Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

«قلعه تسخیرناپذیر»

Việt NamViệt Nam07/04/2024

«برای به دست گرفتن ابتکار عمل، باید دین بین فو را اشغال کنیم.» با این جاه‌طلبی، استعمارگران فرانسوی تصمیم گرفتند دین بین فو را به «قوی‌ترین مجموعه مستحکم در هندوچین» تبدیل کنند - دژی تسخیرناپذیر، به این امید که روحیه مبارزه ارتش و مردم ما را در هم بشکنند.

دژ تسخیرناپذیر دژ تپه A1 (مدلی از آن در موزه پیروزی تاریخی دین بین فو به نمایش گذاشته شده است).

دین بین فو دره‌ای وسیع در منطقه کوهستانی غربی شمال غربی ویتنام است. به گفته بسیاری از استراتژیست‌های نظامی فرانسوی، دین بین فو «یک مکان مهم استراتژیک نه تنها برای میدان نبرد هندوچین، بلکه برای آسیای جنوب شرقی نیز هست - یک محور حمل و نقل که مرزهای لائوس، تایلند، برمه و چین را به هم متصل می‌کند.» این «کلیدی برای محافظت از لائوس علیا» بود، یک «محور» که می‌توانست در چهار جهت بچرخد: ویتنام، لائوس، برمه و چین. دین بین فو همچنین بزرگترین، پرجمعیت‌ترین و ثروتمندترین دشت در شمال غربی ویتنام بود. «برنج این منطقه می‌توانست 20،000 تا 25،000 نفر را برای ماه‌ها تغذیه کند.» ارتش فرانسه از دین بین فو «می‌توانست از لائوس محافظت کند و از آنجا سرزمین‌های از دست رفته در شمال غربی ویتنام را در سال‌های 1952-1953 بازپس گیرد و شرایط مساعدی را برای نابودی لشکرهای اصلی دشمن در صورت رسیدن به آنجا ایجاد کند.»

با درک اهمیت استراتژیک دین بین فو، در 20 نوامبر 1953، ناوار، فرمانده کل نیروهای اعزامی فرانسه در هندوچین (از ماه مه 1953)، تصمیم به آغاز عملیات کاستور، یک حمله چتربازی برای اشغال دین بین فو، گرفت. پس از فرود شش گردان سیار به همراه مقدار زیادی مهمات، غذا و تجهیزات جنگی در دین بین فو، فرانسوی‌ها بلافاصله شروع به ساخت استحکامات و انجام عملیات تهاجمی برای باز کردن یک مسیر زمینی کردند که دین بین فو را به لای چائو و لوانگ پرابانگ (لائوس) متصل می‌کرد.

در ۲۵ نوامبر ۱۹۵۳، فرماندهی عالی فرانسه گزارشی از سرویس اطلاعاتی در مورد پیشروی لشکرهای ۳۰۸، ۳۱۲ و ۳۱۵ به شمال غربی ویتنام دریافت کرد. ناوار به جای سازماندهی حملات برق‌آسا برای عقب راندن نیروهای اصلی ما، استدلال کرد که نیروهای اصلی ما هنوز قادر به نابودی مواضع مستحکمی مانند نا سان نیستند و اشغال دین بین فو و ایجاد یک مجموعه مستحکم و قوی در آنجا کاملاً درست است. اگر نیروهای اصلی دشمن جرأت پیشروی به آنجا را داشته باشند، نیروهای اعزامی فرانسه باید استراتژی خود را تطبیق دهند و دین بین فو را به یک قلعه مستحکم تبدیل کنند که هم به عنوان یک دژ و هم به عنوان "یک تله یا یک ماشین خردکننده، آماده برای درهم شکستن لشکرهای فولادی دشمن، در عین حال محافظت از لائوس" عمل کند و از این طریق از حملات بزرگ نیروهای اصلی دشمن به این "دلتای مفید" جلوگیری کند.

