Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

از حضور گرمتان اساتید سپاسگزاریم.

(PLVN) - اینها معلمانی هستند که به سرزمین‌هایی آمده‌اند و در آنجا مانده‌اند، سرزمین‌هایی که هنوز با مشکلات بی‌شماری روبرو هستند. آنها افسانه‌های بسیاری را در زندگی واقعی بافته‌اند و دانش‌آموزان خود را تا سواحل دوردست هدایت کرده‌اند.

Báo Pháp Luật Việt NamBáo Pháp Luật Việt Nam12/11/2023


با وجود مشکلات فراوان، بسیاری از معلمان در مدارس مناطق کوهستانی باقی می‌مانند. (منبع تصویر: TT/GD&TĐ) با وجود مشکلات فراوان، بسیاری از معلمان در مدارس مناطق کوهستانی باقی می‌مانند. (منبع تصویر: TT/GD&TĐ)

(PLVN) - اینها معلمانی هستند که به سرزمین‌هایی آمده‌اند و در آنجا مانده‌اند، سرزمین‌هایی که هنوز با مشکلات بی‌شماری روبرو هستند. آنها افسانه‌های بسیاری را در زندگی واقعی بافته‌اند و دانش‌آموزان خود را تا سواحل دوردست هدایت کرده‌اند.

«معلم، لطفا ما را ترک نکن.»

آقای وو ون تونگ (۴۳ ساله، معلم مدرسه ابتدایی و متوسطه دین ناپ، بخش پو تو، منطقه ایا پا، استان گیا لای ) گفت که در ۱۰ سال گذشته، بارها شاهد بوده است که دانش‌آموزان فقیر گرسنه به مدرسه می‌روند. در طول زنگ تفریح، بسیاری از کودکان برای رفع گرسنگی خود، یواشکی از کلاس فرار می‌کردند تا در خانه غذا پیدا کنند.

آقای تونگ با احساسی گفت: «مدرسه ما در روستاهای بی گیونگ و بی-گیا، کمون پو تو، منطقه ایا پا، استان گیا لای واقع شده است که به عنوان فقیرترین روستاها در یکی از فقیرترین مناطق کشور شناخته می‌شود.» بنابراین، معلمان اینجا صبح‌های خود را صرف تدریس و بعدازظهرهای خود را صرف تشویق دانش‌آموزان به حضور در کلاس می‌کنند. آنها هر روز به چندین خانواده سر می‌زنند. ترغیب دانش‌آموزان به آمدن به مدرسه دشوار است، اما جلوگیری از ترک تحصیل آنها حتی سخت‌تر است. در روزهای اولیه، وقتی معلمان می‌رسیدند، بسیاری از والدین آنها را رد می‌کردند، حتی آنها را بدرقه می‌کردند و می‌پرسیدند: «چرا به مدرسه برویم؟ آیا رفتن به مدرسه هزینه دارد؟...»

آقای تونگ در مواجهه با فقر مداوم، ایده ایجاد یک «غرفه نان رایگان» را مطرح کرد. پس از شنیدن داستان او، صاحب یک نانوایی تصمیم گرفت هر هفته ۶۰ قرص نان اهدا کند. با این حال، این برای بیش از ۳۷۰ دانش‌آموز کافی نبود، بنابراین آقای تونگ مجبور شد بخشی از حقوق ناچیز خود را برای خرید نان بیشتر استفاده کند. در ۵ دسامبر ۲۰۲۱، «غرفه نان رایگان» رسماً افتتاح شد.

از آن روز به بعد، آقای تونگ هر روز صبح مجبور بود ساعت ۴ صبح از خانه خارج شود و به نانوایی که ۲۵ کیلومتر دورتر بود برود تا نان بگیرد و از ساعت ۶ صبح تا ۶:۳۰ صبح بین دانش‌آموزان توزیع کند. از زمان اجرای «غرفه نان رایگان»، دانش‌آموزان به موقع به مدرسه می‌رسند و حضور و غیاب دانش‌آموزان حفظ شده است.

