Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تت در لو توی

کیو.تی.او - در زادگاه من، با نزدیک شدن به عید تت، توصیف همه چیز با کلمات دشوار است. بیشتر شبیه عطر تت است. روستاها به اندازه شهر پر سر و صدا نیستند، از رنگ‌های خیره‌کننده برخوردار نیستند و بازارهای گل کیلومترها امتداد ندارند. تت به آرامی از راه می‌رسد، مانند نوری گرم و ملایم در میان سرما، از میان رودخانه نفوذ می‌کند، به نهر شاعرانه کین گیانگ می‌افتد و با صدای بادی که در میان بیشه‌های بامبو در انتهای روستا می‌پیچد، در هم می‌آمیزد. این تت در زادگاه من است، سرزمینی از سختی و انعطاف‌پذیری، که اغلب با سیل و طوفان روبرو می‌شود، اما هرگز تقوای فرزندی و ارتباط خود را با اجدادش از دست نمی‌دهد.

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị16/02/2026

تت در حومه شهر جایگاه ویژه‌ای در قلب همه دارد.

در بسیاری از جاها، تت از اجاق شروع می‌شود. اما در زادگاه من، له توی، فصل تت از آب‌های زلال کناره‌های رودخانه کین گیانگ شروع می‌شود، جایی که رودخانه آرام از میان روستاهای کوچک عبور می‌کند.

حدود ده روز قبل از شب سال نو، در حالی که هنوز لایه نازکی از مه به سطح آب چسبیده بود، تمام روستا در کنار رودخانه جمع شدند تا زباله‌های انباشته شده در امتداد رودخانه کین گیانگ را تمیز کنند. برخی جلبک‌ها را پاک کردند، برخی دیگر برگ‌های خشک را جمع کردند و برخی دیگر نیز چوب‌های بامبو را که برای بستن قایق‌ها استفاده می‌شد و به دلیل جزر و مد کج شده بودند، تنظیم کردند. تنها در یک صبح، ساحل رودخانه روشن شد و سطح رودخانه به آرامی مانند آینه‌ای که آسمان گرگ و میش پایان سال را منعکس می‌کند، شد.

این منظره هم آشنا و هم عمیقاً مقدس است. آب بی‌وقفه جاری است و ترانه‌های عامیانه‌ی مالیخولیایی له توی را با خود حمل می‌کند، گویی از ورای رشته‌کوه ترونگ سون طنین‌انداز می‌شود و بدون اینکه کسی حتی متوجه شود، در روح انسان نفوذ می‌کند. کین گیانگ نه تنها مزارع را آبیاری می‌کند، بلکه فرهنگ غنی، نفس و خاطرات روستا را نیز با خود حمل می‌کند. تمیز کردن ساحل رودخانه نیز راهی برای تجدید قلب خود قبل از سال نو است.

کیک انبه از دیرباز یک دسر سنتی ضروری بوده است، به خصوص در طول سال نو قمری در لو توی - عکس: P.V.
کیک انبه از دیرباز، به ویژه در طول سال نو قمری در لو توی، یک دسر سنتی ضروری بوده است - عکس: PV

اما تت در زادگاه من فقط به کنار رودخانه ختم نمی‌شود. وقتی خورشید از بالای بیشه‌های بامبو طلوع می‌کند، تمام روستا به خانه‌هایشان می‌روند. آن زمان است که هر خانواده شروع به تمیز کردن، مرتب کردن و نوسازی وسایل روزمره برای استقبال از سال نو می‌کند. حیاط‌ها و نرده‌های آجری با آب اسپری و تمیز می‌شوند، درها از گرد و غبار پاک می‌شوند، میزها و صندلی‌های قدیمی برای خشک شدن در آفتاب بیرون آورده می‌شوند تا عطر چوب معطری به آنها بدهند و محراب مقدس سه تکه جلا داده می‌شود. داس‌ها، بیل‌ها و کوزه‌های آب در حیاط خلوت نیز به طور مرتب چیده شده‌اند. همه اینها آداب و رسوم زیبایی برای آماده شدن برای استقبال از اجداد، مقدس‌ترین مهمانان در سی‌امین روز سال قمری محسوب می‌شوند.

وقتی کوچک بودم، هر سال بعد از ظهر بیست و هشتم، پدرم را تا کنار رودخانه دنبال می‌کردم. از میان انبوه بامبوها که باد در آنها می‌پیچید، می‌گذشتم. پدرم به آرامی دستش را روی شانه‌ام می‌گذاشت، با صدای گرم و بمش می‌گفت: «بیایید برای عید تت به استقبال پدربزرگ و مادربزرگمان برویم.» سپس، با دوچرخه‌اش رکاب می‌زد و مرا به گورستان خانوادگی می‌برد. وقتی به آنجا می‌رسید، خم می‌شد و یک عود را در پای یک درخت سرسبز روشن می‌کرد، انگار که با کسی صحبت می‌کند، سپس نام پدربزرگ پدری، مادربزرگ پدری و دیگر بستگان درگذشته‌ام را صدا می‌زد و آنها را برای عید تت به خانه دعوت می‌کرد. دود عود با باد در می‌آمیخت و مانند مسیری کوچک، اجداد ما را به خانه هدایت می‌کرد.

