Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تا زمانی که مادرم زنده است، سال نو قمری ادامه خواهد داشت.

خاطرات، مانند هیولایی که به خواب زمستانی رفته باشد، ناگهان با هوسی بیدار شدند. آنها هجوم آوردند، مرا از نور سرد دور کردند و به آشپزخانه‌ی تاریک و زغالی مادرم، سی سال پیش، پرتاب کردند.

Báo Thanh HóaBáo Thanh Hóa15/02/2026

تا زمانی که مادرم زنده است، سال نو قمری ادامه خواهد داشت.

تصویرسازی: BH

برای من، تت (سال نو ویتنامی) هیچ‌وقت با صفحه قرمز تقویم شروع نشده است. تت از بینی شروع می‌شود.

این بوی تندِ تولد دوباره است. من آن بعدازظهرهای شب سال نو را در زادگاهم به یاد می‌آورم، سرمای گزنده‌ای که با رایحه‌ای قدرتمند فروکش می‌کرد: عطر برگ‌های خشک گشنیز.

این بوی عطر تصفیه‌شده در بطری‌های شیشه‌ای گران‌قیمت نبود. این بوی تند، تند و خاکی گشنیزی بود که شکوفه داده، میوه داده و ساقه‌هایش به رنگ ارغوانی تیره درآمده بود. مادرم - "رهبر" آشپزخانه - مشتی از آن برگ‌های گشنیز رسیده را در قابلمه آب جوش انداخت. همین‌طور که بخار بالا می‌آمد، انگار تمام فضا تمیز شده بود.

احساس نشستن در یک لگن آلومینیومی کج و معوج را به یاد دارم، در حالی که مادرم با ملاقه آب قهوه‌ای براق را روی من می‌ریخت. عطر گیاهان خشک شده مشامم را پر کرده بود، از هر منفذی نفوذ می‌کرد و گرد و غبار، بدبختی و خراش‌های یک سال طولانی و طاقت‌فرسا را ​​می‌شست. بو آنقدر خالص بود که احساس می‌کردم دوباره متولد شده‌ام، به عنوان فردی متفاوت از آب بیرون آمده‌ام، معطر و مقدس، آماده برای پذیرش آغازهای جدید.

در میان رایحه‌های بی‌شمار تت (سال نو ویتنامی)، عطر گیاهان خشک، حس عمیقی از آرامش را برمی‌انگیزد. این عطر به طرز عجیبی دل‌انگیز است. این عطر، رایحه‌ای روستایی و روستایی است، اما به اندازه کافی قدرتمند است که بهار را با عشق به درون خود بکشاند. این عطر، آرزوهای ناب و معطر مادران را برای فرزندان خردسالشان برای سال نو تداعی می‌کند. همچنین در پایان هر سال، خاطرات تلخ و تکان‌دهنده‌ای را زنده می‌کند، خاطرات بزرگسالی، خاطرات عبور از طوفان‌های زندگی؛ عطر گیاهان خشک، تصاویر قدیمی و دردناک را در قلب زنده می‌کند.

و بعد از بوی پیری، بوی «سوخته»ی تجدید دیدار خانواده را به یاد می‌آورم.

دارم درباره بوی تند و زننده دود، بوی هیزم سوخته، سبوس برنج و پوست بادام زمینی زغال شده صحبت می‌کنم... در طول شب‌هایی که صرف تماشای دیگ کیک برنجی چسبناک می‌شدیم، دود آشپزخانه فقط به آسمان نمی‌رفت؛ همه چیز را «آلوده» می‌کرد. به دیوارهای خشن و دوده گرفته، به موهای ژولیده مادربزرگم، به ژاکت نخی کهنه پدرم چسبیده بود. این نوع «عطر» عجیبی بود که هیچ برند مشهوری هرگز نمی‌توانست آن را خلق کند.

آن بوی دودی، آمیخته با عطر برنج چسبناک تازه پخته شده و برگ‌های موز آب‌پز، طعمی کاملاً امن و آرامش‌بخش ایجاد می‌کرد. یادم می‌آید که از درس خواندن در مکانی دور به خانه برمی‌گشتم، از اتوبوس پیاده می‌شدم، باد به صورتم می‌وزید و بوی دود مزارع در حال سوختن یا آتش عصرگاهی آشپزخانه را با خود می‌آورد و اشک در چشمانم حلقه می‌زد. بوی دود، بوی «بازگشت به خانه» بود. بوی دود نشان می‌داد که در آن خانه کوچک، آتش هنوز روشن است و کسی هنوز منتظر شام من است.

