Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

«کمال‌گرایی سمی» در خانواده‌های جوان.

در بسیاری از خانواده‌ها، همسران جوان در سکوت، نوع جدیدی از سوءاستفاده روانی به نام کمال‌گرایی سمی را تحمل می‌کنند. وقتی هر تلاشی برای مراقبت از فرزندان، مدیریت کارهای خانه یا تعامل با دیگران، توسط شریک زندگی‌شان چارچوب‌بندی، اندازه‌گیری و به عنوان معیاری برای انتقاد و کنترل استفاده می‌شود، خانه دیگر جایی نیست که طوفان پشت درهای بسته متوقف شود، بلکه جایی است که نیروی زندگی زن را تخلیه می‌کند.

Báo Phụ nữ Việt NamBáo Phụ nữ Việt Nam01/06/2026

از استانداردهای سختگیرانه شوهرم خسته شده‌ام.

بسیاری از زنان معتقدند که پس از عبور از طوفان بدهی به همراه شوهرانشان و ترک عادات قدیمی آنها، به خوشبختی خواهند رسید. اما برای لین (۲۸ ساله، بخش نام دین، استان نین بین )، ترک عادات بد قدیمی شوهرش و بازگشت او به کار صادقانه، آغاز یک تراژدی عاطفی جدید، نامحسوس‌تر و خفه‌کننده‌تر بود.

به محض اینکه اوضاع مالی خانواده تثبیت شد، شوهر لین شروع به استفاده از برچسب «تغییر کرده‌ام، اصلاح شده‌ام، بدهی‌ها را پرداخت کرده‌ام و مخارج خانواده را تأمین می‌کنم» برای ایجاد یک قلمرو کنترل مطلق کرد. او حق ایستادن بالاتر از همسرش را برای خود قائل شد و لین را مجبور کرد که طبق استانداردهای سختگیرانه‌ای که او تحمیل می‌کرد، به یک همسر و مادر بی‌عیب و نقص تبدیل شود.

در عرض سه سال، لین به تنهایی خانه را اداره کرد، آشپزی کرد و از تمام خانواده، از کودک سه ساله شیطانش گرفته تا نوزادش که به زحمت یک سال داشت، مراقبت کرد. او خسته بود و از صبح تا شب مدام مشغول کار بود. با این حال، در "قلمرو" شوهرش، لین کاملاً از حق خستگی محروم بود. هر بار که لین از خستگی شکایت می‌کرد، شوهرش با سردی جواب می‌داد: "تو از مراقبت از بچه‌ها شکایت می‌کنی!"

آن کمال‌گرایی سمی در تمام جنبه‌های زندگی او نفوذ کرده بود. از اینکه به چه کسی پیامک می‌داد یا زنگ می‌زد، چگونه از بچه‌ها مراقبت می‌کرد و چه کارهای خانه‌ای را انجام می‌داد، همه چیز باید تحت کنترل و اراده شوهرش می‌بود. اگر لین از خواسته‌های او سرپیچی می‌کرد یا مقاومت می‌کرد، او فوراً شروع به فریاد زدن و فحش دادن می‌کرد. او از لین می‌خواست که هرگز چیزی را فراموش نکند، هرگز کثیف کاری نکند، در کارهای خانه عالی باشد، در تربیت فرزندان مهارت داشته باشد و حتی به او دیکته کند که در تعاملات اجتماعی از چه چیزی بگوید یا چه کاری انجام دهد تا از آن اجتناب کند.

این بررسی و مقایسه مداوم آنقدر بی‌رحمانه است که حتی کوچکترین فضایی را برای تجدید انرژی یک زن از او سلب می‌کند. در حالی که او بعد از کار با تنبلی روی تلفن همراهش لم می‌دهد و فرض می‌کند همسرش باید همه کارها را از حمام کردن بچه‌ها گرفته تا تمیز کردن انجام دهد، لین فقط کافی است چند دقیقه‌ای را در حالی که بچه‌ها بازی می‌کنند، صرف جستجو در اینترنت کند تا استرس خود را کاهش دهد و برای آنها چیزهایی بخرد، و او بلافاصله لین را متهم می‌کند: «همیشه سرت توی گوشی است، به بچه‌ها توجهی نمی‌کنی، آنقدر تماشا می‌کنی که تمام روز کار را فراموش می‌کنی.»

تصویرسازی هوش مصنوعی

وضعیت خفقان‌آور زمانی به اوج خود رسید که فرزندش بیمار شد و لین را در میان موشکافی و انتقاد مداوم شوهرش، به تنهایی از او مراقبت کرد. رنجش شدید، که ناشی از فشار کمال‌گرایی بود، باعث شد که او کنترل خود را از دست بدهد و خشم خود را بر سر فرزند بی‌گناهش خالی کند. لین که در خانه راحت خود، منزوی و کاملاً جدا از شوهرش زندگی می‌کرد، متوجه شد که ظاهر یک خانواده گرم و پربار، در واقع به دلیل استانداردهای استبدادی شوهرش، روز به روز نیروی زندگی او را تحلیل می‌برد.

«آشپزخانه‌ی بدون گرد و غبار» همسر روشنفکر.

برای مای (30 ساله، هانوی )، داستان او تراژدی یک زن مدرن است که تحصیل کرده و زندگی اجتماعی و شغلی خوبی دارد.

