Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

حتی با وجود خشک‌کن لباس، هنوز هم دلم برای بوی آفتاب و حیاط خشک‌کن لباس‌ها تنگ می‌شود.

با اینکه در خانه خشک‌کن دارم، هنوز عاشق بوی آفتاب روی لباس‌های تمیز هستم. بویی شفاف و تازه دارد، انگار که آفتاب تمام چین و چروک‌ها را صاف کرده باشد.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ24/05/2026

Có máy sấy nhưng vẫn nhớ mùi nắng, nhớ sân phơi đồ - Ảnh 1.

یک پشت بام کوچک در نیویورک، جایی که من هنوز عادت خشک کردن لباس‌هایم را در آفتاب حفظ کرده‌ام، درست مثل خانه‌ام - عکس: PBN

در اواسط ماه مه، خورشید نیویورک شروع به تابیدن کرد. نور خیره‌کننده‌ای که بر خیابان‌های شلوغ می‌تابید، خبر از رسیدن تابستان می‌داد. من روی پشت بام ایستاده بودم و لباس‌هایم را زیر آفتاب خشک می‌کردم.

هر بار که لباس‌ها را برای خشک شدن روی پشت بام آویزان می‌کنم، یاد حیاط قدیمی‌ام می‌افتم.

دو گربه سیاه من هم عاشق آفتاب هستند. هر روز صبح، آنها تا پشت بام دنبالم می‌آیند و در حالی که لباس‌های شسته شده‌ام را آویزان می‌کنم، کنارم جمع می‌شوند. بعد از ظهر، منتظر می‌مانند تا من بیایم و لباس‌ها را جمع کنم. بعد از تنها چند روز آفتابی متوالی، کاملاً به آن عادت کرده‌اند. هر روز، آنها منتظرند تا من آن دو کار را انجام دهم، انگار که یک عادت ضروری است.

یادم می‌آید وقتی کوچک بودم، مادرم هر روز لباس‌ها را برای خشک شدن آویزان می‌کرد. صبح زود، بند رخت را پهن می‌کرد و تا ظهر، وقتی خورشید می‌تابید، همه لباس‌ها خشک و ترد شده بودند. بعدازظهر، من و خواهرانم بیرون می‌رفتیم تا آنها را جمع کنیم، مرتب تا کنیم و عطر ملایم آفتاب را استنشاق کنیم. حتی با خشک‌کن، آن بو هنوز کاملاً متفاوت بود.

بوی سشوار تمیز اما بی‌روح است. با این حال، بوی آفتاب پر جنب و جوش است، گویی نسیم دریا، هوای شور و گرمای خانه را با خود به همراه دارد.

حالا که سال‌هاست در نیویورک زندگی می‌کنم، هر بار که لباس‌های شسته‌ام را روی پشت‌بام آویزان می‌کنم، مادرم، حیاط قدیمی و آن بعدازظهرهایی را که برای جمع کردن لباس‌ها بیرون می‌دویدم، به یاد می‌آورم و احساس شادی عجیبی می‌کنم.

مادرم هر روز با من تماس می‌گیرد. از طریق داستان‌های او، تابستان دو سال پیش را که به نها ترانگ برگشتم، به یاد می‌آورم، آفتاب گرم از صبح زود، دریای آبی، بازار ماهی و عادت آشنای مادربزرگم که لباس‌های شسته‌اش را پهن می‌کرد، عادتی که در طول این سال‌ها تغییر نکرده است.

خندیدم و به مادرم گفتم که اخیراً دانش‌آموزی از من پرسیده بود: «لباس‌هایت چه بوی تازگی می‌دهند؟» جواب دادم: «بوی آفتاب می‌دهد.» مادرم از پشت تلفن خندید و گفت: «عزیزم، اینجا از صبح زود آفتاب فراوان است.»

مادرم صبح زود از خواب بیدار می‌شود، برای شنا به ساحل می‌رود، سپس برای خرید ماهی تازه و پختن ناهار به بازار می‌رود. با اینکه با فرا رسیدن تابستان، نها ترانگ پر از گردشگر می‌شود، او هنوز عادت قدیمی خود را حفظ کرده است. صبح زود، لباس‌هایش را تمام روز زیر آفتاب آویزان می‌کند تا خشک شوند. او می‌گوید نمی‌تواند این عادت را ترک کند، حتی با اینکه در خانه خشک‌کن لباس دارند.

nắng - Ảnh 3.

گربه سیاه من در حال چرت زدن است و از آفتاب اوایل تابستان روی پشت بام لذت می‌برد - عکس: PBN

در میان آفتاب طلایی ماه مه نیویورک، دلم برای نها ترانگ تنگ شده است.

من و برادر کوچکترم برای تحصیل به خارج از کشور رفتیم و سال‌هاست که در خارج از کشور زندگی می‌کنیم. فقط پدر و مادرمان در خانه خالی‌مان مانده‌اند، اما مادرم هنوز عادت روزانه‌اش را برای خشک کردن لباس‌ها در آفتاب حفظ کرده است.

خندیدم و به مادرم گفتم: «مامان، خشک‌کن سریع و راحت است.» او فقط لبخند زد و گفت: «سریع است، اما بوی آفتاب فرق می‌کند عزیزم.» شاید این تفاوت بوی خانه باشد، بوی خاطرات، یا شاید دلتنگی مادرم برای دو فرزندش باشد، که زمانی بچه‌های کوچکی بودند و هر روز برای آویزان کردن لباس‌ها و بعد جمع‌آوری آنها بیرون می‌دویدند.

در نیویورک، آفتاب ماه مه هنوز تازه و ملایم است و کمی حال و هوای بهاری دارد. اما در نها ترانگ، آفتاب ماه مه از قبل تند و شدید است.

امروز، وقتی روی پشت بام ایستاده بودم و نور خورشید را که از میان نرده‌ها و گلدان‌های شکوفا شده می‌تابید تماشا می‌کردم، لباس‌های سفیدم را می‌دیدم که در نسیم تکان می‌خوردند و دو گربه سیاهم را که زیر آفتاب چرت می‌زدند، ناگهان بیش از هر زمان دیگری احساس کردم به خانه نزدیک‌ترم.

آفتاب ماه مه در نیویورک مرا به یاد نها ترانگ می‌اندازد. آفتاب نها ترانگ مرا به یاد دوران کودکی‌ام، پدر و مادرم و آن عطر آشنا و بی‌بدیل آفتاب می‌اندازد.

فرقی نمی‌کند کجا باشم، فرقی نمی‌کند خشک‌کن لباسم چقدر مدرن باشد، عادت خشک کردن لباس‌ها در آفتاب همچنان رشته‌ای است که مرا به سرزمین مادری‌ام متصل می‌کند.

و هر بار که لباس‌هایم را برای خشک شدن، در حالی که دو گربه کنارم هستند، آویزان می‌کنم، احساس می‌کنم کمی از نها ترانگ را با خودم به قلب نیویورک آفتابی در ماه مه می‌آورم.

سازمان مردم نهاد فام بیچ

منبع: https://tuoitre.vn/co-may-say-nhung-van-nho-mui-nang-nho-san-phoi-do-20260517221311544.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
مسابقه سنتی کوبیدن برنج در جشنواره فرهنگی.

مسابقه سنتی کوبیدن برنج در جشنواره فرهنگی.

شادی از چیزهای ساده به دست می‌آید.

شادی از چیزهای ساده به دست می‌آید.

مناظر فصل برداشت

مناظر فصل برداشت