Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دختر با هر پارویش آفتاب را به ارمغان می‌آورد.

۳۹ مدال طلا، ۱۹ مدال نقره، ۱۱ مدال برنز و عضویت در تیم ملی قایقرانی در سن ۱۷ سالگی - اینها دستاوردهای وو تی نگوک اوین، دانش‌آموز کلاس یازدهم از کمون تان خان است که به همراه هم‌تیمی‌هایش در بازی‌های ساحلی آسیایی چین یک مدال نقره و دو مدال برنز کسب کرد...

Báo Thái NguyênBáo Thái Nguyên26/05/2026

یک برخورد اتفاقی با ورزش.

اواخر بعد از ظهر در فرودگاه بین‌المللی نوی بای، سیلی از مردم پس از پروازهای بین‌المللی، از قسمت تحویل بار عبور می‌کردند، چمدان‌هایشان روی کف کاشی‌کاری شده‌ی براق کج شده بود و صدای تماس‌هایشان با اعلان‌های یکنواخت در هم می‌آمیخت. در میان جمعیت، دختری با لباس قرمز با لبخند درخشان و خورشیدمانندش، موهای بلندش که به زیبایی بسته شده بود، در حالی که یک دست خرس عروسکی نو را گرفته بود و دست دیگرش یک چمدان سنگین را می‌کشید، جلب توجه می‌کرد.

ورزشکار وو تی نگوک اوین.

در ایستگاه استراحت، دختر با خوشحالی خندید: «چمدانم پر از هدیه و غذاست، خیلی سنگینه!» سپس، انگار که می‌خواست ثابت کند، با معصومیت چمدان را زمین گذاشت و درش را باز کرد. داخل چمدان، علاوه بر چند قلم جنس که از خارج خریده بود، بیشترش خوراکی‌هایی بود که به طور مرتب به عنوان هدیه برای هم‌تیمی‌هایش بسته‌بندی شده بودند. او به سرعت یک بسته بزرگ کلوچه و یک کیسه آب‌نبات رنگارنگ بیرون آورد تا به همه تعارف کند. خرس عروسکی، هدیه کوچکی از مربی پس از مسابقات موفق، را با دقت در آغوش گرفت، انگار چیزی بود که پس از روزها تلاش، قلبش را آرام می‌کرد.

آن اولین باری بود که ما وو تی نگوک اوین را ملاقات کردیم، دختری از کمون تان خان که تازه با هم‌تیمی‌هایش پس از کسب یک مدال نقره و دو مدال برنز در مسابقات سنتی قایق‌رانی در بازی‌های ساحلی آسیایی چین بازگشته بود. با نگاهی به رفتار سرزنده و شاد او، تصور اینکه این دختر، که در حال حاضر کلاس یازدهم است، روزها آنقدر تمرین کرده باشد که پاهایش بی‌حرکت شده باشند و آنقدر خسته باشد که انگار خودش را فراتر از حد توانش تحت فشار قرار داده باشد، دشوار است.

نگوک اوین چهره‌ای درخشان، پوستی برنزه از سال‌ها فعالیت در فضای باز و دستانی پینه بسته از قایقرانی، وزنه‌برداری و آموزش‌های فنی دارد. او اغلب لبخند می‌زند، لبخندی روشن و دلگرم‌کننده که قلب کسانی را که او را ملاقات می‌کنند، روشن می‌کند. اما در پشت این ظاهر معصوم، دوران کودکی‌ای نهفته است که با سختی‌های بسیاری همراه بوده است.

شرایط خانوادگی او غیرمعمول بود؛ پدرش وقتی خیلی کوچک بود فوت کرد، بنابراین او بیشتر با مادربزرگش زندگی می‌کرد. داستان به طور سرسری روایت می‌شود، انگار که مدت‌ها از فقدان‌ها گذشته و دیگر نیازی به صحبت در مورد آنها نیست. شاید به همین دلیل است که دختر کوچک یاد گرفت زودتر از همسالانش بزرگ شود، از خودش مراقبت کند و به بسیاری از چیزهای ناخوشایند عادت کند.

