Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

وکیل تکه کاغذی به او داد و او ساکت شد.

Báo Gia đình và Xã hộiBáo Gia đình và Xã hội20/02/2025

آنها از مراقبت از پدر پیر و بیمار خود طفره می‌رفتند، اما با شنیدن اینکه او غرامتی برای سلب مالکیت زمین دریافت کرده است، دو پسر به طور غیرمنتظره‌ای به آنها توجه و محبت نشان دادند.


پیوندهای خانوادگی، هرچند قوی، می‌توانند با منفعت‌طلبی و طمع مورد آزمایش قرار گیرند. اخلاص و خودخواهی، جهت خانواده و سرنوشت هر فرد را تعیین می‌کند.

رویدادهای خانوادگی و نگرش کودکان

داستان در خانواده همسر وانگ هوی اتفاق می‌افتد. پدرزن وانگ هوی مردی ساده و زحمتکش است که سه فرزند دارد. لیو جیا، همسر وانگ هوی، دختر بزرگتر است و همیشه بی‌سروصدا مسئولیت‌های خانواده را به دوش می‌کشد. در همین حال، به نظر می‌رسد دو برادر کوچکترش آنقدر لوس شده‌اند که حس اخلاق خود را از دست داده‌اند.

در گذشته، والدین همسر وانگ هوی تمام پس‌انداز زندگی خود را برای کمک به دو پسرشان در شهر برداشتند. آنها با زحمت هر پنی را پس‌انداز کردند و به هر یک از آنها مبلغی پول دادند تا پیش‌پرداخت خانه‌هایشان را بپردازند.

اما زندگی همیشه پیچ و خم‌های غیرمنتظره‌ای دارد. مرگ مادر به نظر نقطه عطفی بود که همه چیز را تغییر داد. سلامت پدر نیز رو به وخامت گذاشت. و زمانی که پیرمرد بیشترین نیاز را به مراقبت داشت، دو پسر لوسش خودخواهی خود را آشکار کردند.

Có 7 tỷ đồng tiền đền bù đất, cụ ông cho con rể thừa kế hết, 2 con trai tay trắng kiện ra tòa: Luật sư đưa ra 1 mảnh giấy thì nín lặng - Ảnh 2.

تصویر نمایشی

برادر بزرگتر با شنیدن خبر بیماری سخت پدرشان، اخم کرد و با بی‌صبری گفت: «من خیلی سرم شلوغ است؛ وقت ندارم از بابا مراقبت کنم. علاوه بر این، پولی که مامان و بابا قبلاً به ما می‌دادند فقط مبلغ کمی بود، زندگی در شهر خیلی استرس‌زا است و من هنوز باید قسط وام مسکن را بدهم.»

برادر کوچکتر حاضر نشد از او پیشی بگیرد و با عجله مسئولیت را به دیگری واگذار کرد: «برای من هم آسان نیست. شغل من ایجاب می‌کند که هر روز اضافه کاری کنم؛ چطور می‌توانم از او مراقبت کنم؟ برادر بزرگ، همسرت نزدیک‌ترین خانه را به پدر دارد، بنابراین منطقی‌ترین کار این است که از او مراقبت کند.»

دو خانواده به شدت با هم مشاجره کردند، هیچ‌کدام حاضر به کوتاه آمدن نبودند و حتی به خشونت فیزیکی هم متوسل شدند.

وانگ هوی و همسرش از این منظره عمیقاً ناراحت شدند، بنابراین تصمیم گرفتند پدرش را برای زندگی با خانواده‌شان بیاورند. شش سال گذشت و در این مدت آنها بی‌صدا این مسئولیت را به دوش کشیدند.

در تمام این مدت، پدر کاملاً به وانگ هوی و همسرش متکی بود. در همین حال، دو برادر کوچکتر همسرش کاملاً از آنها بی‌خبر بودند. به نظر می‌رسید پدری که تمام زندگی‌اش را فدای آنها کرده بود، دیگر برایشان اهمیتی ندارد.

حرص و طمعش تحریک شد.

اما این آرامش وقتی از بین رفت که اعلام شد خانه قدیمی پدرزن در حومه شهر تخریب خواهد شد. غرامت ۲،۰۰۰،۰۰۰ یوان (تقریباً ۶.۹ میلیارد دانگ ویتنام) و یک خانه جدید مانند آهنربایی عمل کرد و دو پسر را به خانه کشاند.

برادر بزرگتر شروع به التماس کرد و با صمیمیت از پدرشان دعوت کرد که بیاید و با او زندگی کند: «بابا، تو مدت زیادی است که در خانه خواهرم اقامت داری، وقت آن است که محیط را عوض کنی. بیا و با من زندگی کن، من یک پزشک خوب پیدا می‌کنم که از سلامتی تو مراقبت کند.»

کوچکترین خواهر و برادر در حالی که دست پدرشان را محکم گرفته بود، سریع حرفش را قطع کرد و گفت: «بابا، به حرفش گوش نده. خانه‌اش کوچک است، زندگی در آن راحت نیست. خانه‌ی من جادارتر است، بابا، بیا اینجا زندگی کن، من هر روز برایت غذاهای خوشمزه درست می‌کنم.»

Có 7 tỷ đồng tiền đền bù đất, cụ ông cho con rể thừa kế hết, 2 con trai tay trắng kiện ra tòa: Luật sư đưa ra 1 mảnh giấy thì nín lặng - Ảnh 4.