همزمان، آقای تونگ یک صندوق معیشتی نیز تأسیس کرد. از پولی که جمع‌آوری کرد، بز و گاو خرید تا به دانش‌آموزان فقیر با شرایط بسیار دشوار اهدا کند، به خانواده‌هایشان کمک کند تا از نظر اقتصادی پیشرفت کنند، غذای کافی برای خوردن داشته باشند و فرزندانشان بتوانند به مدرسه بروند. علاوه بر این، او از دانش‌آموزان در دریافت درمان پزشکی نیز حمایت می‌کرد. به عنوان مثال، یکی از دانش‌آموزان از عفونت قارچی، یک قارچ نادر که به اعماق جمجمه و مغز نفوذ کرده بود، رنج می‌برد. آقای تونگ دانش‌آموز را به مدت پنج ماه برای درمان برد تا اینکه بیماری‌اش درمان شد. مورد دیگر مربوط به دانش‌آموزی بود که بیماری مادرزادی قلبی داشت؛ به لطف ارتباطات آقای تونگ، دانش‌آموز ۱۰۰٪ حمایت مالی برای جراحی دریافت کرد...

شانزده سال از زمانی که من در این منطقه فقیرنشین تدریس را شروع کردم، می‌گذرد. ​​معلم تونگ گفت: «پس از سال‌ها اینجا بودن، برای همسرم که مجبور بود همه چیز را فدای مراقبت از خانواده کند، و برای فرزندانی که به دلیل کار کردن پدرشان از صبح تا غروب هر روز رنج می‌بردند، متاسفم. در تابستان ۲۰۲۱، نامه‌ای نوشتم و درخواست انتقال به منطقه‌ی مساعدتری را کردم. اتفاقاً، یک دانش‌آموز نامه‌ام را خواند و به همراه دوستانش با من ملاقات کرد و گفت: «معلم، لطفا ما را ترک نکن!» من عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتم و بلافاصله درخواست را کنار گذاشتم. برای معلمانی مانند ما، محبت و وفاداری دانش‌آموزانمان انگیزه بزرگی است که به ما کمک می‌کند بر همه مشکلات غلبه کنیم...»

در مراسم اهدای جوایز اخیر «همکاری با معلمان»، آقای تونگ به طور غیرمنتظره‌ای با یکی از دانش‌آموزانش، توی وان، که در حال حاضر دانشجوی سال چهارم دانشگاه زبان‌های خارجی دانشگاه دا نانگ است ، ملاقات کرد. به یاد وان، در دوران راهنمایی، آقای تونگ همیشه با پشتکار به او آموزش می‌داد و راهنمایی‌اش می‌کرد و با عشقی مادرانه و معلمی، با دقت برای هر دانش‌آموز صبحانه آماده می‌کرد. او نه تنها این، بلکه از دانش‌آموزانش از نظر مالی نیز حمایت می‌کرد و حتی یک گاو برای کمک به تحصیل آنها اهدا می‌کرد. توی وان با احساسی ابراز کرد: «محبت و عشق معلمان ما انگیزه‌ای برای ما دانش‌آموزان است تا بر مشکلات غلبه کنیم و در طول دوران تحصیل سخت تلاش کنیم و درس بخوانیم و تمرین کنیم. من عمیقاً از فداکاری‌های او قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم، زیرا از نظر من، او مانند یک مادر خاص است.»

معلم وو وان تونگ، مدرسه ابتدایی و متوسطه دین ناپ، کمون پو تو، ناحیه ایا پا، استان گیا لای. معلم وو وان تونگ، مدرسه ابتدایی و متوسطه دین ناپ، کمون پو تو، ناحیه ایا پا، استان گیا لای.

من همیشه اهمیت تلاش و پشتکار را به دانش‌آموزانم القا می‌کنم.»

