Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بی سر و صدا بذر زندگی را می کارد.

نگوین تی توی نه تنها به دنبال مکان‌هایی است که نوزادان نگون بخت در آنجا دفن شده‌اند، بلکه نوزادان رها شده را نیز می‌پذیرد. برخی این اقدامات را "غیرمعمول" می‌دانند، اما برای او، این کار به معنای کاشتن بذر زندگی است...

Báo Thanh niênBáo Thanh niên18/09/2025

ستونی برای حمایت از افراد کم‌بضاعت.

در یکی از روزهای پایانی ماه اوت، به خانه خانم نگوین تی توی (متولد ۱۹۷۷) در دهکده تاچ سون ۷، بخش آنه سون ( استان نگ آن ) رفتم. خانم توی و دو فرزندش در خانه کوچک و یک طبقه‌اش، وسایل و کتاب‌هایشان را برای سال تحصیلی جدید آماده می‌کردند. با کنجکاوی پرسیدم: «شوهرت کجاست؟ چرا تو و بچه‌ها این‌طور تنها در خانه هستید؟» او مکث کرد، انگار می‌ترسید بچه‌ها اگر حرف‌هایم را بشنوند، ناراحت شوند، بنابراین من را به حیاط برد تا چیزی بنوشم و گپی بزنیم.

توی با ناراحتی گفت: «من ازدواج نکردم و با بزرگ شدنم، پدر و مادرم پیر و ضعیف شدند، بنابراین تصمیم گرفتم مجرد بمانم تا از آنها مراقبت کنم. این دو کودک از بدو تولد رها شدند. خیلی غم‌انگیز است؛ هر دو همسن هستند و من از نوزادی آنها را بزرگ کرده‌ام. حالا که به گذشته فکر می‌کنم، ۱۳ سال گذشته است.»

دو کودک با دیدن مادرشان که نشسته بود و با مهمانان گپ می‌زد، بیرون دویدند، پچ‌پچ می‌کردند و اجازه می‌خواستند که بیل‌هایشان را برای وجین علف‌های هرز به شالیزارها ببرند. خانم توی با افتخار گفت: «ببینید آقا، آنها تازه کلاس هشتم را شروع کرده‌اند، اما خیلی خوش‌رفتار هستند. همه آنها باانگیزه و مطیع هستند. مطمئنم که جایگاه خود را می‌دانند و مادرشان را خیلی دوست دارند.»

کاشتن بذر زندگی در سکوت - عکس ۱.

خانم توی و دو فرزندش کتاب‌ها و لوازم مدرسه خود را برای سال تحصیلی جدید آماده می‌کنند - عکس: ارائه شده توسط نویسنده

او با نگاهی به فرزندانش تعریف کرد: «در سال ۲۰۱۲، دختری از اهالی تان چونگ به نام نگ آن را ملاقات کردم که در ۲۰ هفتگی برای سقط جنین آماده می‌شد. پس از اصرار زیاد، بالاخره او را به خانه بردم تا از او مراقبت کنم. در نتیجه، یک نوزاد دختر سالم به دنیا آمد و شادی را برای همه به ارمغان آورد. به نظر می‌رسید که شادی به نوزاد خواهد آمد، اما بیش از ۱۰ روز بعد، مادر جوان بدون هیچ ردی ناپدید شد و دخترش را پیش خانم توی گذاشت. او نام دختر را نگوین تی هوآی توی گذاشت.»

انگار تقدیر چنین بود که دو ماه بعد، خانم توی دختری را از تقریباً صد کیلومتر دورتر به خانه آورد. دختر دانشجویی بود که باردار شده بود. او که نمی‌توانست انتقاد دیگران را تحمل کند، تصمیم به سقط جنین گرفت. خانم توی که برای آن دختر جوان و ساده‌لوح متاسف بود، هر روز او را دنبال می‌کرد و سعی می‌کرد او را متقاعد کند که بچه را نگه دارد و می‌گفت: «بچه بی‌گناه است؛ این هم یک زندگی است.»

توی به یاد می‌آورد: «با شنیدن خبر، صدها کیلومتر با موتورسیکلت به سمت خانه‌اش رفتم تا او را پیدا کنم. هر جا که می‌رفت، دنبالش می‌رفتم، از ترس اینکه مبادا کاری عجولانه انجام دهد و فرزندش را رها کند، که برای نوزاد دلخراش خواهد بود. بالاخره او را متقاعد کردم که به خانه‌ام بیاید، اولاً برای جلوگیری از شایعات آشنایان و ثانیاً برای اینکه بتوانم به راحتی به او مشاوره بدهم.»

اما پس از به دنیا آوردن پسر بچه، زن بچه را جا گذاشت و بدون هیچ ردی ناپدید شد. او به تنهایی مجبور شد در مزارع کار کند، از والدین پیرش مراقبت کند و دو فرزندش را بزرگ کند. او نام نوه‌اش را نگوین تران آن گذاشت. زندگی سخت بود، اما تماشای بزرگ شدن فرزندانش او را شاد می‌کرد.

