Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سرودی از شادی بنویس

در میان شلوغی و هیاهوی زندگی، جایی هست که به آرامی گرمای درک و اشتراک‌گذاری را می‌تاباند: مرکز شماره ۱ مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی استان لائو کای - خانه‌ای مشترک برای بیش از ۵۰ کودک محروم. در اینجا، سال‌هاست که این "مادران" مهربان، بی‌صدا تا دیروقت بیدار مانده و صبح زود از خواب بیدار شده‌اند و با قلب‌های گرم خود، این زندگی‌های محروم را تسلی داده‌اند.

Báo Lào CaiBáo Lào Cai10/05/2026

«مادران» غیربیولوژیکی

وقتی از دروازه‌های مرکز شماره ۱ مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی در استان لائو کای عبور کردم، با فضایی واقعاً آرام مواجه شدم. هر مسیر کوچک، هر گوشه حیاط با دقت تمیز شده بود و مزارع سرسبز سبزیجات زیر نور گرم و طلایی خورشید گسترده شده بودند. اما شاید گرانبهاترین چیز اینجا صدای خنده کودکان بود.

chi-nguyet.jpg
خانم لان تی مین نگویت در حال کمک به بچه‌ها در درس‌هایشان است.

خانم لان تی مین نگویت با چشمان مهربانش بیش از ۱۶ سال است که خود را وقف این مکان کرده است. در این مدت، او نه می‌تواند به یاد بیاورد که چند کودک را به سرپرستی گرفته و نه می‌تواند شب‌های بی‌خوابی را که کنار تخت‌های بیمارستان آنها گذرانده است، بشمارد. برای او، مرکز شماره ۱ مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی استان لائو کای نه تنها یک محل کار، بلکه یک خانواده بزرگ است که در آن می‌تواند نقش مادری خود را به ویژه‌ترین شکل ممکن ایفا کند.

خانم نگویت گفت: «کار کارکنان اینجا بسیار سخت است! وظایف بی‌نام زیادی وجود دارد و بدون عشق کافی، تکمیل آنها برای ما بسیار دشوار خواهد بود.»

یک روز معمولی برای خانم نگویت و همکارانش معمولاً ساعت ۵:۳۰ صبح شروع می‌شود. از بیدار کردن بچه‌ها، راهنمایی آنها در مورد بهداشت شخصی، آماده کردن لباس‌هایشان، صبحانه دادن تا بردن آنها به مدرسه... همه چیز در یک چرخه بی‌پایان اتفاق می‌افتد.

مراقبت از کودکان عادی به اندازه کافی دشوار است، اما مراقبت از کودکانی که شرایط ویژه‌ای دارند، حساسیت بیشتری را می‌طلبد. هر گروه سنی و هر موقعیتی نیاز به رویکرد متفاوتی به آموزش دارد: گاهی اوقات برای تسکین آسیب روحی، ملایمت لازم است، و گاهی اوقات برای ایجاد نظم و انضباط، قاطعیت لازم است. بزرگترین آرزوی خانم نگویت به طرز دلخراشی ساده است: "من فقط امیدوارم که سلامتی کافی داشته باشم تا این کودکان را همراهی کنم و بیشتر دوست داشته باشم."

گل‌های دیر شکوفا

مرکز شماره ۱ مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی در استان لائو کای، کودکان خردسالی مانند وو آ توآن را پرورش می‌دهد. توآن وقتی تنها ۸ ماه داشت به اینجا آمد. پس از ۲ سالگی، او از قبل می‌داند چگونه «مادر» را صدا بزند و هر زمان که «مادران» از مدرسه به خانه می‌آیند، به سمت آنها می‌دود. و اعضای جدیدی مانند سونگ آ خای، لوک گیا خای... همگی در محیطی گرم و دلسوزانه در آغوش گرفته می‌شوند. برای «مادران»، شادی بی‌حد و حصر گاهی اوقات صرفاً از دیدن خوب غذا خوردن فرزندانشان، خوابیدن آرام آنها و لبخند همیشگی بر لبانشان ناشی می‌شود.

در مرکز شماره ۱ مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی در استان لائو کای، مراقبت فراتر از تأمین غذا و سرپناه است. هدف والاتر، کمک به کودکان برای استقلال و مواجهه با زندگی با اعتماد به نفس است. این مرکز تضمین می‌کند که ۱۰۰٪ کودکان در سن مدرسه، مانند همسالان خود، در مدرسه شرکت کنند و تمام کتاب‌ها و لوازم مدرسه لازم را دریافت کنند.

chi-tra.jpg
خانم لو تو ترا از بچه‌های خردسال مراقبت می‌کند.