در دوران کودکی و نوجوانی‌ام فهمیدم که برای مردم له توی، تت (سال نو قمری) فقط به غذا، شراب، چای، میوه‌های شیرین و کیک‌های برنجی سبز و چسبناک خلاصه نمی‌شود... تت همچنین تجدید دیدار زندگان و درگذشتگان است. آنها در فضای مقدس آغاز دوباره آسمان و زمین با هم ملاقات می‌کنند. زندگان کناره‌های رودخانه را تمیز می‌کنند، حیاط‌ها را جارو می‌کنند و هر گوشه کوچکی را مرتب می‌کنند، در حالی که اجدادشان با احترام و تکریم به استقبالشان می‌آیند.

شاید، عید تت در زادگاه من با آب تمیز، خانه‌های مرتب و قلب‌هایی به پاکی و آرامش رودخانه‌ی کین گیانگ که در روزهای پایانی سال جاری است، آغاز می‌شود.

پیش از آنکه عید تت واقعاً به هر خانه‌ای برسد، نوادگان از گوشه و کنار کشور سفری آشنا را آغاز می‌کنند: بازگشت برای زیارت مزار پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و اجدادشان. بدون انتظار تا روز سی‌ام ماه قمری، بدون انتظار برای جمع شدن همه، عید تت ریشه‌ها در له توی با قدم‌های آرام بر روی دامنه‌های شنی، خاک سرخ و عودهایی که بر مزار درگذشتگان گذاشته می‌شود، آغاز می‌شود.

در روزهای منتهی به تت (سال نو قمری)، گورستان شهر من به شیوه‌ای منحصر به فرد شلوغ است. مردم از جنوب، شمال، برخی که دور از مرز کار می‌کنند، و برخی دیگر پس از فرود در فرودگاه مستقیماً به گورستان هجوم می‌آورند تا عزیزان درگذشته خود را ملاقات کنند. معمولاً، مردم له توی در گروه‌های کوچک می‌آیند و دسته‌هایی از گل‌های زرد تازه، کمی عود و گاهی حتی یک قوری چای سبز را با خود حمل می‌کنند، گویی گرمای خانواده را به زمین بازمی‌گردانند. هر قبر از علف خشک تمیز می‌شود، تپه خاک گرد می‌شود و هر ذره خزه پاک می‌شود. عودها می‌سوزند و دود آنها توسط باد کین گیانگ مانند رشته‌ای که واقعیت و خاطره را به هم متصل می‌کند، حمل می‌شود.

سال‌های زیادی بود که پدرم مرا به خاطر بردن جوایزی به عنوان دانش‌آموز ممتاز، یا به خاطر اینکه نامم در فهرست تقدیرشدگان خانواده آمده بود، تحسین می‌کرد. شادی خانواده‌ام از خودِ موفقیت‌ها نبود، بلکه از چشمان مادرم و لبخند مهربان اما مغرورش بود که فرزندش را در حال کوشا بودن و خوش‌رفتاری تماشا می‌کرد.

صحبت کردن در مورد تت (سال نو ویتنامی) در دوران کودکی من در له توی به معنای صحبت کردن در مورد یک تت فقیر است. ما آنقدر فقیر بودیم که حتی پس از گذشت این همه سال، هنوز هم به وضوح شادی پوشیدن لباس‌های نو و تحسین خودم در آینه را برای مدت طولانی به یاد می‌آورم. با وجود این همه فرزند، پدر و مادرم نمی‌توانستند برای همه لباس نو بخرند. بعضی سال‌ها، مادرم لباس‌های قدیمی را بیرون می‌آورد، می‌شست و برای ما وصله می‌زد. با این حال، من و خواهر و برادرهایم با آن لباس‌های نو از شادی بالا و پایین می‌پریدیم و در سراسر روستا می‌دویدیم.

