![]() |
| هوش مصنوعی به طرز چشمگیری نحوه ایجاد استارتاپهای فناوری را تغییر داده است. (منبع: Pexels) |
فرصتهای عالی، رقابت شدید.
در سالهای اخیر، هوش مصنوعی به طرز چشمگیری نحوهی تولد استارتاپهای فناوری را تغییر داده است. به لطف مدلهای هوش مصنوعی که به راحتی در دسترس هستند، کد منبع باز و زیرساختهای دیجیتال که به طور فزایندهای در دسترس هستند، گروههای کوچک اکنون میتوانند محصولات هوش مصنوعی را سریعتر و با منابع کمتری نسبت به قبل ایجاد کنند. این امر فرصتهای قابل توجهی را برای استارتاپهای هوش مصنوعی در ویتنام ایجاد میکند. اما همین دسترسیپذیری، سوال دشوارتری را نیز مطرح میکند: وقتی بسیاری از کسبوکارها میتوانند هوش مصنوعی را در محصولات خود ادغام کنند، مزیت رقابتی واقعی از کجا حاصل خواهد شد؟
علاوه بر این، سوال دیگری مطرح میشود، دیگر این نیست که آیا کسبوکارها میتوانند هوش مصنوعی را پیادهسازی کنند، بلکه این است که آیا میتوانند یک مزیت رقابتی به اندازه کافی پایدار ایجاد کنند تا از جایگزینی سریع جلوگیری شود.
زنجیره ارزش هوش مصنوعی را میتوان از طریق سه لایه اصلی تجسم کرد. لایه زیرساخت، تراشهها، سرورها و مراکز داده را فراهم میکند. لایه مدل زیربنایی جایی است که مدلهای اصلی هوش مصنوعی توسعه داده میشوند. لایه کاربرد جایی است که کسبوکارها از این مدلهای موجود برای حل مشکلات خاص کاربران یا سازمانها، مانند پشتیبانی خدمات مشتری، تجزیه و تحلیل یادگیری، پردازش متن، تشخیص گفتار یا شخصیسازی تجربیات کاربر، استفاده میکنند.
با توجه به شرایط فعلی در ویتنام، تمرکز بر لایه کاربردی برای اکثر استارتاپهای هوش مصنوعی رویکردی عملیتر است. ایجاد زیرساختهای محاسباتی در مقیاس بزرگ یا توسعه مدلهای زیربنایی نیازمند سرمایه قابل توجه، پرسنل فنی و قابلیتهای عملیاتی است. در همین حال، لایه کاربردی به استارتاپها اجازه میدهد تا از پلتفرمهای موجود برای حل مشکلات خاص در بازار محلی استفاده کنند.
طبق مطالعه خدمات وب آمازون (AWS) در مورد آزادسازی پتانسیل هوش مصنوعی در ویتنام ، تقریباً ۴۷۰۰۰ کسبوکار ویتنامی در سال ۲۰۲۴ از راهحلهای هوش مصنوعی استفاده کردهاند. در مجموع، نزدیک به ۱۷۰۰۰۰ کسبوکار، که حدود ۱۸٪ از کسبوکارها در ویتنام را تشکیل میدهند، هوش مصنوعی را پیادهسازی کردهاند که نسبت به ۱۳٪ سال قبل افزایش یافته است. در میان استارتاپها، حدود ۵۵٪ به نوعی از هوش مصنوعی استفاده میکنند و ۳۵٪ از هوش مصنوعی برای توسعه محصولات یا خدمات کاملاً جدید استفاده میکنند.
این ارقام نشان میدهند که فرصتها در سطح کاربرد بسیار زیاد هستند، اما رقابت نیز به طور فزایندهای شدید خواهد شد. از آنجایی که کسبوکارهای بیشتری میتوانند هوش مصنوعی را به محصولات خود اضافه کنند، مزیت پایدار دیگر صرفاً در «داشتن هوش مصنوعی» نهفته نخواهد بود، بلکه در محصولاتی نهفته است که مشتریان را بهتر درک میکنند، دادههای اختصاصی بهتری دارند و عمیقتر در عملیات دنیای واقعی مشتریان ادغام میشوند.
از دیدگاه عملی، چالش اصلی نه در ایجاد یک ویژگی جدید هوش مصنوعی، بلکه در حفظ یک مزیت رقابتی به مدت کافی برای رشد پایدار کسب و کار نهفته است. محصولی که امروز خوب است، اگر رقبا از همان فناوری، دادههای مشترک و رویکرد مشتریمحور استفاده کنند، میتواند به سرعت توسط آنها کپی شود.
