Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

به یاد روزنامه‌نگار فام خاک لام

Công LuậnCông Luận11/09/2023


خانم تای توییت مای، معاون سابق مدیر بخش مطبوعات، اداره مرکزی تبلیغات و همسر وفادار او، اشک‌هایش را فرو خورد و به طور خلاصه گفت: «او آقای توان را گرامی می‌داشت و اغلب از من یاد می‌کرد.» سپس صحبتش را قطع کرد... با شنیدن ناگهانی خبر درگذشت روزنامه‌نگار فام خاک لام، ناگهان به یاد آهنگ «بگذار باد آن را با خود ببرد» از ترین کونگ سان افتادم که در زمان حیاتش عاشقش بود: «در زندگی، انسان به قلبی مهربان نیاز دارد، اما برای چه هدفی... بگذار باد آن را با خود ببرد...»

مانند یک فیلم با حرکت آهسته، زندگی و حرفه روزنامه‌نگار پیشکسوت، فام خاک لام، در مقابل من آشکار شد، برادری که بیش از نیمی از عمر خود را وقف این حرفه کرده بود. او همیشه مانند زندگی خودش، هنگامی که در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۳ از سمت مدیرکل و سردبیر تلویزیون ویتنام (VTV) کناره‌گیری کرد، حس سادگی و آرامش را القا می‌کرد. در آن سال، او ۶۴ سال سن داشت. روز بعد، ۱ ژانویه ۱۹۹۴، او برای شرکت در جشنواره ملی تلویزیون به شهر هوشی مین رفت و به طور خودجوش چند بیت ساده برای خداحافظی با دوستان و همکارانش در تلویزیون سرود: «شهرت و ثروت مانند ابرهای زودگذر هستند / ثروت و دارایی مانند پر هستند / در میان دوستان و همکاران / گرانبهاترین چیز، قلبی پاک است!»

من او را مدت‌هاست می‌شناسم، از زمانی که ستوان روزنامه ارتش خلق بودم. یک بار، در آوریل ۱۹۷۵، به بخش مطبوعات و انتشارات اداره مرکزی تبلیغات رفتم و همکارم لو هوو کو به میز کناری‌مان اشاره کرد: «خانم تای تویت مای، همسر رئیس بخش، روزنامه‌نگار فام خاچ لام، و عروس بزرگ آقای فام خاچ هوئه.» خانم تای تویت مای، اهل استان نِگه آن، با شنیدن این حرف، لبخند زد و گفت: «شما دو نفر چه حرف بدی درباره من می‌زنید؟» پس از آن «توضیحات» اولیه، من، لو هوو کو و خانم تای تویت مای با شور و شوق درباره همه چیز زیر نور خورشید گپ زدیم. کمی بعد، آقای فام خاچ لام آمد و کلید ماشین خانم تای تویت مای را به او داد. خانم تای تویت مای دانشجوی دانشکده ادبیات - کلاس ۷ (۱۹۶۲-۱۹۶۶) در دانشگاه هانوی بود. آقای و خانم خاک لام، مردی با استعداد و زنی زیبا، واقعاً زوج دوست‌داشتنی‌ای بودند. و از آن روز به بعد، من به این زوج روزنامه‌نگار ارشد نزدیک شدم و چیزهای مفید زیادی در مورد این حرفه از آنها یاد گرفتم.

لطفا از یک روزنامه‌نگار دیگر بخواهید تصویر شماره ۱ را بسازد.

عکسی از فام خاچ لام، روزنامه‌نگار، در کنار ژنرال وو نگوین جیاپ در سال ۱۹۹۸.

محل سکونت شخصی روزنامه‌نگار فام خاچ لام در خیابان ترانگ تی شماره ۴۸بی، هانوی، کنار ستاد مرکزی جبهه میهنی ویتنام است. یک بار، در حالی که منتظر تاکسی جلوی خانه‌اش بود، به شوخی گفت:

- بسیاری از روزهایی که وقت آزاد داشتم، به جبهه میهن می‌رفتم تا با برخی از روشنفکران مسن و چهره‌های برجسته که آنها را خوب می‌شناختم، گپ بزنم. ما در مورد وقایع جاری و راه و رسم دنیا صحبت می‌کردیم. یک بار، با چند کشاورز از حومه شهر آشنا شدم که برای شکایت از اختلافات ارضی به جبهه میهن آمده بودند. من به آنها مشاوره دادم و به آنها نشان دادم که چگونه مسائل را حل کنند. افرادی که ناامید هستند ممکن است در سطوح بالاتر اقامه دعوی کنند، اما وقتی وضعیت آنها را درک می‌کنید و راهنمایی‌های صادقانه و توصیه‌های منطقی ارائه می‌دهید، با خوشحالی گوش می‌دهند و همه به طور منظم به خانه‌های خود برمی‌گردند. مردم ما همیشه به حزب وفادار بوده‌اند.

