Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سفری به کوه‌های مرمرین

Báo Thanh niênBáo Thanh niên07/12/2024


کشتی ما به مدت یک ساعت و نیم در خلاف جهت رودخانه حرکت کرد، از میان منظره‌ای که در بعضی جاها شبیه حومه دورافتاده مصر، یا منطقه‌ای دلتایی دوردست بود. در سمت چپ، تپه‌های شنی سفید وسیع، دریا را پوشانده بودند و صدای امواج مانند رعد و برق به وضوح شنیده می‌شد. در سمت راست، هنوز شن بود که نسیم دریا آن را از روی تپه‌های شنی جارو می‌کرد: نه انباشته، بلکه به شکل پودر ریز در دشت آبرفتی پراکنده شده بود، جایی که قطعات میکای درخشان با آبی کم‌رنگ در هم آمیخته بودند.

Du ký Việt Nam: Du ngoạn tại Ngũ Hành Sơn- Ảnh 1.

در غارهای کوه‌های مرمر در دهه ۱۹۲۰

اینجا و آنجا، مناطق کشت‌شده به نوارهای نسبتاً وسیعی تقسیم شده‌اند، شالیزارهای برنج در امتداد تپه‌های خاکی امتداد یافته‌اند، سیستم‌های آبیاری از پیشروی شن و ماسه جلوگیری می‌کنند، زمین‌های بایر کوددهی می‌شوند و محصولات کشاورزی در مناطق آب شور شکوفا می‌شوند.

برخی از جوی‌های عمیق زهکشی، آب را مستقیماً از رودخانه هدایت می‌کنند و وقتی زمین خیلی مرتفع باشد، استفاده از سیستم کانال‌کشی پیچیده دیگر مناسب نیست، بنابراین چاه‌ها به صورت متناوب حفر می‌شوند؛ مجموعه‌ای از سطل‌های بامبو به دور یک وینچ ابتدایی که توسط یک نفر اداره می‌شود، پیچیده شده‌اند. گاهی اوقات این ابزار توسط یک گاومیش به کار گرفته می‌شود، که با گام‌های آهسته و سایه‌نمای اغراق‌آمیزش در برابر آسمان وسیع، سایه‌افکنی می‌کند.

در حاشیه مزارع برنج، گروه‌هایی از کارگران با مشغله فراوان جوی‌ها را لایروبی می‌کردند و با خاک رس خاکریز می‌ساختند. آنها بدون پیراهن، چمباتمه زده و سرهایشان را با کلاه‌های بزرگ چترمانند از برگ نخل آراسته بودند؛ آنها دیگر شبیه انسان نبودند، بلکه بیشتر شبیه گل‌های وحشی غول‌پیکری بودند که در میان علف‌های بلند و بوته‌های سرو کوهی لانه کرده بودند.

گاهی اوقات، نزدیک خانه کاهگلی، زنی ظاهر می‌شد که آتش روشن می‌کرد یا از کوزه‌ای آب می‌آورد. کلاه حجیمش را با روسری‌ای که دور سرش پیچیده بود عوض می‌کرد: از دور، با ردای گشاد، تیره و مواجش که پوست برنزه‌اش را نشان می‌داد، با وجود جثه کوچک و لاغرش، او را با زنی از شمال آفریقا که آب می‌آورد اشتباه گرفتیم.

قایق ما در خلیج کوچکی پهلو گرفت، حدود یک چهارم مایل از سه تپه که بلندترین آنها تنها ۱۵۰ متر ارتفاع داشت. اما انزوا و نور منعکس شده باعث می‌شد آنها بسیار بزرگتر به نظر برسند؛ «کوه‌ها» کلمه‌ای بود که تقریباً با دیدن سازندهای مرمری، با لبه‌های عجیب و دندانه‌دارشان که بین دو فضای وسیع، اقیانوس و دشت بی‌پایان، به رنگ آبی تیره مانند دریا، در افق سر بر آورده بودند، بر زبان می‌آمد.

