Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

یک فنجان چای پیوندهای دوستی را تقویت می‌کند.

(DN) - من عادت دارم زود از خواب بیدار شوم. مهم نیست شب قبل چقدر دیر بیدار مانده باشم، همیشه صبح روز بعد ساعت ۵ از خواب بیدار می‌شوم تا برای پدرم چای درست کنم. بیش از یک دهه است که از زمان فوت مادرم، هر روز صبح برای انجام این کار شاد از خواب بیدار می‌شوم.

Báo Đồng NaiBáo Đồng Nai19/07/2025

چایی که برای پدرم درست می‌کنم هیچ نوع چای ممتازی نیست؛ او فقط یک نوع چای نمی‌نوشد. تا زمانی که چای دم کرده خودم باشد، با خوشحالی آن را می‌نوشد. پدرم به تشریفات یا آداب معاشرت اهمیت نمی‌دهد؛ تا زمانی که احساسات واقعی باشد، می‌تواند آن را حتی بدون کلمات احساس کند. از این نظر، من هم مثل او هستم و به ندرت احساساتم را کلامی بیان می‌کنم. من همیشه چای‌هایی را انتخاب می‌کنم که برای سلامتی او مفید باشند. به عنوان یک سنت، هر روز صبح از خواب بیدار می‌شوم و آب می‌جوشانم. ما اجاق‌های برقی و گازی داریم، اما من هنوز جوشاندن با هیزم را ترجیح می‌دهم، شاید به این دلیل که بوی دودی را که اجاق‌های گازی یا برقی نمی‌توانند ایجاد کنند دوست دارم. تا حدودی این یک عادت است، مانند انجام یک مراسم؛ من از اینکه قلب و روحم را در هر جرعه چای پدرم می‌ریزم، احساس خوشحالی می‌کنم. و بنابراین، هر روز صبح، من و پدرم می‌نشینیم و چای می‌نوشیم و صحبت می‌کنیم، مهم نیست که روز قبل چه اتفاقات تکان‌دهنده‌ای افتاده باشد، مهم نیست که برنامه‌های ما برای روز چه باشد، چای صبحگاهی یک سنت تغییرناپذیر باقی می‌ماند.

هر وقت چای درست کردنم تمام می‌شد، می‌نشستم و با پدرم صحبت می‌کردم. با اینکه دست‌هایش ضعیف بود، پدرم همیشه خودش چای می‌ریخت و قبل از نوشیدن، عطر آن را مزه مزه می‌کرد. اگر سرد بود، فنجان چای را بین دستانش می‌گرفت تا گرم شود. ما مثل دو دوست صمیمی بودیم و درباره همه چیز زیر آفتاب گپ می‌زدیم. گاهی اوقات داستان‌هایی از گذشته تعریف می‌کرد، درباره زمانی که بچه بودیم، زمانی که مادرم هنوز زنده بود، زمانی که در مزارع کار می‌کردیم... بعد درباره جنگ صحبت می‌کرد، درباره اینکه چگونه پدربزرگ و مادربزرگم او را در انبار پنهان کردند، درباره اینکه چگونه او و کوچکترین عمویم به جبهه مقاومت رفتند، درباره فداکاری عمویم... بعد درباره وقایع جاری در کشور و سطح بین‌المللی صحبت می‌کرد. چند سال پیش، همه‌گیری کووید-۱۹، انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده و اخیراً، مبارزه دولت با فساد، جنگ در اروپا بود. خوشبختانه، من کمی تحقیق کرده بودم، بنابراین من و پدرم می‌توانستیم با اشتیاق در مورد آن بحث کنیم. چند روز قبل از سالگرد مرگ مادرم، فضا کمی غم‌انگیز شد. آن موقع، مادرم اینجا نشسته بود، نه من. مادرم بلد نبود درباره سیاست صحبت کند؛ فقط از دستاوردهای من در مدرسه برای پدرم تعریف می‌کرد. من در رختخواب دراز می‌کشیدم و به تعریف‌هایش گوش می‌دادم و از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم. شاید از آن به بعد، صبح‌ها زود از خواب بیدار می‌شدم تا به تعریف‌های پدر و مادرم گوش بدهم، در حالی که قلبم پر از شادی خاموش بود.