من به وضوح عطر خوش و غنی غذای خوک پخته شده‌ای را که مادربزرگم تمام شب روی آتش می‌پخت، به یاد دارم. سس ماهی خوشمزه، مخلوط با آب نارگیل تازه، که روی زغال‌های سوزان می‌جوشید، عطری فوق‌العاده اعتیادآور ایجاد می‌کرد. آن عطر از کابینت آشپزخانه تا انتهای کوچه نفوذ می‌کرد، به طوری که کودکی دور از خانه، به محض پیاده شدن از اتوبوس، احساس می‌کرد معده‌اش به قار و قور می‌کند و چشمانی اشکبار دارد: "من به خانه رسیده‌ام!"

امروزه، اجاق گازهای رومیزی و القایی کاملاً تمیز هستند. زودپزها می‌توانند گوشت را در عرض ۱۵ دقیقه نرم کنند. این کار راحت و سریع است، اما عطر گرم و دودی، بوی صبر و زمانی که در غذا باقی می‌ماند، از بین رفته است. ما آشپزخانه‌هایی داریم که کاملاً تمیز، اما سرد و استریل هستند.

بعد بوی تند لاستیک صندل‌های نو، بوی سفت و نشاسته‌ای تنها لباسی که مادرم آن سال برایم خریده بود، به مشام می‌رسید. برای کودکان در دوران یارانه یا در مناطق فقیر روستایی، این «بوی ثروت» بود، بوی رویاهایی که به حقیقت پیوسته بودند. یادم می‌آید که تمام شب آن صندل‌های پلاستیکی را بو می‌کردم، از ترس اینکه کهنه شوند، فقط صبح روز اول تت جرات کردم با احتیاط آنها را بپوشم.

اما اوج آن سمفونی عطرها، تأثیرگذارترین نتی که اشک به چشمانم آورد، عطر مادرم بود.

آیا تا به حال واقعاً در طول تت (سال نو ویتنامی) مادرتان را «بو» کرده‌اید؟ این پیچیده‌ترین ترکیب بوها در جهان است. این بو شامل موارد زیر است: بوی تند عرق بعد از روزهای شلوغ بازار؛ بوی ماهی، عطر غنی گوشت خوک پخته شده، عطر تند موسیر ترش و شیرین ترشی؛ عطر ماندگار دود عود از محراب اجدادی؛ و حتی عطر ضعیف دانه‌های فوفل و برگ‌ها... همه این چیزها با لباس پارچه‌ای رنگ و رو رفته مادرتان که در گرمای بدنش جا گرفته است، در هم می‌آمیزند و آن «عطر تت» منحصر به فرد را ایجاد می‌کنند.

قدیم‌ها، سرم را در آغوش مادرم فرو می‌بردم، آن بوی تند و قوی را استنشاق می‌کردم و احساس آرامش عجیبی می‌کردم. بوی فداکاری خاموش. مادرم تمام سختی‌ها، دود و چربی را در ازای یک زندگی پاک و سیر برای شوهر و فرزندانش به جان می‌خرید.

می‌ترسم. واقعاً می‌ترسم که روزی عید تت فرا برسد، شکوفه‌های هلو همچنان شکوفا شوند، اما من دیگر آن عطر مست‌کننده را پیدا نکنم. می‌ترسم که لباس‌های نو، که بوی تند نرم‌کننده‌ی پارچه‌ی صنعتی می‌دهند، جای لباس‌های دودی مادرم را بگیرند. می‌ترسم که بوی رنگ تازه، لباس‌های کهنه و فرسوده‌ی آهکی را بپوشاند. می‌ترسم که راحتی، واضح‌ترین خاطرات را «تبخیر» کند.

با عجله به خیابان دویدم و یک تاکسی گرفتم تا به شهر خودم برگردم.

چرا به خانه بروم؟ فقط برای اینکه به حیاط خلوت بدوم، مشتی برگ گشنیز بچینم، آتش کوچکی روشن کنم، حتی اگر فقط برای جوشاندن یک قوری چای باشد. برای اینکه دوباره دود چشمانم را بسوزاند. برای اینکه مادرم را در آغوش بگیرم، برای اینکه نفس عمیقی از آن عرق شور مخلوط با عطر گرم عود بکشم. برای اینکه احساس کنم هنوز جایی برای بازگشت دارم. برای اینکه احساس کنم تت (سال نو ویتنامی) هنوز "معطر" است و من هنوز کودکی هستم که در آن پیله گرم خاطرات پیچیده شده است.

تا زمانی که عطر باقی است، مادر نیز هست. و تا زمانی که مادر زنده است، تت (سال نو ویتنامی) نیز زنده است.

مقالات لونگ دین خوآ

منبع: https://baothanhhoa.vn/con-me-la-con-tet-277191.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
چهار نسل، یک بازی شطرنج دونگ سون، طنین‌انداز صداهای تاریخ.

چهار نسل، یک بازی شطرنج دونگ سون، طنین‌انداز صداهای تاریخ.

کون

کون

به سوی استقلال

به سوی استقلال