Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دانش‌آموزان به دلیل قلدری از رفتن به مدرسه می‌ترسند: اشک‌های یک مادر.

خانم نگوین تو هونگ پس از مشاهده یک سری رفتارهای غیرمعمول در فرزندش، چه در عملکرد تحصیلی و چه در کارهای روزمره، تحقیق کرد و متوجه شد که فرزندش مدت زیادی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او درست بیرون در کلاس از حال رفت و زد زیر گریه.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên27/10/2019

خانم نگوین تو هونگ (نام مستعار)، ۳۵ ساله و ساکن دونگ نای، به عنوان مادر دو پسر، پسر بزرگتر در کلاس پنجم و پسر کوچکتر در کلاس دوم، و فردی نگران مسائل آموزشی ، داستانی را که اخیراً خود و پسر کلاس پنجمی‌اش تجربه کرده‌اند، با خبرنگار روزنامه تان نین در میان گذاشت. خانم هونگ با صدایی گرفته و احساساتی گفت: «پسر من نیز قربانی قلدری در مدرسه بود. قبل از پایان تعطیلات تابستانی کلاس چهارم، او در آستانه افسردگی بود و مجبور شد به روانشناس مراجعه کند. برای کمک به او در بازیابی تعادلش، از او خواستم که به مدت یک ماه در خانه بماند و به مدرسه نرود.»

خانم هونگ گفت از زمانی که فرزندش به کلاس اول رفت، هر نیم روز برای بررسی پیشرفتش به مدرسه می‌رفت و مرتباً دختری به نام ب. را می‌دید که با یک خط‌کش ۴۰ سانتی‌متری چند دانش‌آموز دیگر را می‌زد. او از فرزندش در این مورد پرسید و فهمید که ب. توسط معلم کنترل کلاس را به دست گرفته است. هر کسی که صحبت می‌کرد یا کارهای خصوصی انجام می‌داد، با خط‌کش کتک می‌خورد، بنابراین سایر دانش‌آموزان بسیار می‌ترسیدند و او را «خواهر بزرگ» صدا می‌زدند.
خانم هونگ با معلم صحبت کرد و اعتراض کرد و گفت که بچه‌ها نباید این‌طور دعوا کنند. همه چیز تا کلاس دوم آرام به نظر می‌رسید، تا اینکه پسرش به خانه آمد و به او گفت که ۱۰ دانش‌آموز جدید به کلاس اضافه شده‌اند و در میان ۲۰ دانش‌آموز قدیمی نشسته‌اند. سپس «خواهر بزرگ» قانونی وضع کرد: اگر دانش‌آموزان جدید بدرفتاری کنند، دانش‌آموزان قدیمی به دهانشان سیلی می‌زنند و هر کسی که اعتراض کند، طرد می‌شود، بنابراین دانش‌آموزان دیگر خیلی ترسیدند.
«وقتی فرزندم وارد کلاس سوم شد، او رئیس کلاس و ب. معاون رئیس بود. در ابتدای کلاس، معاون رئیس معمولاً از کلاس می‌خواست درس را مرور کند، در حالی که رئیس کلاس روی سکو می‌ایستاد و پنج دانش‌آموز دیگر با خط‌کش در اطراف ایستاده و سؤال می‌پرسیدند. اگر رئیس کلاس نمی‌توانست پاسخ دهد، باید در انتهای کلاس می‌ماند تا صندلی‌ها را برای کل کلاس دوباره بچینند. یک ماه تمام، مجبور بودم مدت زیادی منتظر بمانم تا او بیاید. وقتی از او پرسیدم چرا، گفت که عقب می‌ماند تا به نگهبان امنیتی در چیدن صندلی‌ها کمک کند. من همیشه به او یاد می‌دادم که کارهای خوب انجام دهد، بنابراین زیاد به آن فکر نکردم. سپس، پس از مدتی، او از یک دانش‌آموز بسیار خوب به کسی تبدیل شد که نمراتش ناگهان کاهش یافت. من با احتیاط از همکلاسی‌هایش پرسیدم و از اینکه فهمیدم ماه‌ها پشت تریبون ایستاده بود در حالی که پنج دانش‌آموز دیگر سؤالات سختی می‌پرسیدند که او نمی‌توانست به آنها پاسخ دهد، شوکه شدم و سپس ب.، معاون رئیس، اعلام می‌کرد که رئیس کلاس باید عقب بماند تا صندلی‌ها را دوباره بچینند.» مادر تعریف کرد: «برای کل کلاس صندلی هست.»
بعد از صحبت با معلم، فرزند خانم هونگ دیگر مجبور نبود برای کل کلاس صندلی بچیند، اما در زنگ تفریح ​​مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت و از بقیه کلاس جدا می‌شد. خانم هونگ این را به طور خصوصی تعریف کرد: «وقتی فرزندم کلاس چهارم را شروع کرد، متوجه شدم که به طور قابل توجهی تنبل است و مرتباً در دفتر ثبت کلاس به دلیل دیر رسیدن ثبت می‌شد. بعداً، او به من گفت که با اینکه او را زود به مدرسه آورده بودم، جرات نمی‌کرد وارد کلاس شود. او در راهرو می‌ایستاد و منتظر می‌ماند تا معلمان برسند، زیرا اگر وارد می‌شد، او را اذیت می‌کردند یا به او سیلی می‌زدند. تقریباً به مدت یک سال در کلاس چهارم، او کاملاً منزوی بود، تا جایی که تقریباً به افسردگی مبتلا شده بود.»
خانم هونگ همچنین با ما در میان گذاشت که نه تنها فرزندش، بلکه بسیاری از همسالان فرزندش نیز قربانی قلدری در مدرسه هستند، اما اکثر آنها سکوت می‌کنند و از ترس اینکه مورد قلدری شدیدتری قرار گیرند یا طرد شوند، جرات نمی‌کنند این موضوع را با والدین خود در میان بگذارند، بنابراین قلدری همچنان ادامه دارد.
خانم هونگ تعریف کرد: «آن دختر، ناظم کلاس دخترم در کلاس چهارم بود. اسمش ت. بود و خیلی خوب درس می‌خواند، زیبا بود و شخصیت دوست‌داشتنی‌ای داشت، برای همین معلم‌ها و همکلاسی‌هایش او را دوست داشتند. با این حال، دختری در کلاس بود که خودش را «خواهر بزرگ» می‌نامید و مدام ت. را اذیت می‌کرد. اگر ت. آرامش می‌خواست، باید هر روز به «خواهر بزرگ» پول می‌داد. این داستان تقریباً تا پایان سال تحصیلی کشف نشد، زمانی که ت. تقریباً ۱.۵ میلیون دونگ به «خواهر بزرگ» پول داده بود.»

