Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بین لیو - جایی که آفتاب بسیار ملایم می‌تابد.

اما از نظر من، متمایزترین چیزی که بازدیدکنندگان بین لیو را جذب می‌کند، هویت فرهنگی جوامع اقلیت‌های قومی در بین لیو است: متنوع و سرشار از هماهنگی و وحدت.

Báo Tây NinhBáo Tây Ninh22/06/2025

بین لیو یک منطقه مرزی فقیرنشین در بخش شرقی استان کوانگ نین است که بیش از ۱۰۰ کیلومتر از مرکز شهر هالونگ فاصله دارد و نزدیک به ۵۰ کیلومتر مرز مشترک با چین دارد. برخلاف زرق و برق و زرق و برق شهر، بین لیو زیبایی بکر و روستایی دارد که در پناه کوه‌های باشکوه، آبشارهای رویایی و ابرهایی که به آرامی بر فراز خانه‌های کوچک چوبی شناورند یا بر فراز مزارع برنج پلکانی طلایی می‌چرخند، قرار گرفته و مناظر بین لیو را مانند یک نقاشی جلوه می‌دهد.

به Binh Lieu بروید تا rượu (شراب برنج) بنوشید و Pả dung (آهنگ های سنتی ویتنامی) را بخوانید.

گفته می‌شود بهترین زمان برای بازدید از بین لیو در ماه‌های سپتامبر و اکتبر است، زمانی که جنگل پوشیده از برگ‌های افرای قرمز و پر جنب و جوش است، کنار جاده‌ها با نیزارهای سفید بکر که در آفتاب می‌درخشند، پوشیده شده است و تراس‌های برنج با طلا طلاکاری شده‌اند... از سوی دیگر، دسامبر، ژانویه و فوریه بسیار سرد هستند اما جشنواره‌های زیادی را ارائه می‌دهند.

تان، صاحب یک اقامتگاه خانگی جذاب در بین لیو، با افتخار می‌گوید: «هر فصل در بین لیو زیبایی منحصر به فرد خود را دارد. و: 'زیباترین زمان زمانی است که به بین لیو می‌رسید.'»

بین لیو در روزی غرق در نور طلایی و عسلی خورشید، از من استقبال کرد. جاده به سمت این منطقه مرزی زیبا بود، با بخش‌هایی در امتداد ساحل و بخش‌هایی دیگر که در امتداد صخره‌ها، بین ردیف‌هایی از درختان کاسوارینا که قلب را مسحور می‌کردند، پیچ می‌خوردند. در دوردست، می‌توانستیم نگاهی اجمالی به درختان برگ قرمز بیندازیم. در تمام طول مسیر، فقط می‌توانستم شگفت‌زده و شگفت‌زده شوم: کوانگ نین از طبیعت بسیار متبرک است!

بین لیو اکنون اقامتگاه‌های روستایی و خانگی زیادی دارد. من در اقامتگاه روستایی تان اقامت داشتم. مکانی کوچک و جذاب بود که در دامنه صخره قرار داشت و حدود ۱۰ اتاق نسبتاً راحت، یک فضای باربیکیو، مکانی برای آتش‌سوزی و به خصوص تعداد زیادی گل رز، گل صد تومانی بنفش و شکوفه‌های هلو داشت. صبح زود هوا به شدت سرد بود، اما با نگاه به دامنه کوه که غرق در نور ملایم و طلایی خورشید بود، احساس کردم در سوئیس هستم، مانند مناظری که در فیلم‌ها دیده بودم. باریکه نازک دودی که از فنجان قهوه‌ام بلند می‌شد، باعث می‌شد احساس کنم زمان بسیار کند می‌گذرد.

منطقه بین لیو محل زندگی بسیاری از گروه‌های قومی است که قبایل تای، سان چی و دائو پرجمعیت‌ترین آنها هستند. قوم کین حدود ۵٪ از جمعیت را تشکیل می‌دهند و همچنین قوم هوآ و نانگ نیز وجود دارند. تای‌ها اهل مطالعه و تحصیل هستند، سان چی‌ها سخت‌کوش و ماهر هستند و به خاطر پخت ورمیشل و... فوتبال زنانشان مشهورند. و دائوها بسیار "مهربان" هستند (تان نقل می‌کند).

آنها از رقابت بیزارند و به دنبال بلندترین کوه برای زندگی هستند. اقتصاد کشاورزی در بین لیو عمدتاً به درختان انیسون و دارچین متکی است که توسط مردم دائو کشت می‌شوند. آنها فقیر نیستند؛ هر خانه‌ای باغ‌های انیسون و دارچین، شالیزارهای برنج، گاومیش و گاو دارد... اما زندگی آنها ساده و عمدتاً خودکفا است و نمی‌خواهند با کسی رقابت کنند، بنابراین کوه‌های بلند و خالی از سکنه پناهگاه آنها هستند.

