Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بزرگترین حسرت من این است که برای عید تت (سال نو قمری) به زادگاه همسرم برگشتم.

Báo Gia đình và Xã hộiBáo Gia đình và Xã hội09/02/2025

یک مهمانی تجدید دیدار تبدیل به یک روز خداحافظی شد.


داماد، همسرش را در روز دوم عید تت (سال نو قمری) به خاطر حرفی که موقع غذا خوردن زده شد، به هتل برد.

طبق گزارش 163.com ، این حادثه که توسط خود داماد در Douyin (شبیه TikTok در ویتنام) منتشر شده، در رسانه‌های اجتماعی چین سر و صدای زیادی به پا کرده است. طبق این پست، در دومین روز از سال نو قمری، او همسرش را برای جشن گرفتن تعطیلات به خانه والدینش در جینان، شاندونگ، رساند. پس از آن، همه قبل از نشستن برای صرف غذا با هم، در پخت و پز و چیدن غذا روی میز و زیراندازها کمک کردند.

با این حال، این داماد پشت میز بچه‌ها نشسته بود. میز مخصوص بچه‌های خانواده بود، با غذاهای مشابه اما به جای شراب یا آبجو از نوشابه استفاده می‌کردند. شیائو ژانگ گفت که او همچنان نشسته و به طور معمول غذا می‌خورد، اگرچه خوشحال نبود، اما خیلی جدی نمی‌گرفت زیرا از نوشیدن الکل خوشش نمی‌آمد و از آنجایی که رانندگی می‌کرد، این موضوع قابل درک بود.

1 câu nói trong bữa cơm khiến con rể bỏ ra khách sạn, tuyên bố: Hối hận nhất là về quê vợ ăn Tết- Ảnh 1.

اگرچه شیائو ژانگ داماد بود، اما او پشت میزی مخصوص کودکان نشسته بود.

شیائو ژانگ اضافه کرد: «در محل ما، میز بچه‌ها جای خوبی برای نشستن نیست. فقط غریبه‌هایی که بلد نیستند الکل بنوشند یا غریبه‌هایی که خیلی با آنها صمیمی نیستیم آنجا می‌نشینند. راستش را بخواهید، آن موقع کمی احساس ناراحتی کردم، اما فکر کردم سال نوی قمری است، بنابراین سعی کردم تحملش کنم.»

همه چیز به طور عادی پیش می‌رفت تا اینکه عمویی از طرف همسرش سر هر میز می‌رفت و به سلامتی‌اش می‌نوشید. وقتی به میز بچه‌ها رسید، شیائو ژانگ، طبق عادت و ادب، لیوانش را بالا برد و قصد داشت به سلامتی عمویش بنوشد. شیائو ژانگ به یاد می‌آورد: «در آن لحظه، خیلی خوشحال شدم، فکر کردم بالاخره یک بزرگتر پیدا شده که به من اهمیت می‌دهد.»

با این حال، رفتار و سخنان این عمو بیشترین توجه را به خود جلب کرد. شیائو ژانگ گفت که کاملاً شوکه و خشمگین شده است، تا جایی که نمی‌تواند رفتار عمویش را که نماینده تمام خانواده همسرش بود، تحمل کند.

مرد مسن جلوی همه ایستاد و فریاد زد: «هر کسی که با تو بنوشد، از تو بیزارم!» به محض اینکه حرفش تمام شد، خنده‌های بلند و نوشیدن ناگهان فروکش کرد؛ به نظر می‌رسید همه از حرف‌هایش مبهوت شده‌اند. شیائو ژانگ به یاد می‌آورد و می‌گوید: «در آن لحظه، ذهنم خالی شد و دستم که لیوان شراب را گرفته بود، لرزید. چطور یک فرد مسن می‌توانست چنین چیزی بگوید؟ من چه کار اشتباهی کرده بودم؟»

در آن لحظه، پدرزن شیائو ژانگ فوراً بلند شد، او را بیرون کشید و فریاد زد: «اینجا چه کار می‌کنی؟» او اصلاً از دامادش دفاع نکرد و همه به خوردن و پچ‌پچ کردن ادامه دادند.

شیائو ژانگ اضافه کرد: «در آن زمان، احساس می‌کردم یک دلقک هستم. خودم را داماد می‌دانستم، حتی می‌خواستم داماد خوبی باشم، بنابراین از مسافت طولانی که از شهر تا این حومه دورافتاده رانندگی می‌کردم تا به والدین همسرم سر بزنم، ناراحت نمی‌شدم، با این حال آنها با من اینطور رفتار می‌کردند.»

شیائو ژانگ گفت که ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شده تا وسایلش را جمع کند و ساعت ۶ صبح راه افتاده است. او به مدت ۴ ساعت مداوم رانندگی کرده و مسافت ۳۰۰ کیلومتری را طی کرده تا صبح زود به خانه والدین همسرش برسد.