به مدت ۴۵ دقیقه، ما در میان گرد و غباری که تا زانو می‌رسید، راه می‌رفتیم. هیچ پوشش گیاهی به جز چند تیغه شکننده علف خشک و بوته‌های پراکنده لوبیا خاکستری وجود نداشت. یک تپه شنی دیگر، و سپس به پای کوه اصلی با ۳۰۰ پله کنده شده در سنگ رسیدیم که ۲۰ پله اول آن زیر شن دفن شده بود.

بالا رفتن از کوه طولانی نبود، اما خسته‌کننده بود. زیر آفتاب سوزان ظهر، صخره‌های غربی با هر موج، آتش می‌گرفتند. اما هر چه بالاتر می‌رفتیم، نسیم دریا خنک‌تر می‌شد و به ما نیرو و نشاط می‌بخشید. رطوبت آن در کوچکترین شکاف‌ها جمع می‌شد و شرایط ایده‌آلی را برای شکوفایی بوته‌های خاردار و گل‌ها در شورشی از رنگ‌ها ایجاد می‌کرد.

کاکتوس‌های غول‌پیکر مثل موشک همه جا به هوا پرتاب شدند. بوته‌ها روی هم افتاده بودند، ریشه‌هایشان از میان سنگ‌ها عبور می‌کرد و می‌پیچید؛ شاخه‌ها در هم تنیده و گره خورده بودند. و خیلی زود، بالای سرمان، سایبانی از درختچه‌ها پوشیده از تارهای نازک و به سختی قابل تشخیص، قرار گرفت - سایبانی از ارکیده‌های شکوفا، زیبا و ظریف مانند بال‌های پروانه در نسیم ملایم، گلی که در یک روز شکوفا می‌شود و پژمرده می‌شود.

مسیر شیب‌دار به یک سکوی نیم‌دایره‌ای منتهی می‌شود: یک معبد کوچک، یا بهتر بگوییم، یک سازه سه‌گوش با سقف‌های کاشی‌کاری لعاب‌دار و لبه‌های کنده‌کاری‌شده به سبک چینی، که حدود ۶۰ سال پیش به دستور امپراتور مین مانگ از آنام در این فضای آرام ساخته شده است. این ساختمان‌ها که توسط چندین باغ کوچک و با دقت مراقبت شده احاطه شده‌اند، دیگر برای عبادت استفاده نمی‌شوند، بلکه به عنوان محل مراقبه شش راهب - نگهبانان این کوه مقدس - خدمت می‌کنند. آنها در آنجا، در محیطی آرام، زندگی می‌کنند و روزانه کتاب مقدس را تلاوت می‌کنند و باغبانی می‌کنند. گاهی اوقات، مردم محلی مهربان برای آنها سبدهای خاک برای نگهداری از باغ‌های سبزیجات و برخی غذاهای خوشمزه مانند برنج و ماهی شور می‌آورند. در عوض، به این مردم محلی اجازه داده می‌شود در سالن اصلی عبادت کنند، که پیدا کردن آن برای زائرانی که برای اولین بار به آنجا می‌آیند بدون راهنما دشوار است.

این معبد بی‌نظیر از روی ارادت پادشاهان ساخته نشده است. طبیعت این کار را انجام داده است؛ هیچ طرحی از یک معمار درخشان، هیچ رویایی از یک شاعر، هرگز نمی‌تواند با این شاهکار زاده شده از یک رویداد زمین‌شناسی مقایسه شود. (ادامه دارد)

(نگویان کوانگ دیو، برگرفته از کتاب *در اطراف آسیا: کوچینچینا، آنام و تانکین *، ترجمه هوانگ تی هانگ و بوی تی هی، منتشر شده توسط آلفابوکز - مرکز بایگانی ملی ۱ و انتشارات دن تری در ژوئیه ۲۰۲۴)



منبع: https://thanhnien.vn/du-ky-viet-nam-du-ngoan-tai-ngu-hanh-son-185241207201602863.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
هموطنان من

هموطنان من

لبخند ارتفاعات مرکزی

لبخند ارتفاعات مرکزی

عکسی که به مناسبت جشن سال نو قمری گرفته شده است.

عکسی که به مناسبت جشن سال نو قمری گرفته شده است.