تصویر نمایشی

پدر لیو جیا با دیدن اینکه دو پسرش ناگهان اینقدر فرزندپرور شده‌اند، فقط توانست آهی در دل بکشد. بالاخره موافقت کرد که با آنها برود.

با گذشت زمان، پدرزن وانگ هوی ماه‌های آخر عمرش را در خانه‌ی دو پسرش گذراند. در این مدت، دو برادرزن با دقت از پیرمرد مراقبت می‌کردند و تنها هدفشان این بود که او ارث خود را برای آنها به ارث بگذارد.

اما پیرمرد نه قول داد و نه امتناع کرد، او فقط در سکوت تماشا می‌کرد که دو پسرش جلوی او «بازی» می‌کردند.

حقیقت تنها پس از مرگ او آشکار شد. ورود وکیل نقطه عطفی بود و همه چیز را تغییر داد.

حقیقتی که از طریق اراده آشکار می‌شود.

وکیل در حضور تمام خانواده، وصیت‌نامه‌ی پیرمرد را رسماً اعلام کرد. اعلامیه‌ی وکیل مانند موجی خروشان در اتاق پیچید: «طبق وصیت‌نامه، تمام دارایی‌های متولی، شامل غرامت ۲،۰۰۰،۰۰۰ یوانی و خانه، به زوج خانواده‌ی لیو واگذار خواهد شد.»

دو برادر کوچکتر مبهوت و کاملاً وحشت زده شده بودند. چشمان پسر بزرگتر گرد شد و با عجله پاسخ داد: «غیرممکن است! چطور پدر توانسته تمام دارایی خود را برای آنها به ارث بگذارد؟ حتماً اشتباهی رخ داده است!»

برادر کوچکتر با صدایی پر از خشم فریاد زد: «درسته! شما دو تا پشت سر من یه جورایی کلک زدید؟»

وانگ هوی نیز مبهوت شده بود و نمی‌توانست باور کند. اما وکیل به سادگی نامه‌ای به وانگ هوی داد و گفت: «این نامه‌ای است که پدرزنت از من خواسته بود برسانم. او گفت که بعد از خواندن آن همه چیز را خواهی فهمید.»

وانگ هوی هنگام باز کردن نامه لرزید؛ پیش چشمانش دستخط آشنایی نقش بست:

«وانگ هوی، چیزی که بیشتر از همه از آن پشیمانم این است که گذاشتم لیو جیا و تو رنج بکشند. من ذات واقعی پسرم را دیده‌ام. در مدتی که با هم زندگی می‌کردیم، هر بار که رفتار چاپلوسانه‌اش را می‌دیدم، قلبم به درد می‌آمد. می‌دانم که فقط وقتی احساس می‌کردند هنوز امیدی هست، از من مراقبت می‌کردند.»

«من همیشه فداکاری‌هایی که شما دو نفر در طول شش سال گذشته انجام داده‌اید را به یاد خواهم داشت. شما هرگز چیزی از من نخواستید، فقط بی‌سروصدا وظایف فرزندی خود را انجام دادید. این ارث چیزی است که هر دوی شما سزاوار آن هستید، و همچنین جبران کوچکی است که می‌توانم به شما بدهم. امیدوارم هر دوی شما زندگی خوبی داشته باشید.»

اشک‌های وانگ هوی بی‌صدا جاری شدند و دیدش را تار کردند. لیو جیا نیز بی‌اختیار گریه می‌کرد، زیرا از رفتار برادر کوچکترش عمیقاً ناامید شده بود.

بعدها، دو برادر کوچکتر هنوز دست بردار نبودند و دائماً وانگ هوی و همسرش را آزار می‌دادند، به این امید که سهم ارث خود را مطالبه کنند. اما لیو جیا کاملاً آنها را نادیده گرفت. او می‌دانست که این ارث صرفاً مبلغی پول نیست، بلکه قدردانی از محبت خالصانه او و همسرش به پدرشان است.

پیوندهای خانوادگی و ارزش‌های واقعی

در زندگی، صداقت و فریب اغلب در مواجهه با منافع شخصی آشکار می‌شوند، و داستان این خانواده به وضوح این را نشان می‌دهد.

گاهی اوقات، پیوندهای خانوادگی که ما آنها را قوی می‌دانیم، صرفاً یک ظاهر فریبنده برای پنهان کردن منافع شخصی هستند؛ از سوی دیگر، عشق واقعی خانوادگی با پشتکار تزلزل‌ناپذیر و فداکاری خاموش بدون انتظار چیزی در ازای آن مشخص می‌شود.

وقتی اوضاع آرام شود، کسانی که پول کورشان کرده، تا آخر عمر فقط در حسرت زندگی خواهند کرد. کسانی که اخلاص خود را حفظ کنند، گرانبهاترین پاداش را دریافت خواهند کرد.

شیشه



منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/co-7-ty-dong-tien-den-bu-dat-cu-ong-cho-con-re-thua-ke-het-2-con-trai-tay-trang-kien-ra-toa-luat-su-dua-ra-1-manh-giay-thi-nin-lang-172250217150352582.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دریا و آسمان پهناور سرزمینم

دریا و آسمان پهناور سرزمینم

تصویری از رئیس جمهور هوشی مین پشت میز کارش.

تصویری از رئیس جمهور هوشی مین پشت میز کارش.

شادی مردم هنگام جمع‌آوری زباله

شادی مردم هنگام جمع‌آوری زباله