می‌دارد اما خود را فراموش می‌کند» - عکس ۱.

رئیس جمهور هوشی مین در جریان سفر خود به منظور تبریک سال نو به مردم در ۹ فوریه ۱۹۶۷، با محبت از کودکان کمون تام سون، ناحیه تین سون (که قبلاً استان ها باک نام داشت) بازدید و از حال آنها جویا شد.

عکس: مطالب آرشیوی/VNA

به دلیل عشق عمیق او به بشریت، فداکاری‌ها و خون‌ریزی‌های هر شهروند ویتنامی برای استقلال ملی، درد عظیمی را برای او به ارمغان آورد، «گویی تکه‌ای از قلب خودش کنده شده است». به دلیل این عشق عمیق، او همیشه دستاوردها و مشارکت‌های آنها را گرامی می‌داشت. بنابراین، با وجود مسئولیت‌های بی‌شمارش، همیشه از افراد نمونه در جنبش «مردم خوب، اعمال خوب» پیروی می‌کرد و به سرعت از آنها تقدیر می‌کرد. به دلیل عشق او به بشریت، او همیشه از محبت عمیقی که مردم به او ارزانی می‌داشتند، قدردانی و سپاسگزار بود. هوشی مین در طول زندگی خود، به طرز تأثیرگذاری این فلسفه والا را به کار بست: «هیچ چیز متعلق به بشریت برای من بیگانه نیست.»

هوشی مین از روی عشق عمیق به بشریت، میراث و سنت‌های زیبای ملت را گرامی داشت و حفظ کرد؛ زیرا دوست داشتن سنت، دوست داشتن اجداد ماست و گرامی داشتن میراث فرهنگی، احترام به نسل‌هایی است که آن را خلق کرده‌اند. بنابراین، زندگی هوشی مین نمونه‌ای درخشان از به ارث بردن و توسعه سنت‌های زیبای ملت مانند میهن‌پرستی، وحدت، شفقت و خوش‌بینی است. او با افتخار به اجداد خود و با ارزش نهادن به تاریخ باشکوه ملت، دستور داد: «مردم ما باید تاریخ ما را بدانند.» او با احترام به فرهنگ ملی، همیشه در تلاش بود تا خلوص زبان ویتنامی را حفظ کند. از آنجا که برای فرهنگ ملی بسیار ارزش قائل بود، قبل از «ورود به قلمرو زندگی ابدی و پرواز»، آرزو داشت یک آهنگ عامیانه بشنود.

رئیس جمهور هوشی مین نیز علاقه عمیقی به طبیعت داشت. در هر شرایطی، چه در زندان و چه در میدان نبرد، چه در کوهستان پنهان شده و چه در خانه‌ای آرام و خنک، اشعار او، سرشار از عشق و ارتباط با طبیعت، همچنان جاری بود. به دلیل عشقش به طبیعت، جشنواره درختکاری را راه اندازی کرد و این نصیحت جاودانه را از خود به یادگار گذاشت: «بهار زمان کاشت درختان است / تا کشور را پر جنب و جوش تر و زیباتر کنیم.»

گرامی داشتن مردم، گرامی داشتن میراث فرهنگی ملت و گرامی داشتن طبیعت... در نهایت، همه از عشق شدیدی که رئیس جمهور هوشی مین به کشورش و بشریت داشت، سرچشمه می‌گرفت. از این رو، او به نمادی بزرگ از انسان‌گرایی والا تبدیل شد.

«فقط دانستن اینکه چگونه خود را به خاطر همه فراموش کنی.»

نخست وزیر فام ون دونگ خلاصه کرد: «رئیس جمهور هوشی مین هیچ چیز از خود نداشت. آنچه متعلق به کشور و مردم بود، متعلق به او بود. منافع عالی کشور و دغدغه‌های روزمره مردم، دغدغه دائمی او بود.» هوشی مین فلسفه «وفاداری خالصانه به کشور و خدمت به مردم» را به شیوه‌ای فوق‌العاده تأثیرگذار به کار بست.

درباره شخصی که «همه چیز را گرامی می‌دارد اما خود را فراموش می‌کند» - عکس ۲.

عمو هو با بچه‌ها

عکس: آرشیو

او برای مردم و ملت، قاطعانه سفری دشوار را برای نجات کشور آغاز کرد. 30 سال فعالیت بین‌المللی او مجموعه‌ای از فراز و نشیب‌ها بود: دو بار زندانی شدن، یک بار حکم اعدام غیابی؛ دوره‌هایی از فعالیت شدید و تحسین فراوان؛ دوره‌هایی از سوءتفاهم و سوءظن، و زندگی کردن «انگار که در کنار، بیرون از حزب زندگی می‌کند». غلبه بر تبعید و آزار و اذیت دشمن دشوار بود، اما غلبه بر سوءتفاهم و سوءظن رفقا به دلیل دیدگاه‌های پیشگامانه و آینده‌نگرانه‌اش حتی دردناک‌تر بود. در طول سال‌های انقلابی‌اش، او اغلب مجبور بود «اشک‌ها را با شعر بیامیزد» و «شب‌های بی‌قرار پر از نگرانی» - چیزهایی که در دفتر خاطرات زندان خود بیان کرده است - را تجربه کند. با این حال، تمام اضطراب‌هایش او را نگران می‌کرد و از «نگرانی‌های مردم و جهان» ناشی می‌شد، نه از نگرانی‌های شخصی یا خانوادگی خودش.

