Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

درباره سرچشمه آفتاب محبت

در یک روز سرد زمستانی، پس از طی مسافتی نزدیک به ۳۰۰ کیلومتر از هانوی، دانشجویانی با لباس‌های سبز داوطلبانه آکادمی روزنامه‌نگاری و ارتباطات به کمون مین تان، منطقه‌ای کوهستانی و دورافتاده در استان توئین کوانگ، رسیدند. این فقط یک سفر تجربی نبود، بلکه تحقق وعده «بازگشت جوانان به ریشه‌ها» نیز بود، که با خود کوله‌باری از عشق را به دوش می‌کشیدند و «آفتاب» عشق را برای گرم کردن قلب‌های کودکان در این منطقه مرزی دورافتاده کشور حمل می‌کردند.

Báo Quân đội Nhân dânBáo Quân đội Nhân dân07/01/2026


ادای احترام به شهدای قهرمان.

پیش از آنکه مه صبحگاهی حتی فروکش کند، وسیله نقلیه حامل «آفتاب زمستانی ۲۰۲۵» به راه افتاد و شهر شلوغ را پشت سر گذاشت. از تویین کوانگ - پایتخت منطقه کوهستانی غرق در روحیه مقاومت - جاده پر پیچ و خم از میان تپه‌های مواج منتهی به کمون وی شوین مانند روبانی ابریشمی به نظر می‌رسید که گذشته و حال را به هم متصل می‌کرد. این جاده چیزی بیش از یک مسیر جغرافیایی بود، جاده‌ای از آگاهی، جایی که هر پیچ و هر صخره داستان‌هایی از سربازانی را زمزمه می‌کرد که «برای جنگیدن با دشمن، به صخره‌ها چسبیده بودند و در حالی که جان می‌دادند، به سنگ جاودانه تبدیل می‌شدند.»

زمستان در منطقه مرزی سخت‌تر از پایتخت - جایی که ما زندگی و تحصیل می‌کنیم - است. سرما در شمالی‌ترین نقطه کشور مانند باد زوزه‌کشی است که از میان شکاف‌های کوه‌ها می‌گذرد، مانند چاقویی گزنده، به عمق هر تار و پود بدن ما نفوذ می‌کند و از لایه‌های ضخیم لباس‌های نخی نفوذ می‌کند. به طرز عجیبی، این سرمای استخوان‌سوز در مقایسه با آتش سوزانی که در سینه‌های ما مردان و زنان جوان می‌سوزد، ناچیز به نظر می‌رسد. اینها دانشجویانی هستند که با لباس‌های سبز داوطلبانه در پروژه خیریه‌ای به نام "آفتاب زمستانی" شرکت می‌کنند که توسط چهار اتحادیه دانشجویی اتحادیه جوانان کمونیست هوشی مین آکادمی روزنامه‌نگاری و ارتباطات، از جمله: اتحادیه دانشجویی دانشکده تبلیغات، اتحادیه دانشجویی دانشکده فلسفه، اتحادیه دانشجویی دانشکده اقتصاد سیاسی و اتحادیه دانشجویی دانشکده روابط عمومی و تبلیغات، تشکیل شده است.

تقدیم هدایایی به دانش آموزان دبستان Minh Tan B در کمون Minh Tan استان Tuyen Quang. عکس: NGOC KHUONG

زیر نور کم‌سوی خورشید که از میان مه سفید می‌تابید، ماشین به آرامی وارد سرزمین مقدس شد. در فضایی چنان آرام و متین که حتی صدای خش‌خش برگ‌های خشک زیر پا شنیده می‌شد، گروه دانشجویان داوطلب در گورستان ملی شهدای وی شوین توقف کردند. در میان گستره‌ی وسیع کوه‌های سر به فلک کشیده و ابرها، هزاران سنگ قبر سفید در ردیف‌های منظمی قرار داشتند. اگرچه سربازان افتاده بودند، اما به نظر می‌رسید که نظم نظامی خود را حفظ کرده و شانه به شانه در خواب ابدی خود ایستاده‌اند.

ما به آرامی قدم برمی‌داشتیم، از ترس اینکه قدم‌های ناشیانه‌مان خواب سربازان را آشفته کند. بوی عود در هوا نفوذ کرده بود و با مه غلیظ کوهستان در بعدازظهر زمستانی در هم می‌آمیخت و فضایی اثیری و مقدس ایجاد می‌کرد که عمیقاً تأثیرگذار بود. در حالی که جلوی سنگ قبرها ایستاده بودم، بی‌اختیار لرزیدم، نه از سرما، بلکه از احساسات شدیدی که در چشمانم موج می‌زد. روی برخی از سنگ قبرها نام و سن حک شده بود، اما روی تعداد بی‌شماری از آنها عبارت «شهید گمنام» حک شده بود.

