آفتاب طلایی، ماه طلایی و نذری که در زیر دریای عمیق بسته شده است، وجود دارد.
مسیرهای عاشقانهای وجود دارد که اولین بوسه در آنها ماندگار میشود.
سرزنش، کینه و طلاق وجود دارد.
و بچهها…!
روزی شعری خواندم درباره سرنوشت انسان.
غم و اندوه و اوج شکوه وجود دارد.
زندگیهایی هست که در آنها اشک تا قلب جاری میشود.
توبه، تسلیم و جستجو وجود دارد.
و سرنوشتشان…!
یک روز، شعری در مورد جنگ خواندم.
صدای شلیک گلوله آمد، مرگ آمد، در مکانی دوردست.
بمبهای هوشمند وجود دارند، شبانهروز قبر میکنند.
افرادی با پوست زرد، پوست سفید و پوست سیاه وجود دارند.
و جنازهها…!
روزی، شعری در مورد عقل خواندم.
اصطلاحات انتزاعی و پر آب و تابی مثل «محاصره با تور» وجود دارد.
آیاتی وجود دارد که مزرعه شیاردار را روشن میکند.
زمین در حال پاکسازی است، بذرها کاشته میشوند…
آیات زیبا!
یک روز، چند شعر خواندم.
گذشتهای وجود دارد، حالی وجود دارد و آیندهای روشن.
خیر و شر، دروغ و حقیقت، با افتخار در کنار هم زندگی میکنند.
اشعاری که در چنین روزی سروده شدهاند…
کتابی که باید تا آخر عمر خواند!
دین لانگ
منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-du-lich-van-hoc-nghe-thuat/van-hoc-nghe-thuat/202604/nhung-bai-tho-trong-mot-ngay-e7f40e7/






نظر (0)