هر بعد از ظهر، بعد از مدرسه، بچه‌ها به «پدران» و «مادران» خود در باغ می‌پیوندند تا در تولید کشاورزی مشارکت کنند. دست‌های کوچک آنها بیل‌ها را به کار می‌گیرد، گیاهان را آبیاری می‌کند و از هر ردیف سبزیجات سبز مراقبت می‌کند. این کار جمعی نه تنها وعده‌های غذایی آنها را بهبود می‌بخشد، بلکه آنها را در مورد ارزش کار، صبر و مسئولیت‌پذیری نیز آموزش می‌دهد.

عصرها، زیر نور چراغ‌های برق، فضا دوباره برای خودآموزی ساکت می‌شود. بچه‌های بزرگتر مانند دو خواهر، وو تی سین و وو تی توی لین، نه تنها به طور مستقل درس می‌خوانند، بلکه به "مادران" در مراقبت از بچه‌های کوچکتر نیز کمک می‌کنند. ارتباط بین بچه‌ها در این مرکز، این مکان را به یک خانواده واقعی تبدیل کرده است، جایی که بچه‌ها با عشق و مشارکت بزرگ می‌شوند.

تائو تو مانگ با چشمانی درخشان گفت: «من اینجا خیلی خوشحالم! مادران نه تنها ما را سوار و پیاده می‌کنند، بلکه مثل دوستان صمیمی هم هستند. به خصوص، می‌توانم به آنها اعتماد کنم و در مورد چیزهایی که صحبت کردن در موردشان دشوار است، از آنها راهنمایی بگیرم.»

این همدلی روانشناختی است که به کودکان محروم کمک می‌کند تا به تدریج بر عقده حقارت خود غلبه کنند، با اعتماد به نفس خود را ابراز کنند و به نتایج تحصیلی بالایی دست یابند.

خانم لو تو ترا، یکی از کارکنان این مرکز، در طول بیش از ۱۵ سال کار خود، هرگز روزهایی را که از بائو آی کوچک مراقبت می‌کرد، فراموش نخواهد کرد. داستان بائو آی مانند یک یادداشت غم‌انگیز است. او دختری مبتلا به فلج مغزی بود که رها شده بود. نام بائو آی توسط افراد مهربان به او داده شد. خانم ترا با احساسی عمیق تعریف کرد: «به مدت شش سال طولانی، تا زمان مرگش، مادران در این مرکز به نوبت در کنارش می‌ماندند، او را به غذا خوردن تشویق می‌کردند، به او دارو می‌دادند و در بیمارستان از او مراقبت می‌کردند.»

خانه‌ای سرشار از عشق و مسئولیت.

بیش از ۵۰ کودک، بیش از ۵۰ سرنوشت متفاوت، اما زیر این سقف مشترک، مرزهای محلی یا قومیتی از بین رفته است. کارکنان مرکز شماره ۱ مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی استان لائو کای هنوز هم با پشتکار به کاری که «حرفه شفقت» می‌نامند، مشغولند.

gap-chan.jpg
کودکان در مرکز شماره ۱ مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی در استان لائو کای، آموزش دیده و عادات زندگی مناسب را فرا می‌گیرند.

بزرگترین خوشبختی برای خانم نگویت، خانم ترا و ده‌ها نفر از همکارانشان، دیدن بزرگ شدن فرزندانشان است، دیدن اینکه فرزندانشان می‌توانند با اعتماد به نفس روی پاهای خود راه بروند. این «مادران» همچنان به نوشتن فصل‌های جدیدی از زندگی ادامه می‌دهند، جایی که مهربانی انسان بر سختی‌ها غلبه می‌کند، و جایی که هر زندگی، هر چقدر هم که محروم باشد، حق دارد به آینده‌ای روشن امیدوار باشد.

در روز مادر (10 اردیبهشت) امسال، مایلیم عمیق‌ترین قدردانی خود را از کارکنان مرکز شماره یک مددکاری اجتماعی و حمایت اجتماعی استان - "مادران دوم" که اگرچه از نظر بیولوژیکی با هم نسبتی ندارند، اما عشق و مراقبت خود را وقف جبران محرومیت‌های پیش روی این کودکان کرده‌اند - ابراز کنیم.

منبع: https://baolaocai.vn/viet-len-bai-ca-hanh-phuc-post899063.html


برچسب: روز مادر

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
قدم زدن در میان انبوهی از ستاره‌های طلایی

قدم زدن در میان انبوهی از ستاره‌های طلایی

دخترا با لباسای پوشیده فوتبال بازی میکنن

دخترا با لباسای پوشیده فوتبال بازی میکنن

یک روز بهاری کودکانه

یک روز بهاری کودکانه