او چنین شخصیتی داشت: فداکار، متفکر و از صمیم قلب به همه وفادار بود. بعدازظهر ۲۹ مه ۲۰۱۴، من به شهر هوشی مین منتقل شده بودم و فرصت پرواز به هانوی را داشتم. برای گپ زدن به خانه‌اش رفتم. وقتی با او تماس گرفتم، در یک جلسه مهمانی محله شرکت کرده بود. خانم تای توییت مای برای استقبال از من به کوچه آمد و مرا به طبقه بالا، به آپارتمان کوچکی که او و همسرش نیم قرن در آن زندگی کرده بودند، برد. پس از نیم ساعت گپ زدن شاد با او، برگشت. با دیدن او که تی‌شرت و شلوارک پوشیده بود، به شوخی پرسیدم:

- جلسه مهمونی برادرت مثل بازی گلف میمونه!

لبخند پهنی زد:

- هسته حزب بازنشسته چند ده عضو دارد که همگی از دوستان صمیمی هستند. امروز هوا خیلی گرم و شرجی است. همه مردها برای راحتی شلوارک پوشیده‌اند. در این جلسه، ما به آسمان‌ها پیشنهاد می‌دهیم: «چرا هوا اینقدر گرم و شرجی است؟ همه اینها به خاطر تغییرات اقلیمی است. خدایا، لطفاً نسیم ملایمی از دریا بفرست.» همه با هم خندیدند.

عصر آن روز، هنگام صرف چای، روزنامه‌نگار خاچ لام با من درد دل کرد و مرا به گذشته - به خاطرات زندگی‌اش - برد. او تک تک جزئیات کوچک را به وضوح به یاد داشت. در سال ۱۹۸۸، در حالی که به عنوان مدیر بخش تبلیغات بین‌المللی کمیته مرکزی تبلیغات خدمت می‌کرد، به سمت مدیرکل و سردبیر تلویزیون ویتنام (VTV) منتقل شد. با پیروی از وظیفه سازمان، او بی‌سروصدا خیابان نگوین کان چان را ترک کرد و برای تصدی نقش جدیدش به گیانگ وو رفت. در VTV، در جلسه‌ای با مقامات کلیدی، او به آرامی و سادگی، درست مانند ذات خودش، صحبت کرد:

- من در مورد تلویزیون اطلاعات زیادی ندارم. هیچ مهارت منحصر به فردی هم ندارم. امیدوارم همه شما به من در انجام وظایفم کمک کنید. فقط امیدوارم همه متحد باشند، به یکدیگر اهمیت بدهند و برای انجام یک کار خوب با هم همکاری کنند.

لطفا از یک روزنامه‌نگار دیگر بخواهید تصویر شماره ۲ را بسازد.

روزنامه‌نگار فام خاک لام.

در طول یک دوره تاریخی که کشور پس از سال‌ها بحران تحت اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده مرکزی، اصلاحات را آغاز کرده بود، VTV با مشکلات متعددی از نظر تجهیزات، امور مالی، پرسنل و حرفه‌ای‌گری مواجه بود. فام خاچ لام، روزنامه‌نگار، با فداکاری، شور و اشتیاق خود به حرفه‌اش، به همراه تیم کارکنان، خبرنگاران، سردبیران و تکنسین‌ها، با غلبه بر این چالش‌ها، کارهای بسیاری را آغاز و به انجام رساند. او در اصلاحات VTV نقش داشت، واقعیتی که از طریق هر برنامه روی صفحه کوچک به وضوح برای بینندگان قابل مشاهده است. در این مدت، او به دلیل مسائل داخلی ناخوشایند در VTV با نگرانی‌های زیادی روبرو بود. او که در مورد بسیاری از مسائل محتاط و حساس بود، در مورد بحث در مورد آنها احساس راحتی نمی‌کرد. مشخص است که در این دوران سخت، علاوه بر دوستان و همکاران نزدیکش، همسر فداکارش، تای توییت مای، همیشه منبع قوی حمایت عاطفی برای او بود.

یه بار ازش پرسیدم:

اگر می‌توانستید دوباره انتخاب کنید، چه شغلی را انتخاب می‌کردید؟

روزنامه‌نگار فام خاک لام بلافاصله گفت:

- روزنامه‌نگاری. من از کودکی عاشق روزنامه‌نگاری بودم.