در طول یک تور، از «ها»، مردی از قوم تای که پزشک و راهنمای تورهای آخر هفته بود و در شهر بین لیو زندگی می‌کرد، پرسیدم: «آیا باغی از انیسون ستاره‌ای یا دارچین دارید؟» «ها» گفت نه. فقط مردم دائو دارچین و انیسون ستاره‌ای می‌کارند. دوباره پرسیدم: «پس می‌توانیم آنها را بخریم.» «اوه نه، آنها را نمی‌فروشند، آنها را برای خودشان نگه می‌دارند.»

بعدازظهر همان روز، روزی که به اقامتگاه مزرعه‌ای تان رسیدم، هوا تاریک شده بود. بعد از باز کردن چمدان‌ها، تان به من و خواهرانم گفت که برای شام به خانه آقای سای برویم. تان توضیح داد که خانواده آقای سای از گروه قومی دائو تان فان و همسایه او هستند. اقامتگاه مزرعه‌ای تان و دوستش در زمینی بود که اجاره کرده بودند و خانواده برای اقامتگاه مزرعه‌ای کار می‌کردند. هر وقت مهمان داشتند، خانه‌شان مکانی محبوب برای بازدیدکنندگان بود تا فرهنگ محلی را تجربه کنند.

از آنجایی که از قبل به ما اطلاع داده شده بود، وقتی من و دوستانم رسیدیم، تمام خانواده آقای سای در حال آماده کردن شام بودند. برخی اردک و مرغ درست می‌کردند، گوشت را خرد می‌کردند و سبزیجات را تفت می‌دادند. خانم سای کنار آتش شعله‌ور به دیگ گوشت پخته رسیدگی می‌کرد. او مهربان و آرام به نظر می‌رسید و کم صحبت می‌کرد. او فقط آرام گوش می‌داد و لبخند می‌زد. او در میان خاکسترهای درخشان آتش، چندین ریشه کاساوا را در جایی دفن کرده بود. بعد از اینکه نشستیم و دست‌هایمان را گرم کردیم، تکه‌ای از کاساوای برشته شده را جدا کرد و به آرامی گفت: «کاساوا را بخورید، خوشمزه است.»

بیرون، هوا فوق‌العاده سرد بود، اما آشپزخانه کوچک خیلی گرم بود. همینطور که کاساوا می‌خوردم و خانواده آقای سای را در حال آماده کردن شام تماشا می‌کردم، احساس کردم در رمانی از ما وان خانگ، مانند «سکه نقره‌ای با گل‌های شکوفا» یا داستانی از «سفر کودکی» اثر دونگ تو هوئونگ، غرق شده‌ام.

من به غذای خانه آقای سی عادت نداشتم چون خیلی گوشتی و چرب بود. این قابل درک است؛ آنها در ارتفاعات کوهستان زندگی می‌کنند، جایی که هوا سرد است، بنابراین برای تحمل آن به چربی و پروتئین زیادی نیاز دارند. علاوه بر این، وعده‌های غذایی آنها حتماً باید شامل الکل می‌بود. الکل خانگی. غذای مخصوصی که آن روز برای من و خواهرانم سرو کردند، اردک پخته شده در الکل بود. اردک تمیز، سرخ شده، به دلخواه چاشنی زده می‌شد و سپس حدود یک لیتر الکل داخل قابلمه ریخته و روی حرارت ملایم می‌جوشاندند تا فقط کمی مایع باقی بماند.

این غذا بی‌نظیر و کاملاً خوشمزه است. این آبگوشت، غنای گوشت، طعم خوش ادویه‌ها و به خصوص تندی زنجبیل را در ترکیب با طعم تند و شیرین شراب برنج دارد. با نوشیدن یک فنجان از آن، تندی رو به افزایش آن، احساس سبکی سر را به همراه می‌آورد و خستگی از بین می‌رود.

همه در خانه آقای سای الکل زیادی می‌نوشیدند، اما سر و صدایی نبود. آنها می‌خندیدند، صحبت می‌کردند و شوخی می‌کردند، اما خبری از فریاد «تشویق!» یا دست دادن مثل مردم دشت نبود. در میانه‌ی نوشیدن، در مه مستی، من برایشان آهنگ محلی وام کو دونگ را خواندم و سپس آقای سای «پا دونگ»، یک آهنگ محلی دائو، را خواند. من شعر را نمی‌فهمیدم، اما احساس می‌کردم ملودی غمگین اما تأثیرگذار است.