بنابراین، مسئله اصلی برای استارتاپهای هوش مصنوعی در لایه کاربرد، نه تنها ایجاد یک محصول، بلکه ایجاد پایههایی است که جایگزینی آن محصول را در درازمدت دشوار میکند. بر این اساس، بدون دادههای اختصاصی، بینش عمیق در صنعت یا نقش کاملاً یکپارچه در عملیات روزانه مشتریان، یک محصول هوش مصنوعی به شدت مستعد کپیبرداری است.
![]() |
| زالو به بخش جداییناپذیری از برنامهی روزانهی کاربران در ویتنام تبدیل شده است. (منبع: زالو) |
کسبوکارهای ویتنامی چه باید بکنند؟
در این زمینه، استارتاپهای هوش مصنوعی ویتنامی باید به طور ویژه روی دو پلتفرم مهم تمرکز کنند تا یک مزیت رقابتی پایدار ایجاد کنند.
اول ، دادهها وجود دارند. در هوش مصنوعی، دادهها فقط ورودی فنی نیستند؛ بلکه داراییهایی هستند که به مرور زمان انباشته میشوند. کسبوکارهایی که دادههای خود، بهویژه دادههای مربوط به یک صنعت خاص، رفتار کاربر یا نیازهای محلی را جمعآوری میکنند، مزیتی به دست میآورند که رقبا به سختی میتوانند به سرعت به آن برسند. با این حال، دادهها تنها زمانی واقعاً قدرتمند هستند که دسترسی به آنها دشوار باشد، به تدریج از طریق استفاده در دنیای واقعی انباشته شده باشند، یا به شدت به یک زمینه خاص مرتبط باشند که رقبا نتوانند به راحتی آن را تکرار کنند.
داستان ELSA Speak نمونهی بارزی از چگونگی ایجاد مزیت توسط یک کسبوکار هوش مصنوعی از دادهها است. این اپلیکیشن یادگیری زبان انگلیسی مبتنی بر هوش مصنوعی توسط ون دین هونگ وو، یک کارآفرین ویتنامی، تأسیس شده است. ELSA نه تنها از هوش مصنوعی برای نمرهدهی به تلفظ استفاده میکند، بلکه دادههایی را از تمرین گفتاری زبانآموزان نیز جمعآوری میکند: اینکه کجا کلمات را اشتباه تلفظ میکنند، با کدام صداها مشکل دارند، چگونه پیشرفت میکنند و در مرحلهی بعد به چه نوع تمرینهایی نیاز دارند.
یک درس کلیدی از ELSA این است که دادههای خصوصی چیزی نیست که استارتاپها از ابتدا داشته باشند. این دادهها به تدریج از طریق جلسات تمرین هر کاربر، بازخورد و استفاده مکرر از محصول ساخته میشوند. هرچه زبانآموزان بیشتر از محصول استفاده کنند، کسبوکار بهتر خطاهای تلفظ، نیازهای تمرینی و مسیر پیشرفت آنها را درک میکند. این حلقه به شخصیسازی محصول کمک میکند و کپی کردن آن را دشوارتر میکند.
دوم ، مانع تغییر وجود دارد که تغییر به راهحل دیگر را برای مشتریان دشوار یا بیمیل میکند. یک محصول هوش مصنوعی تنها زمانی واقعاً قدرتمند است که به بخش جداییناپذیری از کار یا زندگی روزمره مشتری تبدیل شود. در آن مرحله، ارزش محصول نه تنها در ویژگیهای آن، بلکه در دادههای جمعآوریشده، عادات استفاده تثبیتشده، فرآیندهای یکپارچه و تلاشی که مشتری در صورت تغییر به راهحل دیگر باید انجام دهد نیز نهفته است.
یک مثال قابل توجه، اپلیکیشن Zalo است. اگرچه Zalo یک استارتاپ صرفاً هوش مصنوعی نیست، اما نشان میدهد که چرا جایگزینی یک محصول فناوری پس از تبدیل شدن به بخشی از عادات روزانه کاربران، دشوار است. طبق دادههای بهروزرسانیشده در نیمه اول سال ۲۰۲۵، Zalo به ۷۸.۳ میلیون کاربر فعال ماهانه و تقریباً ۲ میلیارد پیام در روز رسیده است. طبق گزارش Vietnamnet ، این پلتفرم همچنین هر ماه حدود ۲۰ میلیون کاربر را با استفاده از ویژگیهای هوشمند هوش مصنوعی خود جذب میکند.
