Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

آن زن با ژنرال فرانسوی روبرو شد.

خانم شوان فونگ پس از خواندن خاطرات ژنرال فرانسوی هلی دو سنت مارک، با جزئیاتی که او در مورد مردم ویتنام ذکر کرده بود، مخالفت کرد. او نامه‌ای در ردیه نوشت و با زبانی ملایم اما با روحیه‌ای قاطع تأیید کرد که مردم ویتنام استقلال را جشن گرفتند و هنگام خروج مهاجمان سوگواری نکردند.

ZNewsZNews21/05/2026

xuan phuong anh 1

شوان فونگ (متولد ۱۹۲۹) نویسنده‌ای است که در کنار پروفسور تران دای نگیا در کارخانه اسلحه‌سازی تویین کوانگ کار می‌کرد و اولین خبرنگار جنگی زن در ویتنام شمالی بود. او نویسندگی را در سن ۹۱ سالگی آغاز کرد. او تا به امروز عادت مطالعه و کار روزانه را حفظ کرده است.

به مناسبت نامزد شدن کتاب خاطرات او با عنوان «حمل بارها... بارهای سنگین...» برای جایزه ملی کتاب ۲۰۲۵، تری توک - زدنیوز گفتگویی با این نویسنده در مورد این اثر و اینکه چرا در سن نزدیک به ۱۰۰ سالگی، هنوز از تأمل در مورد آینده جوانان و داستان ویتنام دست نکشیده است، انجام داد.

نزدیک به یک قرن همنشینی با کتاب.

- خانم، بعد از بستری شدن در بیمارستان در اواسط امسال، الان وضعیت سلامتی شما چطور است؟

آموزش اولیه، عشق به کتاب را در کودکان ایجاد کرد و با آنها مانند دوستان صمیمی رفتار کرد. با بزرگ شدنم، کتاب‌ها افق‌های غیرقابل تصوری را برای من گشودند.

نویسنده شوان فونگ

- سال گذشته ۳-۴ بار به بیمارستان رفتم و مرخص شدم، اما تا دسامبر به لطف دارو و رژیم غذایی دقیق، حالم بهتر شد. حالا حالم خیلی بهتر است، دوباره شروع به راه رفتن کرده‌ام. همین الان به وونگ تائو و فان تیت رفتم. پاهایم از دویدن در خانه خیلی خسته شده‌اند. سومین کتاب خاطراتم، درباره سال‌های خبرنگاری جنگ، نیز تمام شده و برای ناشر ارسال شده است. حالا احساس سبکی بیشتری می‌کنم.

با وجود مشکلات سلامتی‌اش، او یک برنامه‌ی کاری منظم را حفظ کرد. او چگونه موفق به انجام این کار شد؟

حتی وقتی در بیمارستان بودم، دکتر گفت که حالم وخیم است و همه جا لوله و بانداژ دارم، من هنوز نشسته بودم و مطالعه می‌کردم. این نشان می‌دهد که من یکی از آن دسته افرادی هستم که واقعاً برای وقتم ارزش قائلم. من از آن نهایت استفاده را می‌کنم، زندگی کاملی دارم و به سرگرمی‌هایم می‌پردازم. من موفق به انجام این کار شده‌ام و احساس غرور نمی‌کنم، بلکه احساس رضایت می‌کنم.

xuan phuong anh 2

خانم شوان فونگ، متولد ۱۹۲۹، در نقش‌های مختلفی مانند کارگردانی فیلم مستند، صاحب گالری هنری و نویسندگی تجربه کسب کرده و به موفقیت‌هایی دست یافته است.

- آیا مطالعه برای او یک سرگرمی است؟

می‌توانم بگویم که امسال که ۹۷ ساله هستم، حتی یک روز یا شب هم نبوده که کتاب نخوانده باشم. این عادت از بچگی با من بوده؛ اگر این کار را نکنم، انگار چیزی کم است. من از ۸ سالگی شروع به خواندن کردم. در آن زمان، پدرم معلم بود و فرزندانش، حتی قبل از اینکه بتوانند بخوانند، باید به تصاویر نگاه می‌کردند و او چیزها را برایشان توضیح می‌داد. در ۷ سالگی، آنها موظف بودند خواندن را یاد بگیرند و از ۸ سالگی به بعد، به هر یک از ما یک کتاب کودک می‌داد و هر هفته باید آنچه را که در کتاب نوشته شده بود، می‌نوشتیم. او ما را خیلی با دقت تنبیه می‌کرد؛ اگر تمام نمی‌کردیم، یک سیلی به پایین بدنمان می‌زد، نه فقط یک سیلی ساده.