پس از بازرسی منطقه (دین بین فو) و بررسی کامل گزارش‌های اطلاعاتی در مورد مسیرهای اصلی حمله دشمن در طول نبرد زمستان-بهار ۱۹۵۳-۱۹۵۴، ناوار تصمیم گرفت چالش درگیری با ما در دین بین فو را بپذیرد. ناوار در دستورالعملی (به تاریخ ۳ دسامبر ۱۹۵۳) که برای کانی، فرمانده جبهه شمالی، ارسال کرد، به فرماندهی نیروی اعزامی فرانسه در ویتنام شمالی مأموریت داد تا به هر قیمتی از دین بین فو دفاع کند و استحکامات آن را تقویت کند و دین بین فو را به یک "قلعه تسخیرناپذیر"، دژی قوی‌تر از نا سان، تبدیل کند. به طور خاص، لازم بود سه گردان رزمی متحرک دیگر با چتر نجات اعزام شوند و نیروی دفاعی دین بین فو را از شش گردان به نه گردان پیاده نظام و تقریباً سه گردان توپخانه افزایش دهند. در مورد واحدهای مستقر در لای چائو، در صورت امکان می‌توانستند آنها را حفظ کنند یا برای تقویت دین بین فو عقب‌نشینی کنند. در ۵ دسامبر ۱۹۵۳، واحدهای چتربازی که در دین بین فو پیاده شده بودند، به گروه عملیاتی شمال غرب تبدیل شدند که به اختصار GONO (گروه عملیاتی شمال غرب) نامیده می‌شد. چند روز بعد، دستور ناوا برای تقویت دین بین فو با سه گردان اضافی نیز اجرا شد.

پیش از روزی که نیروهای ما حمله به دین بین فو را آغاز کردند، این مجموعه مستحکم با ۱۷ گردان پیاده، ۳ گردان توپخانه، ۱ گردان مهندسی، ۱ گروهان تانک، ۱ گروهان حمل و نقل با تقریباً ۲۰۰ وسیله نقلیه و یک اسکادران هوایی آماده به خدمت متشکل از ۱۴ هواپیما تقویت شده بود. تعداد کل نیروها ۱۶۲۰۰ نفر بود. با چنین نیروی قوی، دشمن یک سیستم دفاعی متراکم متشکل از حداکثر ۴۹ دژ مستقر کرده بود که در ۸ خوشه سازماندهی شده بودند و هر خوشه یک سیستم قدرت آتش چند لایه بود، از جمله: گابریل (تپه استقلال)، بئاتریس (هیم لام)؛ آن ماری (دژهای شمال غربی فرودگاه مانند بان کئو، کانگ نا...)؛ هویگت (دژهای غرب فرودگاه مونگ تان، ساحل راست رودخانه نام روم)؛ کلودین (دژهای جنوب فرودگاه مونگ تان، ساحل راست رودخانه نام روم)؛ الیان (دژ شرقی، ساحل چپ رودخانه نام روم، منطقه پست فرماندهی د کاستریس)؛ دومینونیچ (دژ شرقی فرودگاه، ساحل چپ رودخانه نام روم)؛ ایزابل (هونگ کام).

این هشت خوشه مستحکم در سه بخش اصلی سازماندهی شده بودند: بخش اول، میدان نبرد مرکزی بود که شامل پنج دژ واقع در وسط مونگ تان (مرکز شهرستان دین بین فو) می‌شد. این مهمترین بخش بود که مستقیماً مسئول حفاظت از فرودگاه مونگ تان - "قلب" و "معده" مجموعه مستحکم - بود. د کاستریس دو سوم نیروهای خود را در اینجا متمرکز کرد و تنها هشت گردان پیاده نظام داشت. بخش دوم شامل دو خوشه مستحکم واقع در حدود 2-3 کیلومتری شمال و شمال شرقی میدان نبرد مرکزی بود که وظیفه محافظت از میدان نبرد مرکزی از خطرناک‌ترین جهات و گسترش حریم هوایی امن بر فراز میدان نبرد مونگ تان را بر عهده داشتند. بخش سوم، که در 7 کیلومتری جنوب واقع شده بود، شامل خوشه دژ ایزابل با یک فرودگاه ذخیره بود و به عنوان یک پایگاه توپخانه برای پشتیبانی از میدان نبرد مرکزی در عملیات دفاعی سازماندهی شده بود. علاوه بر این، دشمن یک نیروی ذخیره قوی متشکل از ۳ گردان پیاده نظام و ۱ گروهان تانک را برای انجام وظایف رزمی متحرک سازماندهی کرد که بین میدان نبرد مرکزی و دژ جنوبی (ای-دا-بن) توزیع شده بودند.

