Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

قدم زدن در باغ فرهنگی آمریکا [قسمت ۱۳]

Báo Quốc TếBáo Quốc Tế07/07/2024


فرانسیس اسکات کی فیتزجرالد (۱۸۹۶-۱۹۴۰) نویسنده آمریکایی بود که به خاطر رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش در دهه ۱۹۲۰ مشهور بود.
Dạo chơi vườn văn Mỹ [Kỳ 13]
فرانسیس اسکات کی فیتزجرالد (۱۸۹۶-۱۹۴۰) نویسنده آمریکایی بود که به خاطر رمان‌ها و داستان‌های کوتاهش در دهه ۱۹۲۰ مشهور بود.

فیتزجرالد در یک خانواده کاتولیک طبقه متوسط ​​متولد شد. نام او از نام پدربزرگش به نام فرانسیس اسکات کی گرفته شد که سرود ملی آمریکا (پرچم پرستاره، ۱۸۱۴) را سروده بود. مادرش دختر یک تاجر ایرلندی بود و پدرش صاحب یک فروشگاه مبلمان در مینه سوتا بود.

او از سنین جوانی در یک مدرسه کاتولیک درس خواند، باهوش بود و مهارت‌های نوشتاری بسیار خوبی داشت؛ بعدها به دانشگاه رفت اما فارغ‌التحصیل نشد. در پایان جنگ جهانی اول، در ارتش خدمت کرد اما در نبردها شرکت نکرد و در عوض وقت خود را به نوشتن اختصاص داد.

بخش اول رمان او *این سوی بهشت * (۱۹۲۰) که در این دوره نوشته شده، به عنوان مانیفستی برای نسل جوان پس از جنگ جهانی اول در نظر گرفته می‌شود. این کتاب در سال اول انتشار بیش از ۴۰۰۰۰ نسخه فروخت.

همچنین در سال ۱۹۲۰، او با زلدا، دختری زیبا از خانواده‌ای اشرافی، ازدواج کرد؛ آنها زندگی باشکوهی را آغاز کردند، چیزی شبیه به آنچه در رمان‌هایش آمده بود، زندگی در مکان‌های تفریحی مجلل (پاریس، نیویورک...) و اقامت در هتل‌های شیک در سراسر جهان ، تا اینکه همسرش از زوال عقل رنج برد و خودش نیز از نظر روحی و جسمی رو به زوال رفت.

فیتزجرالد سخنگوی «عصر جاز» بود. مجموعه آثار او که در سال ۱۹۲۲ با عنوان «قصه‌های عصر جاز» منتشر شد، شخصیت‌های تیزهوش، بی‌پروا و بی‌مسئولیتی را به تصویر می‌کشد که زندگی را به یک بازی بی‌پایان تبدیل می‌کنند. ماهیت آرام و بی‌خیال موسیقی جاز با روحیه‌ی آسان‌گیر، غیرمتعارف، شاد و رو به زوال رونق اقتصادی آمریکا پس از جنگ جهانی اول سازگار بود. به گفته‌ی او، «عصر جاز، عصر نسل جدیدی است که با دیدن این واقعیت بزرگ می‌شود که همه خدایان مرده، همه جنگ‌ها تمام شده و همه باورهای انسانی واژگون شده‌اند.»

فیتزجرالد همچنین به عنوان یکی از نویسندگان برجسته «نسل گمشده» در کنار همینگوی، ازرا پوند، دوس پاسوس و سینکلر لوئیس، با شاهکارش *گتسبی بزرگ* (۱۹۲۵) شناخته می‌شود. تمام داستان‌های او سرشار از حس ناامیدی از خطاکاری است؛ آنها آمریکایی‌های معمولی را به تصویر می‌کشند که معتقدند پول، قدرت و دانش خوشبختی می‌آورند، اما در نهایت سرخورده می‌شوند.

فیتزجرالد اغلب پس از نوشتن رمان، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه را منتشر می‌کرد. «گتسبی بزرگ» که در ۲۹ سالگی او منتشر شد، یکی از شاهکارهای او محسوب می‌شود. پس از آن، «همه مردان جوان غمگین » (۱۹۲۶) منتشر شد.

