Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

ادامه درس‌های له دای کانگ

له دای کانگ، که با نام هنری تانگ تین، با نام مستعار کی فونگ و لقب کو چین تی نیز شناخته می‌شود، در سال تان مائو (۱۷۷۱) در روستای لوات چان، کمون فوک هیپ، منطقه توی فوک، استان بین دین متولد شد. او ششمین نسل از نوادگان مقام شایسته له کانگ تریو بود که لرد نگوین را در سفر به جنوب همراهی کرد.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên06/07/2016

می‌توان گفت که زندگی له دای کانگ (که به صورت کوانگ نیز نوشته می‌شود)، از سن ۳۱ تا ۷۲ سالگی، برای یک مقام رسمی، زندگی پر از سختی و فراز و نشیب بود، که از شمال به جنوب ویتنام و حتی به کامبوج سفر می‌کرد. با این حال، این زندگی یک مقام رسمی بود که نسل‌های بعدی باید به او احترام بگذارند و از او الگو بگیرند. او الگوی یک مقام فداکار بود که به مردم و کشور خدمت می‌کرد، از دستورات پادشاه در بالا اطاعت می‌کرد و رفاه مردم زیردست را تضمین می‌کرد و کارهای خوب و مفیدی برای مردم، از جمله مردم کامبوج، انجام می‌داد. درس‌های زیادی می‌توان از زندگی له دای کانگ به عنوان یک مقام رسمی آموخت.

در مقاله قبلی (از سال ۲۰۱۲)، سه درس از لی دای کانگ گرفتم. حالا می‌خواهم چند درس دیگر اضافه کنم. وقتی می‌گویم دارم درس می‌گیرم، اول و مهمتر از همه، آنها را برای خودم می‌گیرم تا بتوانم از آنها یاد بگیرم یا از آنها به عنوان یک خودآموز استفاده کنم. از شخصیتی بزرگ مانند لی دای کانگ و زندگی پر از فراز و نشیب او، اگر واقعاً زندگی او را درک و قدردانی کنیم، می‌توانیم درس‌های ارزشمند زیادی بیاموزیم.

درسی درباره احترام به حاکمیت کشورهای همسایه.

این اساساً یک درس بزرگ در دیپلماسی خارجی و همچنین درسی برای سیاستمداران است. من دیپلمات نیستم، چه برسد به سیاستمدار، اما این درس را ارزشمند یافتم، بنابراین نتیجه‌گیری‌های خودم را کردم. دیپلمات‌ها و سیاستمداران می‌توانند از این درس بیاموزند. کشورهای همسایه، حتی اگر کوچک باشند، استقلال و حاکمیت خود را دارند و ما باید کاملاً به آنها احترام بگذاریم. این روش متمدنانه رفتار در جهان چندقطبی امروز است. اما حتی اکنون، هنوز کشورهای بزرگی وجود دارند که کشورهای کوچک‌تر را "قلدری" می‌کنند، هنوز هم بدون توجه به قوانین بین‌المللی، طرح‌هایی برای تجاوز، هژمونی و استثمار کشورهای همسایه دارند.

