Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

کتابفروشی‌های نها ترانگ در آن زمان

Việt NamViệt Nam12/01/2024

«کتابفروشی مردم» - چهار حرف بزرگ همیشه به طور برجسته در مراکز مناطق و شهرها خودنمایی می‌کردند... اینجا جایی بود که ما دانش‌آموزان دبیرستانی در دوران یارانه اغلب به آنجا می‌رفتیم. در نها ترانگ، کتابفروشی مردم (متعلق به شرکت انتشارات کتاب دولتی فو خان) گوشه‌ای برجسته در تقاطع شلوغ خیابان‌های تونگ نات - فان بوی چائو و فوئونگ کائو - سین ترونگ را اشغال کرده بود.

من و دوستم بین لی (که در همه چیز سرسخت اما شیفته‌ی کتاب بودیم) اغلب آنجا پرسه می‌زدیم و ساعت‌ها «پنهانی» کتاب می‌خواندیم بدون اینکه چیزی بخریم (چون پول نداشتیم). احساس می‌کردم که داریم خیلی مزاحم کتابفروش می‌شویم، پیشنهاد دادم: «بیایید فقط هفته‌ای یک بار بیاییم، خجالت‌آور است که بدون خرید چیزی مدام بیاییم...» به‌طور غیرمنتظره‌ای، او حرفم را بی‌اهمیت خواند: «خجالت‌آور؟ خانم می‌داند که ما فقط اینجا هستیم که... مخفیانه کتاب بخوانیم، بنابراین دلش به حال ما می‌سوزد و می‌گذارد کتاب بخوانیم. وگرنه، مدت‌ها پیش ما را بیرون می‌کرد.»

اینجا قبلاً کتابفروشی مردم بود. عکس: V.X
اینجا قبلاً کتابفروشی مردم بود. عکس: VX

در آن زمان، اتاق نشیمن بسیاری از خانواده‌ها معمولاً قفسه یا کتابخانه داشت. خانه‌های مقامات کتاب‌های سیاسی زیادی داشت، خانه‌های روشنفکران کتاب‌های تخصصی زیادی داشت و خانه‌های معلمان کتاب‌های درسی زیادی... چه به این دلیل که مردم عاشق کتاب بودند و چه به این دلیل که کتاب‌ها فقط در فروشگاه‌های دولتی فروخته می‌شدند، کتابفروشی مردم آنقدر شلوغ بود که کمتر کسی به بچه‌های مدرسه‌ای که در آنجا پرسه می‌زدند و کتاب می‌خواندند، توجه می‌کرد.

من و بین لی آنقدر به کتابفروشی‌ها سر می‌زدیم که عناوین کتاب‌ها را از بر بودیم: از آثار قطور کامل گرفته تا جلدهای نازک شعر، از کتاب‌های نظریه سیاسی گرفته تا کتاب‌هایی درباره کشت برنج و تکنیک‌های پرورش خوک... اینجا بود که پس‌اندازهایمان را که طی ماه‌ها جمع‌آوری کرده بودیم، خرج کردیم تا اولین نسخه‌های گلچین‌های ژوان دیو، لو، چه لان وین را بخریم... ورق زدن صفحات، با عطر جوهر، و مواجهه با اشعار عاشقانه پیش از جنگ که برای اولین بار پس از سال ۱۹۷۵ چاپ شده بودند (قبل از آن، فقط شنیده بودیم که افراد مسن‌تر آنها را می‌خوانند یا در دفترچه‌هایشان کپی شده بودند)، مانند هدیه‌ای از بهشت ​​​​بود.

علاوه بر کتابفروشی مردمی که آن زمان در نها ترانگ بود، کتاب‌ها در غرفه‌های کتاب فروشگاه عمومی، در طبقه دوم بازار دام ترون، نیز فروخته می‌شدند. گهگاه، در طول نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها، می‌توانستیم کتاب‌های ارزان‌تری را در غرفه‌های کتاب مرکز فرهنگی و نمایشگاهی ۲-۴ (محوطه خانه کودک در تقاطع شش‌راه فعلی) پیدا کنیم. اما چشمگیرترین آنها، کتابفروشی دو طبقه زبان‌های خارجی با پنجره‌های شیشه‌ای درخشانش بود که در تقاطع خیابان‌های تونگ نات و کوانگ ترونگ واقع شده بود.

کتاب‌های اینجا همگی در اتحاد جماهیر شوروی چاپ شده بودند، با کاغذ سفید براق، حروف تیز و تصاویر رنگارنگ و زنده. نکته قابل توجه این بود که جلدها گالینگور بودند و اغلب در یک لایه بیرونی لوکس و براق پیچیده شده بودند. متأسفانه، همه آنها به زبان روسی بودند. ما تازه در اوایل کلاس دهم شروع به یادگیری زبان روسی کرده بودیم و به سختی چند کلمه می‌دانستیم و فقط می‌توانستیم با تعجب خیره شویم. بین لی گفت: «خدای من، چند نفر در کل این شهر آنقدر مهارت دارند که کتاب‌های روسی بخوانند؟ چرا اینقدر زیاد وارد کنیم؟» اما یک روز، به طور غیرمنتظره، او یک دسته کامل از کتاب‌های گالینگور را از کتابفروشی زبان‌های خارجی به خانه آورد. او گفت: «آنها خیلی ارزان هستند، رفیق. من راهی برای استفاده از آنها پیدا کرده‌ام.» و سپس به من نشان داد که چگونه صفحات را باز کنم، جلدها را بردارم و از آنها برای ساخت دفترچه یادداشت استفاده کنم. در آن زمان، دفترچه‌های یادداشت برای دانش‌آموزان مانند الان جلد نداشتند. آنها فقط دفترچه‌های خط‌دار بودند که دانش‌آموزان می‌توانستند به هم بدوزند. «نوآوری» بین لی توسط بسیاری از ما کپی شد.

