Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

ماجراهای ماهی کپور قرمز و طبیعت سیال آب.

VHO - در سال‌های اخیر، ادبیات کودکان ویتنام شاهد افزایش تعداد آثار با روحیه بوم‌شناختی بوده است، اما هر کتابی نمی‌تواند از محدودیت‌های یک داستان آموزنده در لباس افسانه فراتر رود.

Báo Văn HóaBáo Văn Hóa26/05/2026

ماجراهای ماهی کپور قرمز و ماهیت سیال آب - تصویر ۱
«ماجراهای کپور قرمز» نوشته فام هونگ دیپ، داستان سفر ماجراجویانه یک گونه ماهی را روایت می‌کند.

کتاب «ماجراهای ماهی کپور قرمز» اثر فام هونگ دیپ (انتشارات تری توک، ۲۰۲۶) نمونه‌ای شایان توجه است، زیرا نه تنها ماجراهای یک ماهی را روایت می‌کند، بلکه تلاش می‌کند تا یک جهان‌بینی کامل از آبزیان را بنا نهد، جایی که آب صرفاً یک محیط نیست، بلکه به شکلی از تفکر، گفتمانی در مورد هستی، همزیستی و سازگاری تبدیل می‌شود.

در مقدمه، منتقد بویی ویت تانگ، کتاب را «گفتمانی درباره آب» می‌نامد. به نظر من، این تقریباً مفیدترین کلید برای درک کلیت هنری این اثر است.

در * ماجراهای ماهی کپور صورتی *، آب به ساختار پویای شبکه حیات تبدیل می‌شود. هر موجود زنده‌ای باید یاد بگیرد که مانند آب جاری شود، مسیر خود را تغییر دهد و فرار کند.

از برکه تمساح‌ها تا کانال شناور، از شالیزارهای برنج تا مناطق آب شور، از جنگل حرا تا دگرگونی اژدهای چرخان در پایان اثر، کل سفر کپور سرخ اساساً سفری برای یادگیری جوهر سیال هستی است.

در حالی که تمدن‌های کشاورزی کلاسیک اغلب از «زمین» به عنوان نمادی از ثبات (سکونت) استفاده می‌کردند، این کتاب «آب» را به عنوان الگویی از هستی در نظر می‌گیرد - الگویی که در آن زندگی مترادف با حرکت، سازگاری، خود-موقعیت‌یابی و خود-بازسازی مداوم است.

شاید به همین دلیل است که واقعیت در این اثر هیچ مرز تغییرناپذیری ندارد. افراد زنده همیشه خود را در حالت «حرکت» قرار می‌دهند. حتی بلوغ در اینجا به شکل نردبانی که به سمت بالا می‌رود نیست، بلکه مانند یک جریان تدریجی در حال گسترش است. ماهی کپور قرمز با شنا کردن در لایه‌های مختلف آب‌های زندگی رشد می‌کند.

به عبارت دیگر، در حالی که ماهی کپور قرمز در فضای آبی سفر می‌کند، از طریق تغییرات آب، قوانین بقا را نیز درک می‌کند. این سبک نوشتاری فام هونگ دیپ کاملاً مدرن است.

تصادفی نیست که بوی ویت ثانگ این اثر را به مفهوم «علوم انسانی-آبی» مرتبط می‌کند، رویکردی پژوهشی که آب را نه تنها به عنوان یک موجودیت فیزیکی، بلکه به عنوان گفتمانی که هویت را شکل می‌دهد، می‌بیند.

در *ماجراهای ماهی کپور قرمز* ، آب حامل خاطراتی از زندگی مشترک، خاطرات فرهنگی و همچنین نگرانی از رابطه‌ی رو به رشد و متعارض بین انسان و طبیعت است.

بنابراین، اگرچه این کتاب قطعاً برای کودکان نوشته شده است، اما برای بزرگسالان نیز نوشته شده است، به ویژه برای کسانی که در دوران تغییرات اقلیمی، نفوذ آب شور، آلودگی و قطع ارتباط فزاینده بین بشریت و زیست‌کره خود زندگی می‌کنند.