در دوران سلطنت لی دای کانگ، این اتفاق طبیعتاً بیشتر رخ می‌داد. پادشاه مین مانگ با کشور همسایه کوچکتر خود به شیوه‌ای رفتار می‌کرد که یک ملت بزرگتر با یک ملت کوچکتر رفتار می‌کند. در آن زمان، کمتر کسی چنین رفتاری را غیرقابل قبول می‌دانست. اکثر مردم موافق بودند، زیرا حتی کشور خودشان نیز توسط یک ملت بزرگتر به طور مشابه رفتار می‌شد. اما لی دای کانگ متفاوت فکر می‌کرد. سوابق تاریخی نشان می‌دهد که لی دای کانگ از معدود مقامات سلسله نگوین بود که با سیاست محافظت از کامبوج با لغو استقلال آن و تبدیل آن به منطقه‌ای از ویتنام موافق نبود. چگونه لی دای کانگ حتی در آن زمان می‌توانست اینگونه فکر کند؟ به این دلیل بود که او به عنوان یک مقام رسمی در یک استان مرزی خدمت کرده بود، روابط نزدیکی با کشورهای همسایه داشت، در نزدیکی مردم زندگی می‌کرد و با صداقت و دلسوزی زندگی می‌کرد تا آنها به او اعتماد کنند. بنابراین، او آرمان‌های آنها برای استقلال و حس حاکمیت آنها را درک می‌کرد. از آنجا که او مدافع فداکار حاکمیت و استقلال ویتنام بود، هرگز نمی‌خواست بر دیگران صرف نظر از آرمان‌های آنها برای استقلال حکومت کند. در تاریخ معاصر، این دیدگاه لی دای کانگ به ویژه درخشان است و همه ما از آن آگاه هستیم. البته، وقتی مرز مشترک وجود دارد، ناگزیر درگیری‌های زیادی پیش می‌آید. اما به زبان مدرن، باید موضوع «همکاری و مبارزه» باشد، نه استفاده از زور برای فتح. خودِ لِه دای کانگ پیشنهاد انتخاب مقامات کامبوجی برای اداره کشور را داد و به تشکیل ارتش کامبوج برای محافظت از سرزمین مادری‌شان کمک کرد. پس از مرگ پادشاه نورودوم کامبوج، لِه دای کانگ، به نمایندگی از پادشاه مین مانگ، عنوان شاهزاده خانم را به پرنسس آنگمی (که بعداً هنگام تأسیس قلعه تران تای عنوان پرنسس نگوک وان به او اعطا شد) اعطا کرد و مقامات کامبوجی، ترا لونگ و لا کین، را به دربار معرفی کرد و به آنها اختیار داشتن مهر ملی و نظارت بر امور کامبوج را داد. این یک دیدگاه دیپلماتیک و سیاسی بسیار خردمندانه از لِه دای کانگ بود. اگرچه مورد تأیید پادشاه مین مانگ قرار نگرفت، اما به کاهش تنش‌های مرزی و حفظ عدالت ویتنام در روابطش با همسایگانش کمک کرد. او در حالی که در مورد حاکمیت ملی مصالحه نمی‌کرد، از تفکر توسعه‌طلبانه و ایده سرکوب یک کشور کوچک توسط یک کشور بزرگ اجتناب می‌کرد. رفتار دیپلماتیک او ماهرانه و صادقانه بود؛ افکار و اعمال او شایسته الگوبرداری توسط سیاستمداران و دیپلمات‌های معاصر است.

درس تبدیل فراز و نشیب‌ها به تجربه.

فراز و نشیب‌های دوران خدمت رسمی لی دای کانگ اکنون کاملاً شناخته شده است. با این حال، توضیح اینکه چگونه او پس از دو بار تنزل مقام به مقام حمل‌کننده‌ی تخت روان، همچنان آرام ماند، واقعاً دشوار است. اگر چنین وضعیتی برای هر مقام دیگری پیش می‌آمد، آنها به شدت رنج می‌بردند و هرگز بهبود نمی‌یافتند. اما لی دای کانگ دو بار از ورطه‌ی حمل تخت روان برای یک مقام (احتمالاً مقامی که قبلاً تحت اختیار او بود) برخاست و به مناصب با مسئولیت‌های بزرگ بازگشت تا به خدمت به مردم و دربار ادامه دهد. او هیچ رنجشی نشان نداد و اعمال خود را بدون التماس یا درخواست جبران پذیرفت، برخلاف بسیاری از مقامات امروزی که وقتی اشتباهاتشان آشکار می‌شود، سعی در فرار دارند. این طرز فکر خارق‌العاده از این واقعیت ناشی می‌شد که لی دای کانگ نه تنها مردی درستکار، بلکه مردی کاملاً صادق نیز بود. او هرگز کسی را سرزنش نکرد و هرگز اشتباهات خود را انکار نکرد، حتی اشتباهاتی که اگر منصفانه در نظر گرفته شوند، اعمال شایسته‌ای بودند. اما وقتی دربار، به ویژه پادشاه مین مانگ، به خطاهای او اشاره کرد، لی دای کانگ با آرامش آنها را پذیرفت و نه تنها آنها را تحمل کرد، بلکه تلاش کرد تا با دستاوردهایی که تصورش برای مردم دشوار است، «کفاره گناهانش» را بپردازد.