در کلاس هفتم، اوین وقتی دوستانش او را برای استعدادیابی ورزشی دعوت کردند، با آنها همراه شد. او به یاد می‌آورد: «در آن زمان، من حتی نمی‌دانستم چه ورزشی است. از روی کنجکاوی رفتم و چون با یکی از دوستانم بودم. فقط وقتی شروع به تمرین کردم، متوجه شدم که وارد دنیایی کاملاً متفاوت از روزهایی شده‌ام که بعد از مدرسه در محله بازی می‌کردم.»

هفته اول خیلی هیجان‌انگیز و جدید بود. من با شور و شوق زیادی با دوستانم تمرین کردم و چیزهای جدید را کشف کردم . اما در هفته دوم، وقتی درد عضلانی شروع شد، اندام‌هایم بی‌حس شدند، بدنم از تمرین منقبض شد و دلتنگی و خستگی شروع به بروز کرد.

نگوک اوین (سمت راست) و هم‌تیمی‌هایش مدال‌های خود را دریافت می‌کنند.
نگوک اوین (سمت راست) و هم‌تیمی‌هایش مدال‌های خود را دریافت می‌کنند.

در سال ۲۰۲۲، من عضو تیم قایقرانی مدرسه ورزشی تای نگوین بودم. وقتی برای اولین بار شروع کردم، فقط ده یا پانزده کیلوگرم وزنه بلند می‌کردم، اما حالا به تدریج آن را به شصت یا هفتاد کیلوگرم افزایش داده‌ام. در طول جلسات تمرینی برای مسابقات، با چهار نوبت تمرین، خودم را تا آخرین حد ممکن تحت فشار قرار می‌دهم و بدنم تقریباً بی‌حس می‌شود. یک جلسه قایقرانی می‌تواند ده‌ها کیلومتر طول بکشد و پارو زدن‌های مداوم، پینه‌هایی روی دست‌های لاغرم ایجاد کرده است.

بعد از شنیدن داستان نگوک اوین، همه ما شگفت‌زده شدیم و یکی پرسید: «با این همه تمرین و خستگی، مطمئناً افراد زیادی نمی‌توانند ادامه دهند؟»

یوئن لبخندی زد و گفت: «بله، البته، دوستی که آن سال مرا به استخدام دعوت کرد نیز رفته است. اما او هنوز هم همیشه مرا تشویق می‌کند و به من می‌گوید که به تلاش کردن ادامه دهم، و نمی‌دانم چند بار به خودم گفته‌ام که یک بار دیگر هم تلاش کنم.»

مسابقات سنتی قایق‌رانی ورزشی برای لحظات بداهه‌پردازی نیست. مردم اغلب لحظه‌ای را که تیم با سرعت به سمت خط پایان می‌رود، صدای تشویق‌ها را می‌شنوند و درخشش مدال‌ها را زیر نور چراغ‌ها می‌بینند، اما به ندرت به روزهای تمرین فکر می‌کنند که یک قدم اشتباه یا یک حرکت اشتباه می‌تواند باعث شود کل قایق ریتم خود را از دست بدهد.

در تیم ملی زنان، جایگاه‌ها همیشه به شدت مورد رقابت هستند. تیمی که در یک تورنمنت شرکت می‌کند، تنها دوازده بازیکن رسمی و دو بازیکن ذخیره دارد، در حالی که جمعیت تمرینی بسیار بیشتر است. اندکی افت عملکرد یا نتایج ضعیف می‌تواند بلافاصله به شخص دیگری فرصت بازی بدهد.

یوئن گفت مواقعی بود که تا مرز "خستگی مفرط" تمرین می‌کرد، احساس می‌کرد کاملاً خسته است، پاهایش بی‌ثبات بودند و انگار تمام انرژی‌اش تحلیل رفته بود. بعد از جلسات تمرینی شدید، روحیه‌اش به شدت افت می‌کرد، تا جایی که فقط می‌خواست بی‌حرکت دراز بکشد، حرف نزند و به هیچ چیز دیگری فکر نکند.