دوستت رو منزوی کن.

خانم تران تو کویین، معلم مهدکودک وانگ آن (منطقه ۵، شهر هوشی مین)، گفت که بسیاری از کودکان به محض اینکه دیگران را می‌گیرند، با گرفتن، زدن، نیشگون گرفتن یا گاز گرفتن آنها، بر آنها تسلط پیدا می‌کنند؛ برخی از کودکان صبر می‌کنند تا معلم رویش را برگرداند و سپس دوستانشان را بزنند، یا برخی از کودکان به معلم نگاه می‌کنند اما برای نیشگون گرفتن آنها، دستشان را زیر پاهای دوستانشان می‌برند. برخی از کودکان با «منزوی کردن ضعیف‌ترها» «رهبری» خود را نشان می‌دهند.
خانم نگوین بیچ چی، یکی از والدین مدرسه ابتدایی نگوین بین خیم (ناحیه ۱)، تعریف کرد: «وقتی دخترم کلاس اول بود، من در کیف مدرسه‌اش شیر می‌ریختم تا بنوشد. یک روز، قبل از خواب، دخترم مرا بغل کرد و گریه کرد: «مامان، این چند روز گذشته به تو دروغ گفته‌ام. من شیر را نخوردم؛ آن را به دوستم الف دادم تا بنوشد.»
با پرس و جو معلوم شد که دخترک سهواً خودکار دوستش را روی زمین انداخته و دوستش او را تهدید کرده که اگر این کار را نکند، به معلم خواهد گفت و باید پول خودکار را بپردازد.
بیچ تان

منبع: https://thanhnien.vn/hoc-sinh-so-den-truong-vi-bi-bat-nat-nuoc-mat-nguoi-me-185895483.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
بوسه شیرین

بوسه شیرین

«رقص ورزشی - برای ویتنامی سالم»، برنامه‌ای برای همه.

«رقص ورزشی - برای ویتنامی سالم»، برنامه‌ای برای همه.

ساخت پرچم

ساخت پرچم