- دکتر هونگ کونگ خان - اهل کا مائو با اشتیاق به حوزه جراحی زیبایی.
- بخش بهداشت بر اجرای قطعنامه ۷۲ دفتر سیاسی حزب کمونیست تمرکز دارد.
- ادای احترام به رهبران سابق بخش مراقبتهای بهداشتی و مؤسسات آموزشی.
«مسابقه» علیه مرگ
آخر شب بود، خیلیها خواب بودند که ناگهان صدای آژیر آمبولانس بلند شد و آمبولانس با سرعت در دل شب ناپدید شد. داخل آمبولانس، یک بیمار بدحال باید فوراً به بیمارستان منتقل میشد. راننده فقط یک راننده ساده نبود، بلکه کسی بود که با زمان مسابقه میداد.
آقای دائو ترونگ کین، راننده آمبولانس در بیمارستان عمومی استان کا مائو، بیش از ۱۵ سال است که به این کار مشغول است. کار او ساعت مشخصی ندارد؛ هر وقت تلفن زنگ میخورد، او فوراً سر کار حاضر میشود.
کین گفت: «شبهایی هست که به محض دریافت یک تماس، باید فوراً آنجا را ترک کنم. گاهی ساعت ۲ یا ۳ بامداد است، گاهی باران میبارد یا باد میوزد، جادهها لغزنده هستند، اما من هنوز باید با تمام سرعت رانندگی کنم تا بیمار را به موقع به بیمارستان برسانم. حتی چند دقیقه تأخیر گاهی اوقات میتواند بر زندگی بیمار تأثیر بگذارد.»
کین، هر بار که پشت فرمان آمبولانس مینشیند، همیشه به خودش یادآوری میکند که کاملاً تمرکز کند و ایمنی را تضمین کند، زیرا پشت فرمان، جان یک انسان است.
بسیاری از سفرهای او شامل پیمودن دهها و حتی صدها کیلومتر برای انتقال بیماران به بیمارستانهای سطح بالاتر بود. در داخل وسیله نقلیه، صدای دستگاههای تنفس مصنوعی، تبادل اطلاعات کادر پزشکی و بستگان نگران، فضا را پر از تنش طاقتفرسا کرده بود.
کین گفت: « من که سالها راننده آمبولانس بودهام، به دیدن موقعیتهای مرگ و زندگی عادت دارم، اما وقتی شاهد لحظهای هستم که یکی از اعضای خانواده بیمار از شدت درماندگی اشک میریزد، نمیتوانم جلوی احساس غم و اندوهم را بگیرم . »
کین گفت هر بار که آمبولانس میراند، همیشه به خودش یادآوری میکند که باید به شدت تمرکز کند، زیرا پشت فرمان، جان یک انسان است. شاید خیلیها اسم او را ندانند، اما تا زمانی که بیمار به سلامت به بیمارستان منتقل میشود، او احساس خوشبختی میکند.
شاهد بسیاری از «مرگها و جداییها».
اگر رانندگان آمبولانس با مرز شکننده بین زندگی و مرگ مرتبط هستند، پس متصدیان مراسم تشییع جنازه کسانی هستند که شاهد لحظات پایانی زندگی یک فرد هستند.
در گوشهای خلوت پشت بیمارستان عمومی استانی کا مائو، خانهی تشییع جنازه جایی است که هیچکس نمیخواهد به آنجا برود، اما برای آقای نگوین ون کوی، این محل، محل کار روزانهاش است. کار او زمانی شروع میشود که بیماری در بیمارستان فوت میکند؛ او جسد را تحویل میگیرد، آن را نگهداری میکند و قبل از دفن به خانوادهاش در انجام اقدامات لازم کمک میکند.
