ناگهان کسی در زد. سرم را که بالا آوردم، همسرم، کاپیتان فام چی کونگ، معاون بخش تبلیغات، دفتر سیاسی ، لشکر ۳۰۲ (منطقه نظامی ۷)، را دیدم که دسته گلی در دست داشت و منتظر بود تا پس از یک سفر کاری طولانی به من خوشامد بگوید.

از طریق داستان دیو، ما واقعاً داستان عشق این زوج جوان را که بر موانع بی‌شماری غلبه کردند، تحسین می‌کنیم. در سال ۲۰۲۱، زمانی که همه‌گیری کووید-۱۹ در حال گسترش بود، آنها در حالی که هر دو به نیروهای پزشکی محلی در مبارزه با این بیماری همه‌گیر کمک می‌کردند، با هم آشنا شدند. معلم جوان در حال جمع‌آوری نمونه در ایستگاه بهداشت بود، در حالی که افسر در تریاژ و کارهای اداری برای عموم کمک می‌کرد. هر کدام وظیفه خود را داشتند و هر دو ماسک زده بودند، بنابراین در آن زمان، کونگ فقط تحت تأثیر صدای ملایم و قد بلند و اندام باریک معلم جوان قرار گرفت. او به طور فعال شماره تلفن او را پرسید و گفت که ارتباط در مورد کار آسان‌تر خواهد بود.

پس از اتمام عملیات، هر دو به واحدهای خود بازگشتند و فرصت کمی برای صحبت داشتند. تا دو سال بعد، وقتی او چیزی در صفحه شخصی فیسبوک خود منتشر کرد، نظر شوخ‌طبعانه او را دید و مودبانه پاسخ داد. از آن به بعد، افسر جوان پیام‌های مکررتری ارسال کرد. قبل از اینکه آنها متوجه شوند، آن پیام‌ها و تماس‌ها به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی آنها تبدیل شده بود.

هوآی دیو و چی کونگ، یک زوج متاهل. عکس توسط سوژه‌ها ارائه شده است.

یک بار، چی کونگ معلم جوان را به عنوان دوست به زادگاهش دعوت کرد و بهترین دوستش را نیز با خود آورد. دیو که فکر می‌کرد این فقط یک سفر معمولی است، نمی‌دانست که کونگ از قبل مقدمات سفر را فراهم کرده است. به محض ورود، افسر جوان او را به عنوان دوست دختر خود به والدین و اقوامش معرفی کرد. او که غافلگیر شده بود و آمادگی نداشت، فقط توانست لبخندی تصنعی به او بزند.

او دوست دخترش را به گشت و گذار در زادگاه رویایی‌اش، دا لات، می‌برد، غروب خورشید را بر فراز رودخانه تماشا می‌کرد و دست او را گرفته بود، و بالاخره اعتراف کرد: «این اولین باری است که ما همدیگر را ملاقات می‌کنیم، و اگرچه صورتت را ندیده‌ام، صدایت به من حس نزدیکی و گرمی بخشیده است. هر عمل و ژست تو مرا مجذوب خود کرده است. دو سال گذشته، به دلیل کار، خیلی مشتاق صحبت با تو بودم، اما مجبور بودم صبر کنم. حالا جرات می‌کنم اعتراف کنم: بیا عاشق هم باشیم، باشه؟»

هر هفته، او محبت خود را به دوست دخترش از طریق نامه‌های دست‌نویس پر از آرزوهای خوب و هدایای ساده ابراز می‌کرد - گاهی اوقات یک خرس عروسکی در طول تغییر فصل‌ها، و گاهی اوقات یک کلاه پشمی که با دقت انتخاب کرده بود... هر هدیه توسط معلم جوان گرامی داشته می‌شد و در برجسته‌ترین نقطه روی میزش قرار می‌گرفت تا هر زمان که دلتنگ او می‌شد یا با مشکلاتی در زندگی روبرو می‌شد، بتواند از آن به عنوان انگیزه‌ای برای ادامه دادن استفاده کند. پس از بازدید از واحد او و ملاقات با رفقایش، او فهمید که او یک کارمند مسئول، شاد، مهربان، شوخ طبع و متفکر است که همه او را دوست دارند، که این امر باعث تقویت بیشتر باور دیو به انتخابش شد.

وقتی دو قلب به عنوان یک قلب می‌تپند، فاصله جغرافیایی دیگر مانعی برای آنها در نظر گرفتن یک رابطه طولانی مدت نیست، حتی اگر او اهل دا لات و او اهل باک لیو باشد. در ژوئیه ۲۰۲۴، هوای دیو و چی کونگ رسماً ازدواج کردند و خانه‌ای پر از خنده ساختند.

ها گیانگ

* برای مشاهده اخبار و مقالات مرتبط، لطفاً به بخش دفاع و امنیت مراجعه کنید.

    منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/xay-dung-quan-doi/tinh-yeu-nay-no-trong-dai-dich-821757