هنوز مادرم را به یاد دارم که کنار چراغ نفتی نشسته بود و دستانش با چابکی سوزن را نخ می‌کرد. نخ در دستانش مانند ریسمانی بود که ما را به تت (سال نو قمری) ساده آن سال‌های سخت پیوند می‌داد. مادربزرگم نوه‌هایش را به روش منحصر به فرد خودش دوست داشت. او کلی کیک برنجی چسبناک درست می‌کرد تا بعد از سال نو چیزی برای خوردن داشته باشیم. او پیر بود، اما برنج چسبناکی که انتخاب می‌کرد همیشه بهترین بود، ماش‌ها ریز آسیاب شده بودند و گوشت داخل آن که با فلفل سیاه پخته شده بود، فوق‌العاده معطر بود. هر بار که کیکی را باز می‌کردم، بوی تند فلفل به مشام می‌رسید و احساس می‌کردم تت دنیایی از خاطرات را به رویم می‌گشاید. فقط کسانی که در روستا زندگی کرده‌اند می‌توانند درک کنند که بوی برنج چسبناک خیس خورده در لگن آب روی ایوان، بوی برگ‌های موز شسته شده توسط ساحل رودخانه کین گیانگ - گاهی اوقات، این همان روح تت است.

یک تعطیلات گرم و شاد تِت.

به خوبی به یاد دارم، هر شب منتهی به تت (سال نو قمری)، ما بچه‌ها صبورانه دور قابلمه‌های زنجبیل شیرین‌شده منتظر می‌ماندیم، به این امید که والدینمان طعم نعمت‌های بهاری را به ما بچشانند: حتی اگر فقط کمی مربای مانده یا مقداری شکر چسبیده به ته کاسه بود، و فریاد می‌زدیم: "اوه، چقدر خوشمزه!"... سپس، در شب‌های بیست و نهم و سی‌ام دوازدهمین ماه قمری، تمام خانواده دور قابلمه‌های کیک برنجی چسبناک (بان تت و بان چونگ) که به شدت روی آتش می‌سوزیدند، جمع می‌شدند. چه فضای گرم و دلنشینی!

آخرین وعده غذایی سال کهنه، گرم‌ترین لحظه تجدید دیدار است، پیوندی که اعضای خانواده را به هم پیوند می‌دهد و احترام به اجداد را ابراز می‌کند. بنابراین، در اعماق ناخودآگاه هر فرد در لو توی، کسی نیست که شام ​​شب سال نو را به یاد نیاورد...

در فضایی گرم، احاطه شده با دود عود معطر، و با میزی مملو از کیک برنجی سبز چسبناک، پیاز ترشی و سوسیس خوک، فرزندان و نوه‌ها با احترام از کارهای خوب خود در طول سال، از درس و کار گرفته تا روابط، احترام به فرزند و حتی پشیمانی‌ها، اهداف محقق نشده و امیدها برای سالی جدید، مرفه و آرام، برای پدربزرگ و مادربزرگ و والدین خود تعریف می‌کنند.

پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها همچنین ضمن تعیین وظایف برای هر فرد، از جمله دیدار و تبریک سال نو به سالمندان خانواده، به فرزندان و نوه‌های خود یادآوری می‌کردند که سنت‌های سرزمین و خانواده خود را پاس بدارند. پس از شمارش معکوس شب سال نو، خانواده برای گپ و گفت دور هم جمع شدند.

صبح روز اول تت (سال نو قمری) کاملاً با روزهای عادی متفاوت است. قبل از ساعت ۸ صبح، خیابان‌ها کم‌جمعیت هستند و هیچ ترافیک پر سر و صدایی وجود ندارد. مردم در له توی از ملاقات زودهنگام یکدیگر در روز اول تت خودداری می‌کنند، زیرا می‌ترسند که اولین کسانی باشند که "قدم" در خانه شخص دیگری می‌گذارند. آنها تمام روز اول تت را به دیدار اقوام و ادای احترام به اجداد خود اختصاص می‌دهند. همیشه باید یک بزرگسال در خانه باشد تا از مهمانان پذیرایی کند. شلوغ‌ترین روز از سه روز تت، روز دوم است که به دیدار دوستان و یادآوری خاطرات تعطیلات اختصاص دارد. روز سوم، روز ملاقات با همه کسانی است که ارزش بازدید داشتند اما نتوانستند.

قبل از پایان تت، در روز سوم، حال و هوای جشن به تدریج محو می‌شود و مردم نگران بازگشت به کار و تجارت می‌شوند. بسته به شرایط هر خانواده، مردم در له توی روز سوم، چهارم یا حتی ششم یا هشتم را برای قربانی کردن برای اجداد خود، معمولاً بعد از ظهر، انتخاب می‌کنند. پس از سوزاندن هدایای کاغذی، تت تمام شده تلقی می‌شود و زندگی به حالت عادی باز می‌گردد.

تت (سال نو قمری) در له توی شاید خیلی مجلل و پر زرق و برق نباشد، اما حال و هوای غنی سال نو سنتی ویتنامی را دارد. این جشن، روح و فرهنگ سنتی مردم له توی را در خود جای داده است!

نگو مائو تین

منبع: https://baoquangtri.vn/van-hoa/202602/tet-o-le-thuy-47d58df/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دریا و آسمان کوان لان

دریا و آسمان کوان لان

با A80 هیجان‌زده شوید

با A80 هیجان‌زده شوید

موزه

موزه