بیش از ۴۰ سال پیش، سرزمینی که اکنون در آن ایستاده‌ایم به «کوره آهک‌پزی با قدمت یک قرن» تشبیه شده بود. هر اینچ از خاک، هر شکاف ناهموار صخره‌ها، آغشته به خون شهدای قهرمان در اواخر نوجوانی و اوایل بیست سالگی‌شان بود. سوگندی که بر قنداق تفنگ قهرمان و شهید نگوین ویت نین حک شده است: «در حالی که به صخره‌ها چسبیده‌اید تا با دشمن بجنگید، زندگی کنید و به سنگی جاودانه تبدیل شوید»، اکنون از صخره‌ها طنین‌انداز می‌شود و با تحسین و یادآوری عمیق در قلب‌های ما طنین‌انداز می‌شود.

سفر امروز به ریشه‌هایمان فقط یک مراسم تشریفاتی با تقدیم عود یا گذاشتن تاج گل نیست، بلکه گفتگویی بی‌کلام در طول زمان بین دو نسل است. من از خودم می‌پرسم، وقتی بیست و چند ساله بودید، در میان باران بمب و گلوله به چه فکر می‌کردید؟ و حالا، در مقابل آن فداکاری بزرگ، نسل ما، کسانی که صلحی را که با خون و استخوان به دست آمده به ارث برده‌ایم، چگونه باید زندگی کند تا شایسته اجدادمان باشد؟

پاسخ در اشک‌های بی‌صدایی نهفته است که از گونه‌های دانش‌آموزان دختر کنار ما جاری می‌شود. این تعظیم‌های محترمانه امروز، عملی از قدردانی و راهی برای خوداندیشی است. ما به گذشته باشکوه خود نگاه می‌کنیم تا ببینیم که باید سخت‌تر تلاش کنیم، بالغ‌تر شویم و نسبت به زندگی، میهن و کشور عزیزمان مسئولانه‌تر زندگی کنیم.

سفری سرشار از «حمل آفتاب» و عشق.

سفر ما به ریشه‌هایمان و کوله‌باری که دانش‌آموزان با خود حمل می‌کنند، پیامی صمیمانه از دشت‌ها به روستاهایی است که هنوز با سختی‌های زیادی روبرو هستند. اولین ایستگاه پروژه داوطلبانه ما، "آفتاب زمستانی ۲۰۲۵"، روستای هوانگ لی پا، کمون مین تان است. شنیدن نام روستا، حس دورافتادگی و زمین ناهموار را تداعی می‌کند. پیش روی ما پروژه جوانان "روشن کردن جاده" قرار دارد - جاده‌ای که به مرکز فرهنگی روستا منتهی می‌شود.

همین چند روز پیش، این جاده هر وقت باران می‌بارید، برای روستاییان کابوس بود. حدود ۲۰۰ متر جاده خاکی، در روزهای آفتابی غبارآلود و در روزهای بارانی گلی. اما امروز، آن تصویر با رنگ‌های روشن جوانان دوباره نقاشی شده است. با نگاه به جاده بتنی صاف، برق شادی را در چشمان سالمندان و کودکان اینجا دیدیم. حتی چشمگیرتر، چراغ‌های خیابانی خورشیدی بودند که در امتداد مسیر قرار داشتند. در بیابان وسیع، با فرا رسیدن شب، این چراغ‌ها روشن می‌شوند و روستاییان را با خیال راحت به خانه هدایت می‌کنند و تاریکی تنهایی کوهستان را از بین می‌برند. در مرکز فرهنگی روستا، ما شخصاً به ۱۰ خانواده که در شرایط بسیار سختی بودند، هدایایی تحویل دادیم. هر بسته هدیه شامل لوازم ضروری، پتوهای گرم و مقدار کمی از هزینه‌های زندگی بود.

شاید تأثیرگذارترین بخش از سفر عشق «آوردن آفتاب» از نظر احساسی، در مدرسه ابتدایی مین تان بی بود. آن روز، حیاط مدرسه پر از خنده و پچ پچ بود که با پیراهن‌های آبی داوطلبان در هم آمیخته بود. ۷۵ هدیه که با دقت آماده شده بودند، مستقیماً به دانش‌آموزان محروم اما درس‌خوان تحویل داده شدند. با نگاه به چهره‌های معصوم و خسته‌شان، اما با چشمانی به روشنی چشمه‌ها، قلب‌هایمان از شفقت به درد آمد و به دنبال آن احساسی وصف‌ناپذیر از عشق و اعتماد به ما دست داد.