چیزی که جایگزینی Zalo را بسیار دشوار میکند، میزان ادغام این پلتفرم در فعالیتهای تکراری روزانه کاربران مانند پیامرسانی به خانواده، تبادل اطلاعات مربوط به کار، ارسال اسناد، برقراری تماس، تماس با مشتریان، پیوستن به گروههای کلاسی و گروههای شرکتی و دریافت اطلاعات از سازمانها است.
وقتی تاریخچه چت، مخاطبین، گروههای کاری، فایلهای اشتراکگذاری شده و عادات ارتباطی، همه در یک پلتفرم جمع میشوند، هزینه تغییر بسیار بالا میرود، بنابراین کاربران اغلب تمایلی به تغییر به برنامه دیگری ندارند، حتی اگر آن برنامه دارای ویژگیهای جدید یا بهتری باشد.
درس Zalo این نیست که هر استارتاپ هوش مصنوعی باید به یک پلتفرم پیامرسان بزرگ تبدیل شود. مهمتر از آن، این درس در مورد منطق ایجاد یک مزیت رقابتی است: اگر یک محصول فقط یک ابزار مستقل باشد، مشتریان ممکن است آن را امتحان کنند و سپس آن را رها کنند. اما اگر محصول به مکانی تبدیل شود که مشتریان دادهها را ذخیره میکنند، عادات را شکل میدهند، با دیگران ارتباط برقرار میکنند یا بخش قابل توجهی از کار روزانه خود را انجام میدهند، احتمال کمتری وجود دارد که به راهحل دیگری روی آورند.
برای استارتآپهای هوش مصنوعی ویتنامی، چالش دیگر این نیست که آیا میتوانند یک محصول هوش مصنوعی ایجاد کنند، بلکه این است که آیا میتوانند دادههای اختصاصی، دانش صنعتی و تعامل با مشتری خود را به یک مزیت رقابتی بلندمدت تبدیل کنند. کسبوکارهای هوش مصنوعی تنها در صورتی میتوانند زنده بمانند که محصولاتشان فقط رابطهایی نباشند که بر روی مدلهای از پیش موجود قرار گرفتهاند، بلکه سیستمهایی باشند که به طور مداوم از دادهها، کاربران و زمینه استفاده یاد میگیرند.
در جلسه عمومی Biztech 2026 با موضوع «عصر هوش مصنوعی عاملدار: اتوماسیون عملیاتی و محرکهای رشد جدید» که در ۱۳ می برگزار شد و توسط انجمن خدمات نرمافزار و فناوری اطلاعات ویتنام (VINASA) سازماندهی شده بود، آقای نگوین ون خوآ، رئیس VINASA، اظهار داشت که نرخ پذیرش هوش مصنوعی در بین مشاغل ویتنامی در حال حاضر ۶۵ درصد است - افزایش قابل توجهی نسبت به ۶۱.۲ درصد در پایان سال ۲۰۲۵. سازمانهایی که «نیروی کار دیجیتال» را ادغام میکنند، سرعت پردازش کار را تا ۳۰۰ درصد افزایش میدهند و سود حاصل از هوش مصنوعی عاملدار به طور متوسط بازده سرمایهگذاری (ROI) تا ۱۷۱ درصد را به همراه دارد که سه برابر بیشتر از راهحلهای قدیمی است. در دوره پیش رو، ویتنام برای توسعه هوش مصنوعی با روحیه «ساخت ویتنام برای رهبری» - تسلط بر فناوریهای اصلی هوش مصنوعی و توسعه محصولات هوش مصنوعی در ویتنام - بر چهار گروه اصلی از راهحلها تمرکز خواهد کرد: تکمیل چارچوب نهادی؛ توسعه منابع انسانی باکیفیت؛ توسعه زیرساختهای استراتژیک؛ و ترویج توسعه و گسترش کسبوکارهای فناوری دیجیتال در سطح بینالمللی. |
منبع: https://baoquocte.vn/startup-ai-viet-and-the-problem-of-sustainable-profit-393181.html













نظر (0)