آقای دانه لوک (متولد ۱۹۸۶) در حال حاضر معلم مدرسه ابتدایی بان تان دین (کین گیانگ) است. آقای لوک در ۱۵ سال تدریس خود، به دلیل مشکلات و سختی‌های تدریس در مکانی که فاقد بسیاری از امکانات اولیه است، بارها به ترک این حرفه فکر کرده است. آقای لوک از کودکی رویای معلم شدن را در سر می‌پروراند، اما شرایط خانوادگی‌اش مانع از دنبال کردن این رویا می‌شد. پس از پایان کلاس دوازدهم، او به کار خود ادامه داد تا از نظر مالی به خانواده‌اش کمک کند.

آقای لوک پس از مدتی کار، به‌طور غیرمنتظره‌ای مطلع شد که بورسیه کامل تحصیلی برای یک برنامه تربیت معلم در کالج تربیت معلم کین گیانگ به او اعطا شده است. در سال ۲۰۰۸، پس از فارغ‌التحصیلی، آقای لوک در مدرسه راهنمایی مای تای در هون دات (کین گیانگ) تدریس می‌کرد: «در آن زمان، درست پس از فارغ‌التحصیلی، حقوق من فقط برای پوشش هزینه‌های زندگی کافی بود. با حقوق ۱ میلیون دونگ ویتنامی در ماه، حتی نمی‌توانستم بنزین بخرم. در آن زمان مدرسه اغلب مرطوب و نشتی داشت. در روزهایی که باران شدید و طوفان می‌بارید، اغلب مجبور بودم شب را در مدرسه بخوابم.»...

بعداً، آقای لوک درخواست انتقال به مدرسه ابتدایی بان تان دین را داد تا به پدرش نزدیک‌تر باشد. به دلیل کمبود معلم، آقای لوک مجبور شد در یک کلاس مختلط برای دانش‌آموزان پایه‌های اول، دوم و سوم تدریس کند. آقای لوک گفت: «بیشتر دانش‌آموزان کلاس خمر بودند. این به این معنی بود که من مجبور بودم به صورت دو زبانه تدریس کنم زیرا دانش‌آموزان به زبان ویتنامی مسلط نبودند. راستش را بخواهید، در آن دوره کمی احساس دلسردی کردم.»

گاهی اوقات، وقتی احساس می‌کرد باید تسلیم شود، به یاد زمان‌هایی می‌افتاد که مردم محلی فرزندانشان را به او می‌سپردند و زمان‌هایی که چشمان مشتاق دانش‌آموزان را می‌دید. با این فکر، به تلاش خود ادامه می‌داد. در برخی موارد، دانش‌آموزان مدرسه را رها می‌کردند تا به دنبال والدین خود به کار کشاورزی بروند، بنابراین آقای لوک به خانه‌های آنها می‌رفت تا آنها را متقاعد کند و از حالشان جویا شود. آقای لوک همیشه به دانش‌آموزانش یادآوری می‌کرد: «ممکن است نتوانید تحصیلات خود را تمام کنید، اما حداقل باید خواندن و نوشتن بدانید. اگر گم شدید، می‌توانید بخوانید تا راه خانه را پیدا کنید. یا اگر شیشه دارویی دیدید، می‌توانید تشخیص دهید که سم است یا نه...»

خانم Quách Thị Bích Nụ (متولد 1987) در حال حاضر مدیر مهدکودک Yên Hòa، کمون Yên Hòa، منطقه Đà Bắc، استان Hòa Bình است. او در یک منطقه روستایی فقیر در کنار رودخانه دا بزرگ شد، جایی که اجدادش زمینی را برای ساخت نیروگاه برق آبی هوآ بین واگذار کردند.

