Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

مردم روزگاران قدیم

QTO - گهگاه بازگشت به مکان‌های آشنا، قدم زدن در مسیرهایی که با گذشت زمان مشخص شده‌اند، ملاقات با افرادی از گذشته‌های دور، خاطرات دوران گذشته که سیل‌آسا به سراغتان می‌آیند...

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị21/05/2026

جاده روستا که زمانی با گرد و غبار قرمز رنگ پوشیده شده بود، اکنون با بتن آسفالت شده است. اما درخت پیر مورد، که پوستش با آثار زمان گره خورده است، هنوز آنجا ایستاده و در سکوت، سایه می‌افکند و با تغییر فصل‌ها شکوفه می‌دهد.

رودخانه خاطرات کودکی (عکس از مین لین)
رودخانه کودکی - عکس از مین لین

در اوقات فراغتم، هنوز هم به «درخت گل آفتاب‌گیر میرتل» خود سر می‌زنم. در آن زمان، دانش‌آموزان دبستان و راهنمایی (که اکنون دبستان و دبیرستان نامیده می‌شوند) همگی پیاده به مدرسه می‌رفتند. فاصله خانه تا مدرسه حدود ۲ کیلومتر بود و ما به صورت گروهی راه می‌رفتیم و دسته‌های بلند و پر سر و صدایی تشکیل می‌دادیم که گوشه خیابان را پر می‌کرد. در روزهای گرم و سوزان، درخت میرتل را در انتهای کوچه انتخاب می‌کردیم تا قبل از رفتن به خانه استراحت کنیم. و این همه ماجرا نیست؛ وقتی والدینمان ما را سرزنش می‌کردند، به درخت میرتل می‌رفتیم و آرام گریه می‌کردیم. بعد از اینکه حسابی گریه می‌کردیم، به خانه برمی‌گشتیم.

حتی در سن ۱۲ یا ۱۳ سالگی، کودکان مناطق روستایی در آن زمان می‌دانستند که چگونه در کارهای بی‌شمار خانه به والدین خود کمک کنند، از مراقبت از خواهر و برادرهای کوچکتر و چیدن سبزیجات گرفته تا پختن غذا در هر روز. در آن زمان، من اغلب به همسالانم که به گله‌داری گاو و گاومیش مشغول بودند حسادت می‌کردم، زیرا تنها کاری که باید انجام می‌دادند این بود که آنها را به مزارع ببرند و می‌توانستند تا دلشان بخواهد کتاب بخوانند. در زمستان سرد، آنها برای گرم شدن آتش روشن می‌کردند. تجربه کردن وسعت طبیعت هر روز به آنها تخیل غنی می‌داد؛ داستان‌هایی که تعریف می‌کردند همیشه هیجان‌انگیز و جذاب بود و به مرکز توجه کل کلاس تبدیل می‌شد...

بازدید از یک بازار روستایی برای بسیاری از افراد تجربه‌ای جذاب است. تنها قدم زدن در بازار به شما این امکان را می‌دهد که با شیوه‌های کشاورزی، گویش و هویت فرهنگی مردم آن منطقه روستایی آشنا شوید. از دوران کودکی، من با بازار مای دوک، یک بازار معروف و شلوغ در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ قرن بیستم در منطقه له توی، استان کوانگ بین (که قبلاً بازار بود) ارتباط داشته‌ام. مادربزرگم در این بازار معامله‌گر بود و من اغلب به او در آماده‌سازی کالاها کمک می‌کردم. در آن زمان، کالاها عمدتاً با قطار حمل می‌شدند. بنابراین، هر زمان که قطار در ایستگاه مای دوک توقف می‌کرد، معامله‌گران کالاهای خود را تخلیه می‌کردند و ما برای دریافت آنها و بازگرداندن آنها به مادربزرگم می‌رفتیم.