نیاز به مطالعه به اندازه خوردن، آشامیدن و خوابیدن ضروری شده است. من این آموزش خانوادگی را تا به امروز، تقریباً ۱۰۰ سال، حفظ کرده‌ام. آموزش‌های اولیه، عشق به کتاب را در کودکان القا می‌کند و با آنها مانند دوستان صمیمی رفتار می‌کند. با بزرگ شدنم، کتاب‌ها افق‌های غیرقابل تصوری را برای من گشودند، به خصوص وقتی زبان‌های خارجی یاد گرفتم. پدربزرگم از هفت سالگی مرا مجبور کرد که هم ویتنامی و هم فرانسوی یاد بگیرم. به لطف این، من هم فرهنگ ویتنامی (ترانه‌های عامیانه، ضرب‌المثل‌ها) و هم فرهنگ فرانسوی را به ارث بردم و از نویسندگان کلاسیک فرانسوی الهام گرفتم.

- او معمولاً در آن زمان چه نوع کتاب‌هایی می‌خواند؟

- وقتی کوچک بودم، طبق دستور پدربزرگم کتاب‌های کودکانه به نام « کتاب‌های صورتی » می‌خواندم. هر هفته مجبور بودم مطالب را خلاصه کنم. گاهی اوقات تمام هفته را صرف بازی می‌کردم و در پایان هفته، آنقدر می‌ترسیدم که کتاب را باز می‌کردم و تصاویر را زیر تصاویر یادداشت می‌کردم، حتی اگر چیزی نمی‌فهمیدم. بعد پدربزرگم چند ضربه شلاق به من می‌زد. هر چهار خواهر و برادر کوچکترم هم همینطور بودند؛ خانواده من یک «خانواده کتابخوان» بودند.

xuan phuong anh 3

خانم شوان فونگ در سن ۹۷ سالگی هنوز عادت مطالعه روزانه را حفظ کرده است، عادتی که از ۶ سالگی به آن پایبند بوده است.

رویارویی با ژنرال فرانسوی.

- خانه شما تا 10 جعبه کتاب دارد. آیا کتابی هست که بخواهید با خوانندگان Tri Thức - Znews به اشتراک بگذارید؟

- خاطرات « مزارع سوزان» نوشته‌ی ژنرال فرانسوی هلی دو سنت مارک وجود دارد که در جنگ ویتنام شرکت کرد و بعداً به درجه‌ی ژنرالی ارتقا یافت.

من با گفته آقای هلی مخالفم که وقتی ویتنام را ترک کرد، احساس «خائن» بودن می‌کرد و اینکه بسیاری از ویتنامی‌ها گریه کردند. تنها چند درصد از جمعیت ویتنام از او پیروی کردند و آن افراد ناچیز بودند. فرض نکنید که هر ویتنامی وقتی به خانه برگشت گریه کرد؛ مردم ویتنام وقتی فرانسوی‌ها عقب‌نشینی کردند، خوشحال شدند زیرا احساس استقلال کردند. چیزی برای گریه کردن وجود نداشت.

قصد داشتم برایش نامه‌ای بنویسم و ​​بگویم: «اشتباه می‌کنی، چون گفتی کمتر از ۵٪ از جمعیت ویتنام طرف فرانسوی‌ها را گرفته‌اند، اما وقتی رفتی، ۹۵٪ ما خوشحال بودیم، بنابراین آن ۵٪ نمی‌توانند نماینده ویتنام باشند.» بعد از تمام کردن کتاب «آئو دای »، برایش نامه‌ای فرستادم: «آقا، می‌خواهم این کتاب من را بخوانید تا بفهمید که آیا مردم ویتنام ملت خودشان، کشورشان یا مهاجمان فرانسوی را دوست دارند.»

او پاسخ داد و من نامه را نگه داشتم: «خانم عزیز، از اینکه کتاب «آئو دای» را به من دادید بسیار سپاسگزارم. من آن را در یک نشست خواندم. کتابی عمیقاً تأثیرگذار و فوق‌العاده است. شوان فونگ و ویتنام وارد روح من شده‌اند؛ نمی‌توانم آن تصویر را فراموش کنم و خاطراتم همیشه به ویتنام برمی‌گردد. وقتی اعتراض شما را خواندم، کمی تعجب کردم زیرا شما خیلی ذهنی بودید. اما بعد از خواندن کتاب شما، فهمیدم که در این دنیا، باید عشق و درک داشت تا واقعاً همه چیز را دانست. چون من فاقد عشق و درک بودم، اشتباه فهمیدم.»

بعداً، تلویزیون ملی فرانسه از این موضوع مطلع شد و مصاحبه‌ای تلویزیونی بین من و او ترتیب داد. ما با دقت فراوان برای آنچه قرار بود در موردش صحبت کنیم، آماده شدیم. متأسفانه، تنها چند روز قبل از مصاحبه، او به دلیل کهولت سن درگذشت، بنابراین این رویارویی هرگز اتفاق نیفتاد، اما کتاب و نامه باقی مانده است.

xuan phuong anh 6

کتاب خاطرات «آئو دای» در سال ۲۰۰۱ در فرانسه منتشر شد و از آن زمان به زبان‌های زیادی از جمله انگلیسی و لهستانی ترجمه شده است.