مای و توآن پس از اینکه هر دو شغل ثابتی پیدا کرده بودند، ازدواج کردند. توآن مهندس فناوری، مرتب و دقیق بود. وقتی برای اولین بار با هم قرار گذاشتند، مای به توجه دوست پسرش به جزئیات افتخار می‌کرد؛ او همیشه هنگام بیرون رفتن لباس‌های بی‌عیب و نقص می‌پوشید و همیشه در وعده‌های غذایی ظرف‌ها و چوب‌های غذاخوری‌اش را برایش تمیز می‌کرد. او فکر می‌کرد این نشانه‌ی یک مرد فرهیخته است. اما پس از ورود به زندگی مشترک، آن دقت و وسواس به یک «کمال‌گرایی سمی» تبدیل شده بود.

توآن مجموعه‌ای از قوانین نانوشته را در خانواده وضع کرد که مای مجبور به رعایت آنها بود. بعد از پخت و پز، آشپزخانه باید تمیز و بدون لکه می‌بود، حتی یک ذره گرد و غبار یا لکه چربی روی پیشخوان نبود. لباس‌ها باید برای خشک شدن در فواصل مناسب آویزان می‌شدند تا نور خورشید به طور یکنواخت به آنها برسد. اسباب‌بازی‌های کودکان باید بر اساس رنگ و اندازه در سبدهای پلاستیکی دسته‌بندی می‌شدند.

مای هشت ساعت در روز در دفتر کار می‌کند و با فشار قابل توجهی روبروست، اما وقتی به خانه می‌رسد، با یک "آزمون" استرس‌زا روبرو می‌شود. بعضی شب‌ها، بعد از خواباندن فرزندش، مای خسته است و می‌خواهد دراز بکشد که توآن وارد آشپزخانه می‌شود و به آرامی سطح هود اجاق گاز را با یک دستمال کاغذی سفید پاک می‌کند. با دیدن یک لکه کوچک خاکستری، او با خونسردی آن را در سطل زباله می‌اندازد و با ناامیدی به همسرش نگاه می‌کند: "آیا همه کارها را اینقدر بی‌دقت انجام می‌دهی؟ آیا در محل کار هم پروژه‌هایی از این دست را مدیریت می‌کنی؟"

لحن طعنه‌آمیز توآن، بدون فریاد زدن یا توسل به خشونت فیزیکی، کنایه‌ای روشنفکرانه بود که به عزت نفس مای ضربه می‌زد. او دائماً مای را با «همسران ایده‌آل» که به صورت آنلاین می‌دید مقایسه می‌کرد - زنانی که رهبر بودند، اندامی لاغر داشتند و برای شوهرانشان غذاهای پنج ستاره می‌پختند. مای برای حفظ شأن و هماهنگی خانوادگی‌اش تقلا می‌کرد. او ساعت ۵ صبح از خواب بیدار می‌شد تا صبحانه‌های مفصلی آماده کند و اواخر شب ساعت‌ها به تمیزکاری می‌پرداخت، آنقدر تمیزکاری می‌کرد تا دستانش زبر و پینه بسته شود.

کنترل توآن آنقدر ظریف بود که حتی وزن همسرش را هم زیر نظر داشت. بعد از زایمان، بدن مای تا حدودی پرتر شد. هر بار که توآن می‌دید مای یک کاسه برنج اضافی می‌خورد، با لحنی ملایم اما دردناک می‌گفت: «زنی که اجازه می‌دهد بدنش اضافه وزن پیدا کند، تنبلی و بی‌احترامی به شوهرش را نشان می‌دهد.» این جمله باعث شد مای دچار اختلال خوردن شود و تا مرز افسردگی شیفته‌ی اندامش شود. پشت عکس‌های خانوادگی درخشان سه نفره‌شان که توآن هر سالگرد ازدواج در صفحه شخصی‌اش منتشر می‌کرد، یک همسر تنها و خسته خوابیده بود.

بسیاری از مردان امروزی معتقدند تا زمانی که خیانت نکنند، سخت کار نکنند و برای حمایت از فرزندانشان پول به خانه نیاورند، نقش خود را به عنوان یک شوهر به طور کامل انجام داده‌اند. از این اوج رضایت از خود، آنها خود را محق می‌دانند که از همسران خود استانداردهای سختگیرانه‌ای را مطالبه و آنها را محدود کنند. آنها می‌خواهند همسرانشان همزمان استقامت یک خانه‌دار، مهارت یک روانشناس تربیت کودک و لطافت و شادابی یک معشوق را داشته باشند. خانه به سرعت به یک "میدان اعدام روانی" تبدیل می‌شود. آنها فراموش می‌کنند که همسرانشان نیز انسان هستند، روزهایی از خستگی دارند و حق دارند فراموش کنند، نامرتب باشند و در هنگام خستگی تحریک‌پذیر باشند.

منبع: https://phunuvietnam.vn/chu-nghia-hoan-hao-doc-hai-trong-gia-dinh-tre-238260601111734157.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کلاس درس در جزیره غربی (جزایر اسپراتلی)

کلاس درس در جزیره غربی (جزایر اسپراتلی)

کلاس درس در وست راک A

کلاس درس در وست راک A

سپر آسمان سرزمین پدری

سپر آسمان سرزمین پدری