کتاب‌های دست دوم از کتابفروشی زبان‌های خارجی در نها ترانگ.
کتاب‌های دست دوم از کتابفروشی زبان‌های خارجی در نها ترانگ.

سپس، به طور غیرمنتظره‌ای، کتابفروشی زبان‌های خارجی تعداد زیادی کتاب ویتنامی چاپ شده در اتحاد جماهیر شوروی را وارد کرد. چیزی غیرقابل تصور بود، چیزی که فقط می‌شد رویای خرید آن را در اینجا داشت: گلچین نثر پوشکین، داستان‌های برگزیده لئو تولستوی، خاک بکر میخائیل شولوخوف (۲ جلد)، ندای ابدی آناتولی ایوانف (۲ جلد) ... این کتاب‌ها توسط انتشارات رنگین‌کمان و انتشارات پروگرس (در مسکو) به عنوان بخشی از یک برنامه کمک به ویتنام منتشر شدند، به همین دلیل با چنین قیمت‌های پایینی فروخته می‌شدند. در آن سال‌ها، کتاب‌های کشورهای دیگر به طور گسترده ترجمه نمی‌شد، بنابراین این آثار معروف روسی-شوروی برای مدتی عشق به ادبیات را در مردم پرورش دادند.

روزی که برای دانشگاه رفتم، بین لی با زحمت چندین دفترچه یادداشت سنگین و جلد سخت را که از کتاب‌های روسی «ساخته بود» آورد و با خنده گفت: «هی رفیق، اینها را بیاور تا چند... گلچین ادبی تولید کنم.» آن «گلچین‌های ادبی» بین لی، به همراه چند کتاب از کتابفروشی زبان‌های خارجی، در تمام دوران دانشجویی‌ام همراهم بودند. بعدها، وقتی در بسیاری از نقاط جنوب مرکزی ویتنام و ارتفاعات مرکزی کار کردم، آن کتاب‌های قدیمی کم‌کم ناپدید شدند، یادم نمی‌آید همه آنها کجا رفتند. بعضی از آنها بعد از یک سفر در یک مهمانخانه جا ماندند، بعضی قرض گرفته و فراموش شدند... بعد از نزدیک به ۴۰ سال، فقط کتاب «کودکی سخت» که بین لی به من داد و دو جلد «داغستان من» باقی مانده است که اغلب آنها را در طول سال‌های طولانی خوانده‌ام.

در مورد بین لی، پس از اینکه رویای تحصیل در دانشگاه پلی‌تکنیک بر باد رفت، سال‌های زیادی را صرف کار در ساخت و ساز کرد و در منطقه جنوب شرقی پرسه می‌زد، قبل از اینکه به یک تاجر موفق در سایگون تبدیل شود. هر بار که به نها ترانگ برمی‌گشت، قبل از اینکه چند نوشیدنی با دوستانش بخورد، بین لی اغلب از من می‌خواست که او را به مکان‌های آشنا ببرم. ما خاطرات تغییر زندگی را مرور می‌کردیم. ما آغاز اقتصاد بازار را به یاد می‌آوردیم، زمانی که انتشاراتی‌ها در همه جا ظاهر شدند، کتاب‌ها و روزنامه‌ها در همه جا فروخته می‌شدند و سیستم کتابفروشی مردم به تدریج نقش خود را از دست داد و در نهایت مکان‌های اصلی خود را به سایر مغازه‌ها واگذار کرد... کتابفروشی مردم که زمانی باشکوه بود در نها ترانگ اکنون کاملاً قدیمی و مخروبه است و خوشبختانه هنوز یک پیشخوان کوچک از کتابفروشی پوناگار را حفظ کرده است. به نظر می‌رسد کتابفروشی زبان‌های خارجی مدت‌ها به یک فروشگاه عمومی تبدیل شده بود، قبل از اینکه به رستوران مرغ سوخاری لاتریا امروزی تبدیل شود.

بین لی با تعجب گفت: «اوه، چه دوران کودکی سختی!» و در عین حال به عنوان کتاب یامین مکستافین اشاره کرد. این داستان درباره پسری به نام یامین در روستایی دورافتاده در حاشیه جنگل تایگا در سیبری است، با این حال به وضوح من و بین لی را به یاد دوران دبیرستانمان در نها ترانگ می‌اندازد، زمانی که با کمبود کتاب و منابع مواجه بودیم.

نگوین وین شونگ


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کودک شاد، کودک سالم

کودک شاد، کودک سالم

بگذار رویاهایت به پرواز درآیند.

بگذار رویاهایت به پرواز درآیند.

مردم ها نای امروز

مردم ها نای امروز