Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

هر صبح، صبح دیگری را ملاقات می‌کند.

«درناهای سفید به خانه پرواز می‌کنند» عنوان یک شعر و همچنین عنوان مجموعه شعری از شاعر نگوین نگوک تونگ است که اخیراً توسط انتشارات انجمن نویسندگان ویتنام در اوایل سال ۲۰۲۶ منتشر شده است، و پس از ۱۶ مجموعه شعر و ۳ شعر حماسی که قبلاً بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۶ منتشر شده بود، منتشر شده است.

Hà Nội MớiHà Nội Mới28/02/2026

برانگیختن حس «بازگشت به ریشه‌های خود» یا به عبارت دیگر، حس «بازگشت به ریشه‌های خود» ارزشی هدایت‌کننده و پیشرو دارد... «درنای سفید به خانه پرواز می‌کند» خوانندگان را با این جملات به هر نقطه عطفی از تاریخ اولیه بازمی‌گرداند: «درنای سفید پا بر قله دلتای رودخانه سرخ می‌گذارد / محل تلاقی رودخانه درنای سفید / سرزمین باستانی که اژدها و فیل در آن تعظیم می‌کنند / کوه نگیالین، خاستگاه ریشه‌های ما / شاه هونگ پادشاهی ون لانگ را تأسیس کرد / نوادگان لاک و هونگ به جنگل‌ها و دریاها رفتند...»

آن سرزمین که به «سرزمینی که درناهای سفید پرواز می‌کنند» معروف است، طبیعتاً عمیقاً با سرزمین اجدادی و سنت‌های آن پیوند خورده است، گویی که با خون و گوشت عجین شده است. در این قلمرو سنت، نمی‌توان نام روستاها، از جمله روستاهای صنایع دستی - که هسته و نیروی حیاتی زندگی روستایی ویتنامی برای نسل‌ها بوده‌اند - را نادیده گرفت. این‌ها عبارتند از «سفالگری کان، روح وطن»، «روستای تونگ»، «بازار وونگ»، «بازگشت به روستای نجاری»، «مزرعه شاعرانه» و «به یاد پیرمرد سرگردان»، که هر کدام ویژگی‌های متمایز خود را از طریق زبانی ساده و روستایی و غنی از فولکلور منتقل می‌کنند: «قایق من در ساحل رودخانه پهلو می‌گیرد / اگر می‌خواهی عبور کنی، من یک پل رنگین‌کمانی برای دیدارت می‌سازم / ما یک عمر عاشق یکدیگر هستیم / به سفال‌هایی که پخته می‌شوند گوش می‌دهیم و آهنگ‌های صد ساله می‌خوانیم»، «شوهر با دسته، همسر با چکش، پاها بالا می‌روند / عاشق یکدیگر، ما به دنبال یکدیگر به خانه می‌رویم تا شخم بزنیم و کشت کنیم / صرف نظر از چکش و سندان / هر چه بیشتر در آتش آبدیده شود، فولاد قوی‌تر می‌شود... / روستای تونگ، سرزمین زیبا، مردم زیبا / صدای سندان و چکش به وطن ما تبدیل شده است»، «من می‌روم تا محصولات سبز تازه بفروشم / من می‌روم تا عطر شیرین وطن را پیدا کنم» و «دانه فوفل مرا به یاد ... می‌اندازد» برگ فوفل / خریدن خربزه مرا به یاد میگوی کوچک از برکه رنگ می‌اندازد، «من در وین دوای زندگی می‌کنم، تو در وین دونگ زندگی می‌کنی / روستاهای نجاری در یک ساحل مشترک هستند / از آن طرف، صدای بیل، از این طرف، صدای اسکنه / چوب معطر ما را به خانه فرا می‌خواند» و «من از میان صد کوه عبور می‌کنم.» «هزار رودخانه / هنوز صدای حواصیل شب را می‌شنوم که در مزارع مه‌آلود آواز می‌خواند / نیمی از عمر بازپرداخت، هنوز تمام نشده / من به مزارع یک ​​بدهی شاعرانه عمیق دارم»، «درختان شناور مسیر خانه هستند / چه برگ‌های زیادی، چه فصل‌هایی که سرنوشت انسان را پناه می‌دهند» ...

