۱. بعد از معاینهام در بیمارستان استانی، با یک تاکسی گرب تماس گرفتم. برای کسی به سن من، استفاده از گرب - یک سرویس حمل و نقل پیشرفته - از بسیاری جهات راحت است. به خصوص، رانندگان گرب معمولاً بسیار دوستانه هستند و دوست دارند با مشتریان گپ بزنند. این بار، یک راننده زن شاد و خوشبرخورد بود. فقط با چند جمله ابتدایی، او را شناختم. او ۴۸ ساله است و دو دختر دارد که هر دو در دانشگاه هستند. قبلاً یک فروشگاه مواد غذایی داشت، اما اخیراً کسب و کارش کساد شده است، بنابراین یک کیا مورنینگ خرید و آن را در گرب ثبت کرد. کار او اکنون به راحتی پیش میرود. به طور کلی، راحت است. او از خواب بیدار میشود، صبحانه میخورد، به سر کار میرود، ساعت ۱۲ ظهر برای ناهار و استراحت به خانه میآید. بعد از ظهر، ساعت ۲ بعد از ظهر از خواب بیدار میشود تا به سر کار برگردد. او حدود ساعت ۶ بعد از ظهر به خانه میرود. میانگین درآمد ماهانه او حدود ۱۵ میلیون دونگ است، بیشتر از زمانی که فروشگاه مواد غذایی را اداره میکرد. داشتم سوالات بیشتری میپرسیدم که افسر پلیسی که جلوتر بود سوت زد و به ماشین اشاره کرد که کنار جاده بایستد. راننده زن طبق دستورالعمل افسر پلیس ماشین را هدایت کرد، پارک کرد و با کیف دستیاش پیاده شد. در حالی که داخل ماشین نشسته بودم، نشنیدم افسر پلیس و راننده زن چه گفتند، اما حدود پنج دقیقه بعد، راننده زن در را باز کرد و با چهرهای بسیار آزرده دوباره سوار شد. پرسیدم: «چه قانونی را زیر پا گذاشتی؟» راننده زن پس از لحظهای تردید، کوتاه پاسخ داد: «نبستن کمربند ایمنی اشکالی ندارد، اما امکان ندارد چرخها به خط رسیده باشند؛ بینایی من هنوز خیلی خوب است.» اما بحث کردن با او فقط به من آسیب میزد. جریمه به راحتی به بیش از ۱ میلیون دونگ میرسید و گزارش رسمی طولانی مدت طول میکشید تا من را از اینجا بیرون کند. خب، آنها قدرت دارند. درست همان موقع، افسر چشمکی زد و گفت: «کمی قاطعتر باش!» فهمیدم. بنابراین من فقط ۵۰۰۰۰۰ دونگ پرداخت کردم تا موضوع حل و فصل شود!
موضوع واقعاً حل و فصل شده بود. اما داستان هنوز تمام نشده بود. از آن زمان تا زمانی که ماشین مرا دم خانه پیاده کرد، راننده زن سخنان خشمگین و تلخ بیشماری در مورد بیعدالتی و به خصوص رشوه دادن افسر پلیس بر زبان آورد. مکالمه بیشتر نشان داد که رشوه دادن به افسران پلیس راهنمایی و رانندگی، اگر رایج نباشد، مطمئناً نادر نیست. مکالمه بیشتر نشان داد که حتی پس از تسویه حساب رشوه، سخنان بعدی قربانی هنوز ناخوشایند، حتی زننده، تحقیرآمیز و اهانتآمیز نسبت به فردی که رشوه دریافت کرده بود، بود. آیا فردی که رشوه دریافت کرده بود، آن سخنان شرمآور و تحقیرآمیز را که زمزمه میشد، شنید؟
۲. آن هفته، یک کارمند از اداره کشاورزی و محیط زیست برای اندازهگیری زمین جهت صدور گواهی کاربری به خانه من آمد. همسایهام، آقای ب، نیز گواهی خود را دریافت کرد. یک هفته گذشت. یک ماه گذشت. با دیدن اینکه آقای ب همسایه بغلی قبلاً گواهی کاربری زمین خود را دریافت کرده در حالی که من هیچ خبری ندیده بودم، مضطرب شدم و برای استعلام نتایج به اداره رفتم. به روش راننده زن، یک پاکت حاوی ۵۰۰۰۰۰ دونگ تهیه کردم و همانطور که از درِ معامله سرک میکشیدم، آن را یواشکی روی میز کارمند گذاشتم.
راننده زن برای انجام کار به کسی رشوه داد. من هم یک بار به کسی رشوه دادم تا برادرزادهام را به مدرسهای خارج از حوزه انتخابیهاش بفرستم. و در افکار عمومی، داستانهای بیشماری در مورد این شخص و آن شخص شنیدهام که از پول برای خرید مقام، قدرت و حتی برای فرار از مجازات، خرید دیپلم و مهرهای رسمی استفاده کردهاند...
این دفعه چی؟
متأسفانه، این بار درخواست من رد شد. لطفاً این کار را نکنید! من در حال رسیدگی به پرونده شما هستم و پرونده شما برخی از جزئیات مهم را از دست داده است، بنابراین لطفاً صبور باشید و چند روز دیگر صبر کنید.
ناامید به خانه رفتم. و راستش را بخواهید، هنوز شک داشتم. تا هفته بعد، همان کارمند با فداکاری واقعی و بدون هیچ گونه درخواست یا درخواست ویژهای به خانهام آمد تا در تکمیل مدارک راهنماییام کند و یک هفته بعد گواهی استفاده از زمینم را دریافت کردم.
با نگاهی آرام به گذشته، متوجه میشوم که در اعماق وجودم، در مواردی که رشوه دادن موفقیتآمیز بود، همیشه حالتی از دوگانگی را تجربه میکردم: ترکیبی از شادی، خجالت و خودکمبینی. به طور مشابه، از کسی که رشوهام را پذیرفت و کارم را انجام داد، به صورت کلامی تشکر میکردم، اما در درونم نفرت و تحقیر عمیقی را در دل داشتم.
و حالا، برای کسانی که رشوه نمیگیرند، تنها صدایی که برایم مانده احترام است. احترام و تحسین برای درستکاری. تحقیر و خشم از فساد! ای صاحبان قدرت! لطفاً قبل از هر اقدامی به صداهایی که از اعماق قلبتان برمیخیزد گوش دهید.
منبع: https://baobinhphuoc.com.vn/news/9/172525/hay-lang-nghe-nhung-tieng-noi-tham







نظر (0)