«برای دانش‌آموزان شهری، دفترچه یادداشت و کیف مدرسه شاید معنای زیادی نداشته باشد، اما برای بسیاری از دانش‌آموزان فقیر در منطقه کوهستانی مین تان، این‌ها هدایای گرانبها و انگیزه‌ای هستند که به پاهای کوچکشان کمک می‌کند تا گام‌های محکم‌تری به سمت مدرسه بردارند، از گردنه‌های کوهستانی مرتفع و شیب‌های تند عبور کنند تا به دنبال دانش بروند و به آینده‌ای بهتر نگاه کنند.» این سخنان صمیمانه از آقای دو خوی خان، مدیر مدرسه ابتدایی مین تان بی، دل دانش‌آموزان داوطلب را گرم کرد و باعث شد که از کار معنادارشان سپاسگزار باشند.

خاطراتی فراموش‌نشدنی از یک تجربه‌ی ارزشمند.

شاید نور ضعیف خورشید در ارتفاعات زمستان به اندازه کافی گرم نبود، اما گرمای انرژی جوانی آکادمی روزنامه‌نگاری و ارتباطات تا حدودی مه سرد را از بین برد. با فرا رسیدن شب بر فراز کوه‌ها و جنگل‌ها، آتش اردوگاه شعله‌ور شد و چهره‌های شاد و درخشان را روشن کرد. در نور سوسوزن آتش، مرزهای بین مهمانان و میزبانان، بین دشت‌ها و ارتفاعات، به نظر محو می‌شد. فقط خنده‌ها، نگاه‌ها و دست دادن‌های محکم باقی مانده بود.

در میان کوه‌های باشکوه، آواز بلند می‌شود و در صخره‌ها طنین‌انداز می‌گردد. «مه در سراسر پی لنگ معلق است، بذرهای عشق بر لب‌هایت جوانه می‌زنند / سنگ‌ها بی‌هدف می‌خزند و زیر پا ردی از خود به جا می‌گذارند / مسیر از گل‌های باوهینیا سفید است، کلماتت در باد طنین‌انداز می‌شود / خائو وای در بازار شراب ذرت غوغا می‌کند، عشق در اوج خود است» - ملودی آهنگ «صدای فلوت در فصل شکوفه‌های باوهینیا» توسط دانشجویان و مقامات اتحادیه جوانان محلی با محبت خوانده می‌شود، مانند رشته‌ای نامرئی که ارواح خویشاوند را به هم پیوند می‌دهد.

پس از دو روز و یک شب سفر به ارتفاعات، و آوردن آفتاب و عشق به کمون مین تان، در حالی که پژواک‌های ماندگار شب آتش‌افروزی هنوز در گوشمان بود، به هانوی بازگشتیم. با پشت سر گذاشتن پیچ‌های تند، رگه‌های ابرها در آسمان و چشمان معصوم کودکان، خاطره‌ای فراموش‌نشدنی از وحدت ملی و برادری در این منطقه مرزی دورافتاده اما محبوب و گرم را با خود به شهر آوردیم.

به گفته نگوین ترین تریو، دبیر اتحادیه جوانان دانشکده ارتباطات و معاون رهبر پروژه «آفتاب زمستانی ۲۰۲۵»، سازماندهی سفرهای داوطلبانه دانشجویی به این منبع به دانشجویان کمک می‌کند تا تجربیات عملی ارزشمندی کسب کنند و از این طریق مهارت‌های مثبت زندگی را پرورش دهند و همدلی، عشق و اشتراک‌گذاری با اقلیت‌های قومی در مناطق محروم را تقویت کنند. نگوین ترین تریو اظهار داشت: «پس از این سفر، در قلب هر دانشجوی داوطلب در آکادمی روزنامه‌نگاری و ارتباطات، همیشه شعله‌ای فروزان از وی شوین وجود خواهد داشت که به آنها یادآوری می‌کند در سفر خود برای جستجوی دانش، پرورش فضیلت و استعداد و تثبیت خود و حرفه‌شان، پشتکار و عزم بیشتری داشته باشند.»

    منبع: https://www.qdnd.vn/phong-su-dieu-tra/phong-su/ve-nguon-cho-nang-yeu-thuong-1020486


    نظر (0)

    لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

    در همان موضوع

    در همان دسته‌بندی

    از همان نویسنده

    میراث

    شکل

    کسب و کارها

    امور جاری

    نظام سیاسی

    محلی

    محصول

    Happy Vietnam
    دوست عالی

    دوست عالی

    برگ

    برگ

    صلح زیباست.

    صلح زیباست.