اخیراً، ویدئویی که لحظه غافلگیری پسر جوانی را پس از بازگشت از مدرسه از ازدواج خواهر بزرگترش نشان میدهد، احساسات آمیختهای از همدردی و سرگرمی را در بسیاری از بینندگان برانگیخته است.
پسر با دوچرخه به خانه برگشت و با دیدن خواهر بزرگتر و برادر همسرش که مراسم نامزدی برگزار کرده بودند، شگفت زده شد. در میان جمع کثیری از اقوام، قیافه بهت زده او به سرعت توجه همه را به خود جلب کرد. او حتی مدام به این طرف و آن طرف نگاه می کرد، کاملاً گیج شده بود.
عروس، اوین نهو (۲۶ ساله، ساکن فو ین)، در گفتگو با Tri Thức - Znews گفت که برادر کوچکترش، تیان، کلاس پنجم است و ۱۵ سال از او کوچکتر است.
نهو به طور محرمانه گفت: «قبلاً، شوهرم اغلب برای دیدن، گپ زدن و شوخی با خواهر کوچکترم به خانه ما میآمد که خیلی سرگرمکننده بود. اما وقتی صحبت از ازدواج، مراسم نامزدی یا سازماندهی عروسی میشد، او خیلی کوچک بود که چیزی بداند؛ بزرگترها فقط بین خودشان در مورد آن بحث میکردند.»
به گفته عروس، روز مراسم، برادر کوچکترش طبق معمول به مدرسه رفت. وقتی به خانه رسید و به او گفته شد که خواهرش در شرف ازدواج است، پسر نتوانست تعجب خود را پنهان کند.
او تعریف کرد: «اولش فقط گیج شده بود، اما بعد از اینکه ماجرا برایش توضیح داده شد، شروع به هق هق کرد. مهم نبود چقدر مردم سعی میکردند او را آرام کنند، او دست از گریه کردن برنمیداشت.»
![]() ![]() |
برادر کوچکتر نهو ۱۵ سال از او کوچکتر است، بنابراین از کودکی همیشه مورد توجه و محبت نهو بوده است. |
همانطور که قبلاً ذکر شد، هر وقت تیان به خاطر ازدواج خواهر بزرگترش مورد تمسخر قرار میگرفت، بسیار غمگین میشد و حتی فوراً گریه میکرد زیرا برای او بسیار متاسف بود.
او گفت: «این دو خواهر ۱۵ سال اختلاف سنی دارند، اما خیلی به هم نزدیک هستند. از کودکی، من همیشه خواهر کوچکترم را دوست داشتهام، به او توجه داشتهام و او را لوس کردهام. معمولاً او خیلی به من وابسته است، بنابراین وقتی فهمید که قرار است ازدواج کنم، خیلی ناراحت شد.»
بعد از اینکه خواهر بزرگترش او را دلداری داد و به او قول غذای خوشمزه برای شام داد، تین بالاخره گریه کردن را متوقف کرد.
خوشبختانه، خانواده شوهر نهو در همان نزدیکی زندگی میکردند، بنابراین پس از ازدواج، او هنوز هم میتوانست برادر کوچکترش را مرتباً ببیند.
نهو گفت: «خانواده شوهرم در همین نزدیکی زندگی میکنند، بنابراین بعد از ازدواج، میتوانم اغلب به خانه والدینم سر بزنم. وقتی این را شنیدم، احساس راحتی بیشتری کردم.»
این کلیپ، پس از انتشار، میلیونها بازدید و نظرات دلسوزانه بسیاری از جامعه آنلاین را به خود جلب کرد: «شوکه، گیج و مبهوت از اینکه آخرین فرد خانواده بودم که از این خبر مهم مطلع شدم»؛ «من هم وقتی کوچک بودم همینطور بودم، خواهرم ازدواج کرد و بدون اینکه من بدانم بیش از ۱۰۰ کیلومتر از خانه دور شد، چون من بیخیال بودم و فقط روی درسهایم تمرکز داشتم»؛ «خیلی غمانگیز است، او حتماً خواهر بزرگترش را خیلی دوست دارد که اینطور گریه میکند.»
منبع: https://znews.vn/cau-be-vua-di-hoc-ve-moi-hay-tin-chi-gai-lay-chong-post1655997.html









نظر (0)