کاشتن بذر زندگی در سکوت - عکس ۲.

هوآی تو و تران آن، که از نوزادی توسط خواهرخوانده‌شان بزرگ شده‌اند، اکنون در کلاس هشتم هستند - عکس: ارائه شده توسط نویسنده

خانم توی تعریف کرد که با وجود مشغله زیادش، هر وقت می‌شنید کسی قصد سقط جنین دارد، چه بارانی و چه آفتابی، چه روز و چه شب، با عجله به محل می‌رفت تا آنها را متقاعد کند. خانم توی با لبخندی حاکی از رضایت گفت: «یادم می‌آید یک بار دختری از روستایی در ۳۰ کیلومتری آنجا پسری باردار شد و قصد سقط جنین و سپس پریدن از روی پل برای خودکشی را داشت. وحشت‌زده به آنجا رفتم تا او را تشویق و نصیحت کنم. با نادیده گرفتن مخالفت همه، هر روز در خانه‌اش می‌ماندم و هر جا که می‌رفت دنبالش می‌رفتم. و بالاخره، آنها به درک متقابل رسیدند و بعداً با هم کنار آمدند و با خوشحالی زندگی کردند.»

حتی الان هم یادش نمی‌آید به چند نفر کمک کرده که به سقط جنین فکر می‌کردند. برای او، کمک کردن به دیگران بیشترین آرامش خاطر را برایش به ارمغان می‌آورد، اما دفعاتی که تلاش‌هایش برای منصرف کردن آنها بی‌نتیجه می‌ماند، احساس گناه و عذاب وجدان به او دست می‌دهد...

بچه‌ها در زندگی پس از مرگ کمی آرامش پیدا می‌کنند.

من متفکرانه نشسته بودم و این زن تقریباً ۵۰ ساله اما با چهره‌ای مهربان و خیرخواه را تحسین می‌کردم که صدایی از بیرون دروازه آمد. خانم توی توضیح داد: «این دوست من است، خانم تونگ! امروز روز اول ماه است، ما به گورستان می‌رویم تا برای کوچولوها عود روشن کنیم.» معلوم شد که «کوچولوهایی» که او به آنها اشاره می‌کرد، تقریباً ۶۰۰ نوزاد نگون‌بختی بودند که او برای دفن به اینجا آورده بود.

او در این مورد گفت که این موضوع به سرنوشت نیز مربوط می‌شود. حدود ۱۶ سال پیش، هنگام بازدید از مکان‌های مختلف، نوزادان بدشانسی را دید که رها شده بودند، که بسیار دلخراش بود. او که نمی‌توانست تحمل کند، آنها را به خانه آورد تا دفن کند. او این ایده را با خانواده‌اش در میان گذاشت و پدرش، آقای نگوین ون چه، بلافاصله موافقت کرد. خانم توی به طور محرمانه گفت: «پدرم عضو قدیمی حزب است که قبلاً در یک سازمان دولتی کار می‌کرد. او مرا تشویق کرد که سعی کنم کارهای نیک انجام دهم، زیرا به هر حال، هر کودک یک موجود زنده است و باید خانه‌ای برای آرامش پیدا کند. بنابراین او قطعه زمینی را در گورستان خانوادگی برای من کنار گذاشت تا نوزادان را دفن کنم.»

کاشتن بذر زندگی در سکوت - عکس ۳.

در طول تعطیلات، خانم توی اغلب برای روشن کردن عود برای نوزادان فوت شده می‌آید - عکس: ارائه شده توسط نویسنده

از آن زمان، هر زمان و هر کجا که نوزادان بدشانس رها می‌شدند، او به آنجا می‌رفت و آنها را برای دفن مناسب برمی‌گرداند. گاهی اوقات او تنها می‌رفت، و گاهی اوقات خانم فان تی تونگ، یکی از دوستان همسن و سالش که در همان نزدیکی زندگی می‌کرد، او را همراهی می‌کرد. مراکز درمانی در سراسر منطقه با چهره این زن آشنا شده‌اند و وضعیت او را به خوبی درک می‌کنند...

با این حال، اقدامات او در ابتدا کنجکاوی و انتقاد بسیاری از مردم روستا و منطقه را برانگیخت. برخی فکر می‌کردند که او نیت بدی دارد، برخی دیگر می‌گفتند که او غیرطبیعی است... خانم توی به این موضوع اهمیتی نمی‌داد زیرا از نظر او، وقتی نوزادان به طور مناسب دفن می‌شدند، احساس آرامش بیشتری می‌کرد.

او گفت که در سال ۲۰۱۳، در خیابان قدم می‌زد که صدای گریه نوزادی را شنید. او به سمت او دوید و کودک را دید که برهنه کنار بوته‌ای افتاده و پر از جراحات بود. او با عجله پس‌اندازش را جمع کرد و با اتوبوس به هانوی رفت تا نوزاد را معاینه کند، اما خیلی دیر شده بود. نوزاد فوت کرده بود و قلبش درد می‌کرد؛ او چندین شب گریه کرد.

