تونگ از دونگ التماس کرد که فرصتی برای اصلاح اشتباهاتش به او بدهد.
در قسمت ۱۳ سریال «ما هشت سال بعد» که در ۴ دسامبر پخش شد، پس از آنکه آقای کوانگ (هنرمند مردمی ترونگ آن) به دیدار والدین دونگ در زادگاهش رفت و نگرانی خود را از اینکه ممکن است اطرافیانش از او سوءاستفاده کنند ابراز کرد، دونگ (هوانگ ها) به طور غیرمنتظرهای ظاهر شد و اعلام کرد که تمام توجه آقای کوانگ را رد میکند. دونگ در مقابل والدینش حرفهای تندی به آقای کوانگ زد که باعث شد او ناامید آنجا را ترک کند.
دونگ اعلام کرد که تمام توجه کوانگ را رد کرده است، که این موضوع او را بسیار ناامید کرد.
پدر لوک (هنرمند شایسته، دوک خوئه) با دیدن دونگ در شرایط دشوار، با او ملاقات کرد و چیزهایی را برایش توضیح داد. به گفته او، همه چیز در زندگی باید هم از نظر منطقی و هم از نظر احساسی در نظر گرفته شود. از نظر منطقی، از آنجایی که آقای کوانگ دونگ و مادرش را رها کرده بود، رد کردن او توسط دونگ منصفانه بود. اما از نظر احساسی، تشخیص درست و غلط دشوار است. پدر لوک همچنین امیدوار بود که دونگ با احترام و توجه با والدینش رفتار کند.
در اتفاقی دیگر، تونگ (تران نگیا) ترتیب ملاقات با دونگ را میدهد تا با او صحبت کند و امیدوار است دونگ به او کمک کند تا در مورد خیانتش به نگویت سکوت کند. تونگ میگوید از آبروریزی نمیترسد، فقط از این میترسد که باعث رنجش و ناامیدی نگویت شود.
تونگ سعی کرد دونگ را متقاعد کند که این راز را پیش خود نگه دارد تا او بتواند به دوست داشتن نگویت ادامه دهد: «من واقعاً عاشق نگویت هستم. در مورد او جدی هستم. میخواهم کاملاً به او وفادار باشم. قول میدهم تغییر کنم تا شایستهتر از او باشم.» دونگ که با رفتار تونگ مواجه شده بود، تصمیم گرفت این بار به او اعتماد کند. دونگ همچنین به تونگ گفت که امیدوار است امروز از تصمیمش پشیمان نشود.
تونگ از دونگ التماس کرد که فرصتی برای جبران به او بدهد، چون نمیخواست معلم نگویت را ناامید کند.
فاجعهای خانواده لام را فرا گرفت.
لام (کوک آن) تصمیم میگیرد شغل قدیمیاش را رها کند و برای شغل جدیدی اقدام کند. با این حال، فاجعهای برای خانوادهاش رخ میدهد. معلوم میشود تمام پولی که برادر و خواهر همسرش با رهن خانهشان سرمایهگذاری کردهاند، با کلاهبرداری دزدیده شده است. این بدان معناست که نه تنها خانواده برادر لام، بلکه والدین لام نیز بیخانمان خواهند شد.
نه تنها این، بلکه طلبکاران حتی به خانه لام آمدند، او را تهدید کردند و از او خواستند که بدهی برادرش را بپردازد. در غیر این صورت، آنها مستقیماً با والدین لام صحبت خواهند کرد. لام که چاره دیگری نداشت، مجبور شد تا پایان هفته مهلت بخواهد تا خانه والدینش را بفروشد و پول لازم برای پرداخت بدهی را تهیه کند.
دونگ که ناخواسته شاهد فاجعهای بود که بر سر خانوادهی دوست پسرش آمده بود، دلشکسته و درمانده بود، زیرا نمیتوانست به لام کمک کند. تنها کاری که از دستش بر میآمد این بود که لام را در آغوش بگیرد تا او را آرام کند.
لام، دونگ را رها کرد تا با آقای کوانگ معامله کند.
آقای کوانگ گفت اگر لام از دونگ دست بکشد، به او کمک میکند تا بدهیهایش را بپردازد.
نقد قسمت ۱۴ سریال «ما هشت سال بعد» نشان میدهد که اوضاع برای دونگ وقتی خراب میشود که میفهمد تم استاد فریب و دستکاری روانی است. در این مرحله، دونگ ناگهان متوجه میشود که هر چه آقای کوانگ گفته درست بوده است.
با توجه به اینکه خانواده لام دچار مشکل شده و برای حل آن به پول زیادی نیاز دارند، جلسهای بین آقای کوانگ و لام برگزار شد. آقای کوانگ با پیشنهاد فوری کمک به لام، خانه لام را با قیمتی گزاف خریداری کرد. و شرطی که او تعیین کرد به همان سادگی قبل بود.
آیا لام شرایط آقای کوانگ را برای نجات خانوادهاش میپذیرد؟ آیا پس از همه این اتفاقات، دونگ قلبش را به روی آقای کوانگ باز میکند و او را به عنوان پدر بیولوژیکی خود میپذیرد؟ پاسخها در قسمت ۱۴ برنامه «ما از ۸ سال بعد» که امشب (۵ دسامبر) پخش میشود، آشکار خواهد شد.
نقد و بررسی سریال ما، هشت سال بعد، قسمت ۱۴
منبع








نظر (0)