بال‌های ققنوس در جستجوی بهار به اهتزاز درمی‌آید.

- کتاب شما با عنوان «بارها را به دوش کشیدن... بارهای سنگین...» نامزد جایزه ملی کتاب سال ۲۰۲۵ شده است. این چهارمین جایزه برای اثر شماست، پس از جوایز انجمن نویسندگان ویتنام و انجمن نویسندگان شهر هوشی مین. چه احساسی در این مورد دارید؟

فرزندان من، این صلحِ بازگشته نتیجه‌ی عرق، اشک و خون نسل‌های پیش از ماست.

نویسنده شوان فونگ

- در سن بالای ۹۰ سال، دریافت دو جایزه باعث شد فکر کنم که این فقط مختص هر نویسنده‌ای نیست، بلکه هر شخصی است که تا به حال قلم به دست گرفته و چیزی خلق کرده و احساس می‌کند که هنوز هم می‌تواند از این طریق به زندگی کمک کند. این شادی، شاید کمی بلندپروازانه به نظر برسد، اما واقعاً چیزی است که پول نمی‌تواند با آن مقایسه کند. این آرامش معنوی عظیمی را به همراه دارد، دانستن اینکه زندگی هنوز مفید است. حالا، با شنیدن اینکه قرار است جایزه دیگری دریافت کنم، شادی‌ام نه تنها دو برابر، بلکه صد برابر شده است.

- این کتاب موفقیت‌های زیادی کسب کرده و به ویژه مورد استقبال جوانان قرار گرفته است. احساس شما در این مورد چیست؟

- اخیراً فرصتی پیش آمد تا به پایگاه انقلابی قدیمی‌ام برگردم، جایی که با آقای تران دای نگیا در توین کوانگ مشغول ساخت سلاح بودم. در آنجا فرصتی پیش آمد تا با ۱۵۰۰ دانش‌آموز از دبیرستان تخصصی توین کوانگ صحبت کنم. پس از اینکه داستانم را تعریف کردم، تقریباً همه ۱۵۰۰ دانش‌آموز گریه کردند و احساسات خود را ابراز کردند. آنها گفتند که همیشه به میهن خود افتخار می‌کرده‌اند، اما پس از شنیدن روایت چنین داستان‌های واقعی از من، احساس شادی و غرور بیشتری کردند.

این برای من مثل یک داروی مقوی بود. همچنین فرصتی پیش آمد تا به خانه یکی از دوستان قدیمی‌ام که از دوران کارم در صنعت مهمات نظامی فوت کرده بود، بروم. پسرش در حال حاضر سرباز وی شوین است و نوه‌اش دانش‌آموز دبیرستان تخصصی توین کوانگ است. سه نسل به همین ترتیب پشت سر هم آمده‌اند و همه آنها واقعاً از کتاب‌های من لذت می‌برند.

از اینکه می‌بینم این کتاب آرزوهایم را برآورده کرده، بسیار خوشحالم. بهترین بخش ماجرا این است که از طریق این کتاب می‌توانم به نوه‌هایم بگویم: «فرزندان، صلحی که به آن دست یافته‌ایم، نتیجه‌ی عرق، اشک و خون نسل‌های پیش از ماست.»

xuan phuong anh 7

این نویسنده ۹۷ ساله امیدوار است جوانان از طریق خاطرات او ارزش صلح را درک کنند.

- او جمله‌ای نوشته که به نظر می‌رسد روح کل خاطرات را در خود جای داده است: «بگذارید پرنده ققنوس گریه کند، در حالی که کورمال کورمال راه خود را برای پرواز پیدا می‌کند.» با خواندن آن، به راحتی می‌توان فهمید که او با کلمات نام شوان فوئونگ بازی می‌کند. خب، آیا او هنوز بهار خود را پیدا نکرده است؟

- گفتن اینکه ما قبلاً آن را پیدا کرده‌ایم کمی ذهنی و غیرواقعی به نظر می‌رسد. چرا؟ چون ما فقط یک بخش بسیار کوچک، کوچکترین بخش از یک جامعه بزرگتر هستیم.

اینکه بگویم احساس می‌کنم به «بهار» خودم (در زندگی) رسیده‌ام یا نه، درست است، هنوز چیزهای زیادی برای اندیشیدن دارم. مهم‌ترین نگرانی من در حال حاضر درباره جوانان ویتنامی است. آنها هنوز چیزهای زیادی دارند که باید در دیدگاهشان نسبت به زندگی تغییر دهند، باید خودشان را به عنوان یک فرد بهبود بخشند و باید زندگی معنادارتری داشته باشند.

xuan phuong anh 8

منبع: https://znews.vn/cuoc-doi-chat-giua-nha-van-xuan-phuong-va-dai-tuong-phap-post1617004.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
پاکسازی چاه‌های معدن

پاکسازی چاه‌های معدن

دو دوست

دو دوست

رودخانه نهو کو

رودخانه نهو کو