او پسر ارشد آقای فام خاچ هو، برادر بزرگتر هنرمند مردمی فام تی تان، از کمون دوک نهان (که اکنون بوی لا نهان نام دارد)، منطقه دوک تو، استان ها تین بود. آقای فام خاچ هو وکیل، نویسنده و رئیس دفتر امپراتوری امپراتور بائو دای - با رتبه وزیر، آخرین امپراتور سلسله نگوین - بود. او در ۲۲ آگوست ۱۹۴۵، که شاهد فروپاشی آخرین سلسله فئودالی در ویتنام بود، فرمان کناره‌گیری امپراتور بائو دای را تدوین کرد. این وقایع تاریخی به وضوح توسط آقای فام خاچ هو در خاطرات معروف خود با عنوان «از دربار هو تا منطقه جنگی ویت باک» ثبت شده است. در سال ۱۹۵۳، فام خاچ لام برای تحصیل به چین فرستاده شد. در سال ۱۹۵۴، پس از اتمام تحصیلات زبان‌های خارجی، برای تحصیل در رشته متالورژی در موسسه آهن و فولاد پکن انتخاب شد. سپس، در جریان بازدید از سفارت ویتنام، به‌طور اتفاقی متوجه شد که ویتنام قرار است تعدادی از افراد را برای تحصیل در رشته روزنامه‌نگاری به دانشگاه بفرستد. فام خاچ لام، بسیار خوشحال، درخواست خود را ارائه داد و درخواستش پذیرفته شد. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه روزنامه‌نگاری پکن، در سال ۱۹۵۹ به ویتنام بازگشت و در بخش مطبوعات و سپس در بخش تبلیغات بین‌المللی اداره مرکزی تبلیغات مشغول به کار شد و تا زمان بازنشستگی از VTV در این حرفه باقی ماند.

مشخص است که در سال ۲۰۱۳، فام خاچ لام یکی از اعضای برجسته تیم اطلاعات جوانان پلیس منطقه ۶، تحت نظر پلیس هانوی، بود و عنوان واحد قهرمانانه نیروهای مسلح خلق را دریافت کرد. وقتی از او در این مورد پرسیدم، روزنامه‌نگار فام خاچ لام به آرامی پاسخ داد:

- در سن ۱۵ سالگی، به یک سازمان جوانان میهن‌پرست در هوئه پیوستم. در سال ۱۹۴۶، به همراه پدر و خانواده‌ام به هانوی نقل مکان کردم. پدربزرگم برای دولت رئیس جمهور هوشی مین کار می‌کرد. او توسط فرانسوی‌ها دستگیر و در حصر خانگی قرار گرفت. در پایان سال ۱۹۴۶، هانوی مقاومت خود را آغاز کرد. من موفق شدم با این سازمان تماس بگیرم و به تیم اطلاعات جوانان پلیس منطقه ۶ پیوستم. در این مدت، این تیم کارهای زیادی انجام داد، مکاتبات مربوط به انقلاب را انجام داد و به موفقیت‌های چشمگیری دست یافت و در حذف عناصر مخالف انقلاب نقش داشت.

پس از این دوره، فام خاک لام به ارتش خلق ویتنام پیوست و در دبیرخانه وزارت دفاع ملی و ستاد کل سمت‌هایی را بر عهده گرفت و به عنوان منشی ژنرال وو نگوین جیاپ در منطقه جنگی ویت باک خدمت کرد تا اینکه برای تحصیل به چین اعزام شد.

فام خاک لام پس از بازنشستگی، سهم قابل توجهی در توسعه مجله Que Huong، پلی ارتباطی با جوامع ویتنامی خارج از کشور، داشت. او روزنامه‌های Nhip Cau Dau Tu و Khuyen Hoc را تأسیس و راه‌اندازی کرد. او سردبیر مجله Viet-America، تحت نظر اتحادیه سازمان‌های دوستی ویتنام است. با وجود سن بالا، او همچنان به سفر و نوشتن ادامه می‌دهد و با تمام وجود به نویسندگی خود متعهد است. فام خاک لام پس از انتشار کتاب مقالات سیاسی خود با عنوان "آمریکا در جنگ ویتنام - یک دیدگاه" که توسط انتشارات ملی سیاسی در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، کتاب "ویتنام پس از صلح - برخی تأملات" را که توسط انتشارات جوانان شهر هوشی مین در سال ۲۰۱۴ منتشر شد، منتشر کرد.

در زندگی، تنها چیزی که اهمیت دارد، قلبی مهربان است. زندگی روزنامه‌نگار فام خاک لام با چنین قلبی متبرک شد، قلبی که شور و اشتیاق و فداکاری او را به حرفه‌ای که انتخاب کرده بود، تقویت می‌کرد. او در سن پیری درگذشت. این مقاله به عنوان ادای احترامی محترمانه و وداع نهایی با نویسنده‌ای ژرف، فداکار و پرشور است...

پی وی



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
وطن در قلب من

وطن در قلب من

تو مدرسه خوش بگذره!

تو مدرسه خوش بگذره!

پل ترانگ تین

پل ترانگ تین