آقای سی معنی آهنگ را توضیح داد: اگر گلی زیبا و معطر باشد، مردم آن را گرامی می‌دارند؛ اگر شخصی زیبا و خوب باشد، مردم او را دوست دارند... بعد از خواندن، تمام خانواده شراب نوشیدند. به نظر می‌رسید فقط خانم سی شراب نمی‌نوشید. او ساکت کنار شوهرش می‌نشست و به آواز خواندن، صحبت کردن و خندیدن او گوش می‌داد. گهگاه، او بلند می‌شد تا غذا بیاورد. همین، اما با نگاه کردن به چشمان آقای سی، مشخص بود که او "گل زیبا و معطر" خود اوست.

وقتی آنجا را ترک کردیم، صدای آواز و خنده‌ی کود حیوانی هنوز در باد می‌پیچید. تان گفت: «آنها تا پاسی از شب مشروب می‌خوردند. با این حال صبح روز بعد هنوز به طور عادی کار می‌کردند. فوق‌العاده است!»

دختران قبیله A Mấy نه ابرو دارند و نه مو.

خانواده آقای سای سه زن دارد، از جمله همسرش، و هر سه نفرشان «می» نام دارند. های، مرد جوانی که فارغ‌التحصیل رشته الکترونیک و مخابرات بود اما مدرک مهندسی خود را کنار گذاشت تا برای پرورش گل‌های رز عتیقه به بین لیو برود، گفت: «حالا اگر به چهارراه بروید و فریاد بزنید «یک می»، دو سوم زنان روستا فرار می‌کنند.» من تعجب کردم: «وای، این اسم خاصی است؟» های هم نمی‌دانست، فقط حدس می‌زد که باید اسم زیبایی باشد، مثل اسم مای در مناطق پست.

زنان قبیله آ مای، پس از ازدواج، ابروها یا موهای خود را بلند نمی‌کنند. من از طریق خواندن داستان‌هایی درباره ارتفاعات با این رسم آشنا شدم، بنابراین تعجب نکردم؛ در واقع، آن را زیبا یافتم. داستان قدیمی می‌گوید که مدت‌ها پیش، زنی از قبیله دائو در حال تهیه غذا برای شوهرش بود. او بی‌خبر از همه جا، در کاسه برنج مو وجود داشت که شوهرش آن را به‌طور تصادفی قورت داد. او که از این بابت بسیار پشیمان شده بود، سر و ابروهای خود را تراشید تا در حین تهیه غذا تمیز و عاری از هرگونه مانع باشند. زنان قبیله دائو تان فان در بین لیو عمدتاً لباس‌های قرمز و یک سربند مربع قرمز می‌پوشند و همیشه با لبخندی مداوم بر لب، مشغول آشپزی، تهیه غذا و پذیرایی از مهمانان و همسرانشان هستند.

سر میز شام، آنها کنار شوهرانشان نشستند، خندیدند، شوخی کردند و با هم نوشیدند. های با افتخار گفت: «خدای من، آن زن‌ها دیوانه‌وار می‌نوشند! فردا روز بازار است، وقتی به آنجا بروید، خواهید دید که چقدر خوش می‌گذرد.» در واقع، بازدید از بازار دونگ وان و دیدن زنان قبیله‌ی «ای می»، چه پیر و چه جوان، واقعاً لذت‌بخش بود. روز بازار فقط برای خرید و فروش نیست، بلکه مکانی برای قرار ملاقات و نوشیدن نیز هست. در غذاخوری‌های کوچک، هر جایی میزهایی دارد که توسط زنان، بی‌خیال و آرام، اشغال شده است. مردم دائو کمتر مقید به هنجارهای مرسوم هستند؛ به عنوان مثال، آنها سالی یک بار بازار عشق دارند. در آن روز، کسانی که زمانی با هم بودند، یکدیگر را جستجو می‌کنند و دوباره عاشق می‌شوند. این فقط برای یک روز است، سپس همه به خانه می‌روند. ۳۶۴ روز باقی مانده برای حال و آینده است.

من واقعاً از تماشای نحوه نگاه آقای سای به همسرش لذت بردم. مهربان، ملایم و محترمانه بود. تان زمزمه کرد: «مردان اینجا واقعاً به همسرانشان احترام می‌گذارند.» از ها پرسیدم: «آیا در منطقه ما مواردی از سوءاستفاده شوهران از همسرانشان وجود دارد؟» ها خندید و گفت: «خیلی کم، خواهر. ازدواج کردن آسان نیست. باید جهیزیه بدهید، ضیافتی تدارک ببینید... و همسران هم سخت کار می‌کنند، باید صبحانه بپزند، خانه را تمیز کنند و غیره. باید آنها را دوست داشته باشید.»