یکی از مسائلی که امروزه مکرراً مطرح می‌شود این است که ادبیات کودکان اغلب دیدگاه بزرگسالان را تحمیل می‌کند؛ یعنی کودکان صرفاً دریافت‌کنندگان حقیقت هستند، نه اینکه واقعاً زندگی را از دریچه چشمان معصوم و صادق خود تجربه کنند.

ماجراهای ماهی کپور قرمز آگاهانه از آن سبک نوشتاری فاصله می‌گیرد. واقعیت در داستان تا حد زیادی از «دیدگاه درونی» گونه‌های آبزی دیده می‌شود. ترس‌ها، شهود، پیش‌آگاهی‌ها، تجربیات بقا، تغییرات در محیط آبزی... همه از درون همان جامعه درک می‌شوند.

به عبارت دیگر، ارزش اثر نه در انسان‌انگاری ماهی، بلکه در وادار کردن انسان‌ها به کنار گذاشتن جایگاه متکبرانه و مرکزی خود است. یعنی به جای اینکه موجودات آبزی را مجبور به «انسانی شدن» کند، کتاب تلاش می‌کند انسان‌ها را در موقعیتی قرار دهد که باید دیدگاه خود را «انسانی» کنند.

این نشان‌دهنده‌ی یک ارزیابی مجدد حیاتی از ادبیات بوم‌شناختی معاصر است: انسان‌ها دیگر سوژه‌ی برترِ مشاهده‌ی طبیعت از دور نیستند، بلکه صرفاً یک موجود زنده در شبکه‌ی وسیع و به‌هم‌پیوسته‌ی حیات هستند.

از همان ابتدا، چِپ هونگ در محیطی قرار گرفت که به هیچ وجه... شبیه افسانه نبود. اگرچه برکه چِئو وسیع بود، اما همچنان جایی بود که ماهی‌ها برای غذا می‌جنگیدند، جایی که ماهی‌های بزرگ، ماهی‌های کوچک را می‌بلعیدند.

نویسنده نه تنها مسیری مستقیم و پر از گل و گیاه، و پادشاهی‌ای کاملاً رؤیایی را به قهرمان داستان ارائه می‌دهد، بلکه او را در موقعیت‌های چالش‌برانگیز نیز قرار می‌دهد، با روحیه‌ی «آتش، طلا را می‌آزماید، سختی، قدرت را».

این چیزی است که به این اثر حال و هوای معاصر می‌دهد. این کتاب کودکان را به دنیایی از امنیت و خوبی مطلق نمی‌برد. برعکس، حیات آبزی در اینجا بر اساس مکانیسمی کاملاً نزدیک به روح لطیف داروینیسم عمل می‌کند: برای زنده ماندن، فرد باید بداند چگونه خود را تنظیم کند؛ برای رشد و شکوفایی، باید یاد بگیرد که سیگنال‌های محیطی را بخواند و باید بداند چگونه حرکت کند، متحد شود و تغییر کند.

بقا فقط غریزه نیست، بلکه یک مهارت نیز هست. قلبی پرشور لازم است، اما خونسردی نیز برای هوشیار و محتاط ماندن در هر انتخاب و هر قدم ضروری است. زندگی یک هنر است، یا بهتر است بگوییم، هنر همزیستی.

اینها درس‌های ارزشمندی هستند که چپ هونگ به تدریج پس از سفرهای فراوان آموخت. این درس‌ها به فلسفه بقای آن دوران اشاره دارند. با این حال، این اثر چنین فلسفه‌ای را به اصول خشک و بی‌روح تبدیل نمی‌کند.

دانش موجود در «ماجراهای ماهی کپور قرمز» تا حد زیادی از طریق تجربه به دست می‌آید. هر پهنه آبی که ماهی کپور قرمز از آن عبور می‌کند، درس زندگی متفاوتی را در بر دارد.

برکه تمساح‌ها فضایی برای رقابت اولیه برای بقا است؛ کانال‌های شناور به ماهی‌ها می‌آموزند که چگونه با جریان‌های متغیر سازگار شوند؛ آب شور، تجربیات زندگی در آمیختگی آب شور و شیرین را برای آنها فراهم می‌کند؛ و جنگل حرا مدرسه‌ای برای سرپناه جمعی است. در این ساختار ماجراجویانه است که ماهی کپور قرمز به شیوه‌ای تحمیلی "آموزش" نمی‌بیند، بلکه از طریق تعاملاتش با زندگی یاد می‌گیرد.

