![]() |
| اقتصاد ایالات متحده در بحبوحه آشفتگی در خاورمیانه، گرفتار یک «شوک انرژی» جدید شده است. (تصویر توسط هوش مصنوعی ایجاد شده است) |
این نتیجهگیری از گزارش تحلیلی «مناقشات خاورمیانه، چشمانداز اقتصادی را تیره و تار میکند» است که اخیراً توسط شرکت مدیریت سرمایهگذاری پاسیفیک (PIMCO)، بزرگترین شرکت مدیریت دارایی جهان ، منتشر شده است.
به گفته کارشناسان، اقتصاد ایالات متحده در بحبوحه آشفتگی خاورمیانه، در حالی که رشد اقتصادی رو به کاهش، فضای سیاستگذاری رو به کاهش و بازارها شکنندهتر میشوند، در حال ورود به یک «شوک انرژی جدید» است. جنبه نگرانکننده فقط افزایش قیمت بنزین نیست؛ این شوک آشنا به طور نامحسوسی مسیر تورم، جریان سرمایه و سیاست پولی را مختل میکند و چالش مدیریتی واشنگتن را در دورهای از ریسک و عدم قطعیت بالا بسیار دشوار میسازد.
شوک خاورمیانه
اولین تأثیر ، انرژی است. درگیریهای طولانیمدت در خاورمیانه، به ویژه اگر بدترین سناریو در تنگه هرمز رخ دهد، عرضه جهانی نفت و گاز را مختل میکند و قیمت انرژی را به شدت افزایش میدهد و به سرعت بر هزینههای تولید، حمل و نقل و مصرف تأثیر میگذارد.
با این حال، ایالات متحده اکنون در موقعیت متفاوتی قرار دارد. به لطف دو دهه رونق نفت شیل، ایالات متحده از یک واردکننده خالص به یک صادرکننده خالص انرژی تغییر وضعیت داده و آسیبپذیری خود را در مقایسه با اقتصادهای وابسته به واردات کاهش داده است.
اما «مصونیت» به معنای «رهایی از تأثیر» نیست. طبق گزارش انجمن اتومبیل آمریکا (AAA)، قیمت خردهفروشی بنزین در ایالات متحده تنها در عرض چند هفته حدود 20 درصد افزایش یافته است. با توجه به اینکه انرژی حدود 5 درصد از سبد مصرفکننده را تشکیل میدهد، این شوک میتواند شاخص قیمت مصرفکننده را حدود 1 درصد افزایش دهد. مهمتر از آن، هزینههای بالای انرژی، درآمد واقعی را کاهش میدهد و مصرف را که بیش از دو سوم تولید ناخالص داخلی ایالات متحده را تشکیل میدهد، تضعیف میکند.
در همین حال، افزایش تولید داخلی به دلیل نیاز به زمان برای تعدیل، نمیتواند بلافاصله شوک قیمتی را جبران کند، در حالی که شوک قیمتی فوراً رخ داده است، به این معنی که تأثیر کوتاهمدت بر رشد همچنان منفی است.
تأثیر دوم از طریق کانالهای پولی و جریانهای سرمایه است. هنگامی که خطرات ژئوپلیتیکی افزایش مییابد، دلار آمریکا اغلب به یک دارایی امن تبدیل میشود که با انتظاراتی مبنی بر حفظ نرخ بهره بالا، افزایش بازده اوراق قرضه و تشدید شرایط مالی همراه است. دلار آمریکا قوی به کاهش هزینههای واردات و تا حدودی مهار تورم کمک میکند، اما بر صادرات و سود شرکتهای چندملیتی فشار وارد میکند.
سومین تأثیر بر سیاست پولی است که فدرال رزرو را در بحبوحه تضعیف بازار کار، در دوراهی بین فشارهای تورمی ناشی از قیمت انرژی و خطر کاهش رشد قرار میدهد.
مدیریت شوک فعلی قیمت نفت حتی دشوارتر است، زیرا انتظارات تورمی حساستر شدهاند؛ اگر قیمت انرژی بالا بماند، فشار بر دستمزدها و قیمت خدمات نیز افزایش خواهد یافت.
بنابراین، فضای مانور محدود شده است: تسهیل زودهنگام میتواند به راحتی منجر به تورم کنترل نشده شود، در حالی که تشدید بیشتر آن بر رشد فشار وارد میکند. به عبارت دیگر، تنشها در خاورمیانه «دستهای» فدرال رزرو را بسته است و فضای کنترل سیاست آن را در کوتاهمدت به طور قابل توجهی محدود میکند.
سود ببرید یا با خطرات مضاعف روبرو شوید؟
در مجموع، شوک خاورمیانه اقتصاد ایالات متحده را در موقعیتی دوگانه قرار داده است، که هم مزایای نسبی و هم خطرات مضاعفی را به همراه دارد.
