
آن روزها، روزهای گرم تابستانی بود، مردم غرق در عرق بودند و به نظر میرسید انرژیشان تحلیل رفته است. در یک روز معمولی تابستان، غذای هر خانواده معمولاً شامل نوعی سوپ برای کمک به هضم برنج بود. و سوپ خرچنگ به انتخابی عالی تبدیل شد.
گرفتن خرچنگهای آب شیرین فوقالعاده آسان است، مخصوصاً در شالیزارهای برنج. هنگام برداشت محصول، فقط یک سطل پلاستیکی همراه داشته باشید و هنگام برداشت مراقب آنها باشید.
به محض اینکه خرچنگها را دیدند که زیر پایشان وول میخورند، سریع آنها را گرفتند و داخل یک سطل انداختند.
در هوای گرم، خرچنگهای مزرعه برای جستجوی غذا تنبل هستند و برای جلوگیری از گرما، در شالیزارها و لانههای برنج بیحرکت میمانند. من به یاد دارم که هر زمان که خرچنگها ظاهر میشدند، مزارع برنج در طول برداشت محصول پر از جنب و جوش و فعالیت بودند.
مردم همدیگر را صدا میزدند، مخصوصاً بچهها که با دیدن خرچنگها با صدای بلند هورا میکشیدند. هیچکدام از آنها از گل و لای نمیترسیدند؛ آنها در پای ساقههای برنج خم میشدند، به آرامی با دستانشان خرچنگهای گیج را میگرفتند و آنها را مرتب داخل سطل میانداختند.
در روستاها، هم بزرگسالان و هم کودکان میتوانند فقط با نگاه کردن به خرچنگها، تفاوت بین نر و ماده را تشخیص دهند. پس از گرفتن خرچنگها، آنها را در یک لگن بزرگ قرار میدادند، چند بار با چوب غذاخوری یا یک چوب ضخیم آنها را هم میزدند تا "خرد شوند"، سپس آنها را با آب فراوان کاملاً میشستند تا تمیز شوند. در روزگار قبل از آسیاب، هاونهای سنگی و دسته هاون هنوز "عشق واقعی" بودند.
هر خانه یک هاون و دستهی سنگی بزرگ داشت که از تنه درخت اکالیپتوس قدیمی تراشیده شده بود. پس از جدا کردن پوسته و لاک، خرچنگها را داخل آن میگذاشتند و میکوبیدند. در حالی که والدین مشغول کوبیدن بودند، بچهها با استفاده از خارهای گریپ فروت تخم خرچنگ را بیرون میآوردند و جداگانه در یک کاسه کوچک میریختند.
کاسه کوچک اشپل خرچنگ، اگرچه به ظاهر بیاهمیت است، اما روح کل قابلمه سوپ است. سوپ خرچنگ با هر نوع سبزیجاتی خوشمزه میشود. اما شاید بهترین حالت آن زمانی باشد که با سبزیجات وحشی باغ پخته شود.
سالاد سبزیجات مخلوط معمولاً شامل یک مشت اسفناج، برگ کنف، برگ سیبزمینی شیرین، کدو حلوایی و غیره است.
وقتی قابلمه آبگوشت خرچنگ به جوش آمد، سبزیجات را اضافه کنید، سپس قلیه خرچنگ را اضافه کنید و بعد از روی حرارت بردارید. قلیه خرچنگ طلایی و پرخاصیت، جذابیت بصری سوپ را بیشتر می کند.
برای اینکه کاملاً از خنکی و طراوت سوپ خرچنگ لذت ببرید، باید بگذارید کاملاً خنک شود. برای طعم بهتر، آن را با ترشی بادمجان سرو میکنند. یک جرعه از سوپ، یک لقمه ترد بادمجان، و قبل از اینکه متوجه شوید، قابلمه برنج تمام شده است.
بعد از برداشت محصول، برای اینکه غذا جذابتر شود، مادرم به بازار رفت تا چند صد گرم ورمیشل برنج بخرد تا بجوشاند و رشته فرنگی درست کند. او همچنین آبگوشت خرچنگ را جوشاند، به آن چاشنی زد و برای طعم بهتر، کمی گوجه فرنگی آلبالویی ترش به آن اضافه کرد.
من به باغ رفتم تا کمی پیازچه، گشنیز و نعناع بچینم. یک کاسه سوپ رشته فرنگی خرچنگ سرو شد و تمام خانواده دور هم جمع شدند. شاید در تمام عمرم، آن خوشمزهترین کاسه سوپ رشته فرنگی خرچنگی بود که تا به حال خورده بودم.
بیش از بیست سال در یک چشم به هم زدن گذشت. در زادگاه من، مساحت کشت برنج کاهش یافته است، بخشی به این دلیل که مردم دیگر به کشاورزی علاقهای ندارند و بخشی هم به این دلیل که مجبورند زمینهای خود را با مناطق صنعتی، کارخانهها یا سایر محصولات پربارتر معاوضه کنند.
خرچنگهای آب شیرین هنوز در تابستان در دسترس هستند، اما به ندرت میتوان افرادی را دید که آنها را صید میکنند. برای کسانی که از خانه دور هستند، آنها همچنان تصویری عزیز و ناب هستند که نشان دهنده گذر زمان در زندگیشان است...
منبع






نظر (0)