سنگرهای فرماندهی GONO کاملاً محکم ساخته شده بودند و تضمین می‌کردند که می‌توانند در برابر گلوله‌های خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری مقاومت کنند. هر دژ دارای سنگرهای پیچ در پیچ و سنگرهای ارتباطی بود که سنگرهای فرماندهی، سنگرهای مهمات و محل خواب را به هم متصل می‌کرد. کناره‌های سنگرهای ارتباطی دارای سپرهای ضد هوایی برای محافظت در برابر آتش توپخانه بودند. محل‌های استقرار توپ‌ها به ضخامت سه متر ساخته شده و با صفحات آهنی پوشانده شده بودند. هر دژ با چندین لایه سیم خاردار به ضخامت ۵۰ تا ۷۵ متر احاطه شده بود. در جهات مهم، عرض سیم خاردارها ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر بود. در داخل و بین سیم خاردارها، میدان‌های مین متراکم پراکنده بودند... علاوه بر این، برای افزایش قدرت آتش مجتمع مستحکم، دشمن می‌توانست نیروهای هوایی محلی یا نیروهای مناطق پست را برای پشتیبانی مستقیم از دین بین فو یا به طور غیرمستقیم با بمباران مسیرهای تدارکاتی، سیستم‌های انبار و نیروهای عقب ما بسیج کند. علاوه بر این، مجتمع مستحکم دین بین فو نزدیک به ۵۰ قبضه توپخانه بزرگ داشت که در دو پایگاه، مونگ تان و هونگ کوم، قرار داشتند. این مواضع توپخانه می‌توانستند پشتیبانی آتش را برای تمام دژهای درون مجموعه مستحکم دین بین فو فراهم کنند. به طور خاص، دشمن سربازان خود را به سلاح‌های جدیدی مانند شعله‌افکن، تفنگ‌های مادون قرمز برای شلیک در شب بدون چراغ و دستگاه‌های ضد دود نیز مجهز کرده بود...

با نیروهای قدرتمند، سلاح‌های مدرن و استحکامات مستحکم، دین بین فو به «قوی‌ترین مجموعه مستحکم در هندوچین» تبدیل شد. با این حال، ژان پوژه، نویسنده، در کتاب خود «ژنرال ناوار و نبرد دین بین فو»، اذعان کرد که: «البته هیچ موضع دفاعی نمی‌تواند ارزش مطلق داشته باشد. هیچ موضع دفاعی نمی‌تواند در صورتی که دشمن تصمیم به تصرف آن به هر قیمتی بگیرد، دوام بیاورد. خطوط ماژینو فرانسه و خطوط زیگفرید آلمان هر دو در جنگ جهانی دوم شکسته شدند. دیوار اروپایی ناتو و دیوار بزرگ چین نیز در صورت وقوع جنگ می‌توانند فرو بریزند.»

و در واقع، «تله غول‌پیکر» دین بین فو، «گورستان» ایدئولوژی‌های توسعه‌طلبانه و اقتدارگرایانه و مکانی بوده است که «استعمار در سراشیبی سقوط و فروپاشی» قرار گرفته است!

متن و عکس‌ها: خوی نگوین

(این مقاله از مطالب کتاب «دین بین فو: نقطه عطفی در دوران» - انتشارات اطلاعات و ارتباطات - استفاده می‌کند.)


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
برای شادی و آرامش مردم.

برای شادی و آرامش مردم.

وقتی مأموران ارتباطات اجتماعی به روستاها می‌آیند.

وقتی مأموران ارتباطات اجتماعی به روستاها می‌آیند.

یک درس تاریخ

یک درس تاریخ