با این حال، از این نکته مشخص است که این اثر «دیدگاه بزرگسالانه» را به طور کامل ریشه‌کن نکرده است. سوژه بزرگسال هنوز به عنوان یک آگاهی سازمان‌دهنده ظریف در پشت ماجراهای چپ هونگ حضور دارد.

بسیاری از بخش‌ها هنوز لحنی نسبتاً پایانی دارند؛ بسیاری از درس‌ها تا حدودی رسمی بیان می‌شوند؛ و گاهی اوقات، شخصیت‌های ارشد مانند عمو کت‌فیش و عمو باراکودا هنوز بیشتر به «مربیان» جامعه‌شناختی شباهت دارند تا موجودات طبیعی.

اما شاید این لزوماً نقطه ضعف اثر نباشد. زیرا، همانطور که گفته شد، *ماجراهای کپور صورتی* قصد ندارد صرفاً ادبیات کودکان باشد. همچنین می‌خواهد نوعی «افسانه فلسفی» باشد، جایی که داستان ماجراجویی برای انتقال تأملات، سؤالات و گفتگوهایی درباره جامعه، بوم‌شناسی و توسعه آینده استفاده می‌شود.

شخصیت‌هایی مانند عمو کت‌فیش و عمو باراکودا نه تنها به عنوان راهنما عمل می‌کنند، بلکه به عنوان مخزن خاطرات رودخانه نیز عمل می‌کنند، جایی که تجربیات بقا از طریق نسل‌ها منتقل می‌شود.

بنابراین، دنیای آبی در این اثر به عنوان یک صحنه‌ی خیال‌پردازی برای کودکان وجود ندارد، بلکه به عنوان یک جامعه با بنیان، تاریخ، حافظه و قوانین وجودی خاص خود عمل می‌کند.

کل دنیای آبزی در این اثر اساساً نمونه‌ی کوچکی از جامعه است: رقابت، اتحاد، مهاجرت، انتقال تجربه، نبردهای مرگ و زندگی و فرارهای دسته‌جمعی از تهدید پاکسازی و نابودی. وقتی انسان‌ها ظاهر می‌شوند، کل این نظم طبیعی فوراً متزلزل می‌شود.

«در زیر سطح دریاچه، ماهی‌ها و تمام حیات آبزی توسط «زلزله‌ای» به نام بشریت لرزیده‌اند.» انسان‌های مدرن در حال تبدیل شدن به مقصر هستند و آسیب‌های شدیدی را به اکوسیستم طبیعی غنی و هماهنگ وارد می‌کنند. در زیر ماجراهای ماهی کپور قرمز، حس ظریف اما متمایزی از ناآرامی زیست‌محیطی نهفته است.

فضای آبی در این اثر هم فراگیر و هم خطرناک است؛ هر سرپناهی می‌تواند به دلیل تغییر شکل زمین و توهم قدرت بشر برای فتح/دگرگونی ناپایدار شود.

اما اگر فقط بر مضمون بقا تمرکز می‌کرد، کتاب به راحتی می‌توانست خشک و سرد شود. چیزی که *ماجراهای ماهی کپور قرمز* را با حس لطیف یک افسانه حفظ می‌کند، روح همزیستی است که در سراسر اثر جریان دارد.

ماهی کپور قرمز نه از طریق قدرت انفرادی و فردی، بلکه از طریق حس طنین و کار گروهی (مانند لانه پرنده‌ای با «کاه‌های خشک که محکم به هم بسته شده‌اند، در نگاه اول شکننده به نظر می‌رسند اما فوق‌العاده قوی»)، از طریق حمایت متقابل، به ویژه در تقویت افراد ضعیف‌تر، به بلوغ می‌رسد، به طوری که آنها با هم پیش می‌روند و هیچ کس عقب نمی‌ماند.