بعضی وقت‌ها، فقط برای اینکه چای بنوشم، چای می‌نوشم. اخبار را برای پدر روشن می‌کنم و کارهای کوچک دیگری انجام می‌دهم. در روزهای بارانی، پدر نگران این است که آیا در مسیر رفتن به محل کار در ترافیک گیر می‌کنیم یا نوه‌ها در مسیر مدرسه خیس می‌شوند. او به ما یادآوری می‌کند که بارانی و لباس گرم بیاوریم... روزهایی که من در سفر هستم یا کار دیگری انجام می‌دهم، پدر همیشه مراقب من است. یادم می‌آید وقتی پدر دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان بستری شد؛ وقتی آنجا بودم خوب بود، اما وقتی خانه بودم، احساس خلاء شدیدی می‌کردم. هنوز هم چای دم می‌کنم و آن را به تنهایی می‌نوشم، اما ترس مبهمی در قلبم دارم، ترس از اینکه روزی پدر برای همیشه از بین ما برود. خانه‌ای بدون پدر مانند یک فنجان چای ریخته شده و دست نخورده، سرد و بی‌روح است. خوشبختانه، پدر هنوز سالم است، بنابراین من هر روز صبح این فرصت را دارم که برایش چای دم کنم.

درست کردن سه فنجان چای برای او هر روز صبح، پرمعناترین کاری است که هر روز انجام می‌دهم، کاری که باعث می‌شود بفهمم چقدر از خیلی‌های دیگر خوشحال‌ترم چون هنوز پدرم را در این دنیا دارم. این کار برایش شادی می‌آورد و مانع از این می‌شود که در پیری احساس تنهایی کند، مخصوصاً حالا که مادرم رفته است. کاش می‌توانستم برای همیشه برایش چای درست کنم. همانطور که خورشید برای کل سیاره طلوع می‌کند، پدرم نیز خورشید ما خواهر و برادرهاست. تا زمانی که از خواب بیدار می‌شود و چای‌اش را می‌نوشد، همیشه صبح خواهد بود، آفتاب گرم و گلگونی که هر سپیده دم را روشن می‌کند.

سلام خوانندگان عزیز! فصل چهارم با موضوع «پدر» رسماً در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴ در چهار پلتفرم رسانه‌ای و کانال‌های دیجیتال روزنامه، رادیو و تلویزیون دونگ نای آغاز می‌شود و نوید می‌دهد که ارزش‌های شگفت‌انگیز عشق مقدس و زیبای پدرانه را به عموم مردم ارائه دهد.
لطفا داستان‌های تأثیرگذار خود درباره پدران را با نوشتن مقاله، تأملات شخصی، شعر، انشا، کلیپ‌های ویدیویی ، آهنگ (همراه با ضبط صدا) و غیره، از طریق ایمیل به آدرس baodientudno@gmail.com، بخش روزنامه الکترونیکی و محتوای دیجیتال، روزنامه، رادیو و تلویزیون دونگ نای، خیابان دونگ خوی ۸۱، بخش تام هیپ، استان دونگ نای، با شماره تلفن: ۰۹۰۹.۱۳۲.۷۶۱، برای روزنامه، رادیو و تلویزیون دونگ نای ارسال کنید. مهلت ارسال آثار ۳۰ آگوست ۲۰۲۵ است.
مقالات با کیفیت بالا منتشر و به طور گسترده به اشتراک گذاشته می‌شوند و در ازای مشارکت آنها، مبلغی پرداخت می‌شود و پس از اتمام پروژه، جوایزی از جمله یک جایزه بزرگ و ده جایزه ممتاز اهدا خواهد شد.
بیایید با فصل چهارم «سلام عشق من» به نوشتن داستان پدرها ادامه دهیم تا داستان‌های مربوط به پدرها پخش شوند و قلب همه را لمس کنند!

کیم لون

منبع: https://baodongnai.com.vn/van-hoa/chao-nhe-yeu-thuong/202507/tach-tra-ket-noi-tinh-tham-2720dfe/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
تولدت مبارک! (or: تولدت مبارک!)

تولدت مبارک! (or: تولدت مبارک!)

ویتنام و سفرها

ویتنام و سفرها

تحول دیجیتال - گامی محکم به جلو

تحول دیجیتال - گامی محکم به جلو