سخت‌ترین زمان‌ها معمولاً آخر هفته‌ها هستند. وقتی برنامه تمرینی ابتدای هفته طولانی می‌شود، بدن خسته می‌شود و دلتنگی برای خانه بیشتر آشکار می‌شود. دیگران زرق و برق ورزشکاران را می‌بینند، اما برای دختران شانزده یا هفده ساله، روزهایی وجود دارد که تمام چیزی که می‌خواهند این است که به خانه بروند، غذایی بخورند، راحت بخوابند یا صرفاً بشنوند که کسی از آنها می‌پرسد که آیا خسته هستند یا نه.

مادر یوئن در ابتدا نمی‌خواست دخترش ورزش را دنبال کند، زیرا از آسیب دیدن او می‌ترسید. غم و اندوه مادری که دختر جوانش را در حال برنزه شدن و آفتاب‌سوختگی از سپیده دم تا غروب، در حالی که هر روز تمرین می‌کند، تماشا می‌کند، بسیار دلخراش است.

نگوک اوین لبخندی تصنعی زد و گفت که یک بار، بعد از اینکه مادرش خیلی او را سرزنش کرد، حتی به او گفت: «مامان، فقط بگذار دنبال علاقه‌ام بروم.»

با این اوصاف، پس از هر یک از موفقیت‌های یوئن، مادرش منبع تشویق و انگیزه برای تلاش او بوده است. یک بار، پس از تقریباً دو سال تمرین، یوئن خواست که تمرین را کنار بگذارد. نه به این دلیل که از این ورزش متنفر بود، نه به این دلیل که خیلی خسته بود، بلکه به این دلیل که بسیاری از اطرافیانش در حال ترک آن بودند، روحیه‌اش پایین بود و احساس عدم اطمینان می‌کرد. در آن زمان، مربی‌اش مدت بسیار طولانی، چهار یا پنج ساعت، با او صحبت کرد.

نگوک اوین با خود اندیشید: «در آن لحظه، با خودم فکر کردم، خب، بیایید کمی بیشتر تلاش کنیم و ببینیم چه می‌شود.»

با تماشای لبخند و صحبت کردن دختر معصوم، مخفیانه با خودم فکر کردم اگر آن روز انتخاب دیگری کرده بود، الان این دختر با لباس قرمز که یک خرس عروسکی را در آغوش گرفته و بعد از یک تورنمنت بین‌المللی کنار چمدانی پر از هدیه برای هم‌تیمی‌هایش ایستاده بود، اینجا نبود.

به آرزوهات برسی

در سال‌های اولیه حضورش در تیم استانی، اوین صرفاً فکر می‌کرد که فقط باید سخت تمرین کند و ببیند اوضاع به کجا می‌رسد. اما ورزش‌های با عملکرد بالا برای کسانی نیست که بتوانند صرفاً با سخت‌کوشی موفق شوند. در آنجا، هر موقعیتی با تلاش روزانه، هر جلسه تمرین، هر بار غلبه بر احساس تمایل به تسلیم شدن و همچنان بیدار شدن به موقع صبح روز بعد به دست می‌آید.

در سال ۲۰۲۵، اوین به تیم ملی جوانان دعوت شد. خبر خوب در یک روز معمولی رسید، هیچ چیز خاص دیگری جز احساس سرخوشی طولانی که چند روز ادامه داشت، وجود نداشت. دختر جوان اهل تان خان احساس می‌کرد که در یک سفر طولانی تنها یک قدم به جلو برداشته است، زیرا پیش روی او هنوز دختران مسن‌تر قوی‌تر و باتجربه‌تری بودند و رقابت برای یک موقعیت بازی هرگز متوقف نمی‌شد.