در سطحی وسیع‌تر، این همچنین یک فلسفه زندگی اشتراکی است، یک مفهوم بسیار آسیای شرقی از «هماهنگی با طبیعت»: خود، خود را از جمع جدا نمی‌کند؛ قدرت را به دست نمی‌گیرد، بلکه با محیط اطراف خود هماهنگ می‌شود.

جالب اینجاست که در حالی که مطالعات معاصر مانند «هیدروفیزیولوژی» شروع به بررسی آب به عنوان سازه‌ای از هویت و تفکر کرده‌اند، تمدن برنج‌کاری ویتنام از همان مراحل اولیه با این مدل زندگی می‌کرده است.

به یک معنا، ماجراهای چپ هونگ نقطه تلاقی بین تفکر بوم‌شناختی مدرن و «ناخودآگاه جمعی» «کهن‌الگوی» آب است. این اثر به طور ظریفی به «حماسه آب» در مورد تمدن برنج‌کاری ویتنام اشاره دارد.

کل صحنه‌ی این اثر هنری - دریاچه‌ی کا چو، شالیزارها، کانال‌ها، مناطق آب شور، جنگل‌های حرا - به شدت ساختار تمدن آبرفتی و تمدن رودخانه‌ای را تداعی می‌کند.

ماهی کپور قرمز فقط در آب شنا نمی‌کند («از شالیزارهای برنج ملایم تا رودخانه‌های بزرگ و سپس به اقیانوس پهناور»)؛ بلکه در حافظه فرهنگی ویتنامی شنا می‌کند - فرهنگی که محقق تران دین هوئو آن را با «فرهنگ آب» برابر می‌داند: انعطاف‌پذیر، سازگار و پاسخگو.

از این نظر، سفر ماهی کپور قرمز یک ماجراجویی آبی است و در عین حال استعاره‌ای نسبتاً معمول برای هوش بقا در مردم ویتنام: نه مواجهه مستقیم با همه تغییرات، بلکه یادگیری عبور از میان آنها مانند آب. سازگاری در این اثر به معنای سازش نیست، بلکه یک ظرفیت فرهنگی است که توسط تاریخ طولانی زندگی رودخانه‌ای شکل گرفته است.

بنابراین، این کتاب دیگر سفر یک فرد نیست، بلکه روایت کل جامعه‌ای از موجودات زنده است که «در قلمروهای مختلف سفر می‌کنند»، خود را وفق می‌دهند و جذب می‌کنند، آماده‌ی همزیستی و گفتگو با «جهانی کاملاً متفاوت که پیش از این هرگز شناخته نشده» هستند.

اگر «عبور از دروازه اژدها» نمادی کلاسیک از آرزوی تبدیل شدن به اژدها، از افسانه عروج شخصی باشد، پس «رویای عبور از خاکریز» در *ماجراهای ماهی سرخ* استعاره‌ای با روحیه رهایی و به‌موقع بودن را در خود جای داده است. «عبور از خاکریز» در اینجا به غلبه بر مرز جغرافیایی محدود نمی‌شود.

همچنین نمایانگر یک «جهش رو به جلو»ی مدرن برای یک تمدن برنج‌کاری است: رهایی از پناهگاه‌های امن، فرار از محدودیت‌های آشنای روستا، فراتر رفتن از چارچوب‌های مرجع و باورهای قدیمی... برای آماده شدن برای رویارویی با اقیانوس پهناور و امواج متلاطم، برای درک خود و دیگران، و برای کشف امکانات و افق‌های جدید.

این تصویری بسیار نمادین است. این تصویر، ماهی کپور قرمز را از یک ماهی ساده و بازیگوش در یک افسانه به نمادی از ملتی تبدیل می‌کند که در حال یادگیری ماجراجویی در جهان در عصر جدید است، در حالی که هنوز خاطرات تمدن رودخانه‌ای و اصول زندگی جمعی خود را با خود حمل می‌کند.

نکته قابل توجه این است که رویای «عبور از خاکریز» ناگهان در پایان اثر به عنوان یک شعار عجولانه، ذهنی و آرمان‌گرایانه ظاهر نمی‌شود. از همان ابتدا، ساختار ماجراجویانه Chép Hồng بر اساس روند گسترش تدریجی فضای زندگی سازماندهی شده است: از یک دریاچه کوچک به یک کانال باز، از آب‌های آشنا به سایر پهنه‌های آبی.