در مقدمه «شجره‌نامه خانواده لو»، لو دای کانگ وضعیت خود را در طول این رویداد بزرگ با جزئیات بیشتری به شرح زیر توصیف می‌کند: «در بهار چهاردهمین سال سلطنت مین مانگ (۱۸۳۳)، تنها پنج ماه پس از به قدرت رسیدن، شورشی در فان تان (اشاره به دژ گیا دین) آغاز شد. شورشیان اشغال خود را به استان‌های دین بین و لانگ تونگ گسترش دادند. من به تنهایی فرماندهی نیروها و کشتی‌ها را برای مقاومت در منطقه مرزی آن ها بر عهده داشتم. شورشیان بی‌پروا و دیوانه بودند و مرا مجبور کردند تا به چائو داک عقب‌نشینی کنم تا منتظر نیروهای کمکی از دربار امپراتوری باشم. یک شب، سربازان پراکنده شدند و مقاومت را دشوار کردند. فکر کردم برای حفظ عدالت، باید زندگی و مرگ را به سرنوشت سپرد. بهتر است استراتژی‌ای ابداع شود که بعداً مؤثر باشد و سرزمین‌های از دست رفته را بازپس گیرد. بنابراین من ده‌ها نفر از پیروانم را به پناه بردن به چه لانگ، کامبوج، هدایت کردم و ویتنامی‌ها و کامبوجی‌های پراکنده بیشتری را گرد هم آوردم، تقریباً دو هزار نفر که مصمم بودند از من پیروی کنند. من با دقت آموزش دیدم.» آنها را به یک ارتش منظم تبدیل کردم، وفاداری آنها را پرورش دادم و مانند فرزندان خودم در میان آنها زندگی کردم. سپس، سربازان را در امتداد جاده لانگ توئونگ به عقب هدایت کردم. در استان آن گیانگ، ما در لو تو با دشمن درگیر شدیم و به کام دام حمله کردیم. خوشبختانه، در آنجا با ارتش امپراتوری روبرو شدیم و دشمن به شدت از قلعه گیا دین دفاع کرد. من به همراه سربازانمان، از هم جدا شدیم و از جهات مختلف به مکان‌هایی که آنها اشغال کرده بودند حمله کردیم.

«در تمام عمرم، هرگز با چنین سختی‌ای روبرو نشده بودم. اما بارِ مرز، شکست در گوشه شرقی که منجر به از دست دادن دژ آن گیانگ شد، جرم کوچکی نیست. فرمان امپراتوری مرا از مقامم برکنار کرد اما عنوان «دای، فرمانده ارتش شجاع، باید با انجام اعمال شایسته، کفاره گناهانم را بپردازد» را به من اعطا کرد. من از دستور اطاعت کردم. پس از یک ماه، به عنوان وزیر جنگ، معاون وزیر و معاون فرمانده دوباره منصوب شدم. سپس، به تدریج، به مقام رئیس دادگاه، سپس فرماندار و فرمانده بازگردانده شدم. ظرف سه یا چهار ماه، چنان لطف و عنایت فراوانی از امپراتور دریافت کردم که از هیچ سختی‌ای ابایی نداشتم.»

بدهی به پادشاه و ملت بر دوش او سنگینی می‌کرد، اما برای لی دای کانگ، مهمترین چیز حفظ درستکاری‌اش بود. او مردی بود که از والدینی صادق متولد شده بود، مردی که تلاش می‌کرد به مقامی درستکار، فروتن، در عین حال شجاع و مسئولیت‌پذیر تبدیل شود. فراز و نشیب‌هایی که لی دای کانگ در زندگی‌اش تجربه کرد، او را نشکست، بلکه او را به طرز شگفت‌آوری باتجربه کرد.

مطالعه‌ای که توسط دو ستاره‌شناس مشهور جهان، ترین شوان توان و منت مارل، بر اساس روشنایی ستارگان انجام شده است، نشان می‌دهد که ماده قابل مشاهده در جهان امروز تنها ۱/۱۰ جرم کل ماده را دارد. این موضوع این سوال را مطرح می‌کند: ۹/۱۰ ماده "نامرئی" دیگر کجا قرار دارد و چه ویژگی‌هایی دارد؟ به گفته این دو نویسنده، پاسخ به این سوال نیاز به "تخیل فوق‌العاده‌ای" دارد. آیا می‌توان این را در مورد جایگاه افراد فروتن اما بزرگی مانند لی دای کانگ گفت؟ حداکثر، ما فقط ۱/۱۰ جایگاه واقعی او را دیده‌ایم.