در این زمان، او با مشکلات عاطفی و مالی زیادی روبرو بود. از آنجا که مجبور بود داستان‌های زیادی برای روزنامه‌ها بنویسد، هشت سال بعد رمان خود، *لطیف است شب * (۱۹۳۴) را منتشر کرد که روایتگر فروپاشی یک خانواده و وجدانی است که به خانواده خودش اشاره دارد.

او به طور گسترده نوشت؛ در طول زندگی خود، چهار رمان، چهار مجموعه داستان کوتاه و ۱۶۴ داستان کوتاه منتشر کرد که بسیاری از آنها به فیلم اقتباس شدند. با وجود دستیابی به موفقیت و رفاه موقت در دهه ۱۹۲۰، فیتزجرالد تنها پس از مرگش مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و اکنون به طور گسترده به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم شناخته می‌شود. او در سن ۴۴ سالگی، پس از یک زندگی پر فراز و نشیب، درگذشت.

«این سوی بهشت» حال و هوای ناامیدانه‌ی «نسل گمشده» را از دوران دانشگاه نویسنده تداعی می‌کند. این رمان به موضوعی آشنا برای او می‌پردازد: عشق واقعی که توسط پول نابود می‌شود. او با دقت روزهای اولیه‌ی عصر جاز را به تصویر می‌کشد.

داستان درباره آموری بلین، دانشجوی جوانی است که فقط به ادبیات علاقه دارد، طبیعتی "بی‌خیال" دارد و با چندین دختر عشوه‌گر رابطه جنسی دارد. اما ناگهان او واقعاً عاشق زن جوانی به نام رزالین می‌شود؛ رزالین بعداً او را رد می‌کند تا با مرد جوان ثروتمندتری ازدواج کند. در طول جنگ جهانی اول، آموری به عنوان افسر در فرانسه خدمت کرد. پس از بازگشت، او در تبلیغات مشغول به کار می‌شود. قبل از سی سالگی، او در حال حاضر احساس سرخوردگی و پشیمانی آشکاری را تجربه می‌کند...

در *گتسبی بزرگ*، نویسنده ضمن بازگویی طنزآمیز داستانی درباره عشق و پول در سال‌های پر هرج و مرج آمریکا پس از جنگ جهانی اول، سال‌های موسوم به «دهه بیست خروشان»، خاطرات شخصی بسیاری را زنده می‌کند. او جامعه‌ای ثروتمند و ولخرج را با ظاهری دروغین از شکوه و جلال، فاقد فرهنگ و اخلاق به تصویر می‌کشد.

گتسبی، که نام واقعی‌اش جیمز گتز بود، یک مرد رمانتیک، عیاش و بی‌سواد از یک خانواده فقیر اهل غرب میانه بود. پس از مرخص شدن از جنگ در سال‌های ۱۹۱۷-۱۹۱۸، او از طریق قاچاق مشروبات الکلی ثروت زیادی به دست آورد و به سرعت ترقی و سقوط کرد. او در عمارت خود در نیویورک، صدها مشتری ثروتمند، که اکثراً جنایتکاران سرسخت بودند، را سرگرم می‌کرد و مبالغ گزافی را برای خنده و تفریح ​​رد و بدل می‌کرد. گتسبی با دیزی رابطه داشت، اما دیزی او را به خاطر یک میلیاردر بی‌رحم به نام تام بوکانان ترک کرد. ثروت و نمایش‌های متظاهرانه گتسبی از ثروتش صرفاً برای جلب نظر دیزی بود، اما او شکست خورد. در یک مورد، دیزی که ماشین گتسبی را می‌راند، ناخودآگاه میرتل، معشوقه تام، را زیر گرفت و کشت. شوهر میرتل رد ماشین را گرفت و فهمید که ماشین گتسبی است. گتسبی، در یک اقدام قهرمانانه برای حفظ حقیقت برای محافظت از دیزی، توسط شوهر میرتل به ضرب گلوله کشته شد. دوستان و اطرافیان گتسبی او را رها کردند. فقط پدرش و یک نیکوکار قدیمی در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند.

(ادامه دارد)



منبع: https://baoquocte.vn/dao-choi-vuon-van-my-ky-13-277488.html

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
قدم به آسمان بگذار

قدم به آسمان بگذار

به کشتی خوش آمدید

به کشتی خوش آمدید

سرگرمی

سرگرمی