در اوایل سال ۲۰۲۶، اوین رسماً به تیم ملی دعوت شد. او این را با خنده‌ی همیشگی‌اش تعریف می‌کرد، اما چشمانش برق می‌زد و می‌گفت که هم خوشحال است، هم متعجب و هم به‌شدت نگران. تیم ملی زنان فقط حدود سی ورزشکار را برای تمرین انتخاب می‌کند، اما وقتی زمان مسابقه فرا می‌رسد، افراد بسیار کمتری در واقع شرکت می‌کنند. یک نفر که هماهنگ نباشد می‌تواند کل تیم را کند کند. یک نفر که انرژی‌اش تمام شود می‌تواند بر عملکرد کلی تأثیر بگذارد. بنابراین، ورزشکاران باید از آمادگی جسمانی، تکنیک و توانایی تحمل فشار خوبی برخوردار باشند و بدانند چگونه با ریتم تیم هماهنگ شوند.

با چنین تمرینات فشرده‌ای، روزهایی بود که قدم‌های یوئن بعد از تمرین دیگر ثابت نمی‌ماند. دویدن، تمرین تکنیک، شنا، وزنه‌برداری و سپس بازگشت به کلاس‌های آنلاین در عصر. به همین دلیل، او تقریباً هیچ وقتی برای مراقبت از خودش نداشت.

زندگی در تیم ملی باعث شد دختران هفده ساله سریع‌تر بالغ شوند. آنها خودشان غذا می‌پختند، خرید مواد غذایی را تقسیم می‌کردند و برای اطمینان از تناسب اندامشان، از منوی غذایی پیروی می‌کردند. برخی به بازار می‌رفتند، برخی آشپزی می‌کردند و برخی دیگر به یکدیگر یادآوری می‌کردند که به اندازه کافی غذا بخورند زیرا روز بعد تمرین شدیدی داشتند. این فعالیت‌های به ظاهر کوچک، برای اوین، به درس‌هایی در مورد زندگی مشترک، کنار آمدن با یکدیگر و توجه به یکدیگر در میان سرعت بالای زندگی تبدیل شد.

لحظه‌ای نادر از تفکر در چهره نگوک اوین موج زد و او با خود اندیشید: «احساس می‌کنم خیلی بالغ شده‌ام. در آن محیط، اگر خیلی سست اراده باشی، پیشرفت خیلی سخت است. بگذار مردم هر چه می‌خواهند بگویند، من باید تمام تلاشم را بکنم. فقط کارم را خوب انجام دهم.»

سخنان این دختر که تنها در کلاس یازدهم بود، ساده به نظر می‌رسید، اما در دل خود چنان صلابتی داشت که تنها کسانی که در اوایل زندگی سختی کشیده بودند، می‌توانستند آن را درک کنند.

یکی از چیزهایی که اوین بیم را بیش از همه جذاب می‌کند، وقتی است که درباره سفرهایش به خارج از کشور صحبت می‌کند. اولین جلسه تمرینی او در تایلند بود، سپس در هنگ کنگ (چین) و بعداً در مسابقات بین‌المللی در چین شرکت کرد. همه چیز بسیار گسترده‌تر از آن چیزی بود که او تصور می‌کرد، زمانی که با یکی از دوستانش در کلاس هفتم برای «دیدن» آن رفته بود.

چیزی که اوین با شور و شوق در موردش صحبت می‌کرد، هتل زیبا یا دستاوردها نبود، بلکه نشان‌های کوچک بود. ورزشکاران با هم ملاقات کردند و نشان‌های ملی خود را به عنوان راهی برای آشنایی رد و بدل کردند. برخی از آنها تلفن‌های خود را باز کردند، از یک برنامه ترجمه استفاده کردند تا بگویند ویتنام و مردم ویتنام را دوست دارند و سپس وقتی نشان کوچک را در دستان خود گرفتند، لبخندی درخشان زدند.

دوستم با شیطنت نشان‌هایی را که روی بند کارت شناسایی‌اش چسبانده شده بود، لمس کرد: «در آن لحظه خیلی خوشحال و مفتخر بودم. مردم ویتنام همیشه دوستانه و مهربان هستند. بنابراین من باید بیشتر تلاش کنم تا شایسته پرچم ملی‌مان باشم.»

