او در آن پاییز رفت.
آیا با حسرت سرت را به سوی کوههای سرسبز برمیگردانی؟
ما مشغول جمع کردن شن و ماسه در کنار امواج بودیم.
نسیم دریا ملودی مسحورکنندهای مینوازد.
عهد می بندم که یک شهر را رها کنم.
چهره ای باریک و ظاهری زیبا به دست آورد.
انعکاس ماه، فصلهای بیشماری از طلوع و غروب را پر میکند.
خم شو و غنچه های معطر چشمانت را ببوس.
قیمت فقط یک بار معتبر است... و دوباره.
یک کلمه برای صد سال کافی است.
هنوز در اعماق لنگر انداخته است.
«پیام مخفی» از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
منبع: https://baolamdong.vn/dau-lan-nua-386953.html






نظر (0)