بنابراین، «شکستن سد» اساساً نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیرِ سابقه‌ای طولانی از تجربه‌ی بقا و تمایلی پنهان برای پیمودن مسیری جدید است که به نیروی درونی اجازه می‌دهد تا به نیروی محرکه‌ی پیشرفت‌ها تبدیل شود.

زندگی شکننده است، اما بی‌حد و مرز. فام هونگ دیپ در دفاع از «عبور بیش از حد از خط قرمز» متعصب نبود. این به معنای قربانی نکردن فرصت لذت بردن از آنچه در لحظه حال برای ما آشنا و نزدیک است، به خاطر تازگی و تجمل است. ما باید سخاوتمندانه زندگی کنیم، اما همچنین باید عمیق و متفکرانه زندگی کنیم.

چپ هونگ پس از سفرهایش در دریاها، با خود اندیشید: «معلوم شد دریاچه‌ای که من در آن زندگی می‌کنم هنوز چیزهای جالب زیادی برای کشف شدن دارد.» این جمله‌ی ساده، باور عمیقی را در خود نهفته دارد: سفر با ماندن در تضاد نیست؛ گسترش، عمیق‌تر شدن را نفی نمی‌کند؛ رهایی به معنای گسستن هویت نیست؛ مواجهه با اقیانوس به معنای احساس حقارت نیست.

در پسِ آثار چپ هونگ، نوعی نویسنده‌ی نسبتاً منحصربه‌فرد پدیدار می‌شود: نویسنده‌ای که طبیعت را رمانتیک جلوه نمی‌دهد، بلکه نویسنده‌ای با ذهنیتی سازنده و مدیریتی.

بنابراین، فام هونگ دیپ حتی هنگام نوشتن افسانه‌ها، همچنان زندگی را به عنوان فضایی پویا و همزیستی می‌بیند: جایی که همه موجودات زنده باید یاد بگیرند که بین رقابت و همکاری، توسعه و حفظ، میل به پیشروی و نیاز به حفظ ریشه‌های خود تعادل برقرار کنند.

انگار فام هونگ دیپ درباره آب به عنوان یک شیء توصیفی نمی‌نویسد، بلکه با همان ذهنیت آب می‌نویسد: نرم اما انعطاف‌پذیر، پراکنده اما به هم پیوسته.

بنابراین، افسانه اینجا هم لطیف و هم از نظر ساختاری محکم است. ماجراهای ماهی کپور قرمز، مکانیسم‌های پویایی اقتصادی، اجتماعی و بازار و همچنین زندگی پساصنعتی امروز را منعکس می‌کند.

شاید ارزشمندترین جنبه‌ی سفر ماهی کپور قرمز نه در رویای تبدیل شدنش به اژدها، بلکه در یادگیری حکمت آب نهفته باشد: دانستن چگونگی سازگاری بدون از دست دادن جوهره‌ی خود؛ دانستن چگونگی تغییر مسیر در عین وفادار ماندن به خود.

در عصری که ما به طور فزاینده‌ای از طبیعت بیگانه می‌شویم، کاری که ادبیات باید انجام دهد، روایت داستان‌های زیبا نیست، بلکه کمک به مردم برای یادگیری مجدد توانایی گوش دادن به صداهای خاموش، کشف «اسرار آب»، گرامی داشتن «نعمت‌های زمین» و همه موجودات زنده‌ای است که به طور یکسان با ما در این «صحنه کیهانی» حضور دارند.

شاید عمیق‌ترین ارزش *ماجراهای ماهی صورتی* در این نکته نهفته باشد: این کتاب به کودکان نمی‌آموزد که چگونه جهان را فتح کنند، بلکه به مردم می‌آموزد که چگونه در هماهنگی با جهان زندگی کنند.

منبع: https://baovanhoa.vn/xuat-ban/cuoc-phieu-du-cua-chep-hong-va-ban-the-luu-dong-cua-nuoc-231737.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
زیر نور ماه

زیر نور ماه

شادی ساده

شادی ساده

درون دهکده شطرنج

درون دهکده شطرنج