آه، همه جا زنانی هستند که شوهرانشان را دوست دارند و از فرزندانشان مراقبت می‌کنند، اما همه جا با زنان به این آزادی رفتار نمی‌شود و شوهرانشان به آنها با احترام نگاه نمی‌کنند، مثل زنان A Mấy که من در بین لیو دیدم.

ما از بازار دونگ وان بازدید کردیم و فو سرخ‌شده خوردیم، یک غذای مخصوص آشپزی بین لیو (وقتی تان گفت که بعد از بازدید از ستون فقرات دایناسور روز بعد به بازار دونگ وان خواهیم رفت، با خودم فکر کردم: «فکر می‌کردم دونگ وان در ها گیانگ است»، اما معلوم شد که بسیاری از مناطق «بازار دونگ وان» دارند، هرچند دلیلش را بررسی نکرده‌ام). بازار دونگ وان در بین لیو همچنین جایی است که اقلیت‌های قومی مانند هوآ، دائو، تای، سان دیو، کین و غیره در آن تجارت و معاشرت می‌کنند. خوشبختانه، روزی که من بازدید کردم شنبه و یکشنبه بود، بنابراین روز بازار آخر هفته بود.

با اینکه روز بازار بود، معمولاً حوالی ظهر تعطیل می‌شد. تا آن موقع، فروشندگان دیگر با شور و شوق مشتریان را صدا نمی‌زدند و خریداران هم زحمت چانه زدن به خود نمی‌دادند. با دیدن همه آنها، فکر کردم حتماً وقتشان را صرف چیزهای جالب‌تری از پول درآوردن می‌کنند. مثلاً، زنی که لباس می‌فروخت، با چشمان بسته غرق در نواختن ساز سنتورش بود و به رهگذران توجهی نداشت. فقط وقتی او را تشویق و تحسین کردم، چشمانش را باز کرد، لبخند زد، از من تشکر کرد و به نواختن ادامه داد.

«صحنه» بازار در زمان تعطیلی احتمالاً برای کسانی است که به دنبال لذت هستند، یا فراموش می‌کنند، یا نه به یاد می‌آورند و نه فراموش می‌کنند، زیرا بسیاری از مردم برای نوشیدن، خندیدن و گپ زدن شاد، یا تنها نشستن، یا... نوشیدن در حین راه رفتن جمع می‌شوند. در جایی شوهران مست تلوتلو می‌خورند و همسرانشان صبورانه پشت سرشان می‌دوند. سپس مردی تلوتلوخوران به خانه برمی‌گردد، پاهایش شل می‌شود و من اطراف را نگاه می‌کنم اما همسرش را نمی‌بینم. ها می‌خندد: «او هم احتمالاً رفته مشروب بخورد.» این احتمالاً درست است زیرا در هر مغازه نودل سرخ‌شده، میزهایی وجود دارد که زنان روی آنها می‌نشینند و می‌نوشند.

بعضی‌ها از من به خاطر داستان‌هایی که در مورد زنانی که در بارها و چایخانه‌ها نشسته‌اند (؟!) تعریف می‌کنم، انتقاد می‌کنند. با این حال، هر کسی دیدگاه و نقطه نظر خودش را دارد. من دوست دارم دختران A Mấy خودم را ببینم که با اعتماد به نفس بی‌خیال الکل می‌نوشند. آن نوع اعتماد به نفس، آن روح واقعاً آزاد - چند نفر چنین چیزی دارند؟

و گل هیبیسکوس - یک گلبرگ ساده اما پر جنب و جوش.

از وقتی از بین لیو برگشتم، داستان‌های زیادی تعریف کرده‌ام، اما هرگز داستان گل‌های سوفورا ژاپنیکا را تعریف نکرده‌ام. با این حال، هر وقت به بین لیو، آن سرزمین زیبا و شاعرانه، فکر می‌کنم، تصویر گلی سفید با مادگی زرد و عطری ملایم به ذهنم می‌رسد. گل‌های سوفورا ژاپنیکا معمولاً در ماه دسامبر، در فصلی که بادهای گزنده می‌وزد، به وفور شکوفا می‌شوند. در آن زمان، دامنه تپه‌ها و کنار جاده‌ها پوشیده از مزارع وسیعی از این گل‌ها هستند. این گل‌ها خیره‌کننده یا مجلل نیستند، بلکه به سادگی فریبنده هستند و وقتی عاشقشان می‌شوید، فراموش‌نشدنی می‌شوند؛ درست مانند مردم بین لیو، ساده، صادق و سرشار از زندگی، که وقتی آنها را ملاقات می‌کنید، تحسین شما را برمی‌انگیزند.