اوین با یادآوری بازی‌های آسیایی اخیر که تیم زنان یک مدال نقره و دو مدال برنز کسب کرد، صادقانه گفت: «تیم ما قوی بود، اما حریفان ما قوی‌تر بودند.» در صدای او پشیمانی زیادی وجود نداشت؛ نگوک اوین ۱۷ ساله آرام بود و می‌دانست که در ورزش جایی برای رضایت از خود وجود ندارد. امروز او با دریافت مدال روی سکو می‌ایستد، اما فردا هنوز باید تمرینات را از صفر شروع کند.

خانم دونگ تی مای، سرمربی تیم قایقرانی تای نگوین، گفت: «یوئن یک ورزشکار با استعداد و با پتانسیل بالاست که همیشه در مسابقات تمام تلاش خود را می‌کند. زمانی بود که او می‌خواست کنار بکشد، اما با شور و اشتیاق و عزم راسخ خود، روحیه خود را حفظ کرد. یوئن کسی است که می‌داند چگونه خودش را جمع و جور کند، اهدافی را تعیین می‌کند و برای رسیدن به آنها تلاش می‌کند. خارج از مسابقات، او همیشه خوش‌بین و شاد است و انرژی مثبت را به همه منتقل می‌کند.»

نگوک اوین (سمت چپ تصویر) به همراه مربی و هم‌تیمی‌هایش.

در طول مکالمه طولانی‌مان در اواخر بعدازظهر، وقتی از بزرگترین آرزویش پرسیدم، یوئن زمزمه کرد: «می‌خواهم جایگاهی مطمئن در تیم ملی داشته باشم. تمام تلاشم را می‌کنم تا به آن برسم. حالا که جوان هستم، باید فقط به دنبال علاقه‌ام بروم. گاهی اوقات خسته می‌شوم، اما در عین حال احساس خوشحالی می‌کنم چون کاری را که دوست دارم انجام می‌دهم.»

مطمئناً، برای دختری که بارها و بارها در میان رقابت‌های شدید بر خستگی، دلسردی و احساس نفس‌گیر جوانی غلبه کرده است، این رویا به قیمت بیدار شدن‌های مکرر صبح‌ها در حالی که هنوز هوا تاریک بود، محقق شده است.

همین که از هم جدا شدیم، یوئن خرس عروسکی را که مربی به او داده بود، محکم به سینه‌اش چسباند، برگشت، لبخند زد و قبل از اینکه دنبال همه از در بیرون برود، سریع دست تکان داد. در آن لحظه، ناگهان به یاد دختر بچه‌ای در کلاس هفتم افتادم که فقط برای تفریح ​​دنبال دوستانش می‌رفت. در واقع، بعضی از رویاها در ابتدا شکل مشخصی ندارند، فقط یک قدم به جلو پس از خستگی، و بعداً متوجه می‌شوند که خیلی بیشتر از آنچه تصور می‌کردند، پیش رفته‌اند.

و شاید برای جوانانی مانند اوین، ارزشمندترین چیز لزوماً مدال‌هایی که زیر نور چراغ‌ها می‌درخشند نباشد، بلکه این واقعیت باشد که در میان بارها و بارها که می‌خواهند متوقف شوند، هنوز به دلیلی برای ادامه دادن چسبیده‌اند، مانند ریتم پارو زدن روی آب، ثابت و منظم، و فقط کمی کند شدن باعث می‌شود کل قایق تکان بخورد.

منبع: https://baothainguyen.vn/van-nghe-thai-nguyen/but-ky-phong-su/202605/co-gai-mang-nang-ve-tu-nhung-nhip-cheo-feb2d95/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
Sinh viên Việt Nam năng động - tự tin

Sinh viên Việt Nam năng động - tự tin

فصل برداشت چای

فصل برداشت چای

خورشید غروب می‌کند.

خورشید غروب می‌کند.