آقای Nguyen Van Nhuong در پل Hien Luong - عکس: NGOC MAI
سفر به «سرزمین آتش»
اینها خاطرات آقای نگوین وان نهونگ (متولد ۱۹۵۰، قبلاً کمون کان دونگ)، عضو واحد حمل و نقل ویژه و معاون سابق رئیس هیئت نمایندگی مجلس ملی استان کوانگ بین است. واحد حمل و نقل توسط آقای دائو تان لونگ به عنوان فرمانده واحد؛ آقای نگوین نگوک لیِن به عنوان کمیسر سیاسی گروهان؛ و آقای نهونگ به عنوان دبیر شعبه رهبری میشد.
پس از یک شب سرگردانی، این گروه با لباس مبدل قایقهای ماهیگیری، در وونگ سی، نزدیک تونلهای وون موک، پیاده شدند. آنها قایقهای خود را در یک شکاف سنگی لنگر انداختند و در تونلها پناه گرفتند. بعدازظهر همان روز، هواپیماهای دشمن آنها را شناسایی و بمبهایی را پرتاب کردند که منجر به غرق شدن دو قایق شد. هسته حزبی یک جلسه اضطراری برگزار کرد و به برخی دستور داد که برای نجات لاشه کشتی بمانند، در حالی که بقیه به سفر خود ادامه دادند.
با تدبیر، شجاعت و عزم راسخ برای حمایت از میدان نبرد تری تین، این گروه از کوا تونگ و بن های عبور کردند و به سمت منطقه نبرد شدید پیشروی کردند. چند کیلومتر مانده به بندر کوا ویت، منورهای دشمن هر فرد سوار بر قایق را روشن میکرد و فضایی پرتنش و خفهکننده ایجاد میکرد. قایقهای حامل سلاح به طور ویژه طراحی شده بودند و در محفظه سکان آنها یک سوراخ "زهکش" وجود داشت تا در صورت شناسایی توسط دشمن، بتوانند خود را غرق کنند. چندین بار، در مواجهه با موقعیتهای خطرناک، کاپیتان دستور داد سوراخ "زهکش" کشیده شود که باعث غرق شدن قایق شد. پس از فرار از دید دشمن، آنها آب را بیرون کشیدند، سوراخ را مسدود کردند و به سفر خود ادامه دادند.
هنگام سپیده دم، آقای نهونگ و چند ملوان به عمق منطقه، به هملت ۱، کمون تریو وان (که اکنون بخشی از کمون ویتنامی نام کوا است) رفتند. ملوانان قایقهای دیگر به طور پراکنده از هملت ۱ به هملت ۹ میرسیدند. آنها با عجله و با شادی وصفناپذیری سلاحهای خود را به واحدهای ارتش تحویل دادند. ۲۲ ملوانی که به عمق منطقه جنگی رفته بودند، در خانههای مردم محلی در کمون سابق تریو وان اسکان داده شدند. آقای نهونگ با احساسات به یاد آورد: «ماهها پناه گرفتن و محافظت شدن توسط مردم اینجا، تأثیر عمیقی بر قلب من گذاشته است.»
پهلوگیری قایق در روستای ماهیگیری کان دونگ، نقطه شروع عملیات حمل و نقل VT5 برای تأمین سلاح به میدان نبرد تری-تین در سال ۱۹۶۸ - عکس: تان های
چهرههای فراموشنشدنی
نزدیک به ۶۰ سال گذشته است و چیزهایی هست که او دیگر به وضوح به یاد نمیآورد، اما هرگز خاطرات مردم قهرمان ژائو یون و حفاظت خاموش آنها در آن روزهای پرمخاطره را فراموش نخواهد کرد.
در طول توقف کاروان در تریو وان، میدان نبرد تری تین به شدت در حال شعلهور شدن بود. هواپیماها و کشتیهای جنگی دشمن شب و روز عملیات انجام میدادند و پیوسته روستاها را گلولهباران میکردند. مردم مجبور به ترک روستاهای خود شدند و در حالی که در کنار هم و تحت کنترل شدید روی شنهای ساحلی زندگی میکردند، به شدت تحت کنترل بودند. بندر دریایی مای توی همیشه روشن بود و کشتیهای پزشکی دشمن، قایقهای گشتی، ناوهای هواپیمابر و هلیکوپترها در ساحل مستقر بودند. در هوا، هواپیماها و هلیکوپترهای شناسایی به طور مداوم اعلامیه میریختند، از طریق بلندگوها تبلیغات پخش میکردند، عملیات پاکسازی انجام میدادند و نیرو پیاده میکردند... که این امر اوضاع را دائماً متشنج و خطرناک میکرد.
