Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مردی که دو جنگ را از سر گذرانده است.

آقای لو وان دوان (متولد ۱۹۲۹) از بخش ۴، کوا ویت کمون، با وجود سن بالا، هنگام بازگو کردن خاطراتش از میدان جنگ، به طرز چشمگیری تیزبین است. به عنوان یک جانباز که در دو جنگ جنگیده و در میدان جنگ با مرگ و زندگی روبرو شده است، خاطرات آقای دوان از آن روزهای قهرمانانه چنان واضح است که گویی همین دیروز اتفاق افتاده است...

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị29/07/2025


مردی که دو جنگ را از سر گذرانده است.

آقای له وان دوآن و همسرش، خانم وو تی نونگ، تا روز پیروزی پایدار ماندند و استوار جنگیدند - عکس: ام. دی.

روزهای فراموش نشدنی...

من آقای لو وان دوان را در خانه کوچکش در ساحل کوا ویت ملاقات کردم. آقای دوان در ۹۶ سالگی، با ریش بلند و سفید، پیشانی پهن، قامت راست و قد بلندش، هنوز هم رفتار یک سرباز از هنگ نگوین تین تواتِ گذشته را حفظ کرده است.

دوآن که در خانواده‌ای با سنت انقلابی متولد شده بود، از سنین پایین در بسیاری از فعالیت‌های ضد تهاجم در محل زندگی خود شرکت کرد. «در سن ۱۷ سالگی، با مشاهده فقر و رنج روستاییان و مهاجمانی که وطنم را ویران می‌کردند، نامه‌ای نوشتم و داوطلبانه به مقاومت علیه فرانسوی‌ها پیوستم.»

آقای دوآن تعریف کرد: «من به هنگ ۹۵ (هنگ نگوین تین توات) - اولین واحد نیروی اصلی استان کوانگ تری و یکی از اولین واحدهای نیروی اصلی ارتش خلق ویتنام - منصوب شدم.»

در طول نه سال مقاومت در برابر فرانسوی‌ها، واحد او عملیات‌ها و پاکسازی‌های گسترده دشمن را شکست داد و به پیروزی‌های چشمگیری در خه سان، ارتفاعات مرکزی و میدان‌های نبرد جنوب شرقی دست یافت. با روحیه شجاعانه و جنگنده‌اش، مافوق‌هایش وظایف مهم بسیاری را به او محول می‌کردند و او همیشه آنها را به نحو احسن به پایان می‌رساند.

او تعریف کرد که در آن زمان، ارتش ما با کمبود آذوقه مواجه بود، اما همیشه روحیه جنگندگی بالایی داشت. اگرچه خاطرات او گاهی اوقات به دلیل کهولت سن قطع می‌شد، آقای دوآن هنوز هم روزهای پایانی جنگ مقاومت علیه فرانسوی‌ها را به وضوح به یاد دارد.

او گفت: «ما از شنیدن اخبار شکست‌های دشمن در تمام میدان‌های نبرد خوشحال شدیم. واحد من در کنار هم نبردهای باشکوهی انجام داد، مانع عقب‌نشینی دشمن شد و با تمام ارتش در پیروزی دین بین فو، که «در سراسر جهان مشهور شد و زمین را لرزاند»، مشارکت داشت.»

در پیروزی باشکوه هنگ ۹۵ در آن زمان، آقای دوآن نقش بسزایی داشت و در کنار رفقایش با مرگ و زندگی روبرو شد. با این حال، هنگام تعریف این داستان، چیزی که بیش از همه او را تحت تأثیر قرار داد، مشاهده‌ی جان باختن بسیاری از برادران همرزم در میدان نبرد بود، زمانی که تنها چند ساعت تا پیروزی فاصله بود.

پس از پایان جنگ مقاومت علیه فرانسوی‌ها، آقای دوآن و واحدش به سرعت به سمت جنوب حرکت کردند تا به مشارکت خود با سایر واحدها در وظیفه حفاظت از مرزهای جنوب غربی و شمالی سرزمین پدری ادامه دهند.

او با احساسی عمیق چنین تعریف کرد: «در جریان یک بمباران شدید دشمن، متأسفانه از ناحیه پا به شدت مجروح شدم و توسط مافوق‌هایم برای درمان به مدت شش ماه به کوانگ بین فرستاده شدم. پس از آن، با خاطراتی فراموش‌نشدنی از میدان نبرد به زادگاهم در کوآ ویت بازگشتم...»

مردی که دو جنگ را از سر گذرانده است.