در این مجموعه شعر، «میگو با روغن» شعری به یاد ماندنی و موفقیتی برای نویسنده است. این شعر، ترانه‌ای ساده درباره سرنوشت یک مادر روستایی است: رنج، سکوت و فداکاری تا سرحد خستگی. تصاویر میگو با روغن، اسفناج آبی و درنا در هم تنیده شده‌اند و فضایی از خاطرات یک روستای فقیرنشین غرق در تلخی اشک‌ها را خلق می‌کنند. شعر با یک فقدان خاموش به پایان می‌رسد و کاسه ساده سوپ خیار را به نمادی از عشق مادرانه جاودانه تبدیل می‌کند. در «میگو با روغن»، ابیاتی وجود دارد که به زیبایی و عمیقا درباره سرنوشت یک مادر و فداکاری مادام‌العمر او برای فرزندانش سروده شده است: «مادرم آفتاب و باران را تحمل می‌کند / اشک‌های شور را رها می‌کند و سپس اشک‌های تلخ را نگه می‌دارد» و «تلخی قلبش را پژمرده می‌کند / خوشمزگی و شیرینی که در انتظار بازگشت فرزندش است...»

پس از «روغن میگو»، باید به «مسیر قدیمی»، «روز بازگشت» و «هر صبح، صبح دیگری را ملاقات می‌کند» اشاره کنیم که خاطرات و نوستالژی گذشته را که عمیقاً در ناخودآگاه ریشه دوانده است، زنده می‌کنند: «کلوخه‌های یک دوران گذشته / گوشه باغ خالی که گاومیش‌ها در آن ماه را می‌جوند / چنگک بیل را به یاد می‌آورد / شانه‌های لاغر هنوز صبح و عصر تیرهای حمل را به یاد می‌آورند»، «دیگ آهک به سنگ تبدیل می‌شود، تنها / سه خدای آشپزخانه اکنون کجا هستند؟ / دست‌هایی که فتیله چراغ نفتی را تکان می‌دهند / پدر گمشده، به یاد مادری که آفتاب و باران را تحمل می‌کند» و «دوران یارانه انگار همین دیروز است / شهر غبارآلود، خیابان‌های بی‌نام، خانه‌های بدون شماره / آن بازار «Vồ»، آن روزهای سخت / صدای گرفته سوت قطار به آرامی در ایستگاه» ... نویسنده با پشت سر گذاشتن سختی‌ها و مشکلاتی مانند فراز و نشیب‌های زندگی، همیشه خوش‌بینانه تشخیص می‌دهد که «سرزمین ما فصل‌های شادی را روشن می‌کند». این تغییر، نویسنده را چنان شادمان کرده است که: «هر روز ریتم زندگی نو می‌شود / هر بامداد، بامدادی دیگر را ملاقات می‌کند».

در امتداد هر «مایل نوشته»، هر «مایل شعر» در سراسر کشور، به محض ورود به ها گیانگ - سرزمین مرزی آشنای سرزمین پدری - نگوین نگوک تونگ «پرتره سنگ» را خلق کرد. این شعر شامل سطرهایی فراموش‌نشدنی است: «پدر خانه‌ای با دیوارهای سفالی ساخت / سنگ‌هایی که روی هم چیده شده بودند تا حصار و پرچینی تشکیل دهند»، «شیر مادر مرا تغذیه کرد / معطر به بوی مردان (نوعی فرنی ذرت تخمیر شده) / گونه‌هایم را گلگون و پوستم را سفید / لبخند درخشان ها گیانگ» ... این ابیات استادانه، احساسات، شور و شوق را بیان می‌کنند و «جوهر» ها گیانگ را به شیوه‌ای منحصر به فرد که فقط نگوین نگوک تونگ از آن برخوردار است، به تصویر می‌کشند.

منبع: https://hanoimoi.vn/moi-ban-mai-gap-mot-ban-mai-735430.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
تفریحات تابستانی

تفریحات تابستانی

KSQS

KSQS

زود برو بازار.

زود برو بازار.