بعدازظهر روز قبل، طوفانی درگرفت و ابرهای تیره آسمان را پوشانده بودند. باران شدیدی شالیزارهای برنج حومه مرکزی ویتنام را که پس از روزها خشکسالی خشک شده بودند، شست. هنگام غروب، مزارع مرطوب بودند و آب در مناطق پست جمع میشد. قورباغهها، وزغها و دیگر دوزیستان همه جا بودند...
با اشتیاق، لانههایشان را ترک کردند و مانند یک گروه کر پرشور در حومه شهر، سرودهای جفتگیری خود را خواندند. باران کمکم بند آمد. دوستان، در حالی که چراغقوه در دست و سبدهای توری بر کمرشان آویزان بود، با گامهای بلند به سمت مزارع رفتند.
نسیم خنکی پس از شبهایی که از آفتاب طولانی و سوزان به شدت گرم شده بودند، پوست را نوازش میدهد. نور چراغ قوهها در مزارع میپیچید، خنده و پچ پچ تاریکی را بیدار میکرد. قدمهای سبک و دستان سریع، قورباغههایی را که در نور کور شده بودند، به سرعت میگرفتند. پس از چند ساعت، با یک سبد توری سنگین که روی کمرتان آویزان بود، به خانه برمیگردید. قورباغهها در یک گلدان سفالی بزرگ قرار داده شده بودند که با یک الک ساخته شده از بامبوی نازک و تیز پوشانده شده بود.
روز بعد، قورباغهها را از قابلمه بیرون بیاورید، آنها را با نمک دانه درشت بمالید و با چاقو رودههایشان را خارج کنید. بوی لزج و ماهی با آبکشی با مخلوطی از سرکه و سس ماهی از بین میرود. به باغچه بروید و مقداری پیازچه سبز تازه بچینید و مقداری ریشه زردچوبه زرد تازه از خاک بیرون بیاورید. زردچوبه را پوست بگیرید و بشویید، سپس آن را بکوبید تا به شکل خمیر درآید. پیازچهها را بشویید و به قطعات کوتاه برش دهید. قورباغهها را در مخلوطکن بریزید و با نمک، فلفل، شکر، فلفل چیلی و موسیرهای نازک ورقه شده مخلوط کنید تا یکدست شوند.
روغن بادام زمینی را در یک ماهیتابه گرم کنید، سپس گوشت قورباغه، موسیر و زردچوبه تازه را اضافه کنید و تفت دهید تا کاملا پخته شود. از روی حرارت بردارید. برنج را بشویید و در قابلمه آب بریزید و روی شعله ملایم بجوشانید. وقتی برنج مانند گلهای سفید ظریف شناور در آب شکوفا شد، گوشت قورباغه سرخ شده و موسیر را اضافه کنید. پس از مدتی، به میزان دلخواه چاشنی بزنید، پیازچه اضافه کنید، کمی فلفل آسیاب شده بپاشید و حرارت را خاموش کنید. اکنون یک فرنی روستایی و خوش طعم دارید که یادآور حومه شهر پس از یک باران تابستانی است.
لینک منبع






نظر (0)