برای مردم، او زندگی ساده و حتی ریاضتی داشت. سبک زندگی مقتصدانه او به اسطوره‌ای از اخلاق انقلابی تبدیل شد. دارایی‌های شخصی او - چند لباس رنگ و رو رفته، صندل‌های لاستیکی کهنه، یک بادبزن برگی، یک رادیوی ساده، یک ماشین تحریر قدیمی - از صرفه‌جویی و فداکاری کامل مردی حکایت می‌کند که داوطلبانه مطابق آرمان «خدمت به مردم با نهایت فداکاری / خدمت به ملت با نهایت وفاداری» زندگی می‌کرد.

او برای خیر و صلاح ملت، احساسات شخصی را کنار گذاشت. در سن ۲۱ سالگی، فداکاری ترک پدر پیر، خواهر و برادرها و دوستان نزدیکش را پذیرفت تا «به دنبال وجهه ملت باشد». حتی پس از اینکه رهبر عالی ملت شد، همچنان به قربانی کردن روابط خانوادگی ادامه داد. در طول جنگ شدید، او نتوانست به خانه برگردد تا برای مرگ برادر و خواهر بزرگترش سوگواری کند.

با خواندن تلگرافی که توسط خانواده نگوین سین ارسال شده است، درد و رنج عظیم درون آن را می‌بینیم: «به دلیل بار سنگین امور ملی و مسافت‌های طولانی، نتوانستم وقتی بیمار بودید از شما مراقبت کنم و همچنین نتوانستم وقتی درگذشتید به امور شما رسیدگی کنم. افسوس! من گناه این را به دوش می‌کشم که نتوانستم شایسته نام شما باشم و از خانواده‌تان برای پسری که محبت خانوادگی را فدای امور ملی کرد، طلب بخشش کنم.» او برای خیر بیشتر، زندگی خود را با «یک تخت ساده، یک زیرانداز حصیری و یک بالش» گذراند. او که شاعری واقعی بود، زمانی رویای روزی را در سر می‌پروراند که «لذت و آسایش آرام / با صدای درناها و عودهایی که از صبح تا غروب طنین‌انداز می‌شوند» در سر می‌پروراند؛ اما به دلیل مسئولیتش در قبال سرزمین پدری، تمام علایق و آرزوهای شخصی خود را فدا کرد تا بار امور ملی را به دوش بکشد.

رئیس جمهور هوشی مین در طول زندگی خود، خود را فدای مردم و ملت کرد، اما در پایان عمرش، همچنان احساس می‌کرد که به وظیفه خود عمل نکرده است زیرا جنوب آزاد نشده بود. بنابراین، تمام عناوین معتبری را که حزب، دولت و دوستان بین‌المللی به او اعطا کرده بودند، رد کرد. نکته قابل توجه این است که این مرد که "فقط می‌دانست چگونه خود را به خاطر همه فراموش کند"، هرگز فداکاری‌های خود را صرفاً فداکاری نمی‌دانست. او خود را فراموش کرد، خود را وقف کرد و به روشی بسیار طبیعی و اجتناب‌ناپذیر با مردم، ملت و بشریت یکی شد.

لائوتسه، فیلسوف باستان، در طول زندگی خود گفت: «آسمان و زمین برای خود زندگی می‌کنند، زیرا برای خود زندگی نمی‌کنند. حکیم خود را در آخر قرار می‌دهد، اما اول می‌آید، خود را بیرون قرار می‌دهد، اما باقی می‌ماند.» با قلبی سرشار از عشق و فداکاری کامل برای ملت و بشریت، رئیس جمهور هوشی مین حتی در زمان حیاتش به یک «افسانه» تبدیل شد. زیرا او «همه چیز را گرامی می‌داشت اما خود را فراموش می‌کرد»، وقتی قلبش از تپیدن ایستاد، تصویر او «در قلب مردم و در قلب بشریت» جاودانه ماند و ناگزیر « جهان در برابر او سر تعظیم فرود خواهد آورد و بشر او را با سپاسگزاری به یاد خواهد آورد.» بنابراین، آخرین سهم او برای آیندگان این است که به ما کمک کند تا عمیق‌تر سرزندگی و منبع جاودانگی این مرد بزرگ را درک کنیم.


منبع: https://thanhnien.vn/ve-mot-con-nguoi-nang-niu-tat-ca-chi-quen-minh-185260518175717737.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
سبقت گرفتن

سبقت گرفتن

شادی سرباز جزیره

شادی سرباز جزیره

پیشرو

پیشرو