عصر یک روز آخر هفته، سرباز توآن که تازه به واحد برگشته بود، با دیدن اینکه سمت چپ زمین یک بازیکن کم دارد، از رفقایش پرسید که آیا می‌تواند به آنها بپیوندد. پس از حدود ۱۰ دقیقه، توآن دو گل به ثمر رساند. کمی بعد، در حالی که با شور و شوق از کنار مدافع تیم حریف می‌گذشت، توآن زمین خورد، با صورت به زمین خورد و مجبور شد لنگان لنگان زمین را ترک کند. خوشبختانه، او آسیب جدی ندید.

تصویرسازی: فونگ مین

پس از اینکه بازیکنان متفرق شدند، معاون کمیسر سیاسی گردان، سرباز درجه یک توان، کسی که سرباز توان را زمین زده بود، را فراخواند تا روی نیمکت سنگی بنشیند و پرسید:

- آیا بعد از اینکه رفیقت را که تازه به واحد پیوسته بود، زمین زدی، احساس پشیمانی کردی؟

- بله... بله... از کجا فهمیدید آقا؟

- من موقعیت رو واضح دیدم و به نظر می رسید که عمداً این کار رو می کردی، مگه نه؟

بله، می‌دانم اشتباه کردم. اما در آن لحظه احساس کردم... ناامید شدم.

- چرا اینقدر ناعادلانه بازی می‌کنی؟ ورزش به بازی جوانمردانه نیاز دارد. گذشته از این، به عنوان یک سرباز ارشد، باید حتی نجیب‌تر و درستکارتر باشی! پارسال، وقتی تازه به واحد ملحق شده بودی و سربازان مسن‌تر با تو ناعادلانه رفتار کردند، ناراحت نشدی؟ آیا قانع و راضی بودی؟ خوشبختانه، پای آن سرباز نشکست. اگر او آسیب جدی می‌دید، چه کار می‌کردی؟

بله، می‌دانم اشتباه کردم. عذرخواهی می‌کنم، قربان، و بعداً با سربازی که به من پشت پا زد هم ملاقات خواهم کرد تا عذرخواهی کند.

- اگر واقعاً اشتباهت را بپذیری، دیگر از تو تنبیه انضباطی نمی‌خواهم. اما آیا قول می‌دهی که از این به بعد همیشه زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشی و با سربازان پایین‌تر، رفقا و هم‌رزمانت با احترام رفتار کنی؟

بله، قول می‌دهم!

افسر سیاسی گردان به شانه سرباز توآن زد و با گرمی گفت: «برای اینکه رهبر شایسته‌ای باشی، باید احترام و تحسین زیردستان خود را به دست آوری. تنها در این صورت است که آنها واقعاً به تو احترام می‌گذارند و تو را گرامی می‌دارند، و حتی وقتی پیر شدی، هنوز هم یکدیگر را به خوبی به یاد خواهی داشت و به آنها احترام خواهی گذاشت!»

هم‌تیمی

    منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/xay-dung-quan-doi/cau-chuyen-ky-luat-lam-anh-833467