کالاهای اصلی فروخته شده شکر، مونوسدیم گلوتامات، نودل فوری و سایر مایحتاج روزانه بود. با این حال، به دلیل اقتصاد متمرکز و تجارت توسعه نیافته، خرید این اقلام آسان نبود. اما مادربزرگم موفق به انجام این کار شد. بسیاری از زنان برای خرید از او می‌آمدند. بعدها، با بزرگ شدنم، فهمیدم که به دلیل سخاوتمند بودن، دلسوزی، فروش ارزان کالاها و کمک به فقرا، مردم به دنبال او بودند. متأسفانه، مادربزرگم به شدت بیمار شد و زودرس درگذشت. هیچ کس در خانواده تجارت او را ادامه نداد.

گوشه‌ای از بازار مای دوک امروز (عکس از مین لین)
گوشه‌ای از بازار مای دوک امروز - عکس از مین لین

اکنون، بیش از ۳۵ سال بعد، بازار مای دوک هنوز در کنار رودخانه کام لی قرار دارد. در گذشته، مردم کمون له توی (که قبلاً کمون‌های لوک توی، آن توی و فونگ توی بودند) با قایق به بالای رودخانه می‌رفتند تا میگو، ماهی، برنج و سایر محصولات را در بازار مای دوک بفروشند و محصولات محلی منطقه نیمه کوهستانی مانند جک فروت، کاساوا و سیب زمینی شیرین را خریداری کنند. کالاهای بازار مای دوک در آن زمان فراوان‌تر و ارزان‌تر از سایر بازارهای منطقه بود.

دکه قدیمی مادربزرگم حالا جایش را به دستفروش دیگری داده است. خیلی از هم نسلانش از دنیا رفته اند. آن فضای شلوغ و پرجنب و جوش بازار قدیمی مای دوک حالا دیگر به گذشته پیوسته است. چون شهر من حالا فروشگاه های رفاه و سوپرمارکت های کوچک و متوسط ​​زیادی دارد که کم کم دارند جای شیوه سنتی خرید و فروش را می گیرند.

نزدیک بازار قدیمی مای دوک، ردیفی از مغازه‌های خیاطی بود. عمو بین و عمو سوآ در آن زمان خیاط‌های مشهوری بودند. پسرانشان همسن من بودند؛ پس از پایان دوره راهنمایی، برای کار خیاطی به شهر هوشی مین رفتند. شنیده‌ام که اکنون آنها موفق هستند و صاحب کارخانه‌های بزرگ پوشاک هستند. جالب اینجاست که عمو بین و عمو سوآ، با وجود پیری و کاهش سلامتی، هنوز هم حرفه خیاطی خود را حفظ کرده‌اند. مشتریان آنها هنوز زنان و مادران مسن روستایی هستند که به لباس‌های ساده و روستایی عادت دارند. با تماشای آنها که غرق در سوزن‌دوزی بودند، ناگهان به این فکر افتادم که گاهی اوقات مردم نه برای امرار معاش، بلکه از روی عادت کار می‌کنند، زیرا می‌خواهند به دوران طلایی جوانی خود بچسبند...

ایستگاه قطار دوک من امروز (عکس از مین لین)
ایستگاه قطار دوک من امروز - عکس از مین لین

در این زندگی شلوغ، روزی دیگر آن قفل‌ساز پیر را که کنار درخت انجیر آشنا نشسته است، نخواهی دید؛ دیگر آن سبزی‌فروش گوشه بازار را نخواهی دید... و آن وقت احساس غم خواهی کرد، احساس پشیمانی خواهی کرد. آنها مثل مادربزرگ من هستند، مثل آن خیاط پیرِ دیروز... آنها آدم‌های گذشته هستند، خاطرات شیرین کودکی.

نگوک ترانگ

منبع: https://baoquangtri.vn/van-hoa/202605/nhung-nguoi-muon-nam-cu-0e2176b/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
با فرزندتان به کاوش و تجربه بپردازید.

با فرزندتان به کاوش و تجربه بپردازید.

همگرا

همگرا

روح ماه مارس

روح ماه مارس