Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

داستان عاشقانه جنگل حرا کان جیو

سی سال پیش، با یک کشتی قدیمی و زهوار در رفته که از رودخانه سوای رپ عبور می‌کرد، به کان جیو رسیدم. در آن زمان، جاده به سمت دریا گِلی بود، جنگل حرا بکر و دست‌نخورده بود و کان جیو انگار در حاشیه شهر شلوغ هوشی مین قرار داشت.

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng06/05/2026

سی سال بعد، با بازگشت به این مکان، شاهد دگرگونی بزرگی در آن هستیم. اما در میان این تغییرات، به نظر می‌رسد یک چیز بدون تغییر باقی مانده است: گرمای انسانی جنگل حرا.

۱. من اولین بار در اواخر سال ۱۹۹۸ از کان جیو بازدید کردم. در آن زمان، به نظر می‌رسید که افراد بسیار کمی از این مکان اطلاع داشتند یا از آن بازدید می‌کردند، حتی کسانی که اصالتاً اهل سایگون بودند. در آن زمان، تنها راه رسیدن به این منطقه با کشتی، به ویژه کشتی بین خان بود.

کشتی آن زمان همیشه بوی بسیار خاصی داشت: بوی غذاهای دریایی، سس ماهی، روغن موتور کابین، عرق مسافران و نسیم دریا. موتور کشتی به آرامی وزوز می‌کرد و قایق را از میان آب‌های تیره دهانه رودخانه به جلو می‌راند. اما به طرز عجیبی، هیچ کس در کشتی عجله‌ای نداشت.

در اولین سفر دریایی به کان جیو در آن سال، با زن مسنی با موهای سفید آشنا شدم. جلوی او یک سینی کوچک حاوی چند آدامس و چند بسته سیگار بود. او از یک سر کشتی به سر دیگر آن می‌رفت و به آرامی آنها را به مسافران تعارف می‌کرد. یکی از دوستانم در گروهمان یک آدامس خرید.

او قیمت را پرسید، اما او فقط لبخندی زد و گفت: «من فقط به قیمت مناسب می‌فروشم. در غیر این صورت، خدای دریا مرا مجازات خواهد کرد.» بعداً فهمیدم که «خدای دریا» که او به آن اشاره می‌کرد، خدای دریای جنوب است - خدای نهنگ، خدای دریا در باورهای ماهیگیران. از آن لحظه فهمیدم که کان گیو فقط یک قطعه زمین نیست. بلکه منطقه‌ای با فرهنگ دریایی نیز هست.

CN4 ghi chep.jpg
گردشگران با قایق‌های تندرو، کان جیو را کشف می‌کنند .

در اوایل دهه ۲۰۰۰، به دلیل ماهیت کارم، اغلب از پارک جزیره میمون‌ها بازدید می‌کردم، زمانی که شهر شروع به واگذاری آن به سایگونتوریست برای توسعه گردشگری کرد. در پارک جزیره میمون‌ها، با آقای تام "کوله‌پشتی" آشنا شدم، کماندوی سابق از جنگل رونگ ساک. پس از جنگ، او به عنوان نگهبان امنیتی پارک باقی ماند. او یک دوچرخه قدیمی و زهوار در رفته داشت که نه فنر داشت و نه ترمز.

او گفت که با دوچرخه زیاد دور نمی‌شد، فقط در جنگل می‌چرخید و میمون‌ها را تماشا می‌کرد تا ببیند آیا آن روز مشکلی ایجاد می‌کنند یا خیر. پس از سال ۱۹۷۵، جمعیت میمون‌ها در اینجا به تعداد کمی کاهش یافته بود. آقای تام و همکارانش سبزیجات، میوه‌ها و برنج‌های مانده را برای تغذیه میمون‌ها در جنگل جمع‌آوری می‌کردند تا به بازسازی جمعیت کمک کنند. اکنون، گردشگران صدها میمون را در حال دویدن و پریدن می‌بینند. افراد کمی از تلاش‌های آرام افرادی مانند او در پشت این داستان اطلاع دارند.

یکی از افرادی که اغلب در روزهای اولیه تیم توسعه گردشگری را همراهی می‌کرد، سرهنگ لی با اوک بود که همکارانش با محبت او را «آقای بای رونگ ساک» صدا می‌زدند، مردی که در سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۵ پیروزی‌های چشمگیری برای هنگ دهم نیروهای ویژه رونگ ساک در آبراه‌های جنوب سایگون به دست آورد. پس از بازنشستگی، او سفرهای زیادی کرد و برای ساخت معبد یادبود شهدای رونگ ساک در نون تراچ، دونگ نای، کمپین‌هایی راه انداخت.

