Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات تابستانی

در تمام طول سال، در حالی که درگیر شلوغی و هیاهوی زندگی شهری هستم، هنوز خاطره‌ای سوزان از تابستان‌های زادگاه قدیمی‌ام را گرامی می‌دارم. آن روزهایی که خورشید طلایی با درخشش بر مزارع برنجِ در حال رسیدن می‌تابید و بارهای سنگین برنج را که بر شانه‌های لاغر مادرم زیر آفتاب سوزان اردیبهشت حمل می‌شد، روشن می‌کرد و پدرم با دقت با بیلچه‌اش در مزارع تازه درو شده خاک را شخم می‌زد و برای فصل کاشت بعدی آماده می‌شد.

Báo Tây NinhBáo Tây Ninh30/05/2026

سایه پدرم بر روی شالیزارهای غرق در آب کشیده شده بود، دستان لاغر و پینه بسته‌اش، که در اثر آفتاب و باد فرسوده شده بودند، با ریتمی منظم شخم می‌زدند و هر کلوخ خاک قهوه‌ای را زیر و رو می‌کردند. من قامت نحیف مادرم را زیر آفتاب سوزان به یاد دارم که سبدهای برنج طلایی را از حیاط خشک‌کن به انبار می‌برد، لباس‌هایش خیس از عرق بود. با تماشای این که او در گرمای سوزان این‌طرف و آن‌طرف می‌غلتد، احساس همدردی شدیدی نسبت به سخت‌کوشی و صرفه‌جویی این زن روستایی فقیر داشتم، زنی که تمام عمرش را در فصول سوزان، صرف فداکاری برای شوهر و فرزندانش کرد.

بعدازظهرهای گرم تابستان، من و برادرم یواشکی از والدینمان دور می‌شدیم تا جیرجیرک بگیریم، چند گواوای سبز از حصار بدزدیم یا آزادانه در رودخانه خنک و خروشان پشت خانه‌مان شنا کنیم. خاطرات تابستانی من همچنین شامل اواخر بعدازظهر می‌شود، زمانی که نور خورشید از میان بیشه‌های بامبو محو می‌شد و تمام خانواده دور یک وعده غذایی ساده در ایوان خنک جمع می‌شدند. یک کاسه سوپ خرچنگ با برگ‌های تازه جوت سبز، یک بادمجان ترشی ترد یا یک بشقاب ماهی گوبی پخته شده معطر با فلفل، به نظر می‌رسید که همه اینها خستگی و گرمای خفه کننده یک روز طولانی و سوزان را از بین می‌برد.

در میان نسیم دل‌انگیز جنوب غربی، پدرم اغلب داستان‌های باستانی، سنت‌های سرزمین مادری‌مان و امیدهای خاموشی را که در صفحات کتاب‌های درسی‌مان القا می‌کرد، بازگو می‌کرد. این کلمات ساده و شیرین، مانند آب خنک، روح مرا پرورش می‌داد و به من کمک می‌کرد تا ارزش سخت‌کوشی و عشق مقدس به ریشه‌هایم را درک کنم.

تابستان در زادگاهم اکنون تنها در اعماق خاطراتم وجود دارد. پدر و مادرم فوت کرده‌اند و خانه قدیمی اکنون مخزنی از خاطرات است که با رنگ‌های زمان آمیخته شده است. هر وقت صدای وزوز جیرجیرک‌ها را می‌شنوم یا نگاهی به رنگ قرمز پر جنب و جوش درختان پر زرق و برق گوشه خیابان می‌اندازم، قلبم سرشار از اشتیاق بی‌حد و حصر می‌شود. و مسیر خانه من هر تابستان از میان این خاطرات شیرین می‌گذرد، تصویر پدر و مادرم که هنوز با پشتکار در مزارع کار می‌کنند، و عشق بی‌حد و حصری که مرا در حین بزرگ شدن در این دنیای پهناور پرورش داد.../.

مای تی تراک

منبع: https://baotayninh.vn/mien-nho-mua-he-147935.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی خانواده

شادی خانواده

پشت پرده

پشت پرده

آتش کوره آهنگری

آتش کوره آهنگری