محله‌ی نهاپ، کمون دونگ رونگ، منطقه‌ای بسیار دورافتاده و محروم در شهرستان دا باک، استان هوا بین است. ساکنان آن در دامنه‌ی تپه‌ها در امتداد ساحل رودخانه پراکنده شده‌اند، بنابراین حمل و نقل عمدتاً با قایق انجام می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها قایق ندارند و همین امر حمل و نقل فرزندانشان به مدرسه و از مدرسه را بسیار دشوار می‌کند. بنابراین، او داوطلب شد تا بچه‌ها را به مدرسه ببرد تا والدین را آرام کند.

با یادآوری روزهای اولیه کار در آنجا، در سال ۲۰۰۵، زمانی که او یک معلم قراردادی بود و فقط ۵۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی در ماه درآمد داشت، تنها وسیله حمل و نقل او و دانش‌آموزانش یک کلک بود که از چوب‌های بامبو مخلوط با سیمان برای ساختن یک قایق ساخته شده بود. در هوای آفتابی خوب بود، اما در هوای بد - باران، مه، دمای انجماد - سفر بسیار دشوار می‌شد و دید محدود بود. در آن زمان‌ها، او و دانش‌آموزانش با احتیاط راه خود را به جلو می‌رفتند یا در امتداد ساحل جمع می‌شدند و منتظر می‌ماندند تا باد فروکش کند و سپس ادامه دهند.

و بنابراین، بی‌سروصدا، روز به روز، صبح و عصر، خانم نو ضمن اینکه داوطلبانه قایق‌رانی می‌کرد و دانش‌آموزان را از دهکده نهاپ به مدرسه می‌برد، مراقبت از کودکان را نیز مدیریت می‌کرد. «در طول ۱۸ سال گذشته، دقیقاً به خاطر نمی‌آورم که چند کودک را جابجا کرده‌ام یا چند سفر انجام داده‌ام. فقط به یاد دارم که در سال تحصیلی، حداقل دو کودک را جابجا کرده‌ام و در سالی که بیشترین تعداد کودک را جابجا کرده‌ام، ۱۸ کودک را. من همیشه آن بچه‌ها را خانواده خودم می‌دانم...»

تا به امروز، در منطقه اسکان مجدد جدید پس از سیل تاریخی سال ۲۰۱۷، معلمان و دانش‌آموزان دیگر مجبور نیستند برای رسیدن به مدرسه از رودخانه عبور کنند. خانم نو با اطمینان گفت: «من هرگز به توقف این کار فکر نکرده بودم زیرا خیلی دشوار بود، زیرا اگر من این کار را رها می‌کردم، بچه‌ها نمی‌توانستند به مدرسه بروند. یا اگر می‌توانستند، بسیار دشوار و طاقت‌فرسا بود. من نمی‌توانم در هزینه‌های تحصیل یا هزینه‌های روزانه غذا به آنها کمک کنم، اما همیشه انگیزه پشتکار و تلاش را در آنها القا می‌کنم زیرا با تلاش، همه رویاها می‌توانند به واقعیت تبدیل شوند.»...

در سراسر کشور، معلمانی هستند که فداکاری‌های خاموشی کرده‌اند و به دلیل چشمان مبهوت دانش‌آموزانشان نمی‌توانند آنجا را ترک کنند. همانطور که دختر شایسته جهان، هِن نیه، بیان کرد، او در کوهستان با آداب و رسوم منسوخ بزرگ شده است و ملاقات با این معلمان مانند دیدن خودش در دوران کودکی‌اش بود. او عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفت و سپاسگزار بود زیرا معلمان تسلیم نشدند و به او و بسیاری از کودکان دیگر اجازه دادند تا به آرزوهای خود برسند. و مهمتر از همه، به خاطر چیزهای بزرگی که باقی مانده است، این معلمان مانند "مادرانی" هستند که برای همیشه در قلب دانش‌آموزانشان گرامی داشته خواهند شد...


منبع: https://baophapluat.vn/cam-on-thay-co-da-o-lai-post495969.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
مارس

مارس

نمایشگاه درون من

نمایشگاه درون من

هنر ویتنامی

هنر ویتنامی