«نمی‌دانم سرنوشت بود که من را به ملاقات آن نوزادان آورد یا نه، اما همین دو هفته پیش، یک شب نتوانستم بخوابم، قلبم تند تند می‌زد. وقتی بالاخره خوابم برد، خواب نوزادی را دیدم که دستش را دراز کرده بود، انگار التماس کمک می‌کرد. صبح روز بعد، پس از کمی بیش از یک کیلومتر پیاده‌روی، نوزادی را دیدم که کنار جاده رها شده بود، اما از قبل مرده بود. او را به خانه آوردم، شستم و برای دفن آماده کردم. خیلی دلخراش بود!» او در حالی که به دوردست‌ها خیره شده بود گفت...

خانم فان تی تونگ در کنار او نشسته بود و گفت: «او (خانم توی) بسیار شجاع است. بسیاری از روزها، حتی در باران و باد، حدود ساعت ۲ بامداد، هنوز بقایای نوزادان را به تنهایی برای دفن به خانه می‌آورد. من سعی کردم صبح روز بعد او را از این کار منصرف کنم، اما او گفت که نمی‌تواند تحمل کند که بچه‌ها را در باران سرد ببیند. او همین‌طور است؛ هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی او را بگیرد.»

گورستانی که خانم توی نوزادان را در آن دفن می‌کند، حدود ۳۰ متر مربع مساحت دارد و قبرها با دقت ساخته شده‌اند و با نذورات و عودهای خوشبو با احترام نگهداری می‌شوند. او می‌گوید این یک خانه مشترک برای «کودکان» است و داشتن آن برای نوزادان در زندگی پس از مرگ کمی آرامش به ارمغان می‌آورد. خانم توی گفت: «تا زمانی که قدرت داشته باشم، ادامه خواهم داد. نکته مهم این است که به زوج‌ها آموزش دهیم که جنین خود را سقط نکنند و خودِ دفن خیلی نگران‌کننده نیست.»

پنجمین مسابقه نویسندگی «زیبا زیستن» با هدف تشویق مردم به نوشتن درباره اقدامات شریفی که به افراد یا جوامع کمک کرده است، برگزار شد. امسال، این مسابقه بر تقدیر از افراد یا گروه‌هایی تمرکز دارد که با انجام اعمال خیرخواهانه، امید را به افراد در شرایط دشوار هدیه داده‌اند.

یکی از نکات برجسته، بخش جدید جوایز زیست‌محیطی است که به آثاری که الهام‌بخش و مشوق اقدام برای محیط زیست سبز و پاک هستند، اهدا می‌شود. برگزارکنندگان امیدوارند از این طریق، آگاهی جامعه را در مورد حفاظت از کره زمین برای نسل‌های آینده افزایش دهند.

این مسابقه شامل دسته بندی ها و ساختارهای جوایز متنوعی است، از جمله:

دسته بندی مقالات: مقاله، گزارش، یادداشت یا داستان کوتاه، حداکثر ۱۶۰۰ کلمه برای مقاله و ۲۵۰۰ کلمه برای داستان کوتاه.

مقالات، گزارش‌ها و یادداشت‌های ویژه:

- جایزه اول: 30،000،000 دونگ ویتنامی

- ۲ جایزه دوم: ۱۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

- ۳ جایزه سوم: ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

- ۵ جایزه تشویقی: ۳،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

داستان کوتاه:

- جایزه اول: 30،000،000 دونگ ویتنامی

- جایزه دوم: 20،000،000 دونگ ویتنامی

- ۲ جایزه سوم: ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

- ۴ جایزه تشویقی: ۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

دسته عکس: مجموعه‌ای از حداقل ۵ عکس مرتبط با کار داوطلبانه یا حفاظت از محیط زیست، به همراه عنوان مجموعه عکس و توضیحی کوتاه ارسال کنید.

- جایزه اول: 10،000،000 دونگ ویتنامی

- جایزه دوم: ۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنام

- جایزه سوم: ۳،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

- ۵ جایزه تشویقی: هر کدام ۲،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

جایزه محبوب‌ترین آهنگ: ۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

جایزه برای مقاله برجسته با موضوع محیط زیست: ۵،۰۰۰،۰۰۰ دونگ ویتنامی

جایزه فرد مورد تقدیر: 30،000،000 دونگ ویتنامی

آخرین مهلت ارسال آثار ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵ است. آثار ارسالی در دور مقدماتی و نهایی توسط هیئتی از داوران مشهور داوری خواهند شد. برگزارکنندگان برندگان را در صفحه ویژه «زندگی زیبا» اعلام خواهند کرد. برای جزئیات بیشتر به thanhnien.vn مراجعه کنید .

کمیته برگزاری مسابقه « زیبا زیستن»

کاشتن بذر زندگی در سکوت - عکس ۴.

منبع: https://thanhnien.vn/lang-le-gieo-mam-su-song-185250917124738812.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
غروب آفتاب

غروب آفتاب

پل خوشبختی

پل خوشبختی

شور و اشتیاق

شور و اشتیاق