در هملت ۱، آقای نهونگ مأمور شد تا در خانهی رهبر دهکده اقامت کند. خانه پسری به نام هوآ داشت، حدود ۹ یا ۱۰ ساله، تیرهپوست، باهوش و بسیار چابک. با وجود سن کمش، این پسر وظیفه داشت آقای نهونگ را راهنمایی و محافظت کند. در طول یک حمله، هوآ او را به یک پناهگاه مخفی که با کاهگل و برگهای خشک بید استتار شده بود، هدایت کرد. او قبل از رفتن به وضوح دستور داد: «عمو، آنجا بمان؛ اگر اتفاقی افتاد برمیگردم.» این پسر نه تنها یک بار، بلکه آقای نهونگ و بسیاری از کادرهای دیگر را از حملات خطرناک نجات داده بود.
خانه مادر تین در همان نزدیکی بود. او مأمور مراقبت از یک جانباز جنگی بود که دچار سوختگی شدید ناشی از فسفر شده بود، تمام بدنش پوشیده از چرک بود و بوی بدی از آن متصاعد میشد. مادر و دختر بدون کوچکترین شکایتی از او مراقبت میکردند. هر زمان که حملهای صورت میگرفت، روستاییان با هم همکاری میکردند تا او را به مکانی امن منتقل کنند. آقای نون با احساسی عمیق این را بازگو کرد: «آن تصویر عشق تمام عمرم با من مانده است!»
پس از گذراندن مدتی در روستای ۱، به دلیل نزدیکی به بندر دریایی مای توی، اوضاع بسیار خطرناک شد، بنابراین رهبر گروه آنها را به عمق روستای ۴ منتقل کرد. آقای نهونگ و یک ملوان در خانه یکی از روستاییان اسکان داده شدند و در طول حملات در یک پناهگاه مخفی پناه گرفتند. به آنها دستور داده شده بود که مانند غیرنظامیان لباس بپوشند تا در صورت عدم امکان فرار به موقع، شناسایی نشوند. در آنجا، او خوش شانس بود که با زنی قهرمان به نام تریو ون آشنا شد که دو فرزندش، خانم شوین و آقای لوین، بارها به آنها پناه داده و آنها را از مرگ حتمی نجات داده بودند.
پس از چندین عملیات پاکسازی شدید، جبهه قصد داشت گروه را از تریئو لانگ از طریق زمینی از طریق کوا ویت و کوا تونگ به شمال منتقل کند، اما به دلیل کنترل شدید دشمن، همه نقشهها با شکست مواجه شد. سرانجام، رهبری تصمیم گرفت گروه را به منطقه جنگی کوانگ تری غربی و از آنجا به شمال منتقل کند. مردم با دانستن اینکه گروه در شرف ترک آنجاست، مخفیانه هدایایی تقدیم کردند، اما به گروه دستور داده شد که به جز چند سوغاتی کوچک، چیزی نبرند یا نپذیرند.
دوباره با ولی نعمتم ملاقات میکنم.
پس از اتحاد مجدد کشور، برخی از ملوانان سابق برای بازدید از کمون تریو وان بازگشتند. روستاییان که معتقد بودند جان خود را از دست دادهاند، این دیدار را فوقالعاده احساسی کردند. آنها با سرباز آزادیبخشی که به عنوان اپراتور تلگراف خدمت کرده بود، ملاقات کردند و پیام مربوط به کاروان تحویل تدارکات در آن سال را دریافت کردند. آقای نهونگ به دنبال آقای لوین گشت و آنها خاطرات دوران حضورشان در پناهگاه مخفی را مرور کردند. خانم شوین فوت کرده بود و مادر آقای لوین اکنون نابینا شده بود. آقای و خانم لوین همچنین از خانواده آقای نهونگ در کوانگ بین بازدید کرده بودند و پیوند عمیق و پایداری را حفظ کرده بودند.
اکنون که کوانگ بین و استانهای سابق کوانگ تری دوباره متحد شدهاند، ملوانان آن واحد حمل و نقل ویژه - برخی هنوز زنده، برخی فوت شده، برخی به شدت بیمار - هنوز هم عمیقاً دورانی را که در میان مردم و با پیوند خویشاوندی گذرانده بودند، گرامی میدارند. در خاطراتشان، آن روزها فراموشنشدنی بودند. آنها عمیقاً از مردم اینجا سپاسگزارند، نه تنها به خاطر پناه گرفتن و محافظت شدن، بلکه به این دلیل که این سرزمین به وطن آنها تبدیل شده است - ابتدا، وطنی از شفقت در میان جنگ شدید، و اکنون، یک وطن واقعی پس از ادغام دو استان - وطنی از مردم عادی اما بزرگ، که همیشه در حمایت و همبستگی خود سخاوتمند بودهاند.
نگوک مای
منبع: https://baoquangtri.vn/noi-cho-che-nay-thanh-que-huong-195543.htm







نظر (0)