آقای لو وان دوآن زمانی را روایت می‌کند که با قایقی که سربازان را حمل می‌کرد و مهمات و غذا را از رودخانه کوا ویت عبور می‌داد، پارو می‌زد - عکس: ام. دی.

« تا زنده‌ایم، می‌جنگیم.»

آقای دوآن با جراحات متعدد و پای دردناک به خانه بازگشت، اما همچنان می‌توانست مانند یک ماهیگیر واقعی راه برود. او هر روز مرتباً قایق خود را به دریا می‌برد، گاهی در خلاف جهت رودخانه هیو گیانگ و گاهی در امتداد رودخانه تاچ هان، تا ماهی و میگو صید کند. کمتر کسی می‌دانست که او مخفیانه حرکات دشمن را زیر نظر دارد تا به نیروهای محلی گزارش دهد.

آقای دوآن گفت: «در ابتدا، آنها مشکوک بودند که پای من در حین جنگ مورد اصابت ترکش قرار گرفته است، بنابراین هر راهی را برای بازجویی از من امتحان کردند. من دائماً اصرار داشتم که آسیب پایم به دلیل حادثه‌ای هنگام ماهیگیری در دریا بوده است. اما هر چند روز یکبار، آنها به خانه من می‌آمدند تا شواهدی مبنی بر اینکه من تا به حال در انقلاب شرکت داشته‌ام، پیدا کنند تا بهانه‌ای برای دستگیری من پیدا کنند.»

او زیر بمباران و آتش دشمن، بارها و بارها مخفیانه سربازان، غذا و مهمات را تنها با استفاده از یک قایق کوچک از رودخانه عبور می‌داد.

آقای دوآن که در پوشش ماهیگیر، بی‌صدا روی رودخانه‌های هیو و تاچ هان کار می‌کرد، به یاد نمی‌آورد که چند بار توسط دشمن دستگیر و شکنجه شده است. آنها از او بازجویی می‌کردند، با شیرین زبانی از او تعریف می‌کردند و به او وعده زندگی راحتی می‌دادند، اما وقتی او قاطعانه از اعتراف خودداری کرد، از هر روش بی‌رحمانه‌ای برای شکنجه او تا سرحد مرگ استفاده کردند.

آقای دوآن تأکید کرد: «بعد از کتک زدن و بازجویی به مدت ۵ تا ۷ روز، آنها با درماندگی مرا به ساحل رودخانه پرتاب می‌کردند. بارها خوش شانس بودم که ماهیگیران محلی به موقع مرا پیدا کردند و برای درمان به خانه آوردند. با روحیه یک سرباز، همیشه به خودم می‌گفتم تا زمانی که زنده هستم، به مبارزه و شرکت در انقلاب ادامه خواهم داد.»

همسرش، وو تی نونگ (متولد ۱۹۳۰)، نیز یک زن چریک وفادار در منطقه بود که همیشه وظایف خود را در قبال کشور انجام می‌داد و در عین حال امور خانه را اداره می‌کرد تا همسرش بتواند روی فعالیت‌هایش تمرکز کند. بارها، با دیدن بازگشت همسرش با زخم‌های متعدد ناشی از شکنجه‌های همکاران دشمن، اشک می‌ریخت و نگران می‌شد.

او به طور محرمانه گفت: «می‌دانستم که هرگز نمی‌توانم جلوی او را بگیرم یا روحیه‌اش را بشکنم. بنابراین، همیشه او را تشویق می‌کردم و تمام تلاشم را می‌کردم تا بچه‌ها را بزرگ کنم تا شوهرم بتواند به ماموریتش ادامه دهد.»

به پاس خدماتش در طول دو جنگ مقاومت، به آقای دوآن مدال‌ها، نشان‌ها و عناوین معتبر دیگری اعطا شد. هنگام خداحافظی با او، در اعماق چشمان این جانباز، حس شادی و رضایت را دیدم. برای او، که دو جنگ مقاومت را پشت سر گذاشته بود، هرچند نمی‌توانست به خاطر بیاورد چند بار زخمی شده بود، همین که زنده مانده بود و صلح را به شکلی که امروز هست می‌دید، خوشبختی بزرگی بود...

مین دوک

منبع: https://baoquangtri.vn/nguoi-di-qua-hai-cuoc-chien-196368.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
زنان جوان از ارتفاعات ها گیانگ

زنان جوان از ارتفاعات ها گیانگ

هارمونی

هارمونی

عملیات

عملیات