اخبار مرتبط

قسمت ۳۳: ننو حامل میله‌ی حمل عصای یک قهرمان ملی

موزه عمومی بین دین، عصای حمل ننو متعلق به له دای کانگ (۱۷۷۱-۱۸۴۷)، یکی از مقامات عالی‌رتبه سلسله نگوین در زمان سلطنت امپراتورهای گیا لونگ، مین مانگ و تیو تری، را نگهداری می‌کند.

درس‌هایی درباره حفظ ایمان در سختی‌ها

مایلم بخشی از سخنرانی بوریس پاسترناک، شاعر و نویسنده بزرگ روس، را در برابر اتحادیه نویسندگان شوروی، نقل کنم، زمانی که آنها در حال توطئه برای اخراج او از همان اتحادیه‌ای بودند که او و آثارش مایه افتخار آن بودند: «می‌دانم که به دلیل فشارهای اجتماعی، موضوع اخراج من از اتحادیه نویسندگان مطرح خواهد شد. من از شما انتظار انصاف ندارم. می‌توانید مرا تیرباران کنید، تبعیدم کنید، می‌توانید هر کاری که می‌خواهید انجام دهید؛ از قبل می‌گویم که شما را می‌بخشم. اما عجله نکنید. این برای شما خوشبختی یا افتخار به ارمغان نخواهد آورد. به یاد داشته باشید، چند سال دیگر مجبور خواهید شد مرا دوباره به کار بازگردانید.»

در واقع، سی سال پس از مرگش بود که بوریس پاسترناک رسماً در زادگاهش روسیه اعاده حیثیت شد. اما ایمان پاسترناک، حتی به سختی‌ها، بیش از سی سال قبل تأیید شده بود. البته لی دای کانگ، هم از نظر دوران و هم از نظر کشور، با پاسترناک متفاوت بود، اما ایمان به سختی که این دو مرد بزرگ به اشتراک گذاشتند بسیار مشابه بود. لی دای کانگ حتی زمانی که زندگی‌اش در سختی بود، زمانی که از سمتش برکنار شد، حتی "پس از اعدام زندانی شد"، مجبور به حمل بار شد و مجبور شد به عنوان نوعی "کارگر" پیشتازان را در نبرد رهبری کند، نیز ایمان داشت. اینکه هنوز باور داشت که روزی اعاده حیثیت خواهد شد، روزی باز خواهد گشت، یا اعتماد به درستکاری خود را نشان می‌داد یا ایمان به خرد پادشاه. لی دای کانگ خوش شانس بود که هر دوی این باورها را داشت و آنها در جای درست قرار گرفتند. پادشاه مین مانگ ثابت کرد که یک حاکم خردمند است، حتی اگر کامل نباشد. و چه کسی در این دنیا کامل است، حتی یک پادشاه؟ اما مین مانگ استعداد لی دای کانگ را تشخیص داد و دو بار او را از مقام حمل‌کننده‌ی تخت روان به مقام یک مقام عالی‌رتبه ارتقا داد. همه این‌ها برای منفعت ملت بود، بدون ذره‌ای خودخواهی. مردم نه تنها زندگی لی دای کانگ را تحسین می‌کنند، بلکه می‌توانند چیزهای زیادی از آن بیاموزند.

من در حال آماده‌سازی یک شعر حماسی درباره لی دای کانگ با عنوان «حمل‌کننده پالانکین» هستم. این سیزدهمین شعر از مجموعه اشعار حماسی من خواهد بود و معتقدم که خوب از آب در خواهد آمد. چون شخصیت اصلی این شعر حماسی بسیار خاص است. چون من این شانس را داشتم که 10 سال در بین دین و 5 سال در میدان نبرد جنوبی زندگی کنم. چون حمل پالانکین برای مقامات نیز حرفه‌ای است که هنوز هم انجام می‌دهم، همانطور که یک بار نوشتم: «گذران زندگی به عنوان یک روزنامه‌نگار مانند حمل پالانکین برای یک مقام رسمی است.» یک اثر هنری نه تنها از احساسات، بلکه از همدلی نیز می‌تواند زاده شود.

منبع: https://thanhnien.vn/viet-tiep-nhung-bai-hoc-tu-le-dai-cang-185574991.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جاده‌های روستایی ویتنام

جاده‌های روستایی ویتنام

برداشت فراوان

برداشت فراوان

نهر در روستا

نهر در روستا