زیبایی گل گیاه خرزهره نه تنها در رنگ و عطر آن، بلکه در ارزش ذاتی آن نیز نهفته است. درخت خرزهره کاربردهای زیادی دارد. از دانه‌های آن برای استخراج روغن استفاده می‌شود. طبق منابع، روغن خرزهره حاوی مواد مغذی مفید بسیاری است، با سرطان مبارزه می‌کند، به کاهش وزن کمک می‌کند و ایمنی بدن را تقویت می‌کند. میزان و کیفیت روغن انواع خرزهره از بین لیو بسیار مورد توجه است، به ویژه میزان امگا ۳، ۶ و ۹ که با روغن زیتون قابل مقایسه است. علاوه بر این، به عنوان ماده اولیه مهمی در صنایعی مانند روغن ماشین، روغن روان‌کننده، روغن ضد زنگ، روغن چاپ و روغن مورد استفاده در پزشکی عمل می‌کند.

سایر قسمت‌های درخت سوفورا ژاپنیکا نیز کاربردهای زیادی دارند، مانند ریشه‌ها که برای درمان فارنژیت حاد، درد معده و رگ به رگ شدن استفاده می‌شوند. ریشه‌ها و پوست درخت برای درمان شکستگی استخوان و رگ به رگ شدن استفاده می‌شوند، پوست خشک شده به عنوان سوخت و زغال فعال استفاده می‌شود و باقیمانده پس از فشردن نفت خام برای تمیز کردن استخرهای پرورش میگو، تولید آفت‌کش‌ها و به عنوان کود استفاده می‌شود.

علاوه بر بادیان رومی و دارچین، روغن درخت استیراکس منبع درآمد قابل توجهی برای مردم محلی فراهم می‌کند. یک لیتر روغن استیراکس در حال حاضر حدود چهارصد هزار دونگ قیمت دارد. علاوه بر این، دولت محلی با برگزاری جشنواره گل استیراکس، معمولاً در ماه دسامبر، هم برای بزرگداشت ارزش این گل و هم برای ترویج گردشگری محلی، ارزش گل استیراکس را افزایش داده است. در طول جشنواره، بازدیدکنندگان می‌توانند خود را در دریایی از گل‌های سفید برفی استیراکس غرق کنند، دختران اقلیت قومی را با زیباترین لباس‌هایشان تحسین کنند، با گل‌ها عکس بگیرند و از فعالیت‌های فرهنگی، بازی‌های محلی، نمایشگاه‌ها و غذاهای محلی لذت ببرند.

باید بگویم که من رویکرد توسعه گردشگری مقامات بین لیو به طور خاص و استان کوانگ نین به طور کلی را بسیار تحسین می‌کنم، زیرا آنها به طور مؤثر از هر نقطه قوت محلی بهره می‌برند. اکنون با بازدید از بین لیو، تقریباً در تمام طول سال جشنواره‌هایی را خواهید یافت. علاوه بر چهار جشنواره اصلی - جشنواره هوا سو، جشنواره کینگ جیو، جشنواره سونگ کو و جشنواره خانه اشتراکی لوک نا - جشنواره برداشت طلایی، جشن تولد یک نوزاد و موارد دیگر نیز وجود دارد.

علاوه بر این، آنها مرتباً مسابقاتی مانند فوتبال زنان برای گروه قومی سان چی، مسابقات دو روی "ستون فقرات دایناسور" و بازارهای آخر هفته را برگزار می‌کنند. هر جشنواره بر ترویج ارزش‌های فرهنگی منحصر به فرد آن منطقه تمرکز دارد. در نتیجه، نه تنها این ارزش‌های فرهنگی حفظ می‌شوند، بلکه به طور کامل مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند و گردشگران بیشتری را به بین لیو جذب می‌کنند و در نتیجه زندگی اقتصادی مردم را بهبود می‌بخشند و نام بین لیو را به طور فزاینده‌ای در نقشه گردشگری جهان برجسته می‌کنند.

این داستانی است که هر محلی نمی‌تواند آن را تعریف کند!

تان نام

منبع: https://baotayninh.vn/binh-lieu-noi-nang-rat-diu-dang-a191688.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دوستانه

دوستانه

خورشید غروب می‌کند.

خورشید غروب می‌کند.

آرامگاه هوشی مین

آرامگاه هوشی مین