.jpeg)
جیرجیرکها در میان شکوفههای قرمز و پرجنبوجوش درختان شعله شروع به جیکجیک کرده بودند. صبح یکشنبه، زیر سایه درخت تمر هندی قدیمی، گفتگوی نام، لان و هونگ - همسایههای نزدیک در مجتمع آپارتمانی قدیمی - حول احساسات مشترک والدین میچرخید، زمانی که زنگ مدرسه برای پایان دادن به تابستان فرزندانشان به صدا درآمد.
لان فنجان چایش را زمین گذاشت و آهی آرام کشید.
- فقط چند هفته دیگر، بچههای من، آقای نام و آقای هونگ، تعطیلات تابستانی خود را شروع میکنند. هیجانانگیز است، اما راستش را بخواهید، بیشتر نگرانم. من و همسرم تمام روز کار میکنیم و با گذاشتن دو بچه در خانه، میترسم که آنها تمام مدت به تلفنها و تلویزیونهایشان چسبیده باشند. اما اگر اجازه ندهیم از آنها استفاده کنند، نگرانم که دچار مشکل شوند، به پریز برق یا اجاق گاز دست بزنند که خطرناک خواهد بود.
نام با تاسف سر تکان داد:
- در خانواده من هم همینطور است. بعد از یک سال درس خواندن سخت، میخواهیم فرزندانمان در طول تابستان کاملاً استراحت کنند. اما مرز بین "استراحت" و "گم شدن در دنیای مجازی" بسیار باریک است. من به فکر پیدا کردن چند کلاس فوق برنامه برای فرزندم هستم، اما در عین حال مردد هستم، میترسم که این کار آنها را مانند ترم سوم مدرسه تحت فشار قرار دهد.
عمو هونگ که ساکت گوش میداد، به آرامی جرعهای از چای خود را نوشید و سپس با آرامش گفت:
- نگرانیهای شما بجاست. اما به نظر من تابستان لزوماً نباید به سفرهای طولانی یا کلاسهای گرانقیمت مهارتهای زندگی ختم شود. چیزی که بچهها بیش از همه به آن نیاز دارند، احساس «بزرگ شدن» از طریق تجربیات زندگی واقعی است.
لان کنجکاو بود:
- میشه دقیقتر بگید، آقا؟ شما تجربه زیادی در بزرگ کردن دو پسرتون و رسیدن به این موفقیت داشتید، حتماً یه رازی دارید!
عمو هونگ با مهربانی لبخند زد:
- واقعاً هیچ رازی وجود ندارد. من فکر میکنم که در تابستان، بچهها زیاد در خانه تنها هستند و خطرات ناشی از برق، آب و آتش واقعی است. به جای اینکه فقط چیزها را ممنوع کنید، باید یک شب را با فرزندتان به "بازرسی" خانه بگذرانید. به آنها نشان دهید که پریزهای برق خطرناک کجا هستند، چگونه اجاق گاز را خاموش کنند و از همه مهمتر، به آنها بگویید که در را به روی غریبهها باز نکنند. ما به کودکان مهارتهای محافظت از خود را آموزش میدهیم، به جای اینکه فقط لیستی از کارهایی را که "نباید انجام دهند" ارائه دهیم.
آقای نام با تکان دادن سر موافقت خود را اعلام کرد.
- درسته که من بیشتر تمایل دارم دستور بدم تا دستورالعمل. و بعدش مسئله غرق شدن هست، قربان. های فونگ شبکه متراکمی از رودخانهها و کانالها داره که توسط دریا احاطه شده، و هر ساله اخبار مربوط به حوادث غرق شدن رو گزارش میکنه، که واقعاً دلخراشه.
عمو هونگ ادامه داد: «در مورد شنا، من صادقانه به شما توصیه میکنم که اولویت را به فرستادن فرزندانتان به کلاسهای شنای مناسب در استخرهایی با حضور نجات غریق بدهید. فقط به آنها شنا یاد ندهید، بلکه به آنها یاد دهید که چگونه آبهای عمیق، جریانهای شکافنده و نحوه واکنش در هنگام بروز مشکل برای یکی از دوستانتان را تشخیص دهند. این همان چیزی است که ایمنی پایدار را تضمین میکند.»
وقتی خانم لان پرسید که چگونه میتوان تابستانی پربار و بدون استرس برای کودکان فراهم کرد، گفتگو پرشورتر شد. او گفت که از احتمال شرکت فرزندش در کلاسهای فوق برنامه از صبح تا شب، حتی در گرمترین روزهای تابستان، وحشت دارد.
آقای نام به اشتراک گذاشت:
- برنامه من این است که هر هفته یک شب را به «بدون وسایل الکترونیکی» اختصاص دهم. تمام خانواده میتوانند با هم کتاب بخوانند، یا به سادگی در باغهای گل مرکز شهر قدم بزنند. من همچنین نوهام را به تازگی در کلاس بسکتبال در فرهنگسرای کودکان ثبتنام کردهام. او عاشق این کلاس است زیرا ورزش میکند، عرق میکند و دوستان جدیدی پیدا میکند.
عمو هونگ ستایش کرد:
- این ایده خیلی خوبیه، نام. در واقع، یک تابستان پربار گاهی اوقات فقط به این معنی است که به فرزندتان اجازه دهید برنج بپزد، جورابهایش را بشوید، یا به سادگی با والدینش به بازار برود تا سبزیجات تازه انتخاب کند. این مهارتهای کوچک زندگی در واقع داراییهای مهمی برای فرزندتان در آینده هستند. آنها را مجبور به درس خواندن زیاد نکنید؛ بگذارید وقت داشته باشند که "حوصلهشان سر برود". در همین اوقات فراغت است که آنها شروع به کاوش، خلق یا کشف سرگرمیهای جدید میکنند.
لان لبخندی زد:
- شنیدن این حرف شما باعث شده احساس خیلی بهتری داشته باشم. معلوم شد که من اوضاع را برای خودم و فرزندم سخت کردهام. تابستان امسال، سعی میکنم به فرزندم اجازه دهم برنامه خودش را تنظیم کند، البته با راهنمایی هر دو والدین.
داستان صبح یکشنبه سه همسایه با لحنی ملایم و سرشار از درک متقابل به پایان رسید. برای اینکه بچهها تابستانی پربار داشته باشند، نیازی به معجزات دور از ذهن نیست؛ بلکه با آمادگی دقیق، اعتماد و همراهی واقعی والدینشان آغاز میشود.
پنجشنبه آویزانمنبع: https://baohaiphong.vn/de-tre-co-mua-he-an-toan-543116.html







نظر (0)