Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

نکاتی در مورد فرهنگ ژاپنی

Báo Quốc TếBáo Quốc Tế16/07/2023


آیا در ژاپن این امکان وجود دارد که امر جدید، امر قدیمی را از بین نبرد، بلکه آن را در خود جای دهد و امر قدیمی به عنوان پایه و اساسی برای توسعه امر جدید عمل کند؟
Toàn cảnh thủ đô Tokyo, Nhật Bản. (Nguồn: Getty Images)
منظره‌ای پانوراما از توکیو، ژاپن. (منبع: گتی ایمیجز)

یک صبح زود تابستان، هنگام قدم زدن در گوشه خیابانی باغبانی شده در توکیو، من (هوو نگوک) گروهی از دوندگان را دیدم. آنها هنگام دویدن با ریتم فریاد می‌زدند؛ فریادهایشان تیز و قدرتمند بود. کمی بعد، هنگام عبور از یک منطقه مسکونی، صدای خواننده زن را شنیدم، آرام و غمگین، که از یک دستگاه پخش کاست پخش می‌شد - آهنگی که در اوایل دهه ۱۹۴۰ در ویتنام شنیده بودم، مثل "شب چینی" (Shina no yoru).

یک شب، تنها در اتاق هتل توکیو نشسته بودم و چای می‌نوشیدم و تلویزیون تماشا می‌کردم. چای در یک پاکت کاغذی زیبا بود؛ ریختن آب جوش روی آن منجر به چای سبز کم‌رنگ و شفافی شد که وقتی جرعه جرعه نوشیده می‌شد، حس آرامش‌بخشی داشت. اما وقتی به صفحه کوچک تلویزیون نگاه کردم، آن حس از بین رفت: در فیلم هنرهای رزمی، صحنه‌ای از گردن زدن وجود داشت، خون به آرامی از سر بریده می‌چکید و لرزه بر اندامم می‌انداخت.

صحنه‌های زندگی روزمره که به این وضوح به تصویر کشیده شده بودند - و همچنین بسیاری از پدیده‌های فرهنگی و هنری دیگر در ژاپن - برداشتی چشمگیر از تضاد و تقابل شدید را در من ایجاد کردند. البته، در هویت یک فرد و همچنین یک ملت، عناصر متضاد و مخالف طبیعی هستند.

اما به نظر می‌رسد هیچ ملتی کاملاً شبیه ژاپنی‌ها نیست: در شخصیت آنها، عناصر متضاد و مخالف به وضوح، به شدت و "خشن" به نمایش گذاشته شده‌اند. بنابراین، آیا "خشن بودن" یا ظرافت ظریف، جوهر فرهنگ ژاپنی است؟ نویسنده میشیما سنت مردانگی خشن را ستایش می‌کند، در حالی که نویسنده کاواباتا جوهر فرهنگ ملی را در هنر ظریف و زنانه جستجو می‌کند.

این دو عنصر، همراه با بسیاری دیگر، همچنان با هم در می‌آمیزند تا یک فرهنگ هماهنگ ژاپنی را خلق کنند که با ویژگی مشترک «لطف درونی به جای شکوه بیرونی» مشخص می‌شود. به گفته فیلسوف و منتقد، موتووری نوریناگا (۱۷۳۰-۱۸۰۱)، فرهنگ ژاپنی با «زنانگی» مشخص می‌شود، که برجسته‌ترین آن در دوره هیان است؛ «این زنانگی از طریق تفکر عملی و غیرسیستماتیک بیان می‌شود»، برخلاف تفکر چینی.

فرهنگ مادی و معنوی ژاپن گواهی بر دستاوردهای بشری است: بیش از ۱۲۵ میلیون نفر، متمرکز در جزایر فقیر و دورافتاده با تنها ۶۰ هزار کیلومتر مربع مساحت قابل استفاده، از یک کشور فئودالی فقیر و عقب‌مانده، ابرقدرتی ساختند و به خط مقدم جهان صعود کردند.

بسیاری از نظریه‌ها «منحصر به فرد بودن ژاپن» را از طریق عوامل اقتصادی ، اجتماعی، جغرافیایی، تاریخی، نژادی و فرهنگی توضیح می‌دهند. با این حال، در علوم انسانی، ادعای حقیقت مطلق دشوار است و استدلال ذهنی اجتناب‌ناپذیر است.

نظریه‌هایی مبتنی بر جغرافیا وجود دارند که عوامل تعیین‌کننده‌ای در نظر گرفته می‌شوند: موقعیت دورافتاده‌ی مجمع‌الجزایر از سرزمین اصلی، ژاپن را در برابر تهاجم خارجی کمتر آسیب‌پذیر می‌کرد، برای تشکیل یک ملت همگن مطلوب بود، اما همچنین مانع از هجوم تدریجی تأثیرات فرهنگی خارجی می‌شد. آب و هوای معتدل برای «تمدن» انسانی مطلوب‌تر از مکان‌هایی بود که خیلی سرد یا خیلی گرم بودند.