او به سرعت خونسردی خود را بازیافت، همسرش را بیرون کشید، چمدان‌هایشان را برداشت و گفت که دارند می‌روند. آنها به هتلی در همان نزدیکی رفتند، اتاقی برای خواب اجاره کردند، به جای اینکه فوراً به شهر برگردند چون سفر بسیار طولانی بود.

او تعریف کرد: «در تختی غریبه دراز کشیده بودم، غلت می‌زدم و نمی‌تونستم بخوابم. حالا، روز دوم عید تت، خانه مادرشوهرم نزدیک است، اما تنها چیزی که می‌توانیم بخوریم رشته فرنگی فوری در هتل است. همسرم چیزی نمی‌گوید؛ او در خانه خودش حق اظهار نظر ندارد.»

پدرزن، اقوام را به هتل آورد تا از دامادش عذرخواهی کنند، اما فایده‌ای نداشت.

خبر مشاجره بین شیائو ژانگ و همسرش و نیاز آنها به اقامت در هتل در دومین روز سال نو قمری، به سرعت در سراسر محله پخش شد. چند روز بعد، پدرزنش برای عذرخواهی به هتل رفت و گفت که همه چیز یک سوءتفاهم بوده و امیدوار بود شیائو ژانگ و همسرش او را ببخشند.

شیائو ژانگ گفت: «سوءتفاهم؟ خنده تلخی کردم. جمعیت زیادی آنجا بودند. همه به وضوح شنیدند که او چه گفت: «من به تو به دیده تحقیر نگاه می‌کنم» و حالا همه می‌گویند که این یک سوءتفاهم است.» او اظهار داشت که هیچ عذرخواهی یا توضیحی را نمی‌پذیرد و مصمم است که دیگر برنگردد.

1 câu nói trong bữa cơm khiến con rể bỏ ra khách sạn, tuyên bố: Hối hận nhất là về quê vợ ăn Tết- Ảnh 2.

شیائو ژانگ گفت که احساس می‌کند به او بی‌احترامی شده است.

شیائو ژانگ با قاطعیت گفت: «ترجیح می‌دهم در یک اتاق سرد هتل بمانم و نودل فوری بخورم تا اینکه آنجا با افرادی باشم که به من نگاه تحقیرآمیز دارند.» او اظهار داشت که تصمیم گرفته دیگر هرگز به خانه والدین همسرش نرود. این حادثه او را عمیقاً ناامید کرده بود.

او گفت که نمی‌تواند همسرش را هم طلاق دهد، چون او تقصیری نداشته و علاوه بر این، آنها یک فرزند خردسال هم دارند.

این ماجرا، پس از انتشار در شبکه‌های اجتماعی، به سرعت به کانون بحث کاربران اینترنتی تبدیل شد. اکثریت در دفاع از داماد صحبت کردند و استدلال کردند که والدین همسرش به او بی‌احترامی کرده‌اند، از جمله اینکه او را مجبور کرده‌اند سر میز کودکان بنشیند.

یکی از کاربران اینترنتی نوشت: «وقتی به خانه پدرزنم می‌روم، هرگز الکل نمی‌نوشم چون نمی‌توانم تحمل کنم و باید رانندگی کنم، اما همیشه با عموها و پسرعموها سر میز می‌نشینم. مهم این نیست که چه می‌خوری، بلکه مهم این است که چطور رفتار می‌کنی.» بسیاری دیگر نیز نظرات متناقضی در مورد رفتار والدین و همسر ابراز کردند و از دفاع از داماد و شوهر خودداری کردند.

با این حال، بسیاری نیز معتقدند که داماد باید آرامش خود را حفظ کند و برای جلوگیری از درگیری، اوضاع را دوباره بررسی کند.

یکی از کاربران اینترنتی نوشت: «واقعاً ناراحت‌کننده است که با دامادم این‌طور رفتار می‌شود. دخترم در این میان و در شرایط بسیار سختی گیر افتاده است. از یک طرف، او از اینکه شوهرش به ناحق متهم شده، متاسف است و می‌خواهد حرف منصفانه‌ای به او بزند؛ از طرف دیگر، نمی‌تواند کاملاً طرف شوهرش را بگیرد زیرا آنها والدین بیولوژیکی او هستند. او باید احساسات شوهرش را در نظر بگیرد و در عین حال والدینش را نرنجاند، که واقعاً یک معضل است. مهم نیست چه کار کنید، این احتمال وجود دارد که یکی از دو طرف ناراضی باشد.»



منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/1-cau-noi-trong-bua-com-khien-con-re-bo-ra-khach-san-tuyen-bo-hoi-han-nhat-la-ve-que-vo-an-tet-172250208220849726.htm

برچسب: داماد

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
هشتادمین روز ملی

هشتادمین روز ملی

غروب خورشید

غروب خورشید

کافه بن می

کافه بن می