در روز افتتاحیه، آقای بای مدت زیادی بی‌صدا ایستاد و سپس گفت: «آن روز گریه کردم. من و برادرانم بالاخره جایی برای یادآوری داریم.» او همچنین نقش مهمی در بازسازی پایگاه رونگ ساک در میان جنگل حرا کان گیو داشت - مکانی که بازدیدکنندگان امروز می‌توانند بخشی از تاریخ این سرزمین را در آن درک کنند.

شخص دیگری که ملاقات کردم و تأثیر زیادی روی من گذاشت، خانم های بود که برای میمون‌ها برنج می‌پخت. او هر روز ده‌ها کیلوگرم برنج برای میمون‌ها می‌پخت. او به بازار می‌رفت، آتش روشن می‌کرد و میمون‌ها را با اسمی بسیار محبت‌آمیز - "کوچولوها" - صدا می‌زد. آنها به آشپزخانه هجوم می‌آوردند، از پشت بام بالا می‌رفتند، درب قابلمه‌ها را می‌کشیدند و با صدای بلند پچ پچ می‌کردند. اما اگر میمون‌ها یک روز نمی‌رسیدند، او احساس فقدان می‌کرد. او به من گفت: "اگر نبینم که آنها دردسر درست می‌کنند، ناراحت می‌شوم." افراد ساده اما سخاوتمند دیگری نیز در اینجا ملاقات کردم.

شاید روح این سرزمین هنوز در وجود چنین مردمان ساده‌ای نهفته باشد؟

۲. در سال‌های اخیر، من اغلب با قایق‌های تندرو به کان جیو برگشته‌ام و در سفرهای اکتشافی گردشگری رودخانه‌ای از مرکز شهر به کان جیو شرکت کرده‌ام. ما از وام سات، جایی که جنگل‌های حرا مانند دیواری سبز ضخیم رشد می‌کنند، و سپس جزیره تینگ لینگ، منطقه‌ای بکر با مزارع نمک سفید درخشان در زیر نور خورشید، بازدید کردیم. این دو مکان هنوز هم برای گردشگرانی که از کاوش کان جیو از طریق گردشگری آبی لذت می‌برند، بسیار مناسب هستند.

مخصوصاً صحنه‌ی بعد از ظهر، وقتی آخرین پرتوهای نور خورشید بر مزارع نمک می‌تابند و تمام مزرعه را مانند آینه‌های کوچک می‌درخشانند. با تماشای غروب تدریجی خورشید در پشت جنگل حرا، ناگهان به این فکر افتادم که کان جیو نه تنها یک مقصد گردشگری آینده است، بلکه مکانی است که لحظه‌ای از آرامش مورد نیاز شهر را حفظ می‌کند.

کان جیو امروز وارد مرحله‌ای از آماده‌سازی برای تغییرات اساسی می‌شود. جاده‌های شهر به این منطقه اکنون، چه به معنای واقعی کلمه و چه به معنای مجازی، عریض‌تر شده‌اند. جاذبه‌های گردشگری شلوغ‌تر شده‌اند و همچنان شلوغ‌تر خواهند شد. پروژه‌های توسعه شهری ساحلی، با هدایت افراد ثروتمندی که به دنبال یک فضای زندگی جدید و راحت هستند و در عین حال از اکوسیستم دریایی و حرا لذت می‌برند، در حال شکل‌گیری هستند.

«چهره» کان جیو تغییر کرده و همچنان تغییر خواهد کرد، اما یک چیز ثابت می‌ماند: احساسات بازدیدکنندگان از راه دور، مانند من، هنگام مواجهه و آشنایی با این مقصد. و شاید همین است که به کان جیو روح می‌بخشد - سرزمینی که زمانی آرام بود و به تدریج به دروازه‌ای به سوی دریا برای شهر هوشی مین تبدیل می‌شود.

منبع: https://www.sggp.org.vn/tinh-vung-rung-duoc-can-gio-post849868.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
پرچم قرمز با ستاره زرد

پرچم قرمز با ستاره زرد

هویت ملی خود را حفظ کنید.

هویت ملی خود را حفظ کنید.

رودخانه نهو کو

رودخانه نهو کو