در عین حال، آب و هوای سخت (آتشفشان‌ها، زلزله‌ها، سونامی‌ها، طوفان‌ها، سیل‌ها و غیره) و زمین‌های محدود برای کشت برنج، در ناخودآگاه جامعه، برداشت‌هایی «خشن» و ناامن القا می‌کرد. بنابراین، آنها به زندگی ساده، ریاضت‌کشانه و ارزش قائل شدن برای جمع، از خانواده و روستا گرفته تا ملت، برای بقا عادت کردند. از سوی دیگر، طبیعت باشکوه یا زیبا که در زندگی روزمره (مسکن، جشنواره‌ها، گل‌آرایی، بونسای، مراسم چای و غیره) ادغام شده بود، زیبایی‌شناسی (معماری، نقاشی و غیره) و باورهای جاندارانگارانه مردم ژاپن (شینتوئیسم - امپراتور آنها را از نوادگان خدای خورشید می‌داند) را پرورش داد.

برخی نظریه‌ها نشان می‌دهند که راز موفقیت و کلید فرهنگی ژاپن در ایدئولوژی سنتی آن نهفته است. فراتر از شینتوئیسم، سیستم اعتقادی بومی که زیربنای محبت عمیق به طبیعت، مردگان، امپراتور، خانواده، روستاها و ملت است، واردات ایدئولوژی‌های اصلی بودایی و کنفوسیوسی از چین (فرهنگ بودایی)، همراه با شینتوئیسم، در شکل‌گیری شخصیت ژاپنی نقش داشته است. معماری، نقاشی و سبک زندگی تا به امروز عمیقاً تحت تأثیر بودیسم قرار دارند.

ذن، به ویژه، در درجه اول بر مراقبه و رسیدن به بوداگرایی تمرکز داشت؛ این مکتب در قرن‌های ۱۴ تا ۱۶ به عنوان عنصری حیاتی در فرهنگ جنگجویان تثبیت شد: خودسازی، انضباط، ارتباط با طبیعت و هنرهای پالایش‌یافته (باغ‌های ذن، مراسم چای و غیره). مکتب سرزمین پاک بودیسم، که نام آمیتابا بودا را بر خود داشت، در بین مردم محبوبیت بیشتری داشت. کنفوسیوسیسم ژاپنی به شدت بر مفهوم «وفاداری» و «درستکاری» تأکید داشت؛ این مکتب به پایه و اساس جامعه فئودالی تبدیل شد و از آرمان «بوشیدو» (راه جنگجو) حمایت کرد.

یک نظریه می‌گوید که موفقیت ژاپن در «غربی‌سازی» و بهبودی آن از خسارات جنگ جهانی دوم، ناشی از توانایی آن در تغییر مبانی ایدئولوژیک و مذهبی سنتی خود، به ویژه کنفوسیوس‌گرایی (روح جامعه، مفهوم «هماهنگی» در نظم سلسله مراتبی آسمان، زمین و انسان و در جامعه بشری) بود. نوسازی در دوران میجی (۱۸۶۸ - باز شدن درها و هجوم فرهنگ غربی) در یک اقتصاد فرماندهی کاملاً کنترل‌شده و مبتنی بر سنت‌های فئودالی اجرا شد.

امروزه، ژاپن فرهنگی دارد که به طور فزاینده‌ای با تأثیرات صنعتی و فناوری، ویژگی‌های «جامعه مصرفی» غربی و بین‌المللی شدن مشخص می‌شود. در زندگی روزمره، ژاپنی‌ها با موفقیت نفوذ فرهنگ غربی را با سنت‌های خود آشتی داده‌اند. یک نمونه رایج، تاجری است که روزهای خود را در محاصره ماشین‌ها و سرعت الکترونیکی توکیو می‌گذراند، و تنها برای اینکه با کیمونوهای خود برگردد و آداب و رسوم سنتی را در عصر رعایت کند.

آیا در ژاپن این امکان وجود دارد که امر جدید، امر قدیمی را از بین نبرد، بلکه آن را در خود جای دهد و امر قدیمی به عنوان پایه و اساسی برای توسعه امر جدید عمل کند؟



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
صندوق رأی سیار

صندوق رأی سیار

وطن در قلب من

وطن در قلب من

مدرسه ابتدایی ترونگ سان عاشق ویتنام است.

مدرسه ابتدایی ترونگ سان عاشق ویتنام است.