از جنبه مثبت، ایالات متحده به لطف نقش خود به عنوان صادرکننده انرژی، در موقعیت بسیار بهتری نسبت به بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته قرار دارد؛ یک دلار قوی همچنان نقش خود را به عنوان یک مرکز مالی تثبیت میکند و جریانهای سرمایه جهانی را جذب میکند.
علاوه بر این، چندین عامل داخلی نیز در حال حمایت هستند. سیاستهای مالی، از طریق کاهش مالیاتهای اخیر، منابع را به خانوارها اضافه میکند. دادههای اداره درآمد داخلی ایالات متحده نشان میدهد که میانگین بازپرداخت مالیات نسبت به سال گذشته حدود 10 درصد افزایش یافته است که معادل هزاران دلار برای هر خانوار است و منابع اضافی برای مصرف ایجاد میکند. مقیاس تخمینی تأثیر معادل 1 تا 1.5 درصد از تولید ناخالص داخلی است.
با این حال، این مزایا برای جبران خطرات انباشته شده کافی نیستند.
اول، خطر بازگشت تورم وجود دارد. وقتی قیمت انرژی افزایش مییابد، تأثیر آن محدود به بنزین نیست بلکه به سایر کالاها و خدمات نیز گسترش مییابد. علاوه بر تأثیر مستقیم انرژی، اثر سرریز میتواند باعث شود قیمت کالاها و خدمات 0.2 تا 0.4 درصد دیگر افزایش یابد.
دوم ، خطر کاهش مصرف وجود دارد. با کاهش درآمد واقعی، مردم تمایل دارند هزینهها را کاهش دهند یا از پسانداز خود برای حفظ سطح زندگی خود استفاده کنند. دادههای سیستم حسابهای ملی (NIPAs) نشان میدهد که نرخ پسانداز خانوارهای آمریکایی از ۵.۵٪ به حدود ۳.۶٪ در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. این امر، فضای جبران خسارت را در هنگام کاهش درآمد واقعی، که فشار قابل توجهی بر تولید ناخالص داخلی است، تنگ میکند.
سوم ، ریسک مالی وجود دارد. تعدیل سریع انتظارات نرخ بهره توسط بازار به سمت نرخهای بالاتر، شرایط مالی را سختتر کرده است. افزایش بازده واقعی، منحنی بازده مسطحتر و هزینههای بالاتر سرمایه - ترکیبی نامطلوب برای سرمایهگذاری و رشد.
در نهایت ، جنبه اساسی اقتصاد وجود دارد. طبق گزارش اداره سرشماری ایالات متحده، برخلاف دوره پس از همهگیری که درآمدها به شدت حمایت میشدند و تقاضا مهار شده بود، اقتصاد اکنون با پایه ضعیفتری وارد یک شوک انرژی میشود. با کند شدن رشد درآمد خانوار، بازار کار کمجنبوجوشتر شده است، در حالی که مصرف تنها تا حدی با کاهش پساندازها حفظ شده است، «تابآوری» در حال کاهش است.
به گفته تحلیلگران PIMCO، بعید است که اقتصاد آمریکا دچار بحران شود، اما بعید است که از آن نیز سودی ببرد. در عوض، اقتصاد باید بین کنترل تورم و حفظ رشد تعادل برقرار کند، زیرا شوکهای عرضه هم هزینهها را افزایش میدهند و هم تولید را خفه میکنند.
چشمانداز به شدت به تحولات در درگیریهای خاورمیانه و واکنشهای سیاسی بستگی دارد. اگر تنشها کاهش یابد و قیمت انرژی تثبیت شود، فشارهای تورمی ممکن است موقتی باشند و به فدرال رزرو فضای بیشتری برای تنظیم بدهند. برعکس، درگیری طولانی مدت خطر شوک انرژی مداوم را افزایش میدهد و عواقب شدیدتری برای رشد جهانی خواهد داشت.
به طور خاص برای ایالات متحده، مزایای ساختاری به کاهش آسیب کمک کرد، اما برای جلوگیری از رکود کافی نبود. بنابراین، «آزمون» خاورمیانه نه تنها تابآوری اقتصاد ایالات متحده را میسنجد، بلکه توانایی آن در مدیریت سیاست را نیز میآزماید. نتیجه در مورد برد یا باخت ایالات متحده نیست، بلکه در مورد کاهش حاشیه امنیت برای بزرگترین اقتصاد جهان است.
منبع: https://baoquocte.vn/kinh-te-my-truoc-phep-thu-o-trung-dong-373437.html









نظر (0)