آقای کوی به اشتراک گذاشت: « شغل من ممکن است ترسناک به نظر برسد، اما بعد از مدتی به آن عادت کردم. مهمترین چیز این است که به متوفی احترام بگذارم و در غم خانوادهاش شریک باشم. »
او علاوه بر مراقبت ساده از جسد، در سختترین دوران به خانواده داغدار نیز کمک میکند. بسیاری از خانوادهها از مناطق دوردست میآیند، در حالی که از روند کار گیج شدهاند و نمیدانند چه باید بکنند. او آنها را گام به گام، از دریافت جسد و آماده کردن مدارک گرفته تا ترتیب دادن حمل و نقل به زادگاهشان، راهنمایی میکند.
بسیاری از مردم از آقای قوی پرسیدهاند: «از کار کردن در خانه تشییع جنازه نمیترسی؟» او فقط به آرامی لبخند میزند و میگوید: «اولش میترسیدم، اما من به آن به عنوان شغلی برای کمک به دیگران فکر میکنم. وقتی عزیزانشان در داغدارترین حالت خود هستند، من از آنها در برگزاری مراسم تشییع جنازهای مناسب برای بستگان متوفیشان حمایت میکنم. این خودش یک شغل معنادار است.»
در گوشهای خلوت پشت بیمارستان، خانهی تشییع جنازه جایی است که هیچکس نمیخواهد به آن برود؛ اما برای آقای نگوین ون کوی، این کار، برنامهی روزانهی اوست.
آقای کوی به کار کردن به تنهایی در شب در فضای ساکت و سرد عادت داشت. چیزی که بیش از همه او را آزار میداد ترس نبود، بلکه داستانهای پشت هر زندگی بود. آقای کوی با خود اندیشید: «مواردی وجود دارد که خانواده آنقدر فقیر است که نمیتواند از پس هزینههای مراسم تشییع جنازه برآید و دیدن گریه آنها قلبم را میشکند. در آن زمان، تنها کاری که از دستم برمیآید این است که سعی کنم به آنها کمک کنم تا تمام مراحل را در اسرع وقت و به طور موثر انجام دهند.»
یکی از مدیران بیمارستان عمومی استانی کا مائو اظهار داشت: در سیستم عملیاتی بیمارستان، هیچ شغلی بیاهمیت نیست. رانندگان آمبولانس و کارکنان خانههای ترحیم همگی حلقههای حیاتی هستند. بدون آنها، بسیاری از عملیات بیمارستان با مشکل مواجه خواهد شد.
در تصویر کلیتر صنعت مراقبتهای بهداشتی، اغلب توجهها به پزشکان، پرستاران و کادر پزشکی معطوف است که مستقیماً بیماران را درمان میکنند، اما در پشت صحنه، یک سیستم کامل از قهرمانان گمنام وجود دارد که پشتیبانی ارائه میدهند. از رانندگانی که بیماران را به سرعت به اورژانس منتقل میکنند تا کسانی که به خانوادهها در ترتیب مراسم تشییع جنازه کمک میکنند، همه در عملکرد روان سیستم مراقبتهای بهداشتی نقش دارند. این تلاشهای خاموش و مداوم نیازمند پشتکار، مسئولیتپذیری و دلسوزی است.
هر روز، در بیمارستانهای سراسر کشور، آمبولانسها در دل شب با سرعت در حال حرکت هستند و درهای خانههای تشییع جنازه بیصدا باز و بسته میشوند. در آنجا، قهرمانان گمنامی با پشتکار کار میکنند که به ندرت نامشان برده میشود، اما همیشه در روان نگه داشتن عملیات بیمارستان نقش دارند. شاید آنها به این رفت و آمد آرام عادت کردهاند، عادت ندارند که سوژه ستایش باشند، اما در بافت انسانی حرفه پزشکی، آنها بخش جداییناپذیری هستند. صرف نظر از موقعیتشان، آنها نه تنها وظایف خود را انجام میدهند، بلکه خود را وقف خدمت به جامعه نیز میکنند.
ون دام
منبع: https://baocamau.vn/tham-lang-sau-canh-cua-nganh-y-a127462.html






نظر (0)