آقای لو هوانگ تام (ساکن دهکده کای کئو، بخش کواچ فام) در سن ۴۶ سالگی، زمانی که هنوز باید نان‌آور خانواده‌اش باشد، دو سال پیش با یک سکته مغزی ناگهانی مواجه شد و با یک تراژدی بی‌رحمانه روبرو شد. این حادثه نه تنها سلامتی و توانایی کار او را از او گرفت، بلکه خانواده‌اش را نیز در شرایط بسیار سختی قرار داد.

هر روز، آقا و خانم لو هوانگ تام برای امرار معاش، بلیط بخت‌آزمایی در اطراف بازار کای کئو می‌فروشند.

آقای تام و همسرش در خانواده‌ای فقیر، بدون زمین برای کشاورزی و شغل ثابت، به دنیا آمدند. آنها زادگاه خود را برای کار در بین دونگ (شهر هوشی مین فعلی) ترک کردند، به امید اینکه زندگی خود را بهبود بخشند. با این حال، در بحبوحه مبارزه برای بقا در سرزمینی بیگانه، آقای تام به طور غیرمنتظره‌ای بیمار شد. پس از سکته مغزی از یک مرد سالم، او دیگر قادر به کار نبود و تمام فعالیت‌های روزانه‌اش به همسر و فرزندانش وابسته بود.

آقای تم با یادآوری آن دوران، نتوانست احساساتش را پنهان کند. چیزی که بیش از همه او را رنج می‌داد، بیماری‌اش نبود، بلکه احساس درماندگی ناشی از تماشای رنج همسرش بود که به تنهایی بار خانواده را به دوش می‌کشید.